
رهبری هم امروز به حفظ آبروی اشخاص توصیه کرد. هر چند شاید کمی برای این توصیه دیر است و آبروی خیلی ها با جرمهای اثبات نشده رفته ولی جلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است. البته در کشوری که رییس جمهورش در پربیننده ترین برنامه تلویزیونی یعنی مناظره به راحتی فرزندان هاشمی و ناطق را بدون امکان پاسخگویی ایشان به جرایمی اثبات نشده محکوم می کند خیلی به صدا و سیما و روزنامه ها و سایتهایش ایرادی نیست که به راحتی آبروی افراد را بریزند.
رهبری می گوید: اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاههاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبهروز هم بيشتر و گستردهتر و پيچيدهتر ميشود - روشى را در پيش گرفتهاند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند.
اصل برائت که یکی از مهمترین اصول اخلاق اسلامی است به راحتی در کشور داعیه اسلام به فراموشی سپرده می شود و به بهانه های مختلف افرادی به جرمهایی محکوم می شوند که نه مدعی توانایی اثبات آن رادارد و نه محکوم توانایی دفاع از خود را. شیوه مضحک صدا و سیما در سانسور اسامی و آوردن اسامی به صورت م.م یا م.ک هم از ان شیوه هایی است که نشان می دهد تذکر رهبری هم اثری در اصل ماجرا ندارد و تنها از باب رفع تکلیف عمل می شود.
کیهان و جناب شریعتمداری هم که البته در این گونه برخوردها ید طولایی دارند به راحتی و پس از نسبت دادن چیزهایی به برخی سریعا آن را با صدر اسلام مقایسه کرده و جایگاه معاویه و خوارج و ابوموسی و منافقین را هم به افراد دلخواه نسبتا می دهند. البته خواهیم دید که این شیوه ایشان همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و حرف رهبری تنها در موارد امکان استفاده ابزاری اعمال می شود. احتمالا هم گفته می شود ریختن آبروی برخی واجب است.
وقتی فرمانده سپاه به راحتی به خودش اجازه می دهد بلندرتبه ترین سران نظام را به گناههایی اثبات نشده محکوم کند و باعث تفرقه و دشمنی شود و بعد هم در روز عید فطر در مصاحبه با خبر تلویزیون همه را دعوت به وحدت کند این نشان می دهد که نفاق و ریا تا چه حد در برخی سران رسوخ کرده است.
آنچه که مسلم است این روند نتیجه ای ندارد جز اینکه به قول رهبری : فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى می کند. و این فضا نتیجه ای ندارد جز گسترش تفرقه و سوء ظن و دشمنی و کینه که متاسفانه روز به روز هم شاهد افزایش آن هستیم.


.jpg)
اوباما همه شرایط را مناسب دیده است تا با ایران بر سر میز مذاکره ستیز کند و نه با قطعنامه و تحریم و حمله نظامی. این معنای پیام های متعددی است که از واشنگتن به تهران فرستاده می شود. البته برخی خوشبینان و کوته فکران این موضع واشنگتن را نشانه عقب نشینی و تن دادن به حق ایران در زمینه انرژی هسته ای دانسته اند. اما حقیقت چیز دیگری است. اوباما چند بار دیگر هم فرصت مذاکره با ایران را داشت ولی چرا این زمان را برای آن انتخاب کرد؟ 


