تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

مجلس و دولت

گرچه طی چند سال گذشته خیلی تلاش شده تا اینگونه وانمود شود که مجلس های هفتم و هشتم همراه با احمدی نژاد نیستند و بلکه مقابل وی ایستادند اما با کمی تامل در رفتار این دو مجلس خصوصا مجلس هشتم بعد از انتخابات انسان یه یاد مجالس زمان پهلوی می افتد که مجالسی تزیینی برای استفاده های تبلیغاتی بودند.

رای اعنماد مجلس پس از بلواهای فراوان به وزرای دولت و کوتاه آمدن مجلس در طرح تحول اقتصادی و مهمتر از همه حضور دو تن از نمایندگان مجلس به عنوان وزیر نشان از بده بستانهای سیاسی است که این روزها بین بهارستان و پاستور رد و بدل می شود. مسکوت ماندن مشکلات بودجه ای دولت و اعتراضات مکرر دیوان محاسبات به تخلفات قانونی و سکوت بسیاری نمایندگان در قبال آن هم که قبلا سوالات بسیاری برانگیخته بود در همین راستا قابل تحلیل است.

دولت دو سخنگوي رسمي هم در مجلس دارد كه يكي آقاتهراني است كه استاد اخلاق دولت بوده و در  ۸۰ درصد جلسات دولت حضور داشته و ديگري رسايي است كه خيلي هم از فحش و بد و بيراه به موسوي و سبزها لذت مي برد و خوراك فارس و كيهان را تامين مي كند.

وقتی رحیمی که حالا معاون اول احمدی نژاد است سال گذشته چکهایی را برای کمک به مساجد حوزه های انتخابیه قبل از استیضاح کردان به مجلس آورد می دانست که ایشان اهل معامله اند و اگر این قضیه لو نرفته بود چه بسا اکنون شاهد مرگ وزیر کشور بودیم و نه وزیر اسبق کشور. اهدای این چکها درست قبل از رای اعتماد دولت دهم هم انجام شد و رییس مجلس هم به همه اعلام کرد که فکر بدی نکنند که این چکها صرفا برای کمک به مساجد اهدا شده اند.

وقتی رییس جمهور دو هفته قبل در مجلس حضور یافت و هر چه که توانست نمایندگان را با تحقیر و تهدید تحت فشار قرار داد خود من فکر کردم این سخنان سبب یک بحران سیاسی در کشور خواهد شد اما دیدیم که نمایندگان با کمال میل عقب نشینی کردند تا صندوق ذخیره ارزی دیگری در اختیار دولت قرار گیرد تا به راحتی آن را صرف تحول اقتصادی کشور نماید!

همه اینها و خیلی شواهد ديگر نشان مي دهد اين مجلس بهترين مجلس ممكن براي دولت است و نمايندگان تمام تلاش خود را يراي كمك به دولت در جهت خدمت رساني به مردم مي كنند. مجلسي كه ادعاي اصولگرايي مي كند و  اين اصول توسط دولت تعيين مي شود. بهتر است بگوييم مجلس هشتم يك مجلس اصول دولت گراست.

+ ارائه شده در  بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما امریکا باز هم دندان تیز خود را به ایران نشان داد تا همگان بدانند تا دیپلماسی ایران باز هم نتوانست از فرصت به وجود آمده استفاده کند. خبر تمدید یک ساله تحریم های ایران و بلوکه ماندن اموال توقیف شده و همچنین توقیف اموال بنیاد علوی(بنیاد پهلوی سابق) شامل یک آسمانخراش و چند مسجد در امریکا، آب سردی بود بر سر همه کسانی که به بهبود روابط ایران و امریکا امید داشتند.

تقریبا با اعلام این خبر می توان مطمئن شد که دستگاه دیپلماسی ایران در تقابل با سیاست های امریکا به بن بست رسیده و در قضیه هسته ای هم به هیچ توافقی دست نیافته است. البته قبلا هم در سخنان احمدی نژاد می شد آثار این بست را دید . زمانی که وی از صرفا پیشنهاد خرید اورانیوم توسط ایران خبر داد. این در حالی بود که بسیاری گروه های سیاسی نسبت به عواقب منفی این عقب نشینی هشدار داده بودند و برخی نمایندگان مجلس پذیرش آن را شکست ایران تلقی کرده بودند.

بن بستی که قبلا از آن صحبت کرده بودیم و دوراهی ناگزیر ایران بین تحریم و فشار و عقب نشینی تاکتیکی به راه اول منجر شد و بایستی منتظر تحریم های دیگری که در سنا و کنگره بر روی میز قرار دارند باشیم. تحریم هایی که معلوم نیست همزمان با طرح تحول اقتصادی قرار است چه بر سر ملت بیاورد. مردم کم درآمدی که همین الان هم در شرایط بد اقتصادی ناشی از رکود دست و پا می زنند و با مشکل زندگی می کنند.

سیاست چماق و هویج که همیشه چماقش نصیب ماست باز هم بر سرمان کوبیده شد تا دنیا بداند ما دولتمردانی داریم که به خاطر کم نیاوردن و تحت فشار افراطیون قرار نگرفتن حاضرند هزینه های زیادی بر ملت تحمیل نمایند.

+ ارائه شده در  بیست و دوم آبان 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

علمای قم احمدی نژاد امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده  لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.

پس از انقلاب نفوذ و دخالت علما در جریان های سیاسی به دلایلی متعددی دچار افت و خیزهای فراوانی شد. در سالهای حضور امام کمتر عالمی می توانست فرصتی برای بروز و ظهور پیدا کند و به جز مورد استثنایی نفوذ  آیت الله شریعتمداری در میان آذری زبان ها همه علما تحت الشعاع قدرت مردمی امام بودند. اما پس از امام طبیعتا قدرت علما افزایش پیدا کرد لیکن پس از فوت علمای بزرگ شیعه مثل آیات عظام اراکی ، گلپایگانی، مرعشی، خویی و کمی بعد فاضل و بهجت ناگهان حوزه از حضور مرجعی تمام عیار و دارای نفوذ در میان مردم خالی شدو عرصه برای علمای جوانتر و کمتر شناخته شده تر باز شد. شاید اگر در قضایای پس از انتخابات یک مرجع دارای پیروان فراوان در قم حضور داشت می توانست با یک موضع گیری تاثیر عمیقی بر روند تحولات داشته باشد اما علیرغم تلاش بسیاری از جریان های سیاسی  موضع بسیار خنثای علما تاثیر زیادی بر جریانات نداشت. برخی هم معتقدند عدم دخالت برخی علما به علت وابستگی اقتصادی و سیاسی آنان به نظام و حکومت است.

همه جریانات سیاسی سعی کردند همراهی علمای قم را با خود چاشنی فعالیت های خود کنند و در سالیان اخیر جریان جدیدی در کشور شکل گرفته است که سعی دارد همراهی این نیروی قدرتمند را با فعالیت سیاسی خود جلب کند. این جریان به دنبال جایگاه  و ارتباط بسیار ضعیف و سوال برانگیز دولت با علما و مراجع بهترین فرصت را برای فشار به دولت استفاده از نظرات علما علیه دولت یافته است. نمونه آخر آن هم طرح هدفمند ساختن یارانه هاست که در نظر آیت الله مکارم شیرازی و نظرات علمای دیگر در دیدار برخی نمایندگان مجلس جلوه گرشده است. پس از انتخابات هم بسیاری توقع داشتند تا علما با مخالفت صریح خود با سرکوب مخالفان در این جریان تاثیر مستقیمی بگذارند. اما به دلایل متعدد و مهمترین آن نبود مرجعی پرطرفدار سبب شده تا موضعگیری های پراکنده و محافظه کارانه این علما تاثیر و برد چندانی نداشته باشد.

شاید بتوان گفت قم کم فروغ ترین روزهای خود را در تاثیر در مناسبات سیاسی پشت سر می گذارد. قصد قضاوت در مورد اینکه آیا دخالت علما امری لازم و ضروری هست یا خیر را ندارم اما باید دید نقش تاریخی علما با ظهور یک مرجع پرطرفدار و با پشتوانه مردمی و البته کمتر محافظه کار احیا خواهد شد یا خیر؟

+ ارائه شده در  شانزدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مجلس

حضور سرزده امروز رییس جمهور و سخنان غیرمتعارف وی در مقابل نمایندگان مجلس نشانگر نوع جدید تعامل یک رییس جمهور با مجلس بود که البته در دوران احمدی نژاد بی سابقه نبوده است. متقاعد کردن مجلس برای رای دادن به آنچه مورد نظر دولت است تاکنون تنها در قالب دفاع از یک لایحه و در زمان تعیین شده قانونی انجام می شد اما احمدی نژاد سعی کرد با تحت فشار قرار دادن روانی مجلس آنان را مجبور به تن دادن به خواسته هایش نماید.

اگر از کار غیر قانونی وی در صحبت کردن در صحن مجلس بدون هماهنگی قبلی بگذریم جالب است به چند جمله وی دقت کنید:

1-تهدید: با همه اخلاص و ارادتی كه به نمایندگان دارم، اعلام می‌كنم، در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست استرداد لایحه را خواهیم داد.

2-مایه گذاشتن از رهبری: من در دیداری كه با مقام معظم رهبری داشتم، این موضوع را یادآور شدم و از ایشان درخواست كردم كه در این زمینه، کمک کنند، چراكه معتقدم این لایحه نباید در خلال بودجه سالانه دیده شود و به دلیل اهمیت آن باید سرفصل جداگانه‌ای داشته باشد.

3-طعنه: عجله نكنيد بيست سال است كه اين كار انجام نشده است. يك هفته وقت گذاشته‌ايد،‌ يك هفته ديگر هم زحمت بكشيد!

4- در مقابل مردم قرار دادن مجلس: دولت‌هاي گذشته براي اجراي چنين اقدامي اختيارات مطلق داشتند، اما هيچ كاري نكردند و ‌هم‌اکنون مجلس دست دولتي را كه مصر به اجراي اين كار است، مي‌بندد.

 این ادبیات که اصلا به مذاق برخی نمایندگان خوش نیامده است ظاهرا با انفعال بسیاری از نمایندگان دیگر روبرو شده است و می شود گفت احمدی نژاد باز هم موفق شده با شناختی که از مجلس پیدا کرده است به مقصود خود برسد.شاید اگر روزی که مجلس با همین تاکتیک احمدی نژاد در مقابل رای اعتماد نمایندگان به راحتی تسلیم شد فکر ادامه این روند را کرده بود و به راحتی منفعل نشده بود اکنون با این تکرار فشار روبرو نمی شد.

به هر حال این بار هم مجلس به توپ بسته شد منتها به شیوه ای مدرن. اگر محمد علی شاه با توپ مجلس را بست تا سخنی مخالف نظراتش از آن شنیده نشود این بار احمدی نژاد با جنگ روانی و با توپ سخنان سرشار از تهدید و مایه گذاشتن از رهبر و مردم، مجلس را خفه کرد تا به خواسته های خود برسد و همه را به فکر وادار کند که واقعا نقش این مجلس در ساختار کشور چیست و آیا اگر این نمایندگان از جایگاه و پشتوانه مردمی هم برخوردار بودند باز هم همین گونه  در مقابل رییس جمهور منفعل می شدند؟

+ ارائه شده در  دوازدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 دلاور هسته ای

از ۴۸ ساعت مقرر برای پاسخ ایران به آژانس یک روز گذشت و هنوز خبری از پاسخ نیست. این در حالی است که سایه چماق بر سر ایران سنگینی می کند . چندین قانون و مجوز تحریم از سوی امریکا و اروپایی ها روی میز کاملا آماده است تا در صورت طفره ایران از پاسخ مثبت به سرعت به اجرا دربیایند.نمونه آخر آن هم تصویب دو قطعنامه در کمیته بانکها و موسسات مالی مجلس سنای امریکا قعطنامه ای را با رای 23 در مقابل صفر برعلیه ایران بود که به دولت باراک اوباما این اختیار را می دهد قوانین تحریمی شدیدتری را برعلیه ایران به اجراء در آورد و این قانون که به عنوان قانون "ضد سرمایه گذاری و حسابرسی " معروف شده برای تائید نهایی به رای نمایندگان مجلس "سنا" گذاشته خواهد شد.

به گفته تابناك، این طرح در ارتباط با طرحی است که روز چهارشنبه در کمیته سرمایه گذاری مجلس نمایندگان امریکا به تصویب رسیده است که به دولت امریکا اجازه داده اند محدودیت هایی برعلیه کمپانی هائی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری و مشارکت كرده و همچنین در زمينه فروش فرآورده های نفتی به ایران فعالیت می کنند، به اجرا در آورند.

همچنین طرح مجلس سنای امریکا مقدمات لازم را برای دولت های ایالتی امریکا فراهم می آورد کمپانی های که در ایران سرمایه گذاری می کنند را به دادگاه های امریکا کشانده و برعلیه آنها به سیستم قضایی امریکا برای ضبط اموال آنها دادخواستهای حقوقی ارائه نمایند.
این طرح جدید تحریم هائی برعلیه کمپانی هائی که به ایران بنزین، کروسین و پروپان و دیگر فرآورده های نفتی صادر می کنند و همچنین شرکتهای حمل و نقل دریایی که این فرآورده ها را به بنادر ایران حمل می نمایند را مشمول این تحریم ها کرده است.

این اعمال سیاست امریکایی ها نشان می دهد که آنها مصمم اند این دفعه فشار بسیار زیادتری را بر ایران وارد کنند خصوصا اینکه در مذاکرات اخیر بسیار از مواضع سخت خود کوتاه آمده به ایران امتیازاتی دادند که مورد انتقاد شدید نومحافظه کاران نیز قرار گرفت. اروپایی ها و خصوصا فرانسه هم اعلام کرده اند که در صورت عدم حصول توافق ، آماده اعمال تحریم های سخت علیه ایران هستند.

بدین ترتیب سایه چماق بر سر ایران در حالی سنگینی می کند که سکوتی مشکوک فضای کشور را فراگرفته و مسئولین بلند مرتبه دیپلماسی کشور از هرگونه اعلام نظر صریح خودداری می کنند که می تواند نشانگر دو فرضیه باشد: اول اینکه در سردرگمی و اختلافات درونی بر سر پذیرش و یا عدم پذیرش پیشنهاد آژانس گرفتار شده اند و دوم آنکه بر سر پذیرش این پیشنهاد به توافق رسیده اند ولی نمی دانند به چه نحوی آن را به مردم و رسانه ها اعلام کنند تا مورد عتاب و مواخذه آنها قرار نگیرند. پذیرش پیشنهادی که طی آن حاصل ۴ سال خون جگر ایرانیان یعنی ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده که به ازای هر ۵۰۰کیلوی آن یک قطعنامه علیه ایران تصویب شد دو دستی تقدیم غربی ها می شود.

دولت دهم روزهای بسیار سختی را پیش رو دارد چرا که بایستی بین دو بد یکی را انتخاب کند و در هر دو صورت به مردم پاسخ بدهد. اگر بپذیرد بایستی پاسخ دهد که چرا همان چهار سال پیش این کار را نکرد و اگر نپذیر بایستی پاسخ دهد که آیا هزینه ناشی از تحریم ها به فایده آن می ارزد یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  هشتم آبان 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اردوغان در ایران

اردوغان در راس هیئتی به قول صدا و سیما ۲۰۰ نفره وارد ایران شد تا گشوده شدن باب تازه ای در روابط ایران و ترکیه را شاهد باشیم. اما حضور وی در این مقطع زمانی و هنگامی که ایران قول داده ۴۸ ساعت دیگر پاسخ غرب را بدهد بی شک نشان گر نقش میانجی گری ترکیه در موضوع هسته ای ایران است.

ترکیه در خلاء یک قدرت بزرگ منطقه ای در خاورمیانه در سال های اخیر تلاش زیادی کرده تا به کشور شماره یک منطقه تبدیل شود. پیشرفت های اقتصادی و سیاسی و تلاش برای گسترش حوزه نفوذ در منطقه و به تازگی ایفا کردن نقش میانجی میان غرب و کشورهای منطقه به خصوص ایران گامهای بلندی است که ترکیه در راه رسیدن به بزرگتری منطقه برداشته است.  شکست این کشور برای عضویت در اتحادیه اروپا پس از باج دادن های فراوان به غرب ضربه بزرگی برای سکولار های حاکم محسوب می شد و اردوغان با چهره ای اسلامگرا سعی کرد با استراتژی دیگری وارد عرصه جنگ قدرت بزرگان شود. محکوم کردن اسراییل  در جریان جنگ غزه و اعتراض به رییس رژیم صهیونیستی و  ترک اجلاس به نشانه اعتراض و بر هم زدن مانور اخیر نظامی با اسراییل نمونه هایی از این استراتژی جدید ترکیه به شمار می رود که طبق آن سعی می کند با کسب پشتوانه مردمی و در عین حال قدرت نمایی در برابر غرب نقش دو پهلو و سیاست یکی به نعل و یکی به میخ خود را وسیله ای برای پیشبرد اهداف دراز مدت که همان آقایی در منطقه است قرار دهد .

اما نزدیکی به ایران در شرایطی که بارها اردوغان پیشنهاد میانجی گری در بحران هسته ای رامطرح کرده بود و در مقطعی که نقطه عطف این بحران به شمار می آید می تواند گویای عزم جدی ترکیه برای آقایی و سلطه در منطقه است.

یا این اوصاف به نظر می آید اردوغان حامل پیغام مهمی از غرب برای ایران است که شاید این پیغام به عنوان عامل موثری در نوع پاسخ ایران به پیشنهاد غرب باشد. پیشنهادی که پذیرش یا عدم پذیرش آن توسط ایران می تواند بسیاری معادلات سیاسی را در دنیا دگرگون کند.

ای کاش مسئولین ما گزارش مختصری از معاملاتی که در حال انجام است را به اطلاع مردم می رساندند تا آن ها لااقل از شکل این معاملات خبردار شوند. 

+ ارائه شده در  پنجم آبان 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما احمدی نژاد

اخبار جالبی از مذاکرات هسته ای به گوش می رسد و اطلاع رسانی رسمی هم آنقدر ضعیف است که ناخودآگاه به این فکر می افتیم که نکند توافق پشت پرده ای در حال شکل گیری است. آنچه رسما اعلام شده است این است که البرادعی پیشنهاد کرده ایران سوخت اورانیم با غنای ۵/۴ را تحویل روسیه و سپس فرانسه بدهد و میله سوخت تحویل بگیرد. این بدین معناست که همه آنچه با زحمت و تحمل فشار و تحریم و تهدید در این ۴ سال به دست آورده ایم به غرب تقدیم کنیم که تاکنون به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده است.

به فرض آنکه توافقی غیر از آنچه اعلام شده وجود نداشته باشد ایران دو راه در پیش دارد. اول آنکه این  پیشنهاد را بپذیرد و حاصل خون جگر مردم ایران را تقدیم غربی ها کند که زیاد فرقی با تعلیق ندارد   و راه دوم آنکه باز هم مقاومت کند و سری جدید تحریم ها و فشارها و البته  از دست دادن شانس مذاکره با امریکا را به ملت ایران تحمیل کند.

اما چرا  بسیاری معتقدند پذیرش این پیشنهاد فرق زیادی با تعلیق ندارد؟ به نظر می رسد مهمترین نکته و برگ برنده ایران در طول چهار سال گذشته خریدن زمان برای توسعه فعالیت هسته ای بوده است. بدین ترتیب که ایران با بسته بازی و تعویق  دائمی مذاکرات و جلسه ها زمانی پیدا می کرد تا به قول احمدی نژاد سانتریفیوژ هایش بچرخند و به استقلال خود ببالد. اما با پذیرش این پیشنهاد غربی ها چهار سال زمانی که به زحمت به دست آمده بود را از دست ما می گیرند و به جایش معلوم نیست که اصلا سوختی هم به ما تحویل دهند و ما عملا به چهار سال پیش بر می گردیم و این سوال پیش می آید که به فرض پذیرش این پیشنهاد اگر همان چهار سال پیش تعلیق را می پذیرفتیم فرقش با شرایط فعلی چه بود؟ غربی ها هم مهمترین اعتراضی که به سران مذاکره کننده در طول سالهای اخیر می کردند این بود که ایران دارد زمان را برای خود می خرد که با این پیشنهاد می توان گفت آنها جبران مافات می کنند.

این دوراهی که می توان آن را دوراهی انتخاب بین بد و بدتر برای ایران نامید ، متاسفانه ظاهرا راه سومی برایش متصور نیست و در هر دو صورت ایران دچار خسران می شود. تنها راهی که احتمال آن هم به نظر من زیاد است آن است که ایران این پیشنهاد را در ابتدا بپذیرد و سپس با بهانه ای به آن عمل نکند و بدین ترتیب باز هم زمان برای خود بخرد. البته این خریدن زمان آن هم با این هزینه بالا معلوم نیست چقدر فایده داشته باشد. به هر حال بد نیست در آنچه در طول چهار سال قبل گذشت تاملی کنیم تا ببینیم چه شد که ایران به این دو راهی بد و بدتر رسید و آیا با بررسی هزینه- فایده این نوع تعامل و دیپلماسی می توان به دستگاه دیپلماسی ایران نمره قابل قبولی داد یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  سوم آبان 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |