تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

عبدالمالک ریگی

بالاخره اتفاقی که نمی بایست رخ داد. یک گروهک کوچک و بی ریشه که چند سال است به راحتی تمام امنیت جنوبشرق کشور و زندگی عده زیادی از هم میهنانمان را به بازی گرفته بود بالاخره کاری کرد که تازه همه را به فکر وادار کرده است. اصولا ما عادت داریم علاج واقعه بعد از وقوع بکنیم. زمانی که سربازهای بیگناه نیروی انتظامی به گروگان گرفته شدند. زمانی که در دارزین( واقع در جاده بم-کرمان) عده ای مردم بی گناه کشته شدند. وقتی که پخش فیلم سر بریدن هم وطنانمان باعث شد تمام منطقه را رعب و وحشت فرابگیرد .زمانی که در تاسوکی خون هم میهنانمان ریخته شد و زمانی که در مسجد زاهدان انفجاری تعداد زیادی خانواده را داغدار کرد. زمانی که در گروگان گیری بانکی در زاهدان هم میهنانمان زنده زنده سوختند و اتفاقات متعدد دیگری که در این چند سال رخ داد هیچ کس به فکر نبود که اگر جلوی این حرکت گرفته نشود روز به روز گسترده تر می شود. سال گذشته در مقاله ای نوشتم امنیت منطقه جنوب شرق و زندگی روزمره مردم تحت الشعاع این ناامنی ها قرا گرفته و هیچ کس به فکر نیست. آن زمان کسی اقدامی نکرد و حالا هم چون فرماندهان رده بالای سپاه کشته شده اند تازه به فکر افتادیم اقدامی بکنیم. تازه حالا سفیر پاکستان احضار می شود، الان گفته می شود که انتقام خون شهدا را میگیریم، الان تازه همه مسئولین به فکر مقابله با این گروهک کوچک می افتند.

نکند به ورطه ای رفته ایم که جان مردم عادی از نظر مسئولین امنیتی ما بی ارزش شده یا خدای نکرده چون مردم  این مناطق محروم و سنی  مذهبند بدان ها بی توجهی شده است. چرا حتما باید سرداران سپاه به شهادت برسند تا اقدامی توسط مسئولین انجام شود؟ چرا کشته های متعدد از مردم بی گناه باعث نشد وزیر کشور و سایر مسئولین امنیتی به منطقه سفر کنند و دستور اقدام عاجل دهند؟ چرا قبلا به پاکستان هشدار داده نشده بود تا از فعالیت این گروه جلوگیری کند؟

این ها سوالاتی است که مردم ما خصوصا مردم این خطه برایشان پیش آمده است. آیا اگر در تهران واقعه ای تروریستی در ابعاد بسیار کوچکتر از آنچه مردم سیستان و بلوچستان در این چند سال دیدند اتفاق می افتاد توجه مسئولین به آن همانقدری بود که در این چند وقت کردند؟ آیا ارزش جان شهروندان مناطق مختلف کشور از نظر مسئولین فرق دارد؟ دیروز وقتی زلزله ای ۴ ریشتری در تهران رخ داد تمام رسانه ها آنچنان بدان پرداختند که گویی جان هزاران نفر به خطر افتاده است اما چقدر ناامنی های سیستان و بلوچستان در رسانه ها به جز چند سایت محدود  و رسانه های محلی انعکاس داشت؟

اما نکته بعدی که در این حادثه و حوادث مشابه کردستان به چشم می آید ضعف مفرط دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور است. خصوصا در حادثه امروز که چند سردار سپاه حضور داشته اند چرا  دستگاه اطلاعاتی ما از حضور آنان خبردارنشده و جهت خنثی سازی این حرکت  تلاشی نکرده؟ چگونه است که این گروهک از جلسه ای خصوصی خبردار شده و برای آن برنامه ریزی کرده و دستگاه اطلاعاتی ما هیچ گونه اقدامی نکرده است؟

امیدوارم تمرکز دستگاه اطلاعاتی ما بر روی ناآرامی های پس از انتخابات و تحولات ساختاری وزارت اطلاعات توسط رییس جمهور دلایل این کوتاهی ها نباشد که اگر اینگونه باشد جای تاسف بسیار دارد.

+ ارائه شده در  بیست و ششم مهر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

طرح هدفمند کردن یارانه ها!لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد.

هر چند این طرح قرار است تا آخر سال ۹۳ و برنامه پنجم توسعه به طور کامل اجرا شود ولی به هر حال آثار تورمی ناشی از این رها سازی قیمت ها را نمی توان نادیده گرفت. اما نکته ای که کمتر بدان توجه شده است وتنها یکی از نمایندگان به آن اشاره ای کرد آنکه آیا هزینه بالا و غیر منطقی تولید حامل های  انرژی در کشور ما که به علت های مختلفی چون تحریم های اقتصادی و گران بودن قطعات و خدمات بین المللی - مستهلک بودن سیستم تولید- بروکراسی های معیوب و نیروی انسانی نامتناسب- مدیریت ضعیف و ناکارآمد- نبود سیستم رقابتی و عدم حضور بخش خصوصی و... شکل گرفته بایستی از مردم دریافت شود؟

آیا تاوان سخنرانی های آتشین و تنش زای رییس جمهور در دنیا که باعث تحریم و انزولای ایران شده است - قوم و خویش سالاری و مدیریت ضعیف- پاداش های کلان و غیر منطقی مدیران- ولخرجی های مرسوم دولتی- هزینه خرید اتومبیل های گران مدیران- استخدام پسرخاله ها و باجناق های بی کفایت -سفرهای خارجی مدیران و هزینه احداث مهمانسراهای مجلل در نقاط خوش آب و هوا و.. باید توسط مردم پرداخت شود؟

آیا اگر روزی تولید برق و گاز و بنزین و ... به بخش خصوصی واگذار شود و شرکت های متعددی در این زمینه به صورت رقابتی فعالیت کنند قیمت تمام شده برق و گاز و بنزین همینی خواهد بود که الان هست؟ آیا اگر روابط ما با دنیا بهبود یابد و قطعات و خدمات با قیمت منطقی در اختیارمان قرار گیرد هزینه کرد ما همین مقدار خواهد بود؟

چرا کسی در کشور به این نکته توجه نمی کند که زمانی قیمت های واقعی معنا دارد که تولید بهینه و رقابتی وجود داشته باشد. زمانی می توانیم دم از یارانه های بی حد و حساب بزنیم که بتوانیم بنزین با کیفیت عالی با قیمت خلیج فارس که حدود ۴۰۰ تومان در لیتر است را تولید کنیم . نه اینکه بنزین را باحدود لیتری ۷۰۰ تومان با کیفیت پایین و اکتان نامناسب تولید کنیم و بعد برای جبران مشکلات آن بنزین سوپر وارد کنیم و با آن مخلوط کنیم تا مشکلاتش پوشانده شود.

همه سکوت کرده اند و لایحه هدفمند کردن فقر به نفع مسئولین مرفه دولتی به تصویب می رسد تا از این پس آنان در هیئت مدیره راحت تر پاداش های کلان برای خود تصویب کنند و با مشکل اعتبار برای احداث مهمانسراهای مجلل و سفرهای خارجی و اتومبیل های گران قیمت خود مواجه نشوند.

+ ارائه شده در  بیست و سوم مهر 1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

علوم انسانی اسلامی

از ابتدای انقلاب اختلاف نظرهای زیادی در خصوص  علوم انسانی مبتنی بر تئوری های غربی و تدریس آن در دانشگاهها وجود داشته است. شاید مهمترین دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها هم همین اختلاف نظر بود. اکنون پس از سی سال و بعد از بحران های پس از انتخابات دوباره این اختلاف ها موضوع بحث بسیاری از محافل شده است. دامنه نظرات محافل گوناگون بسیار متنوع و گاهی متناقض است و سخنان رهبری در این مورد هم باعث شد بحث های داغ تری در این خصوص شکل بگیرد.البته شاید اعترافات حجاریان که سخن از گمراه کننده بودن علوم سیاسی و جامعه شناسی غربی رانده بود شروع این جریان به شمار آید.

به هر حال اکنون این مساله از یک مساله علمی و تخصصی به مساله ای سیاسی تبدیل شده و هر بی سوادی در مورد آن نظر می دهد. گاهی هم دیده شده افرادی در این خصوص نظر داده اند که خودشان سال ها محصل و مبلغ این نظریات در دانشگاهها بوده اند.

