تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز - درس بزرگ انتخابات به نخبگان

احمدی نژاد

احمدی نژاد رییس جمهور ما شد. پس از همه فراز و نشیب ها ،دعواهای سیاسی ، تهمت و دروغ ها، لجن مال کردن شخصیت ها و...  آنهایی که فرضیه تقلب را هم مطرح می کنند خودشان بهتر می دانند که هر قدر هم که تقلب شده باشد باز هم  این درصد بالای اختلاف نشان دهنده پیروزی احمدی نژاد و رای مردم به اوست. از امروز به رییس جمهور احترام می گذاریم و برای وی آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم انتقادهایی که در انتخابات علیه او مطرح شد را توطئه نپندارد و از آنها درس بگیرد. اما دو نکته ای که شاید بتوان به عنوان مهمترین دلایل پیروزی احمدی نژاد نام برد دو نکته زیر است:

۱-شکاف عمیق بین نخبگان و توده

این انتخابات مظهر شکاف عمیق بین نخبگان جامعه با توده مردم بود. تقریبا تمامی هنرمندان، روشنفکران، تحصیل کردگان، سیاستمداران ، علما ، احزاب سیاسی و... به مخالفت با احمدی نژاد سخن راندند و ملت علیرغم این مخالفت ها به احمدی نژاد رای داد. شاید در تاریخ ایران این شکاف عمیق بین نخبگان و توده بی سابقه باشد. این نکته می تواند زنگ خطر بزرگی برای نخبگان و روشنفکران جامعه به شمار آید. نخبگان باید بدانند که به عنوان خواص جامعه باید با توده مردم روابط مناسبی برقرار کنند و آنان را به راه صحیح هدایت کنند . توده هم باید بدانند جامعه بدون نخبگان نمی تواند یک روز هم پیش برود و این رابطه اگر قطع شود آن روز شروع سقوط به ورطه نابودی است.

جنبش روشنفکری ایران که پس از مشروطه شکل گرفت از همان ابتدای شکل گیری دچار این مشکل بوده است و با نگاهی مغرورانه ناشی از خود برتر بینی نتوانسته مردم را به خود جذب کند. شاید بزرگترین دلیل شکست مشروطه در استبداد کبیر همین شکاف بوده است. متاسفانه این مرض مضمن در میان نخبگان و روشنفکران نسل به نسل منتقل شده و شاید اوج ظهور آن پس از انقلاب را هم بتوان در دو انتخابات نهم و دهم یافت.

احمدی نژاد هم که خود از پایین ترین سطوح جامعه به اینجا رسیده است به خوبی دریافت که این شکاف محل مناسبی برای جلب آرای مردم است و با سیاست گام به گام و خزنده ای توانست هر روز بر بی اعتمادی مردم به نخبگان بیفزاید. طرح مسایلی چون فساد اقتصادی که مردم را به طبقه حاکم به شدت بدبین کرد و احمدی نژاد را رابین هود معرفی کرد، تحقیر دائمی قدرتمندان و ثروتمندان و اینکه شما مردم بدون کمک آنها می توانید همه کاری بکنید، القای نوعی حس خودباوری کاذب که ما را از همه دنیا بی نیاز جلوه می دهد و... تنها نمونه هایی از منش سیاسی احمدی نژاد بود که سبب شد این شکاف تعمیق شود.

احمدی نژاد در عمل هم بیشترین ضربه ای که خورد همین عدم استفاده از نخبگان  و(به قول خودش) کارشناس ارشد برشمردن خودش بود. خصوصا در اقتصاد هرچه به وی تذکر داده شد گوش نکرد و با یک دندگی کاری که فکر می کرد درست است انجام داد و نتیجه اش هم که معلوم است.

۲-جنگ بین دینداران و بی دینان

بسیاری از کسانی که می شناختم فقط به خاطر اینکه می ترسیدند با حضور اصلاح طلبان به دینداری شان تعرض شود به احمدی نژاد رای دادند. این دسته با جنگ روانی که با مهارت از طرف احمدی نژاد مدیریت شد طرف مقابل را خائن به کشور ، لاابالی و بی دین، مامور اجانب و... معرفی کرد. طرح مسایلی چون حمایت موصاد از موسوی یا تاکید روی بی حجابی طرفداران موسوی، توطئه انقلاب مخملین و یا رجوع دائم به رویدادهای پس از دوم خرداد از موضوعاتی بود که در همین راستا بر آن تاکید می شد. رفتار متظاهرانه احمدی نژاد هم که دائما دم از امام زمان می زند هم  به این فرایند کمک کرد تا تصویر احمدی نژاد را تبدیل به سردسته لشکر اسلام در مقابل لشکر کفر نماید.

این فرایند هوشمندانه توانست بسیاری را از رای دادن به موسوی منصرف کند. موسوی که از متدین ترین، ساده زیست ترین، انقلابی ترین و اصولگراترین شخصیت های فعلی کشور است.

انتخابات ها همیشه کلاس های درسی هستند که می توانند به ما در شناخت جامعه و آسیب شناسی آنچه در جامعه مسئله و مشکل نامیده می شود کمک کنند. انتخاباتی که اولین های بسیار و قابل تاملی داشت. مناظره ها ، تبلیغات و هیاهوهای خیابانی در آرامش و بدون درگیری، استفاده از نمادها و رنگ ها و... همه درس های بی شماری برای جامعه شناسان دارند تا لایه های زیرین جامعه را بهتر بشناسند. 

+ ارائه شده در  بیست و سوم خرداد 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |