در دو هفته اخیر هر چه تلاش کردم تا تحلیلی در خور از وضعیت سیاسی کشور پس از 16 آذر ارائه کنم نتوانستم. چرا که وضعیت آن قدر مبهم و عملکردها آنقدر سوال برانگیز هستند که به سختی می توان پیش بینی کرد این روزها آبستن چه حوادث سیاسی هستند.اما آنچه مسلم است آنکه جریان سیاسی که خود را خودی نامیده و جریان معترض به نتایج انتخابات را رسما جریان فتنه می خواند کمر همت بسته تا کار این دسته را یکسره کند. چند واقعه مهم و قابل توجه در روزهای پس از 16 آذر اتفاق افتاد که نشانگر یک برنامه ریزی در سطوح بالای نظام و در میان اصولگرایان افراطی انجام شده و در حال اجراست. این برنامه ریزی را شاید بتوان در چند فاز زیر تعریف کرد که البته فاز های آخر آن هنوز به وقوع نپیوسته اند:
1- دعوت به وحدت و برادری: این بخش از برنامه پس از سخنان رهبر مبنی بر دعوت به وحدت و با استفاده از این پتانسیل و سو استفاده از این قضیه با وانمود کردن اینکه به خاطر رهبری کمی از مواضع قبلی کوتاه آمده ایم کلید خورد و در سطح گسترده ای در رسانه های وابسته به جریان افراطی اصولگرایان(جریان تفرقه) تبلیغ شد. لحن این رسانه ها کمی آرام تر شد و از توهین مستقیم و تند به طرف مقابل به سمت اینکه هنوز هم راه برای توبه و بازگشت هست تغییر کرد. سخنرانی هاشمی و تاویل و تفسیرهای فراوان بر آن هم به منزله آخرین فرصت معترضین برای بازگشت به دامان نظام القا شد. این سناریو به منظور اینکه اتمام حجتی بر مخالفان باشد و برای پاسخ به کسانی که این گروه را به تفرقه افکنی محکوم می کردند شکل گرفت و پس از چند روز پایان یافت. درست قبل از 16 آذر این جریان تبلیغ شد تا استفاده تبلیغاتی آن به خوبی به این روز حساس متصل شود.
2- 16 آذر و محکوم و تحقیر کردن معترضان: درست در شب 16 آذر این فاز کلید خورد و با تبلیغات وسیع صدا و سیما و رسانه های جریان تفرقه سعی شد اینگونه وانمود شود که این گروه براندازند و قصد نابودی اسلام و جمهوری اسلامی را دارند.
3- ماجرای توهین به عکس امام: بعد از این فاز این رسانه ها به محوریت صداو سیما که با پخش تصاویر توهین به عکس امام راحل سعی کرد ادعای انتصاب معترضین به امام را دروغ جلوه دهد. این حرکن بی سابقه و مشکوک که سبب شد حرکت این گونه توهین ها هم در جامعه شکسته شود سبب اعتراض و انفعال اصلاح طلبان شد. اعتراضات و واسلاما سر دادن عده ای و در راس آن ها روحانیون و طلاب حوزه های علمیه جو کشور را به سمتی برد که اصلاح طلبان را ناگزیر به سکوت کرد. اصلاح طلبانی که ناخواسته محکوم شدند که به امام توهین کرده اند. این قضیه پس از حمله شدید به سید حسن خمینی هم جالب تر شد.
4- حمله شدید به معترضین : اگر سخنان امروز وزیر اطلاعات را مطالعه کنید و تیتر روزنامه های جریان تفرقه را در روزهای اخیر بخوانید متوجه می شوید که فاز جدید حمله به معترضین کلید خورده و قرار است شدت پیدا کند و بحث وحدت تنها اتمام حجتی برای این عده بود.وزیر اطلاعات رسما هاشمی را رهبر جریان فتنه خواند. اینجا بخوانید
5- موج جدید دستگیری ها و حمله به معترضین: این فاز که هنوز کلید نخورده شاید به دستگیری سران اصلاح طلب نیز منجر شود که در نتیجه به اعتراض مردمی و جو امنیتی در تهران منتهی می شود. احتمالا اولتیماتوم سپاه به کسانی که اعتراض کنند باعث ترس معترضین و عدم حضور پررنگ آنان شود که در نتیجه باعث خواهد شد قضیه فعلا جمع و نه حل شود.
هر چه که پیش آید آنچه محرز به نظر می آید آنکه با این برخوردهای احتمالی قضیه موقتا خاموش خواهد شد وگرنه به این زودی ها این جنگ و دعوا را پایانی نیست. چرا که سران جریان تفرقه دائما بر طبل اختلاف می کوبند و طرف مقابل را جریان فتنه می نامند و نخواهند گذاشت وحدتی هر چند صوری و مصلحتی هم شکل بگیرد.




امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.

لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد. 

