
بی شک ۲۲ خرداد نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران است. پس از انقلاب تقریبا هیچ رویدادی به اندازه این رویداد تغییر و دگرگونی با این عظمت را در ساختار سیاسی کشور ایجاد نکرده و پس از این مشخص خواهد شد که دامنه این تغییرات که آینده ای مبهم را برای ایران ساخته است تا چه حد عظیم خواهد بود. البته بسیاری از تحلیلگران و خصوصا موافقان دولت با نظر بنده مخالفند و معتقدند یک فتنه کوچک در درون نظام برپا شد که الحمدلله به خیر و خوشی تمام شد. اما به نظر می رسد خوش خیالی ایشان این دفعه درست نیست و بایستی منتظر تغییرات اساسی بود.
پس از تایید انتخابات در روز گذشته احزاب سیاسی اصلاح طلب رویکردهای متفاوتی را اتخاذ کردند که حاکی از اختلاف سلایق گسترده در میان اصلاح طلبان است. قصد داریم برخی از رویکردهای جناح های سیاسی کشور و آثار و تبعات احتمالی این رویکرد را مورد بررسی قرار دهیم:
۱-گروههای نزدیک به ریاست جمهور: گروههای کوچک و کم تاثیری مثل جمعیت ایثارگران و آبادگران و انصار و... که هم صدا با احمدی نژاد معتقدند همه غیر از خودشان ضد انقلاب و اسلام هستند به این حرکت به صورت افراطی تر از قبل ادامه می دهند. این گروه ها که بخشی از یاران خود را در بدنه جدید مدیریتی سپاه یافته است با تحریک مخالفان فضا را برای تنش های داخلی و خارجی فراهم می کنند.
۲-اصولگرایان نزدیک به دولت: افراد و گروههایی که منتقد احمدی نژاد هستند ولی فعلا صلاح نمی دانند از وی انتقاد صریح بکنند که اکثرا از زاست های سنتی به شمار می روند سعی می کنند با رویکردی محافظه کارانه فضا را به سمت تنش کمتر ببرند. این گروهها به علت محافظه کاری افراطی تاثیر چندانی در معادلات پیش رو نخواهند داشت.
۳-اصولگرایان منتقد دولت: افرادی مثل لاریجانی و قالیباف و رضایی که اختلاف نظرشان با دولت پس از انتخابات عیان تر شده است قطعا تحت فشار گروههای حامی دولت به مخالفتشان با دولت با شدت بیشتری ولیکن با احتیاط ادامه خواهند داد. این اقدامات آنان سبب خواهد شد مخالفین اصلاح طلب دولت هم با قدرت و اطمینان بیشتری به مخالفت خود ادامه دهند. احتمالا مذاکرات و لابی هم بین اصلاح طلبان بااین گروهها شکل می گیرد که با اعتراض گروههای نزدیک به دولت روبرو می شود.
۴-گروههای نزدیک به هاشمی: سکوت هاشمی زیاد دوام نخواهد داشت و پس از آرام تر شدن ماجرا ویبه انتقاداتی صریح تر از گذشته به دولت اقدام می نماید. فراد نزدیک به وی مثل حسن روحانی هم که این چند وقت به مصلحت سکوت کرده اند از لاک بیرون آمده و به انتقادات از دولت دامن می زنند. گروههای اصلاح طلب هم از پتانسیل قدرت هاشمی استفاده کرده و لاب خود را با وی تقویت می کنند. نزدیک شدن به هاشمی می تواند ضامن بسیار مناسبی برای اصلاح طلبان باشد تا از فشار ها و سرکوب ها آسیب کمتری ببینند.
۵-مجمع روحانیون مبارز: چنانچه در بیانیه مجمع مشخص است رویکرد آنان دعوت به آرامش و کم کردن هزینه مردم در مبارزه است. این رویکرد از سوی اصلاح طلبان افراطی تقبیح می شود. اما ایم مجمع به رهبری خاتمی در فرصت های مختلف و با استفاده از نزدیکی خود به هاشمی اعتراض های مدنی را علیه دولت تدارک می بیند که به دلیل خارج نشدن از حاکمیت با سرکوب کمتری مواجه می شود. دعوت به اجتماعات سیاسی نرم و تاسیس روزنامه و سایت های خبری بخشی از فعالیت این مجمع می تواند باشد که احتمالا موسوی هم با ان همراهی می کند.
۶- گروههای نزدیک به موسوی : این گروهها که شناسنامه مشخصی هم ندارند احتمالا دست به تاسیس احزاب یا حزبی می کنند که آقایان بهشتی در راس آن قرار دارند. تاسیس مجدد روزنامه و سایت های خبری در کنار برگزاری اجتماعات سیاسی با همکاری سایر اصلاح طلبان معتدل با مقاومت شدید حاکمیت روبرو می شود و احتمال دستگیری و سرکوب در اقدامات آنان بسیار محتمل است. احتمالا رفتار این گروهها چیزی شبیه به رفتار حزب مشارکت در زمان خاتمی باشد که ضمن حفظ اصول کلی نظام به مبارزه می پرداخت. ممکن است عده ای از فعالان این گروها پس از فشاغر و سرکوبی به خارج از کشور رفته و مبارزات خود را از آن سوی مرزها ادامه دهند.
۷-مجاهدین انقلاب و مشارکت: چنانچه از بیانیه سازمان مجاهدین بر می آید ایشان قصد مدارا و حرکت در چارچوب قوانین و قواعد حاکمیت را نداشته و قصد مبارزه علنی را دارند. این رویکرد افراطی سبب سرکوب سریع و بی درنگ و دستگیری پیاپی فعالان این گروهها می شود که با حمایت نسبی و نه قاطع گروههای اصلاح طلب روبرو می شود. طبیعتا گروهها ی دیگر اصلاح طلب سعی می کنند از رفتارهای این دو گروه اعلان برائت کنند و شاید این گروهها با سرکوبی به سمت نابودی و گسستگی سیر کنند.
۸-اعتماد ملی و کروبی: بسیاری یاران کروبی به گروههای دیگر می پیوندند و احتمالا کروبی در انزوای نسبی سالهای آینده را به سر می برد. بیانیه ها و مواضع کم اثر وی احتمالا با اقبال روبرو نخواهند شد و او را به این نتیجه می رساند که فعلا نظاره گر باشد و کمتر فعال. البته هر ازچند گاهی مواضع و سخنان رادیکال وی نقل محافل می شود و خلاصه اینکه در معادلات اثر زیادی نخواهد داشت.
اینها همه حدس و گمان هستند و هیچ قطعیتی ندارند و نمی شود پیش بینی کرد که نتیجه این مبارزات و اقدامات گروهها تا چه حدمنجر به تغییر می شود. اما آنچه مسلم است آنکه جو کشور به سمت جوی سیاسی و امنیتی خواهد رفت و تا سال ها این جو ادامه خواهد یافت. و نتیجه آن چیزی جز رکود و عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی نخواهد بود.


