تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

وحدت !در دو هفته اخیر هر چه تلاش کردم تا تحلیلی در خور از وضعیت سیاسی کشور پس از  16 آذر  ارائه کنم نتوانستم. چرا که وضعیت آن قدر مبهم و عملکردها آنقدر سوال برانگیز هستند که به سختی می توان پیش بینی کرد این روزها آبستن چه حوادث سیاسی هستند.اما آنچه مسلم است آنکه جریان سیاسی که خود را خودی نامیده و جریان معترض به نتایج انتخابات را رسما جریان فتنه می خواند کمر همت بسته تا کار این دسته را یکسره کند. چند واقعه مهم و قابل توجه در روزهای پس از 16 آذر  اتفاق افتاد که نشانگر یک برنامه ریزی در سطوح بالای نظام و در میان اصولگرایان افراطی انجام شده و در حال اجراست. این برنامه ریزی را شاید بتوان در چند فاز زیر تعریف کرد که البته فاز های آخر آن هنوز به وقوع نپیوسته اند:

1- دعوت به وحدت و برادری: این بخش از برنامه پس از سخنان رهبر مبنی بر دعوت به وحدت و با استفاده از این پتانسیل  و سو استفاده از این قضیه با وانمود کردن اینکه به خاطر رهبری کمی از مواضع قبلی کوتاه آمده ایم کلید خورد و در سطح گسترده ای در رسانه های وابسته به جریان افراطی اصولگرایان(جریان تفرقه) تبلیغ شد. لحن این رسانه ها کمی آرام تر شد و از توهین مستقیم و تند به طرف مقابل به سمت اینکه هنوز هم راه برای توبه و بازگشت هست تغییر کرد. سخنرانی هاشمی و تاویل و تفسیرهای فراوان بر آن هم به منزله آخرین فرصت معترضین برای بازگشت به دامان نظام القا شد.  این سناریو به منظور اینکه اتمام حجتی بر مخالفان باشد و برای پاسخ به کسانی که این گروه را به تفرقه افکنی محکوم می کردند شکل گرفت و پس از چند روز پایان یافت. درست قبل از 16 آذر این جریان تبلیغ شد تا استفاده تبلیغاتی آن به خوبی به این روز حساس متصل شود.

2- 16 آذر و محکوم و تحقیر کردن معترضان: درست در شب 16 آذر این فاز کلید خورد و با تبلیغات وسیع صدا و سیما و رسانه های جریان تفرقه سعی شد اینگونه وانمود شود که این گروه براندازند و قصد نابودی اسلام و جمهوری اسلامی را دارند.

3- ماجرای توهین به عکس امام: بعد از این فاز این رسانه ها به محوریت صداو سیما که با پخش تصاویر توهین به عکس امام راحل سعی کرد ادعای انتصاب معترضین به امام را دروغ جلوه دهد. این حرکن بی سابقه و مشکوک که سبب شد حرکت این گونه توهین ها هم در جامعه شکسته شود سبب اعتراض و انفعال اصلاح طلبان شد. اعتراضات و واسلاما سر دادن عده ای و در راس آن ها روحانیون و طلاب حوزه های علمیه جو کشور را به سمتی برد که اصلاح طلبان را ناگزیر به سکوت کرد. اصلاح طلبانی که ناخواسته محکوم شدند که به امام توهین کرده اند. این قضیه پس از حمله شدید به سید حسن خمینی هم جالب تر شد.

4- حمله شدید به معترضین : اگر سخنان امروز وزیر اطلاعات را مطالعه کنید و تیتر روزنامه های جریان تفرقه را  در روزهای اخیر بخوانید متوجه می شوید که فاز جدید حمله به معترضین کلید خورده و قرار است شدت پیدا کند و بحث وحدت تنها اتمام حجتی برای این عده بود.وزیر اطلاعات رسما هاشمی را رهبر جریان فتنه خواند. اینجا بخوانید

5- موج جدید دستگیری ها و حمله به معترضین: این فاز که هنوز کلید نخورده شاید به دستگیری سران اصلاح طلب نیز منجر شود که در نتیجه به اعتراض مردمی و جو امنیتی در تهران منتهی می شود. احتمالا اولتیماتوم سپاه به کسانی که اعتراض کنند باعث ترس معترضین و عدم حضور پررنگ آنان شود  که در نتیجه باعث خواهد شد قضیه فعلا جمع و نه حل شود.

هر چه که پیش آید آنچه محرز به نظر می آید آنکه با این برخوردهای احتمالی قضیه موقتا خاموش خواهد شد وگرنه به این زودی ها این جنگ و دعوا را پایانی نیست. چرا که سران جریان تفرقه دائما بر طبل اختلاف می کوبند و طرف مقابل را جریان فتنه می نامند و نخواهند گذاشت وحدتی هر چند صوری و مصلحتی هم شکل بگیرد.

+ ارائه شده در  بیست و پنجم آذر 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

محمود احمدی‌نژاد در اصفهان گفت: سند داریم که آمریکا می‌خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد.

رییس جمهور در جمع خانواده های ایثارگران اصفهان گفت:  درست است که این مستکبران، به دنبال نفت و ثروت این کشور هستند، اما در زیر همه اینها یک استدلال برای خود دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند. البته آن را در خبرها افشا نمی‌کنند. ما اسناد آن را به دست آوردیم که آنها معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشه‌ها را کشیده‌اند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و می‌دانند ملت ایران زمینه‌ساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.(خبر آنلاین)

بدین ترتیب ادعاهای آقای احمدی نژاد در مورد امام زمان وارد مرحله جدیدی شد و معلوم شد ایشان علاوه بر اینکه برای ظهور آقا تلاش می کنند از تلاش عده ای برای عدم ظهور امام زمان هم خبردار هستند. ولی ای کاش آقای رییس جمهور مشخص می کردند که چگونه امریکا برنامه ریزی کرده تا از ظهور آقا جلوگیری کند و دولت چه تلاش هایی برای جلوگیری از این فتنه کرده است.

از سوی دیگر پیشنهادهایی را هم می توان مطرح نمود تا زمینه ظهور هر چه زودتر فراهم شود. مثلا در بودجه سال آینده بخشی برای فراهم نمودن مقدمات ظهور و مقابله با تهدیدات دشمن علیه امام زمان در نظر گرفته شود و یا اینکه افرادی که مسئول پروژه جلوگیری از ظهور هستند توسط سپاه ترور شوند و البته بد نیست آقای احمدی نژاد و مشایی برای مردم تشریح کنند تا چه وظیفه ای در قبال فراهم نمودن زمینه ظهور باید ایفا کنند.

خیلی ماجرا جالب تر می شود اگر سخنگوی کاخ سفید این خبر را تکذیب کند و مثلا بگوید کاخ سفید هیچ برنامه ای برای تعویق در ظهور امام زمان ندارد و یا اعلام کند کاخ سفید نه تنها به تعویق برای ظهور امام زمان برنامه ای ندارد بلکه برای تعجیل در ظهور هم برنامه هایی را به اجرا خواهد گذاشت. اگر فرض کنیم کاخ سفید وارد این دیالوگ شود بایستی منتظر اعلام مدارک این ادعا از سوی رییس جمهور باشیم.

امیدواریم کشمکش احمدی نژاد و امریکا بر سر ظهور امام زمان زیاد بالا نگیرد وگرنه شاید افشاگری های بعدی رییس جمهور در مورد فتنه گران ظهور به مخالفان داخلی ظهور آقا هم کشیده شود که در این صورت احتمال دارد هاشمی هم به عنوان مخالف ظهور اعلام شود و معلوم نیست سرانجام دعوا به کجا بکشد.

+ ارائه شده در  سیزدهم آذر 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

قالیباف

توقیف روزنامه همشهری را نمی توان یک رخداد معمولی و طبیعی تلقی کرد و همه کسانی که سعی کرده اند از دیروز آن را یک واکنش طبیعی نسبت به یک تخلف مطبوعاتی تلقی کنند یا از سطح تحلیل بسیار پایینی برخوردارند و یا خودشان را به خاطر مصالح نظام به حماقت می زنند.

آنچه در هفته های اخیر تحت عنوان دعوای دولت و شهرداری تهران بر سر قضیه مترو نامیده می شد و به نامه صریح قالیباف به احمدی نژاد منتهی شد شاید مهمترین دلیل برای این توقیف تلقی شود ولی مساله مهمتر شاید آن باشد که این توقیف پیام بسیار بزرگی داشت که همگان بدانند هر که به نوعی در جبهه هاشمی ها قرار بگیرد محکوم به خروج از اردوگاه خودی هاست. حال اگر حتی این فرد منتصب به جریان اصولگرا و انقلابی هم باشد تفاوتی نمی کند. همانطوری که جریانی در کشور تلاش می کند خود هاشمی را نیز به نحوی از حاکمیت خارج کند و تاکنون موفق شده یکی از مهمترین پایگاه های وی یعنی تریبون نماز جمعه را از دستش خارج کند این جریان به تمامی کسانی که کوچکترین رابطه و همگونی با این طایفه دارد اعلام می کند که محکوم به مبارزه و یا خروج است.

این توقیف زمانی بیشتر اهمیت پیدا می کند که به گستره وسیع و سطح تاثیرگذاری این رسانه و تعداد کسانی که فقط در تهران از طریق این روزنامه امرار معاش می کنند نگاهی دقیق بیاندازیم. سکوت معنی دار بسیاری در قبال این رخداد هم نشان از بزرگ و تاثیرگذار بودن آن دارد.

 هرچند قطعا همشهری رفع توقیف خواهد شد و در چند روز آینده احتمالا به فعالیت خود ادامه می دهد لکن این اخطار بزرگ و به قول یکی از روزنامه ها کارت زردی به قالیباف بود تا بداند در بازی بزرگان وارد شدن کار آسانی نیست و ممکن است حمایت از هاشمی بسیار گران تر از آن تمام شود که فکرش را می کرده.

دولت حاکم بسیار علاقه دارد تا دایره خودی ها را هر روز تنگ تر کند تا انحصار قدرت به وجود آمده را تا سال ها برای خود حفظ کند و برای این امر حاضر است بسیاری قربانی شوند. قبل از قالیباف که کارت زرد دریافت کرد بسیاری مثل موسوی و کروبی هم کارت قرمز دریافت کرده اند و در حال اعتراض به داور هستند. بایستی دید کارت ها و محرومیت های بعدی در انتظار چه کسانی است.

+ ارائه شده در  سوم آذر 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مجلس و دولت

گرچه طی چند سال گذشته خیلی تلاش شده تا اینگونه وانمود شود که مجلس های هفتم و هشتم همراه با احمدی نژاد نیستند و بلکه مقابل وی ایستادند اما با کمی تامل در رفتار این دو مجلس خصوصا مجلس هشتم بعد از انتخابات انسان یه یاد مجالس زمان پهلوی می افتد که مجالسی تزیینی برای استفاده های تبلیغاتی بودند.

رای اعنماد مجلس پس از بلواهای فراوان به وزرای دولت و کوتاه آمدن مجلس در طرح تحول اقتصادی و مهمتر از همه حضور دو تن از نمایندگان مجلس به عنوان وزیر نشان از بده بستانهای سیاسی است که این روزها بین بهارستان و پاستور رد و بدل می شود. مسکوت ماندن مشکلات بودجه ای دولت و اعتراضات مکرر دیوان محاسبات به تخلفات قانونی و سکوت بسیاری نمایندگان در قبال آن هم که قبلا سوالات بسیاری برانگیخته بود در همین راستا قابل تحلیل است.

دولت دو سخنگوي رسمي هم در مجلس دارد كه يكي آقاتهراني است كه استاد اخلاق دولت بوده و در  ۸۰ درصد جلسات دولت حضور داشته و ديگري رسايي است كه خيلي هم از فحش و بد و بيراه به موسوي و سبزها لذت مي برد و خوراك فارس و كيهان را تامين مي كند.

وقتی رحیمی که حالا معاون اول احمدی نژاد است سال گذشته چکهایی را برای کمک به مساجد حوزه های انتخابیه قبل از استیضاح کردان به مجلس آورد می دانست که ایشان اهل معامله اند و اگر این قضیه لو نرفته بود چه بسا اکنون شاهد مرگ وزیر کشور بودیم و نه وزیر اسبق کشور. اهدای این چکها درست قبل از رای اعتماد دولت دهم هم انجام شد و رییس مجلس هم به همه اعلام کرد که فکر بدی نکنند که این چکها صرفا برای کمک به مساجد اهدا شده اند.

وقتی رییس جمهور دو هفته قبل در مجلس حضور یافت و هر چه که توانست نمایندگان را با تحقیر و تهدید تحت فشار قرار داد خود من فکر کردم این سخنان سبب یک بحران سیاسی در کشور خواهد شد اما دیدیم که نمایندگان با کمال میل عقب نشینی کردند تا صندوق ذخیره ارزی دیگری در اختیار دولت قرار گیرد تا به راحتی آن را صرف تحول اقتصادی کشور نماید!

همه اینها و خیلی شواهد ديگر نشان مي دهد اين مجلس بهترين مجلس ممكن براي دولت است و نمايندگان تمام تلاش خود را يراي كمك به دولت در جهت خدمت رساني به مردم مي كنند. مجلسي كه ادعاي اصولگرايي مي كند و  اين اصول توسط دولت تعيين مي شود. بهتر است بگوييم مجلس هشتم يك مجلس اصول دولت گراست.

+ ارائه شده در  بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

علمای قم احمدی نژاد امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده  لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.

پس از انقلاب نفوذ و دخالت علما در جریان های سیاسی به دلایلی متعددی دچار افت و خیزهای فراوانی شد. در سالهای حضور امام کمتر عالمی می توانست فرصتی برای بروز و ظهور پیدا کند و به جز مورد استثنایی نفوذ  آیت الله شریعتمداری در میان آذری زبان ها همه علما تحت الشعاع قدرت مردمی امام بودند. اما پس از امام طبیعتا قدرت علما افزایش پیدا کرد لیکن پس از فوت علمای بزرگ شیعه مثل آیات عظام اراکی ، گلپایگانی، مرعشی، خویی و کمی بعد فاضل و بهجت ناگهان حوزه از حضور مرجعی تمام عیار و دارای نفوذ در میان مردم خالی شدو عرصه برای علمای جوانتر و کمتر شناخته شده تر باز شد. شاید اگر در قضایای پس از انتخابات یک مرجع دارای پیروان فراوان در قم حضور داشت می توانست با یک موضع گیری تاثیر عمیقی بر روند تحولات داشته باشد اما علیرغم تلاش بسیاری از جریان های سیاسی  موضع بسیار خنثای علما تاثیر زیادی بر جریانات نداشت. برخی هم معتقدند عدم دخالت برخی علما به علت وابستگی اقتصادی و سیاسی آنان به نظام و حکومت است.

همه جریانات سیاسی سعی کردند همراهی علمای قم را با خود چاشنی فعالیت های خود کنند و در سالیان اخیر جریان جدیدی در کشور شکل گرفته است که سعی دارد همراهی این نیروی قدرتمند را با فعالیت سیاسی خود جلب کند. این جریان به دنبال جایگاه  و ارتباط بسیار ضعیف و سوال برانگیز دولت با علما و مراجع بهترین فرصت را برای فشار به دولت استفاده از نظرات علما علیه دولت یافته است. نمونه آخر آن هم طرح هدفمند ساختن یارانه هاست که در نظر آیت الله مکارم شیرازی و نظرات علمای دیگر در دیدار برخی نمایندگان مجلس جلوه گرشده است. پس از انتخابات هم بسیاری توقع داشتند تا علما با مخالفت صریح خود با سرکوب مخالفان در این جریان تاثیر مستقیمی بگذارند. اما به دلایل متعدد و مهمترین آن نبود مرجعی پرطرفدار سبب شده تا موضعگیری های پراکنده و محافظه کارانه این علما تاثیر و برد چندانی نداشته باشد.

شاید بتوان گفت قم کم فروغ ترین روزهای خود را در تاثیر در مناسبات سیاسی پشت سر می گذارد. قصد قضاوت در مورد اینکه آیا دخالت علما امری لازم و ضروری هست یا خیر را ندارم اما باید دید نقش تاریخی علما با ظهور یک مرجع پرطرفدار و با پشتوانه مردمی و البته کمتر محافظه کار احیا خواهد شد یا خیر؟

+ ارائه شده در  شانزدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مجلس

حضور سرزده امروز رییس جمهور و سخنان غیرمتعارف وی در مقابل نمایندگان مجلس نشانگر نوع جدید تعامل یک رییس جمهور با مجلس بود که البته در دوران احمدی نژاد بی سابقه نبوده است. متقاعد کردن مجلس برای رای دادن به آنچه مورد نظر دولت است تاکنون تنها در قالب دفاع از یک لایحه و در زمان تعیین شده قانونی انجام می شد اما احمدی نژاد سعی کرد با تحت فشار قرار دادن روانی مجلس آنان را مجبور به تن دادن به خواسته هایش نماید.

اگر از کار غیر قانونی وی در صحبت کردن در صحن مجلس بدون هماهنگی قبلی بگذریم جالب است به چند جمله وی دقت کنید:

1-تهدید: با همه اخلاص و ارادتی كه به نمایندگان دارم، اعلام می‌كنم، در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست استرداد لایحه را خواهیم داد.

2-مایه گذاشتن از رهبری: من در دیداری كه با مقام معظم رهبری داشتم، این موضوع را یادآور شدم و از ایشان درخواست كردم كه در این زمینه، کمک کنند، چراكه معتقدم این لایحه نباید در خلال بودجه سالانه دیده شود و به دلیل اهمیت آن باید سرفصل جداگانه‌ای داشته باشد.

3-طعنه: عجله نكنيد بيست سال است كه اين كار انجام نشده است. يك هفته وقت گذاشته‌ايد،‌ يك هفته ديگر هم زحمت بكشيد!

4- در مقابل مردم قرار دادن مجلس: دولت‌هاي گذشته براي اجراي چنين اقدامي اختيارات مطلق داشتند، اما هيچ كاري نكردند و ‌هم‌اکنون مجلس دست دولتي را كه مصر به اجراي اين كار است، مي‌بندد.

 این ادبیات که اصلا به مذاق برخی نمایندگان خوش نیامده است ظاهرا با انفعال بسیاری از نمایندگان دیگر روبرو شده است و می شود گفت احمدی نژاد باز هم موفق شده با شناختی که از مجلس پیدا کرده است به مقصود خود برسد.شاید اگر روزی که مجلس با همین تاکتیک احمدی نژاد در مقابل رای اعتماد نمایندگان به راحتی تسلیم شد فکر ادامه این روند را کرده بود و به راحتی منفعل نشده بود اکنون با این تکرار فشار روبرو نمی شد.

به هر حال این بار هم مجلس به توپ بسته شد منتها به شیوه ای مدرن. اگر محمد علی شاه با توپ مجلس را بست تا سخنی مخالف نظراتش از آن شنیده نشود این بار احمدی نژاد با جنگ روانی و با توپ سخنان سرشار از تهدید و مایه گذاشتن از رهبر و مردم، مجلس را خفه کرد تا به خواسته های خود برسد و همه را به فکر وادار کند که واقعا نقش این مجلس در ساختار کشور چیست و آیا اگر این نمایندگان از جایگاه و پشتوانه مردمی هم برخوردار بودند باز هم همین گونه  در مقابل رییس جمهور منفعل می شدند؟

+ ارائه شده در  دوازدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

عبدالمالک ریگی

بالاخره اتفاقی که نمی بایست رخ داد. یک گروهک کوچک و بی ریشه که چند سال است به راحتی تمام امنیت جنوبشرق کشور و زندگی عده زیادی از هم میهنانمان را به بازی گرفته بود بالاخره کاری کرد که تازه همه را به فکر وادار کرده است. اصولا ما عادت داریم علاج واقعه بعد از وقوع بکنیم. زمانی که سربازهای بیگناه نیروی انتظامی به گروگان گرفته شدند. زمانی که در دارزین( واقع در جاده بم-کرمان) عده ای مردم بی گناه کشته شدند. وقتی که پخش فیلم سر بریدن هم وطنانمان باعث شد تمام منطقه را رعب و وحشت فرابگیرد .زمانی که در تاسوکی خون هم میهنانمان ریخته شد و زمانی که در مسجد زاهدان انفجاری تعداد زیادی خانواده را داغدار کرد. زمانی که در گروگان گیری بانکی در زاهدان هم میهنانمان زنده زنده سوختند و اتفاقات متعدد دیگری که در این چند سال رخ داد هیچ کس به فکر نبود که اگر جلوی این حرکت گرفته نشود روز به روز گسترده تر می شود. سال گذشته در مقاله ای نوشتم امنیت منطقه جنوب شرق و زندگی روزمره مردم تحت الشعاع این ناامنی ها قرا گرفته و هیچ کس به فکر نیست. آن زمان کسی اقدامی نکرد و حالا هم چون فرماندهان رده بالای سپاه کشته شده اند تازه به فکر افتادیم اقدامی بکنیم. تازه حالا سفیر پاکستان احضار می شود، الان گفته می شود که انتقام خون شهدا را میگیریم، الان تازه همه مسئولین به فکر مقابله با این گروهک کوچک می افتند.

نکند به ورطه ای رفته ایم که جان مردم عادی از نظر مسئولین امنیتی ما بی ارزش شده یا خدای نکرده چون مردم  این مناطق محروم و سنی  مذهبند بدان ها بی توجهی شده است. چرا حتما باید سرداران سپاه به شهادت برسند تا اقدامی توسط مسئولین انجام شود؟ چرا کشته های متعدد از مردم بی گناه باعث نشد وزیر کشور و سایر مسئولین امنیتی به منطقه سفر کنند و دستور اقدام عاجل دهند؟ چرا قبلا به پاکستان هشدار داده نشده بود تا از فعالیت این گروه جلوگیری کند؟

این ها سوالاتی است که مردم ما خصوصا مردم این خطه برایشان پیش آمده است. آیا اگر در تهران واقعه ای تروریستی در ابعاد بسیار کوچکتر از آنچه مردم سیستان و بلوچستان در این چند سال دیدند اتفاق می افتاد توجه مسئولین به آن همانقدری بود که در این چند وقت کردند؟ آیا ارزش جان شهروندان مناطق مختلف کشور از نظر مسئولین فرق دارد؟ دیروز وقتی زلزله ای ۴ ریشتری در تهران رخ داد تمام رسانه ها آنچنان بدان پرداختند که گویی جان هزاران نفر به خطر افتاده است اما چقدر ناامنی های سیستان و بلوچستان در رسانه ها به جز چند سایت محدود  و رسانه های محلی انعکاس داشت؟

اما نکته بعدی که در این حادثه و حوادث مشابه کردستان به چشم می آید ضعف مفرط دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور است. خصوصا در حادثه امروز که چند سردار سپاه حضور داشته اند چرا  دستگاه اطلاعاتی ما از حضور آنان خبردارنشده و جهت خنثی سازی این حرکت  تلاشی نکرده؟ چگونه است که این گروهک از جلسه ای خصوصی خبردار شده و برای آن برنامه ریزی کرده و دستگاه اطلاعاتی ما هیچ گونه اقدامی نکرده است؟

امیدوارم تمرکز دستگاه اطلاعاتی ما بر روی ناآرامی های پس از انتخابات و تحولات ساختاری وزارت اطلاعات توسط رییس جمهور دلایل این کوتاهی ها نباشد که اگر اینگونه باشد جای تاسف بسیار دارد.

+ ارائه شده در  بیست و ششم مهر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

طرح هدفمند کردن یارانه ها!لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد.

هر چند این طرح قرار است تا آخر سال ۹۳ و برنامه پنجم توسعه به طور کامل اجرا شود ولی به هر حال آثار تورمی ناشی از این رها سازی قیمت ها را نمی توان نادیده گرفت. اما نکته ای که کمتر بدان توجه شده است وتنها یکی از نمایندگان به آن اشاره ای کرد آنکه آیا هزینه بالا و غیر منطقی تولید حامل های  انرژی در کشور ما که به علت های مختلفی چون تحریم های اقتصادی و گران بودن قطعات و خدمات بین المللی - مستهلک بودن سیستم تولید- بروکراسی های معیوب و نیروی انسانی نامتناسب- مدیریت ضعیف و ناکارآمد- نبود سیستم رقابتی و عدم حضور بخش خصوصی و... شکل گرفته بایستی از مردم دریافت شود؟

آیا تاوان سخنرانی های آتشین و تنش زای رییس جمهور در دنیا که باعث تحریم و انزولای ایران شده است - قوم و خویش سالاری و مدیریت ضعیف- پاداش های کلان و غیر منطقی مدیران- ولخرجی های مرسوم دولتی- هزینه خرید اتومبیل های گران مدیران- استخدام پسرخاله ها و باجناق های بی کفایت -سفرهای خارجی مدیران و هزینه احداث مهمانسراهای مجلل در نقاط خوش آب و هوا و.. باید توسط مردم پرداخت شود؟

آیا اگر روزی تولید برق و گاز و بنزین و ... به بخش خصوصی واگذار شود و شرکت های متعددی در این زمینه به صورت رقابتی فعالیت کنند قیمت تمام شده برق و گاز و بنزین همینی خواهد بود که الان هست؟ آیا اگر روابط ما با دنیا بهبود یابد و قطعات و خدمات با قیمت منطقی در اختیارمان قرار گیرد هزینه کرد ما همین مقدار خواهد بود؟

چرا کسی در کشور به این نکته توجه نمی کند که زمانی قیمت های واقعی معنا دارد که تولید بهینه و رقابتی وجود داشته باشد. زمانی می توانیم دم از یارانه های بی حد و حساب بزنیم که بتوانیم بنزین با کیفیت عالی با قیمت خلیج فارس که حدود ۴۰۰ تومان در لیتر است را تولید کنیم . نه اینکه بنزین را باحدود لیتری ۷۰۰ تومان با کیفیت پایین و اکتان نامناسب تولید کنیم و بعد برای جبران مشکلات آن بنزین سوپر وارد کنیم و با آن مخلوط کنیم تا مشکلاتش پوشانده شود.

همه سکوت کرده اند و لایحه هدفمند کردن فقر به نفع مسئولین مرفه دولتی به تصویب می رسد تا از این پس آنان در هیئت مدیره راحت تر پاداش های کلان برای خود تصویب کنند و با مشکل اعتبار برای احداث مهمانسراهای مجلل و سفرهای خارجی و اتومبیل های گران قیمت خود مواجه نشوند.

+ ارائه شده در  بیست و سوم مهر 1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

علوم انسانی اسلامی

از ابتدای انقلاب اختلاف نظرهای زیادی در خصوص  علوم انسانی مبتنی بر تئوری های غربی و تدریس آن در دانشگاهها وجود داشته است. شاید مهمترین دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها هم همین اختلاف نظر بود. اکنون پس از سی سال و بعد از بحران های پس از انتخابات دوباره این اختلاف ها موضوع بحث بسیاری از محافل شده است. دامنه نظرات محافل گوناگون بسیار متنوع و گاهی متناقض است و سخنان رهبری در این مورد هم باعث شد بحث های داغ تری در این خصوص شکل بگیرد.البته شاید اعترافات حجاریان که سخن از گمراه کننده بودن علوم سیاسی و جامعه شناسی غربی رانده بود شروع این جریان به شمار آید.

به هر حال اکنون این مساله از یک مساله علمی و تخصصی به مساله ای سیاسی تبدیل شده و هر بی سوادی در مورد آن نظر می دهد. گاهی هم دیده شده افرادی در این خصوص نظر داده اند که خودشان سال ها محصل و مبلغ این نظریات در دانشگاهها بوده اند.

شاید بتوان نظرات گوناگون در خصوص این مساله را به چند دسته عمده زیر تقسیم کرد:

۱-معتقدین به مبرا بودن علم از ایدئولوژی: این عده معتقدند علم بدون جهت گیری و ایدئولوژی است و صرفا به طبقه بندی و بحث در مورد علوم می پردازد و اینکه ما علمی را منحرف کننده بدانیم مثل این است که مثلا معتقد باشیم فیزیک می تواند دارای جهت گیری ایدئولوژیک باشد. این عده که اکثرا تحصیل کردگان غرب هستند عمدتا گرایشات سکولار هم دارند ولی در بین آنان معتقدین به حکومت اسلامی هم پیدا می شود. ایشان می گویند اینکه علوم انسانی نیاز به انطباق با ایدئولوژی اسلام دارد مثل این است که بگوییم فیزیک و شیمی هم غربی است و باید اسلامی شود.

۲-معتقدین به اصلاحات در علوم انسانی: ایشان معتقدند اصل علوم انسانی و پایه های تئوریک آن علمی است و فاقد جهت گیری ایدئولوژیک است اما نظریه هایی که بعدا در حول آن شکل گرفته دارای جهتگیری است و بایستی آنها را مبتنی بر اصول و ارزشهای خودمان بازسازی و اصلاح کنیم. این عده معتقدند با تشکیل یک شورای نظارت و اصلاح برخی مطالب مشکل حل می شود.بسیاری از صاحبان کرسی در دانشگاههای ایران که گرایشات مذهبی و انقلابی دارند جزو این گروه هستند. 

۳-معتقدین به بازسازی علوم انسانی از مبنا: این افراد مبنای علوم انسانی را بر پایه ایدئولوژی ماتریالیست و سکولار می داند و معتقد هستند بایستی علومی مثل علوم سیاسی و جامعه شناسی را بر اساس ایدئولوژی تئوکراسی و خدامحوری بازنویسی کرد. این افراد با مشکلی مواجه هستند که کارشان را مشکل کرده است . مشکلی که بر اساس آن اساس علوم انسانی که همان برخورد بدون جهت گیری و علمی با موضوعات مختلف است را زیر سوال می برد. این گروه شامل اصولگرایان انقلابی که در دانشگاهها رتبه و اعتبار چندانی هم ندارند است و اکثرا روابط مستقیم و یا غیر مستقیم انها با حوزه سبب این تفکر شده است.

۴-معتقدین به بازسازی فلسفه علم: این گروه پا را فراتر از گروه قبلی می گذارند و معتقدند بایستی فلسفه علم را بازسازی کرد. بدین معنا که بایستی طرز نگرش به علوم و اساس و بنیان آنها را تغییر داد. این بازسازی شامل بازسازی تئوری های فلسفه علم است که بنیان نگرش علمی و اصطلاح علم را دگرگون می سازد. این گروه شامل عده ای علمای حوزه و به محوریت موسسه امام خمینی و آیت الله مصباح شکل گرفته و دارای نفوذ فراوان در حاکمیت است.

با توجه به علمی بودن موضوع بزرگترین خطر برای دانشگاههای ما برخورد سیاسی با این موضوع است. برخوردی که متاسفانه در ماههای اخیر برای بهره گیری های سیاسی و برای سرکوب جناح مخالف (در دو طرف ماجرا) شکل گرفته است و ادامه آن سبب نخبه گریزی و مهاجرت مغزهای متفکر از کشور خواهد شد. به هر حال اگر قرار است مرجعی در این خصوص تصمیم بگیرد بایستی مرجعی بالا دست و متشکل از همه طرز تفکرهای نزدیک به تفکرات اسلامی باشد تا بعدها پشیمانی بی سود سراغمان نیاید که ای کاش همان رویه سنتی را ادامه داده بودیم. البته ذکر این نکته هم ضروری است که با توجه به سلایق و نظرات مختلف و متنوع در این خصوص- رسیدن به یک نظریه واحد عملا کار دشوار و ناممکنی می نماید.

+ ارائه شده در  نوزدهم مهر 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

خبرگزاری فارس
 
 
این تیترها تنها تیترهایی از خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۲ مهر از ساعت ۸ تا ۱۰:۳۰ صبح هستند که در طول دو ساعت و نیم منتشر شده اند. بعد از وقایع انتخابات اگر شما هر روز به این خبرگزاری وابسته به سپاه مراجعه کنید انواع و اقسام اینگونه تیترها و مطالب را خواهید دید. البته این موضوع در مورد خبرگزاری های دیگری مثل رجانیوز و جهان نیوز و روزنامه هایی مثل وطن امروز و کیهان و ایران هم صدق می کند. در روزهای اخیر چند محور اساسی در نوع موضع گیری این جریان رسانه ای وجود دارد. 
اول : اینکه سعی دارند گروه موسوم به اصلاح طلب را مخالفان اسلام وانقلاب و خط امام معرفی کنند.طرح مسایلی مثل پرونده ۷ تیر و گفتگو با سوروس توسط خاتمی از این نمونه اند. گشتن در پرونده اصلاح طلبان و پیدا کردن نقاط ضعف آنان  یکی از مشاغل اصلی کارکنان این جریان رسانه ای است.
 
دوم : اینکه سعی دارند تلاشهای رهبری برای ثبات و آرامش و وحدت را خنثی کنند. طرح مسایلی چون لازم بودن پخش دادگاهها علیرغم تاکید رهبری و طرح این مساله که شعار وحدت صرفا یک فریب برای امتیاز گیری است علیرغم خواست مکرر رهبری در همین راستا هستند.
 
سوم: القای این مساله که مردم و مسئولین خواستار محاکمه موسوی - خاتمی و کروبی هستند.
 
چهارم: تخریب هاشمی و نزدیکانش به هر قیمتی.
 
نکته جالب در این میان این است که بسیاری از این موضع گیری ها در تناقض آشکار با رهنمود های رهبری هستند که این جریان به شدت و در ظاهر مدعی حمایت از اوست. ظاهرا فرماندهی این جریان بر عهده خبرگزاری فارس گذاشته شده که پشتیبانی اصلی آن به عهده سردار عزیز جعفری است. کسی که این روزها سخنان وی بسیاری را شگفت زده کرده است. سخنان وی در مورد قصد براندازی اصلاح طلبان و سخنان اخیر وی در مورد بسیج و نقش آن در مبارزه با جنگ نرم دشمن به خوبی گواه این موضوع است که وی تا خروج کامل اصلاح طلبان از دایره نظام و تبدیل کردن آنان به اپوزیسیون خارجی از پای نخواهد نشست. این امر در حالی اتفاق می افتد که همه فراموش کرده اند که امام و رهبری بارها از لزوم عدم دخالت نظامیان در سیاست سخن رانده اند.
 
حال همین نظامیانی که از دخالت در سیاست منع شده اند سردسته جریان رسانه ای و تبلیغاتی تفرقه افکن شده اند که قصد کسب یک قدرت انحصاری در حاکمیت را دارد و هر گونه مخالفت را بر نمی تابد و با وجهه ای نظامی هر روز بر مخالفانش می تازد و سخن رهبر هم جلودارش نیست.  
+ ارائه شده در  دوازدهم مهر 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |