
بالاخره اتفاقی که نمی بایست رخ داد. یک گروهک کوچک و بی ریشه که چند سال است به راحتی تمام امنیت جنوبشرق کشور و زندگی عده زیادی از هم میهنانمان را به بازی گرفته بود بالاخره کاری کرد که تازه همه را به فکر وادار کرده است. اصولا ما عادت داریم علاج واقعه بعد از وقوع بکنیم. زمانی که سربازهای بیگناه نیروی انتظامی به گروگان گرفته شدند. زمانی که در دارزین( واقع در جاده بم-کرمان) عده ای مردم بی گناه کشته شدند. وقتی که پخش فیلم سر بریدن هم وطنانمان باعث شد تمام منطقه را رعب و وحشت فرابگیرد .زمانی که در تاسوکی خون هم میهنانمان ریخته شد و زمانی که در مسجد زاهدان انفجاری تعداد زیادی خانواده را داغدار کرد. زمانی که در گروگان گیری بانکی در زاهدان هم میهنانمان زنده زنده سوختند و اتفاقات متعدد دیگری که در این چند سال رخ داد هیچ کس به فکر نبود که اگر جلوی این حرکت گرفته نشود روز به روز گسترده تر می شود. سال گذشته در مقاله ای نوشتم امنیت منطقه جنوب شرق و زندگی روزمره مردم تحت الشعاع این ناامنی ها قرا گرفته و هیچ کس به فکر نیست. آن زمان کسی اقدامی نکرد و حالا هم چون فرماندهان رده بالای سپاه کشته شده اند تازه به فکر افتادیم اقدامی بکنیم. تازه حالا سفیر پاکستان احضار می شود، الان گفته می شود که انتقام خون شهدا را میگیریم، الان تازه همه مسئولین به فکر مقابله با این گروهک کوچک می افتند.
نکند به ورطه ای رفته ایم که جان مردم عادی از نظر مسئولین امنیتی ما بی ارزش شده یا خدای نکرده چون مردم این مناطق محروم و سنی مذهبند بدان ها بی توجهی شده است. چرا حتما باید سرداران سپاه به شهادت برسند تا اقدامی توسط مسئولین انجام شود؟ چرا کشته های متعدد از مردم بی گناه باعث نشد وزیر کشور و سایر مسئولین امنیتی به منطقه سفر کنند و دستور اقدام عاجل دهند؟ چرا قبلا به پاکستان هشدار داده نشده بود تا از فعالیت این گروه جلوگیری کند؟
این ها سوالاتی است که مردم ما خصوصا مردم این خطه برایشان پیش آمده است. آیا اگر در تهران واقعه ای تروریستی در ابعاد بسیار کوچکتر از آنچه مردم سیستان و بلوچستان در این چند سال دیدند اتفاق می افتاد توجه مسئولین به آن همانقدری بود که در این چند وقت کردند؟ آیا ارزش جان شهروندان مناطق مختلف کشور از نظر مسئولین فرق دارد؟ دیروز وقتی زلزله ای ۴ ریشتری در تهران رخ داد تمام رسانه ها آنچنان بدان پرداختند که گویی جان هزاران نفر به خطر افتاده است اما چقدر ناامنی های سیستان و بلوچستان در رسانه ها به جز چند سایت محدود و رسانه های محلی انعکاس داشت؟
اما نکته بعدی که در این حادثه و حوادث مشابه کردستان به چشم می آید ضعف مفرط دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور است. خصوصا در حادثه امروز که چند سردار سپاه حضور داشته اند چرا دستگاه اطلاعاتی ما از حضور آنان خبردارنشده و جهت خنثی سازی این حرکت تلاشی نکرده؟ چگونه است که این گروهک از جلسه ای خصوصی خبردار شده و برای آن برنامه ریزی کرده و دستگاه اطلاعاتی ما هیچ گونه اقدامی نکرده است؟
امیدوارم تمرکز دستگاه اطلاعاتی ما بر روی ناآرامی های پس از انتخابات و تحولات ساختاری وزارت اطلاعات توسط رییس جمهور دلایل این کوتاهی ها نباشد که اگر اینگونه باشد جای تاسف بسیار دارد.

لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد. 