شاید بتوان نظرات گوناگون در خصوص این مساله را به چند دسته عمده زیر تقسیم کرد:

۱-معتقدین به مبرا بودن علم از ایدئولوژی: این عده معتقدند علم بدون جهت گیری و ایدئولوژی است و صرفا به طبقه بندی و بحث در مورد علوم می پردازد و اینکه ما علمی را منحرف کننده بدانیم مثل این است که مثلا معتقد باشیم فیزیک می تواند دارای جهت گیری ایدئولوژیک باشد. این عده که اکثرا تحصیل کردگان غرب هستند عمدتا گرایشات سکولار هم دارند ولی در بین آنان معتقدین به حکومت اسلامی هم پیدا می شود. ایشان می گویند اینکه علوم انسانی نیاز به انطباق با ایدئولوژی اسلام دارد مثل این است که بگوییم فیزیک و شیمی هم غربی است و باید اسلامی شود.

۲-معتقدین به اصلاحات در علوم انسانی: ایشان معتقدند اصل علوم انسانی و پایه های تئوریک آن علمی است و فاقد جهت گیری ایدئولوژیک است اما نظریه هایی که بعدا در حول آن شکل گرفته دارای جهتگیری است و بایستی آنها را مبتنی بر اصول و ارزشهای خودمان بازسازی و اصلاح کنیم. این عده معتقدند با تشکیل یک شورای نظارت و اصلاح برخی مطالب مشکل حل می شود.بسیاری از صاحبان کرسی در دانشگاههای ایران که گرایشات مذهبی و انقلابی دارند جزو این گروه هستند. 

۳-معتقدین به بازسازی علوم انسانی از مبنا: این افراد مبنای علوم انسانی را بر پایه ایدئولوژی ماتریالیست و سکولار می داند و معتقد هستند بایستی علومی مثل علوم سیاسی و جامعه شناسی را بر اساس ایدئولوژی تئوکراسی و خدامحوری بازنویسی کرد. این افراد با مشکلی مواجه هستند که کارشان را مشکل کرده است . مشکلی که بر اساس آن اساس علوم انسانی که همان برخورد بدون جهت گیری و علمی با موضوعات مختلف است را زیر سوال می برد. این گروه شامل اصولگرایان انقلابی که در دانشگاهها رتبه و اعتبار چندانی هم ندارند است و اکثرا روابط مستقیم و یا غیر مستقیم انها با حوزه سبب این تفکر شده است.

۴-معتقدین به بازسازی فلسفه علم: این گروه پا را فراتر از گروه قبلی می گذارند و معتقدند بایستی فلسفه علم را بازسازی کرد. بدین معنا که بایستی طرز نگرش به علوم و اساس و بنیان آنها را تغییر داد. این بازسازی شامل بازسازی تئوری های فلسفه علم است که بنیان نگرش علمی و اصطلاح علم را دگرگون می سازد. این گروه شامل عده ای علمای حوزه و به محوریت موسسه امام خمینی و آیت الله مصباح شکل گرفته و دارای نفوذ فراوان در حاکمیت است.

با توجه به علمی بودن موضوع بزرگترین خطر برای دانشگاههای ما برخورد سیاسی با این موضوع است. برخوردی که متاسفانه در ماههای اخیر برای بهره گیری های سیاسی و برای سرکوب جناح مخالف (در دو طرف ماجرا) شکل گرفته است و ادامه آن سبب نخبه گریزی و مهاجرت مغزهای متفکر از کشور خواهد شد. به هر حال اگر قرار است مرجعی در این خصوص تصمیم بگیرد بایستی مرجعی بالا دست و متشکل از همه طرز تفکرهای نزدیک به تفکرات اسلامی باشد تا بعدها پشیمانی بی سود سراغمان نیاید که ای کاش همان رویه سنتی را ادامه داده بودیم. البته ذکر این نکته هم ضروری است که با توجه به سلایق و نظرات مختلف و متنوع در این خصوص- رسیدن به یک نظریه واحد عملا کار دشوار و ناممکنی می نماید.

+ ارائه شده در  نوزدهم مهر 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ایران و امریکا

وقتی دولت احمدی نژاد بر سر کارامد و بعضی مواضع افراطی اش در مورد هولوکاست و اسراییل سر و صدای همه را در آورد برخی تحلیلگران گفتند اگر کسی پس از انقلاب بتواند روابط ایران و امریکا را ترمیم کند این شخص همان احمدی نژاد است که اینگونه در سخنان خود بی مهابا به امریکا می تازد. البته دلیل این سخن نه دیپلماسی هوشمندانه وی است و نه تدبیر و تفکر او بلکه تنها اعتمادی است که مردم به او پیدا می کنند و مطمئن می شوند که او خائن نیست و او می تواند به راحتی بزرگترین باج ها را به امریکا بدهد و با خونسردی تمام سخن از حماسه بزرگ هم براند. به این اعتماد اضافه کنید القای دائم اینکه دولتهای قبلی خائن بودند و کشور را دو دستی تقدیم بیگانگان کردند. مستند شبکه سه در مورد عملکرد هسته ای دولت هشتم و نهم هم از اینگونه بود.

 ایرانیان در طول تاریخ همواره ثابت کرده اند مهمترین خط قرمزشان روابط خفت بار با بیگانگان است و بهترین راه تخریب یک فرد یا گروه متهم کردن ایشان به خیانت به کشور و در دامان بیگانگان افتادن است چنانکه در قضایای بعد از انتخابات هم از این حربه به خوبی علیه معترضین استفاده شد تا آنان را اجیر بیگانگان القا کنند.

در مذاکرات اخیر ژنو تا چند روز مردم ما از آنچه در مذاکرات گذشت کاملا بی خبر و غافل بودند. اطلاع رسانی بسیار غیرشفاف و عدم صداقت دولت در برخورد با مردم نشان از تایید سخنانی بود که بایستی از رسانه های بیگانه می شنیدیم. سخنانی که نشان از نرمش دولت در مذاکرات و قول تحویل اورانیم با غنای پایین به شخص ثالث و فرآوری آن تا ۲۰ درصد در آن کشور(تقریبا معادل تعلیق) داشت. هر چند به نظر بنده تنها راه و عاقلانه ترین راه برای گشایش راه مذاکرات همین اقدام بوده و آن را تحسین می کنم ولی چه بهتر بود که دولتمردان صادقانه آنچه را بر سر آن در حال معامله هستند به مردم هم می گفتند تا بعدها مردم ما از بیگانگان حقایق تحریف شده را نشنوند. نکته جالب این بود که برخی رسانه های اصولگرا سخنان جان بولتن را نشان از پیروزی ایران در مذاکرات قلمداد کرده بودند و البته سخن وی به این دلیل بود که نشستن بر سر میز مذاکره را از اساس پیروزی ایران می داند و البته هم همین طور است.

دولتی که دائم دولت های قبل را به خیانت و وطن فروشی محکوم می کرد حال در اقدامی عاقلانه جهت تعدیل فضای بین المللی و کم کردن فشار و گرفتن امتیاز های ارزشمندتر کمی از مواضع سرسختانه اش کوتاه آمده است ولی توان اینکه برای مردم اعتراف کند ناچار به کمی عقب نشینی تاکتیکی شده است را ندارد. اینقدر در سخنرانی ها و مواضع علیه دولت های قبلی افراط کرده است که حال نمی تواند حقیقت را به مردم بگوید.

اخبار غیر رسمی از توافقات پشت پرده که برخی از آنان مثل اهدای هواپیماهای بویینگ در ازای اموال بلوکه شده لو رفت و یا ملاقات های متکی با امریکاییان در نیویورک نشان از عزم دولت دهم برای شکستن یخ روابط با امریکاست که اقدامی مثبت و قابل تحسین است. اما چرا بایستی در درون کشور جور دیگری ژست بگیریم و مردم را از حقایق پشت پرده مطلع نسازیم سوالی است که دلیل آن هم کاملا روشن است. افراط در محکوم کردن سایرین به خیانت همه آنان را مترصد گرفتن نقطه ضعفی از دولت کرده است و  بدین ترتیب دولت می ترسد رسما حقیقت را اعلام کند.

معمولا عادت به تعریف از دولت ندارم ولی این اقدام احمدی نژاد را که باعث شد روزنه ای برای برون رفت از بحران بین المللی باز شود تحسین می کنم و امیدوارم روزی دیدگاه عاقلانه تری بر روابط خارجه ما حاکم شود.

+ ارائه شده در  شانزدهم مهر 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

خبرگزاری فارس
 
 
این تیترها تنها تیترهایی از خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۲ مهر از ساعت ۸ تا ۱۰:۳۰ صبح هستند که در طول دو ساعت و نیم منتشر شده اند. بعد از وقایع انتخابات اگر شما هر روز به این خبرگزاری وابسته به سپاه مراجعه کنید انواع و اقسام اینگونه تیترها و مطالب را خواهید دید. البته این موضوع در مورد خبرگزاری های دیگری مثل رجانیوز و جهان نیوز و روزنامه هایی مثل وطن امروز و کیهان و ایران هم صدق می کند. در روزهای اخیر چند محور اساسی در نوع موضع گیری این جریان رسانه ای وجود دارد. 
اول : اینکه سعی دارند گروه موسوم به اصلاح طلب را مخالفان اسلام وانقلاب و خط امام معرفی کنند.طرح مسایلی مثل پرونده ۷ تیر و گفتگو با سوروس توسط خاتمی از این نمونه اند. گشتن در پرونده اصلاح طلبان و پیدا کردن نقاط ضعف آنان  یکی از مشاغل اصلی کارکنان این جریان رسانه ای است.
 
دوم : اینکه سعی دارند تلاشهای رهبری برای ثبات و آرامش و وحدت را خنثی کنند. طرح مسایلی چون لازم بودن پخش دادگاهها علیرغم تاکید رهبری و طرح این مساله که شعار وحدت صرفا یک فریب برای امتیاز گیری است علیرغم خواست مکرر رهبری در همین راستا هستند.
 
سوم: القای این مساله که مردم و مسئولین خواستار محاکمه موسوی - خاتمی و کروبی هستند.
 
چهارم: تخریب هاشمی و نزدیکانش به هر قیمتی.
 
نکته جالب در این میان این است که بسیاری از این موضع گیری ها در تناقض آشکار با رهنمود های رهبری هستند که این جریان به شدت و در ظاهر مدعی حمایت از اوست. ظاهرا فرماندهی این جریان بر عهده خبرگزاری فارس گذاشته شده که پشتیبانی اصلی آن به عهده سردار عزیز جعفری است. کسی که این روزها سخنان وی بسیاری را شگفت زده کرده است. سخنان وی در مورد قصد براندازی اصلاح طلبان و سخنان اخیر وی در مورد بسیج و نقش آن در مبارزه با جنگ نرم دشمن به خوبی گواه این موضوع است که وی تا خروج کامل اصلاح طلبان از دایره نظام و تبدیل کردن آنان به اپوزیسیون خارجی از پای نخواهد نشست. این امر در حالی اتفاق می افتد که همه فراموش کرده اند که امام و رهبری بارها از لزوم عدم دخالت نظامیان در سیاست سخن رانده اند.
 
حال همین نظامیانی که از دخالت در سیاست منع شده اند سردسته جریان رسانه ای و تبلیغاتی تفرقه افکن شده اند که قصد کسب یک قدرت انحصاری در حاکمیت را دارد و هر گونه مخالفت را بر نمی تابد و با وجهه ای نظامی هر روز بر مخالفانش می تازد و سخن رهبر هم جلودارش نیست.  
+ ارائه شده در  دوازدهم مهر 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

5+1 و ایران

چند اقدام پیاپی رییس جمهور ایران پس از انتخابات دهم باعث شده تا بسیاری در تحلیل رفتارهای سیاسی احمدی نژاد سردرگم شوند. ۱-سخنرانی روز قدس و انکار مجدد هولوکاست ۲- حمله به غرب در مصاحبه های حاشیه نشست نیویورک ۳-اعلام عمومی ایجاد یک سایت جدید غنی سازی ۴-آزمایش موشکی و نظامی ۵- تبادل سخنان تند با رهبران غربی خصوصا سارکوزی .

این اقدامات زمانی  بیشتر معنی دار می شوند که بدانیم در آستانه یکی از نقاط عطف سیاست خارجه ایران یعنی مذاکرات با ۵+۱ آن هم برای اولین بار با حضور امریکا هستیم که بسیاری آن را آخرین فرصت ایران برای حل بحران هسته ای و بازگشت به وضعیت عادی قلمداد کرده اند. شاید دلایل متعددی را برای این رفتار غیر قابل انتظار دستگاه دیپلماسی ایران بتوان تصور کرد کهخ شاید یکی از دلایل زیر و یا ترکیبی از آنها بیشتر قابل قبول باشد:

۱-سیاست حمله به جلو: سیاستی که احمدی نژاد گاهی از آن نتیجه گرفته و اصطلاحا با وارد کردن ضربه ای به حریف قصد گیج و منفعل کردن وی را دارد. البته به نظر می رسد این سیاست در این مورد که با اجماع و تمرکز غرب صورت گرفته زیاد اثربخش نباشد.

۲- معطوف کردن افکار عمومی داخل به خارج: سیاست بزرگنمایی دشمن خارجی بسیار کاربرد فراوانی در تاریخ انقلاب داشته است. هرگاه با معضلی داخلی روبرو بوده ایم سعی کردیم با دشمن را بزرگ و خطرناک جلوه دادن نظرات مردممان را به آن سو مرزها معطوف کنیم تا از اعتراض شرایط داخلی صرف نظر کنند. شاید احمدی نژاد برای برون رفت از بحران مشروعیت خود و معطوف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی اش را بزرگنمایی دشمن و ایجاد تنش در روابط خارجی یافته است.

۳-تنش آلود کردن فضای مذاکرات: موضع منطقی اوباما برخلاف ابراز عقاید غیر منطقی و احساسی بوش باعث شده تا دیگر احمدی نژاد نتواند امریکا را به دشمنی و کینه ملت ایران محکوم کند. در چنین شرایطی که منطق بر مذاکرات با ۵+۱ حاکم باشد قطعا شکست خورده اصلی ایران است که هیچ حرف منطقی برای دفاع از خود ندارد. بنابراین احمدی نژاد با ایجاد تنش و درگیری فضا را تنش آلود می کند و بعد به بهانه ای واهی از حضور در مذاکرات و یا پذیرش خواسته های ایشان سرباز می زند. البته بر خلاف سارکوزی، اوباما به خوبی فهمیده که نباید اسیر این بازی احمدی نژاد شود و موضعی نرم اتخاذ کرده تا این حرکت ایران را خنثی کند. احمدی نژاد در اداره داخل کشور بارها برای برون رفت از بحارن ها از سیاست تنش زایی استفاده کرده و در سیاست خارجی هم معتقد به بردن بازی به زمین حریف است. ولی به نظر می رسد اوباما تا حد زیادی دست احمدی نژاد را خوانده و اجازه نخواهد داد باز هم این تاکتیک به نفع وی عمل کند.

۴-بالا بردن قیمت کوتاه آمدن: اگر فرض کنیم ایران قصد داشته باشد در مذاکرات آتی کمی از مواضع خود کوتاه بیاید بهترین گزینه این است که با بالا بردن سطح بحران قیمت ما به ازای این کوتاه امدن را بالا ببرد. ۵+۱ قطعا حاضرند قیمت گزافی را بات کوتاه آمدن ایران از بخشی از برنامه های هسته ای بپردازند و چه بهتر که با بحران زایی قیمت این کوتاه امدن بالاتر برود.

۵-تشکیل اتحاد چینی -ایرانی: درست زمانی که چین از مخالفت با تحریم بیشتر ایران سخن می راند و طرحی در کنگره برای تحریم بنزین ایران در حال تصویب بود ایران قرارداد خرید بنزین از چین را علنی کرد. شاید چین که بخش کوچکی از منافع مشترکش با ایران لو رفته قصد باج خواهی دو جانبه درست مدل کاری که روسیه با ما کرد را انجام دهد و چند سالی از اختلاف ایران و غرب دو جانبه بهره ببرد. کاری که تابحال هم صورت گرفته بود و ممکن است به طریقی روزافزون ادامه یابد. این امر با اتحاد اخیر روسیه و امریکا در مقابل ایران راحت تر هم قابل اجرا خواهد بود. 

به هر حال آنچه مسلم است آنکه ایران در میز مذاکره برگ برنده ای نخواهد داشت و میان تحریم های سخت و کوتاه آمدن از مواضع باید یکی را انتخاب کند. پس چه بهتر که بزرگان، عوض استفاده از این تاکتیک های منسوخ شده و تکراری سعی کنند منطقی به راهی برسند که بیشتر از این هزینه لجاجت ها و تنش زایی های برخی را به ملت ایران تحمیل نکنند.

+ ارائه شده در  هفتم مهر 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

صندلی های خالی سازمان ملل

تا ساعت ۲ و نیم شب بیدار ماندم تا سخنان رییس جمهور کشورم را در جمع سران کشورهای جهان ببینم. زمانی که روسای جمهور برخی کشورها همزمان با سخنان احمدی نژاد یک به یک محل اجلاس را ترک کردند و یادم آمد زمانی که اوباما صحبت می کرد هیئت ایرانی همه شان سرجایشان نشسته بودند و با دقت گوش می کردند حس بسیار بدی پیدا کردم. وقتی دیدم شبکه های خبری دنیا تنها روی دو سخنرانی سران مانور می دهند و قذافی دیوانه را دائم به همراه احمدی نژاد نشان می دهند خیلی ناراحت شدم. وقتی تصویر صندلی های خالی اجلاس در شبکه های تلویزیونی در هنگام سخنرانی نماینده کشورم به نمایش در می آید نمی توانم ناراحت نشوم.

البته دو تفسیر از این اقدام احمدی نژاد در داخل وجود دارد. یک عده این اقدام شجاعانه احمدی نژاد را حماسه می نامند. ایشان معتقدند ما چون قوی شدیم همه سعی می کنند به ما اینگونه حمله کنند و داشتن یک ایدئولوژی مهاجم و سیاست خارجه قوی باعث این عکس العمل های بی اثر می شود. اگر یادتان باشد دوربان دو هم مشابه همین اجلاس شد و بعد در رسانه های ما به عنوان حماسه از آن یاد شد.

اما عده دیگری که نظر من به آنان نزدیک تر است می گویند این موضع که همه دنیا را با خودمان دشمن کنیم و همه را به چالش بکشیم نشانه قوی بودن نیست و هزینه ای به ما تحمیل می کند که نتیجه نهایی آن انفعال و ضعف است. اگر رییس جمهور ما در مهمترین اجلاس جهانی تحقیر می شود این نشانه قدرت ما نیست بلکه نشانه این است که ما نتوانستیم راهی برای احقاق حقوق و رساندن پیام خودمان به دنیا پیدا کنیم. هنر این است که با ابزار دیپلماسی بتوانیم حرف خودمان و خواسته خودمان را محقق کنیم وگرنه اینکه دائم بگوییم ما قوی شدیم و در دنیا تاثیر گذاریم و به قولی  خود گوییم و خود خندیم  و خود مرد هنرمندیم... هنری نیست.

اگر امروز کسی در دنیا غیراز چند کشور ضعیف و فقیر که از منافع رابطه با ما نفع می برند با ما دوست نیست این نشانه خوبی نیست. اگر امروز اوباما بر خلاف بوش که مثل احمدی نژاد با همه سر جنگ داشت با همه مردم دنیا با زبان صلح و دوستی حرف می زند و دائم بر تغییر رفتار غلط امریکا در دنیا تاکید می کند نشانه این است که امریکایی ها فهمیده اند زبان تهدید و یکه تازی در دنیا دیگر پاسخگوی نیازهای ملتها نیست و بایستی کشورهای دنیا را به همراهی واداشت. این موضع اوباما به این معنا نیست که وی از مواضع دیرینه امریکا کوتاه آمده یا در سیاست خارجه امریکا تحول اساسی ایجاد کرده بلکه وی فقط تاکتیک اعمال نظرات امریکا را تغییر داده است وگرنه اهداف و سیاستهای کلی بوش را دنبال می کند. البته نباید فراموش کنیم این موضع رییس جمهور امریکاست که عمده اقتصاد دنیا را در دست دارد و قدرت نظامی و سیاسی اش قابل مقایسه با کشور ضعیفی مثل ایران نیست.

هر چه که باشد باز هم باید شاهد این جملات در تلویزیون و رسانه های اصولگرا باشیم که: حماسه آفرینی دوباره احمدی نژاد در نیویورک! اقتدار احمدی نژاد باعث شد سران کشورهای دنیا نتوانند سخنان وی را تاب بیاورند! ترک سالن نشانه ضعف و انفعال غربی هاست! سخنان کوبنده رییس جمهور غربی ها را وادار به ترک سالن کرد و....

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !

+ ارائه شده در  دوم مهر 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |