تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز - دموكراسي امريكايي و ايراني

انتخابات درون حزبي دموكراتها

این روزها که انتخابات درون حزبی دموکراتهای امریکا حساس شده خیلی هابا ساختار انتخابات و تحزب امریکا بیشتر آشنا می شوند .اگربه این ساختار  نیم نگاهی بیاندازیم متوجه تفاوت عمده آن با وضعیت کشورهای دیگر خواهیم شد. با وجود الیگارشی (ساختار سیاسی که از ورود افراد غیر از خواص صاحب حکومت به اداره کشور جلوگیری می کند) حاکم بر نظام سیاسی امریکا - ساختار دموکراتیک و حزب محور آنها می تواند به عنوان یک الگوی مناسب مورد بهره برداری قرار گیرد . اشتباه نکنید دچار شیفتگی معمول که برخی در مورد غرب دارند نشده ام بلکه معتقدم بایستی از هر حرف و رفتار درست وارزشمندی استفاده کرد و بنا به قاعده "انظر الی ما یقول" از تجربه های هر کسی بهره برداری کرد حتی اگر دشمنمان باشد.

در کشورمان و بعد از انقلاب عقاید متفاوتی درمورد اداره کشور مطرح شد و نهایتا  به سردمداری شهید بهشتی و حمایت امام قانون اساسی موجود به تصویب رسید لیکن عده ای هنوز به همان حکومت اسلامی که امام آن را رد کرد معتقدند و به عبارتی به حکومت به عنوان یک نهاد مکانیسمی نظر دارند و از ورود آرای مردم به حکومت هراس دارند و معتقدند دموکراسی باعث می شود حکومت به بیراهه برود و از مقصود اصلی خود دور شود. اگر از این گروه معدود بگذریم تقریبا سایر گروهها به دموکراسی و اعمال نظرمردم اعتقاد دارند  هرچند که گاهی به سختی آن را می پذیرند.

اگر دموکراسی را با نسخه و شیوه غربی همچنانکه اکنون اجرا می شود بپذیریم بایستی سایر ملزومات وجوانب آن را نیز بپذیریم و اگر آن را قبول نداریم بایستی به فکر جایگزینی مناسب برای اعمال نظرمردم در حاکمیت باشیم. به فرض اول بایستی تحزب و سیستم برگزاری انتخاباتمان را به بلوغ برسانیم ودر این راه از تجربیات کشورهایی که سالها از این شیوه استفاده کرده اند بهره ببریم.

شیوه امریکایی

با مطالعه گذرا بر شیوه تحزب و برگزاری انتخابات از شیوه امریکایی آن بیشتر از سایر کشورها خوشم آمد. شاید تنها ایراد اساسی این شیوه محدود بودن احزاب سیاسی که سبب الیگارشی آهنینی میگردد که پای بسیاری را از ورود به حاکمیت قطع می کند. از حدود بیش از یکسال قبل از انتخابات در امریکا انتخابات درون حزبی در دوحزب برگزار میشود . هر ایالت بر حسب جمعیت و نفوذ خود تعدادی عضو حزب دارد که آنها ضمن عضویت در حزب صاحب یک رای (دلیگیت)  والبته برخی صاحب رای برتر( سوپردلیگیت) هستند. انتخابات در اکثر ایالات در دو حزب به صورت همزمان برگزار می شود و اعضای حزب به کاندیداهای مورد علاقه خود رای می دهند تا وی به عنوان نماینده حزب در انتخابات شرکت کند. قبل از برگزاری انتخابات هر ایالتی جلسات مناظره و سخنرانی متعددی در آن ایالت برگزار میشود تا اعضای حزب با آرای کاندیداها آشنا شوند. نکته جالب آنکه کمکهای مالی اعضای حزب به کاندیداها هم همزمان جمع آوری و مشخص می شود و از طریق رسانه ها وضعیت مالی ومخارج هرکاندیدا اعلام می شود . (توصیه میکنم برای آشنایی بیشتر بخش انتخابات سی ان ان را ببینید)

کاملا شفاف و مشخص آرای هرکاندیدا جمع آوری می شود و افراد بازنده عرصه رقابت را به برنده واگذار می کنند. (جهت اطلاع اینکه این انتخابات تا کمتراز یکماه دیگر ۳ ژوئن به پایان میرسد و از این هفته هر سه شنبه  به مدت ۵ هفته انتخابات درون حزبی برگزار می شود ودر نتیجه از میان اوباماو کلینتون یکی به عنوان نماینده دموکراتها انتخاب می شود وآقای مک کین هم انتخابات تشریفاتی را برگزار میکند)

مقایسه با ایران

بدون پذیرفتن اتهام خود باختگی در ایران وضعیت دیگری حاکم است. در انتخابات نهم ریاست جمهوری شاید اوج بي نظمي و به هم ریختگی را شاهد بودیم. از اصولگرایان ابتدا ۶ کاندیدا اعلام موجودیت کردند. لاریجانی - رضایی - قالیباف - احمدی نژاد- توکلی و ولایتی که دو نفر آخر انصراف دادند و البته نه به خاطر خواسته حزب بلکه به دلایل شخصی. چهار نفر از یک حزب در انتخابات شرکت کردند درحالی که سخنگوی حزب بارها از قطعیت توافق و کنار کشیدن سه نفر از چهار نفر خبر می داد و جالبتر اینکه تا روز قبل از انتخابات هم خبرهایی می رسید که احمدی نژاد به نفع لاریجانی کنار کشید و ...

پس از بارها تشکیل جلسه و نظرخواهی و نظر سنجی باز هم هر چهار نفر در انتخابات حضوریافتند و از قضا این ماجرا به نفع احمدی نژاد تمام شد که تا روز آخر تحت فشار شدید جناح برای کنار کشیدن بود.

در سوی دیگر احزاب ما نه مرامنامه مشخصی دارند  و نه هیچ گاه رسما مواضع خود را اعلام میکنند. دو ماه قبل از انتخابات در تهران و شهرستانها دفاتری دایر می کنند و بعد از انتخابات همه به خوبی و خوشی سر زندگیشان می روند. غیر از روزهای انتخاباتی نه حزبی هست و نه فعالیت سیاسی و نه مجمعی و نه مناظره ای و نه کلاسی و.... سیستم نظارتی هم کاملا سلیقه ای و کاملا بر اساس مصلحت اندیشی اعضا عمل می کند و خبری از ضابطه نیست.

این در حالی است که احزاب غربی با شاکله و مرامنامه کاملا مشخص دائما با برگزاری کلاسها و میتینگها و مناظره ها سطح دانش اعضای خود را بالا می برند. به عنوان مثال مواضع هر کدام از کاندیداها در قبال مسایل مختلفی از جمله عراق - اقتصاد - ایران -هم جنس بازی و...دائما در رسانه ها منتشر می شود. سیستم نظارتی هم کاملا با مکانیزم از قبل تعیین شده کار خود را انجام می دهد.

به راستی اگر ما قصد داریم  دموکراسی را به این شیوه به انجام برسانیم هیچ راهی به جز تحزب نداریم  و ساختار سیاسی بایستی اصلاح گردد. هر چند همین طور که قبلا هم گفتم ظاهرا عده ای با گل آلود بودن آب به منظور ماهی گیری موافقترند!!

 

+ ارائه شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |