تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز - لزوم پرهیز از تشدید دودستگی و افراطی گری

درگیری های پس از انتخابات

تمامی اتفاقات بی سابقه قبل و بعد از انتخابات علاوه بر اینکه یک جنگ قدرت تمام عیار بود ناشی از یک نکته بود و آن هم تبدیل شدن کشور به دو دسته مخالفان افراطی احمدی نژاد و طرفداران افراطی وی بود.

اما چرا کشور به  این دو دسته تبدیل شد موضوعی است که روزهاست فکر بسیاری را به خود مشغول کرده است. این فضای مخالفت و موافقت حتی به رهبر هم رسید و وی را ناچار کرد تا مواضع خود را  به طرز بی سابقه ای در مورد هاشمی و احمدی نژاد به صراحت اعلام کند. چرا احمدی نژاد اینقدر جاذبه و دافعه شدیدی ایجاد کرده که همه را به خیابان ها کشاند و عده ای را به حمایت و عده ای را به مخالفت شدید با خود واداشت موضوع مطلب ماست. هر چند صدا وسیما تلاش میکند جمعیت چند صد هزار نفری خیابان ها در هفته قبل را اراذل و اوباش و اغتشاش گر بنامد اما همه می دانیم اکثریت این افراد مردم معمولی اند و افراد مقابل آن ها مثل بسیجی ها هم که برخی تلاش دارند آنها را سازماندهی شده توسط نظام بدانند بخشی ازمردم ما هستند که احساس تکلیف می کنند. بدین ترتیب ما مردم را به جان هم انداختیم و نتیجه آن دو دستگی روز افزون و شکاف ودرگیری میان مردم است.

بسیاری ازما شاید افراد یک خانواده را می بینیم که به خاطر اختلافات سیاسی اکنون کدورت ها و دلخوری های شدیدی از هم پیدا کرده اند و این یعنی آسیب بزرگی که این انتخابات در کشور ایجاد کرده است. شاید بتوان مهمترین دلایل این فضای دو قطبی پر از کدورت و تفرقه را اینگونه بر شمرد:

 معیارهای محدود احمدی نژاد: اگر عملکرد احمدی نژاد را با رییس جمهور های قبل مقایسه کنید یک نکته بیش از سایر نکات جلب توجه می کند. احمدی نژاد در تشخیص حق و کار صحیح بسیار محدود نگر و دایره نگاه گزینشی او بسیار تنگ تر از سایرین است. شاید اخلاق شخصی و منش فردی وی باعث شده وی همیشه معیارهای بسیار محدود و اندکی برای تشخیص درست و نادرست برای خود ترسیم کرده و خط کشی وی برای جدا کردن اعمال و همچنین افراد بسیار محدودتر از سایر نیروهای نظام است. همین طرز تفکر باعث بسیاری موارد دیگری است که به آن خواهیم پرداخت.

 تنگ کردن دایره خودی ها: به دلیل مورد قبلی وی به راحتی خودی ها را از سایرین جدا می کند. از نظر وی فقط کسانی که با معیارهای محدود وی سازگار هستند خودی و هستند و دیگران از این دایره خارج می شوند. همین طرز فکر باعث شد حتی بسیاری از حامیان اصولگرای وی هم دشمنان سر سخت وی شوند. در انتخاب مدیران هم به همین دلیل افرادی گزینش شدند که یا کاملا با معیارهای محدود وی سازگار بودند و یا انسان های ضعیف و تابعی بودند که با وی زیاد درگیر نمی شدند و به معیارهای وی تن می دادند. به همین دلیل وزرای دولت های قبلی از طیف های گسترده و وسیعی بودند ولی در دولت نهم به تعدادی از رفقا و اطرافیان و همکاران سابق احمدی نژاد محدود شدند و طبیعتا بسیاری از نخبگان در گزینش سخت احمدی نژاد مردود بودند.

 توهم حق مطلق بودن و نفی غیر: در کنار گزینش سخت احمدی نژاد واینکه خودی ها را خیلی محدود می انگارد خصوصیت دیگر وی این است که غیر از کسانی که وی خودی می داند بقیه همه باطل اند و رفتار و منش شان در راستای باطل و خواست دشمن و خلاف معیارهای و ارزش های انقلاب است. این طرز فکرمنجر به حمله های زیاد احمدی نژاد به نیروهای ارزشمند انقلاب به بهانه منطبق نبودن با معیارهای محدودش در مقاطع مختلف شد. وی به راحتی کسانی که از فیلتر وی عبور نمی کنند را خائن - خیانتکار- مافیا- اجیر دشمن و... می نامد. احمدی نژاد با این نگاه محدود خود جای هیچ گونه برگشتی را هم برای خود باقی نمی گذاشت و گاهی علیرغم اینکه می دانست اشتباه کرده مجبور بود به رویه خود در رفتارهای رادیکال ادامه دهد.

نداشتن سعه صدر و صراحت لهجه: خود من همیشه طرفدار کنار رفتن رودربایستی های معمول در نظام اداری کشور بودم و معتقد بودم باید رییس جمهوری صریح و صادق داشته باشیم که بسیاری ملاحظات معمول را نداشته باشد. اما این صراحت باید یک شرط داشته باشد و آن پرهیز از رفتارهای نامعقول و حمله های ناشیانه به مخالفان است. خصوصا در سیاست خارجه گفتارهای سنجیده و مطابق معیار و در عین حال صریح می تواند بسیار کارگشا باشد و این اشتباه بزرگ احمدی نژاد بود که فکر کرد این صراحت بدون رعایت عرف های معمول می تواند مفید باشد. بسیاری از کسانی که از مخالفان وی هستند در اثر همین سخنان وی رنجیده شده اند. احمدی نژاد با سعه صدر کمی که دارد فکر می کند باید همه آنچه حق می انگارد با صدای بلند فریاد بزند و اصلا فکرنمی کند که تبعات اینگونه سخن راندن گاه چه هزینه های سنگینی برای خود وی درست می کند.

عدم تحمل مخالفان و حذف آنها : بسیاری مدیران را می شناسیم که با کسانی که تا حد زیادی مخالف نظراتشان هستند کار می کنند و با نظارت خود از توانمندی آنها استفاده می کنند. اما احمدی نژاد این کار را نکرد بلکه دائم به فکر حذف این گروه هم بود. بسیاری از نیروهای داخل نظام به خاطر این رفتار های احمدی نژاد به افرادی اپوزیسیون و مخالف حاکمیت تبدیل شدند و خودشان هم باورشان شد که در مقابل نظام هستند و در درون آن.

این دلایل که تقزیبا همه وابسته به دلیل اول بودند باعث شد که تفکر رادیکالی بر کشور حاکم شود و دو دستگی عمیقی آن را فرابگیرد تا شاهد مخالفت ها و حمایت های بی سابقه ای باشیم که حتی تا الان که بیش از ده روز از انتخابات گذشته هم ادامه یابد.  شاید سخنان تنش زای اعضای دولت علیرغم سفارش رهبری به وحدت و آرامش هم نمونه خیلی بارزی از ادعای این نوشته باشد و  اگر دولت وطرفدارانش با خویشتنداری از حرفهای جانبدارانه و تنش زا پرهیز می کرد بحران به این مرحله نمی رسید.

آسیب شناسی آنچه پس از انتخابات روی داد شاید با همین دلایل قابل بررسی باشد  واکنون پرهیز از تشدید دودستگی و افراطی گری نیاز اصلی کشور است. شاید مشاورین امین و خودی بایستی به احمدی نژاد مشاوره دهند تا با تغییر طرز فکر خود تلاش کند این شکاف بزرگ و دودستگی بی سابقه در کشور در چهار سال آینده به وحدت و یکپارچگی تبدیل شود و همه نیروهای نظام از همه گروهها و سلایق و طرز فکرها بدون احساس مقابل نظام بودن برای ساختن کشورمان تلاش کنند.

+ ارائه شده در  دوم تیر 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |