تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

سر پیچ بهارستان رییس جمهور باید به بهارستان برود تا رای اعتماد بگیرد ولی آیا این احمدی نژاد همان احمدی نژادی است که چهار سال پیش با ترس و لرز به بهارستان رفت و شبها کابوس رای اعتماد نگرفتن دوستانش را می دید؟ با توهمی که از محبوبیت خود در میان مردم پیدا کرده  این دفعه تاکتیک و روش وی در مقابله و مواجهه با مخالفین به نسبت سرسخت ترش در مجلس ظاهرا بسیارمتفاوت از دوره پیش است. شاید برخی تاکتیکهای جدید مواجهه با مجلس توسط احمدی نژاد به قرار زیر باشد:

۱- مردم را در مقابل مجلس قرار دادن: مصاحبه های تلویزیونی و معرفی وزرا به مردم و محکوم کردن باهنر و لاریجانی در مصاحبه تلویزیونی و اشاره تلویحی به ۲۴ میلیون رای می تواند اهرم مناسبی برای فشار به مجلس باشد که توسط احمدی نژاد به کارگرفته شد.

۲-اداره وزراتخانه ها با سرپرست: بعضی وزرا خیلی تابلو انتخاب شده اند و احمدی نژاد اگر واقعا نفهمیده باشد که ایشان رای نمی آورند باید در خیلی چیزها شک کرد. به نظر می رسد وی در بعضی وزارتخانه ها مثل اطلاعات که مدتی است خود وزیر آن شده است قصد نصب وزیر را ندارد و فعلا قصد دارد به وسیله سرپرست حرف گوش کن آن را اداره کند.

۳-زمینه سازی برای لیست شماره دو: قطعا مجلس در سری دوم معرفی وزرا کمتر از دور اول مته به خشخاش می گذارد . طبیعتا احمدی نژاد خیلی خوشحال خواهد شد اگر برخی وزرای وی رای نیاورندتا در سری دوم دوستانش راحتتر از فیلتر مجلس عبور کرده به مسند وزارت بنشینند.لیست سری دوم احمدی نژاد احتمالا لیست اصلی وی است.

۴-باج دهی نمایشی به جناح ها: برخی افراد معرفی شده به مجلس از افراد نزدیک به فراکسیون اکثریت مجلس هستند ولی اینقدر ضعیف و کم سابقه هستند که قطعا رای نمی آورند. با این کار احمدی نژاد هم ظاهرا به مجلسی ها باج داده و هم به مقصود خود در دور دوم معرفی وزرا می رسد.

۵- ایستادگی بر معرفی وزرای اصلی: در برخی وزارتخانه ها احمدی نژاد به هیچ وجه قصد کوتاه آمدن و مصالحه ندارد. شاید آنقدر وزیر معرفی کند و آنقدر با سرپرست اداره وزراتخانه ها انجام بشود تا مجلس کوتاه بیاید و رای اعتماد بدهد. وزارت کشور ، اطلاعات ، نفت ، راه و نیرو ساید از این جمله باشند.

به هر حال آنچه مسلم است آنکه به قول نویسنده خوش ذوق همشهری ماه احمدی نژاد سر پیچ بهارستان بدجوری گیر خواهد کرد و این روزها درگیر خواهد بود. رایزنی های متنوع از سوی جریان های نزدیک به احمدی نژاد هم بعید است رای مجلس که خصوصا در قضیه مشایی حسابی از رییس جمهور دلخور است را برگرداند پس منتظر می شویم تا مصاف هیجانی مجلس و دولت را نظاره کنیم.

+ ارائه شده در  سی و یکم مرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدي ن‍ژاد

شش وزیر معرفی شدند اما نه به مجلس بلکه به مردم.  اما اینکه چرا به مردم وزرا معرفی شدند احتمالا به این دلیل است که مجلس زیر بار این وزرا نرفته و رییس جمهور می خواهد از طریق ایجاد فشار مردمی بر مجلس ایشان را در انفعال قرار دهد تا مجبور به رای اعتماد شوند. انتخاب رییس جمهور محترم است و ایشان حق دارد هر کسی را که می خواهد به عنوان وزیر انتخاب کند ولی اسامی این اولین وزرا که خنده خیلی ها را موجب شد. غیر از وزیر اطلاعات که اصلا در حیطه اختیارات احمدی نژاد نیست سایر وزرا خیلی جالب انتخاب شده اند. عباسی محرابیان و حسینی که نیاز به معرفی ندارند و وزرای کابینه قبلی وی هستند. ایشان تا قبل از وزیر شدن هیچ گونه سوابق مدیریتی رده بالایی نداشته اند و به لطف احمدی نژاد سابقه کمتر از یک دوره وزرات را در پرونده دارند. در ضمن سه وزیر تحصیلات دانشگاه آزاد دارند.

آقای محرابیان وزیر پیشنهادی صنایع بالاترین سمتش  قبل از دولت نهم عضو هيئت مديره شركت شهروند وابسته به شهرداري تهران در زمان احمدی نژاد بوده است. به عبارتی جزو کشفیات آقای رییس جمهور به شمار می رود. البته نیازی نیست یادآوری کنم طرح اتاق امن هم به نام ایشان ثبت شده بود که متاسفانه بعدا اثبات شد از کس دیگری سرقت شده.

آقای عباسی وزیر پیشنهادی تعاون هم  قبل از وزارت سابقه اجرایی غیر از مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان‌هاي مازندران و گلستان نداشته است. وی تحصیل کرده دانشگاه آزادی است که آقای احمدی نژاد مدارک آن را فاقد اعتبار می داند.

 آقای حسینی وزیر پیشنهادی اقتصاد  هم هر چه در سوابقش گشتم هیچ سمت اجرایی یافت نکردم جز یکی دو تا سمت که در زمان دولت نهم به وی اعطا شده. وی دارای دکتری تخصصی اقتصاد بخش عمومی از دانشگاه آزاد است که آقای احمدی نژاد قصد اصلاح آن را دارد!

اما اولین خانم های کابینه:

خانم آجرلو وزیر پیشنهادی رفاه غیر از سمتهایی که در زمان نمایندگی مجلس مثل عضویت فراکسیون و کمیسیون که همه نمایندگان مجلس دارند هیچ سمت اجرایی نداشته است. البته فراموش کردم بگویم ایشان دارای سابقه مسئولیت بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج هستند!! خانم آجرلو هم از تحصیلکردگان دانشگاه آزاد است.  در رزومه ایشان به جهت پر شدن مطلب  ذکر شده وی همچنین عضو گروه دوستي ايران - لبنان - فيليپين- بلغارستان و عضو هيات رئيسه فدراسيون ووشو  هم بوده است!

خانم دستجردی وزیر پیشنهادی بهداشت شاید پر سابقه ترین! وزیر پیشنهادی احمدی نژاد از نظر اجرایی باشد که سابقه رياست بيمارستان روئين تن (76-1373) و آرش (1383 تاكنون) را دارا می باشد!! وی از نظر تحصیلات هم فارغ التحصیل دانشگاه آزاد نبوده و در دانشگاه علوم پزشکی تهران تحصیل کرده است. وی دو دوره نیز نماینده مجلس بوده است.

بدعت احمدی نژاد در انتخاب وزرای زن هرچند موردانتقاد بسیاری از جمله خانم رجبی قرار گرفته ولی به نظر من هیچ ایرادی ندارد به شرط اینکه بهترین گزینه موجود باشد. این دو خانم محترمی که معرفی شدند علی الظاهر دارای هیچ گونه سوابق اجرایی و مدیریتی نیستند و به گواه بسیاری از توانایی ذاتی مدیریتی هم برخوردار نیستند. البته اگر به نوع انتخاب مدیران احمدی نژاد که به مدیران مطیع - فاقد هر گونه عقیده مخالف و آماده برای عزل اعتقاد دارد زیاد تعجب ندارد که چنین وزرایی معرفی شوند.

احمدی نژاد میثاقی را که به وزرا می دهد تا امضا کنند گویای این حقیقت است که حرف اول و آخر  در دولت توسط رییس جمهور زده می شود و کسی حق اظهار نظر و مخالفت ندارد. بنابراین اگر وزارتخانه ها وزیر هم نداشته باشند اتفاق خاصی نمی افتد و تنها وزرا مجری اوامر ملوکانه هستند. (البته با عنایت به سخنان حضرت آیت الله مصباح که رییس جمهور را به مقام خدایی رسانده طبیعتا اطاعت از خدا واجب است.)

بنابراین پیشنهاد می کنم رسانه ها هم زیاد اعتراض نکنند و مجلس هم به همه وزرا رای اعتماد بدهد تا وقت کشور به اینگونه بحث ها گرفته نشود و بگذارند آقای احمدی نژاد به تنهایی کشور را اداره کند. 

+ ارائه شده در  بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما احمدی نژاد

اوباما زمانی که با هلیکوپتر مشهور ریاست جمهوران امریکا وارد کاخ سفید شد هرگز فکر نمی کرد در قبال ایران که قول گفتگوی بی قید و شرط با آن را داده بود اینچنین کار مشکلی در پیش داشته باشد. رویدادهای پی در پی و گیج کننده ایران همه تحلیلگران را متحیر کرده و در این میان اوباما نمی داند در قبال ایران چه سیاستی را در پیش بگیرد. تحولات مختلفی که پس از روی کارامدن اوباما در ایران رخ داد چنان طوفانی و غیر قابل تصور بود که همه را غافلگیر کرد. این اوضاع سبب شده تا ضرب الاجل امریکا در ماه سپتامبر به ایران هم تا حدودی بی معنا جلوه کند.

اوباما در ابتدای روی کارآمدنش با رقابتهای انتخاباتی در ایران روبرو شد که ترجیح داد صبر کند تا نتایج این انتخابات تکلیفش را روشن کند. پس از آن به چالش کشیده شدن احمدی نژاد توسط رقبایش این نوید را به او می داد که احتمالا با یک رییس جمهور اصلاح طلب کار آسانتری در پیش خواهد داشت. پس از اعلام نتایج انتخابات و حضور گسترده مردم وی انتخاب احمدی نژاد را به معنای بلی ملت به سیاست پر تنش خارجی وی قلمداد کرد و کمی با احتیاط در مورد ایران سخن گفت. اما دیری نپایید که معترضین به نتایج انتخابات به خیابان ها ریختند و وی امیدوار شد که از تزلزل داخلی در ایران می تواند به عنوان برگ برنده ای در مذاکرات استفاده کند. اما با سرکوب این اعتراضات وی این امید خود را تا حد زیادی از دست داد. پس از آن و با اختلاف بر سر مشایی وی باز هم گیج شد و تصورش در مورد احمدی نژاد و نزدیکی او به رهبر انقلاب با چالشی جدی مواجه شد. اکنون هم دعوای مجلس و رییس جمهور بر سر وزرا خصوصا وزیر امور خارجه چنان بالا گرفته که به نظر نمی رسد این روزها وزیر خارجه ایران مشخص شود. همزمان عده ای از عالی رتبه ترین مقامات پیشین ایران در دادگاه به انقلاب مخملین محکوم می شوند. کسانی که دشمنان امریکا بوده و در لیست سیاه آنان قرار دارند اکنون در دادگاه محاکمه می شوند که با امریکا هم پیمان شده اند!

خلاصه اینکه می توان تصور کرد که جلسات دیپلمات های امریکایی در مورد ایران چه جلسات پر تنش و تناقضی است.  وضعیت داخلی ایران غیر قابل پیش بینی تر از هر زمان دیگری است و قهار ترین تحلیلگران هم نمی توانند و نمی دانند که چه در ایران می گذرد و چه خواهد شد. معادله چند صد مجهولی قدرت در ایران چنان کلاف سردرگمی قدرت هرگونه تحلیل را از اوباما گرفته و وی نمی داند با رهبر انقلاب باید مذاکره کند یا با رییس جمهور یا با سپاه پاسداران یا مجلس یا هاشمی یا رهبران مخملی! یا ... خلاصه در این کشور همه کدخدا هستند و کسی نمی داند در این ده بزرگ چه کسی حرف آخر را می زند.

گذشت زمان نشان می دهد ضرب الاجل امریکا به ایران در خصوص تعیین فرصت ماه سپتامبر برای مذاکرات تا چه حد جدی است. تیر آخری که شاید بزرگترین خطای اوباما باشد و بعدا فرصت های مناسب برای مذاکره را از وی بگیرد. باید صبر کرد و دید آیا اوباما مخاطرات این گونه خط و نشان کشیدن را در این اوضاع بلبشوی ایران درک کرده است یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

دادگاه انقلاب مخملین

این روزها شاید بیشترین کلمه ای که در رسانه های خبری می شنویم انقلاب مخملین است. حزب حاکم به راحتی و بدون در نظر گرفتن تبعات آن دائما اینگونه القا می کند که عده ای قصد داشته اند براندازی نظام را با حمایت بیگانگان انجام دهند. این عده برای توجیه اقدامات غلط خود پس از انتخابات تنها راه را وصل نمودن جریان معترض داخلی به خارج از مرزها یافته اند. البته نمی توان تلاش کشورهای خارجی مثل امریکا و انگلیس را برای شعله ورتر کردن آتش بحران انکار کرد ولی آنچه مسلم است آنکه گروههای معترض به نتایج انتخابات یک گروه و دو گروه نبودند و اکثر قریب به اتفاق آنان هم دلسوز نظام و انقلاب بودند و نه برانداز و معارض. حال اگر هم به فرض به اشتباه اعتراض کردند دلیل نمی شود که آنان را برانداز و شورشی نامید.

آوردن نام موسوی خاتمی و هاشمی در دادگاه عوامل اغتشاش! شاید ورود حاکمیت به فاز جدید مقابله با مخالفان بود که اگر ادامه پیدا کند شاهد عکس العمل هایی خواهیم بود که نه به نفع نظام و نه به نفع  مردم است. آوردن اسم هاشمی با عنوان اکبر شاه از سوی یک نماینده تندروی مجلس و درج آن در خبرگزاری تفرقه افکن فارس چه دردی را دوا می کند. تیترهای تحریک برانگیز این خبرگزاری های حامی دولت در حالی هرروز تندتر می شود که رهبری تاکید به وحدت و همدلی نموده است و امروز مدعیان تبعیت از رهبری چنان بر خلاف نظر وی بر طبل اختلافات می کوبند که قطعا در تاریخ انقلاب بی سابقه است.

تخطئه شخصیت هاشمی به عنوان بخش تفکیک ناپذیر انقلاب نمی تواند صرفا تخطئه یک فرد تلقی شود. در مورد موسوی و کروبی و خاتمی هم همین گونه است. امروز با خائن و برانداز جلوه دادن اینان به همگان اعلام می کنیم ۸ سال نخست وزیری ۱۶سال ریاست جمهوری ۱۶ سال ریاست مجلس در دست خائنین به نظام بوده است. هم اکنون نیز بالاترین مرجع تصمیم گیری کشور یعنی مجمع تشخیص  و عالیترین نهاد تصمیم سازی یعنی مجلس خبرگان در دست خائنی است که کمر به نابودی انقلاب بسته است.

کشوری که اینگونه توسط خائنان اداره می شود چگونه تابحال سرپا مانده است. افراط خطری است که امروز بیش از هر زمان دیگری کشور را تهدید می نماید و متاسفانه تازمانی که افراطیون قدرت در دست داشته باشند نباید جز انچه در جریان است را منتظر بود. تا زمانی که فاطمه رجبی با ان افکار کوته فکرانه اش جزو نزدیکترین افراد به بدنه دولت است.تا زمانی که شریعتمداری روزنامه حامی اصول و ارزشهای انقلاب!!  را اداره می کند. تا زمانی که فرماندهی سپاه و ستاد مشترک نیروهای مسلح در دست افرادی است که جز به منافع حزب شان نمی توانند فکر کنند. تازمانی که چهار عضو شورای نگهبان رسما و علنا از بخشی از یک حزب سیاسی حمایت مطلق می کنند. تا زمانی که قوه قضاییه و اداره اطلاعات در دست کسانی است که مصالح حزب خود را به مصالح نظام ترجیح می دهند. تا زمانی که مدیریت صدا و سیما در دست ترسویی است که جز به ابقای خود با لجن پراکنی به نفع یک حزب فکر نمی کند و... توقع هیچ اصلاح و بهبودی در وضعیت فعلی را نباید داشته باشیم.

از دید برخی کشور در دست خائنان است و باید از لوث آنان پاکسازی شود. پس باید این انتخابات را شروع جنگ قدرت اینان بدانیم با مردم. مردمی که به خوبی می دانند چه کسی خائن است و برای دستیابی به قدرت به هر کاری دست می زند و چه کسی دلش به حال مردم کشور و انقلاب می سوزد.

(( پس از درج این مطلب خبری منتشر شد که بر اساس آن هاشمی از حضور در نماز جمعه این هفته انصراف داده است!! این خبر معنی دار در حالی توسط تقوی رییس ستاد نماز جمعه اعلام شده است که وی پس از اعلام این مطلب می گوید: نماز جمعه ميعاد حضور همه‌ علاقمندان به نظام اسلامي با همه سليقه‌ها و گرايش‌هاي مختلف مي‌باشد !!  (لینک خبر) خلاصه اینکه خائنین از حضور در نمازجمعه هم منع شدند .))

+ ارائه شده در  نوزدهم مرداد 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

تنفیذ حکم رییس جمهور دهمبه سلامتی پر حاشیه ترین رییس جمهور ایران حکم دوره دوم خود را هم دریافت کرد و البته با حاشیه های فراوان. همه اتفاقات بعد از انتخابات را اگر فراموش کنیم و فرض تقلب در انتخابات را هم کنار بگذاریم روزهای آتی می تواند روزهای سرنوشت سازی برای ایران و ایرانیان باشد و مواضع و اقدامات هر یک از گروههای قدرتمند نظام می تواند سالها سرنوشت مردم این دیار را رقم بزند. در این میان شاید سرنوشت سازترین مواضع و اقدامات از آن ریاست محترم جمهور باشد. رییس جمهوری که البته از همه بیشتر به اقدامات نسنجیده و مواضع نابخردانه متهم است. رییس جمهوری که چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه قبول داشته باشیم و چه نداشته باشیم رییس جمهور ایران است. به عنوان یک ایرانی علاقه مند به کشورم  قصد کردم نامه واره ای را خطاب به آقای احمدی نژاد بنویسم. هر چند بی اثری آن را از پیش می دانم:

جناب آقای احمدی نژاد

ایران را دوست داریم. ایرانی که فقط متعلق به شما و طرفداران شما نیست. حداقل سیزده میلیون ایرانی و اکثریت جمعیت پایتخت آن و به ادعای بنده که البته قابل اثبات هم نیست اکثریت نخبگان - هنرمندان و شخصیت های سیاسی و اجتماعی مخالف انتخاب شما بودند و اکنون شما رییس جمهور آنها هم هستید. ایرانی که قلب همه ما برای اعتلای آن می تپد. چند توصیه برادرانه به شما و دوستانتان دارم که امیدوارم اگر به فرض محال خواندید لااقل به آن فکر کنید.

۱-افراط در هر کاری بد است. این حقیقت در تمام متون دینی و مذهبی و در توصیه های همه عقلا به وفور یافت می شود. راه اعتدال را یافتن و به آن عمل کردن البته بسیار سخت است. شاید اگر افراط های شما در دشمن نامیدن همه و محکوم کردن همه گروهها و اشخاص به خیانت و توطئه و فساد در چهار سال گذشته نبود اکنون شاهد یک انتخابات که به قولی تبدیل به تهدید علیه کشور و نظام شده نبودیم. شاید بسیاری اینگونه کمر به حذف شما نمی بستند. چه راه حق را بروید و چه باطل افراط نکنید. در سخنانتان راه میانه را انتخاب کنید تا کسانی را بیهوده با خود دشمن نکنید. مقتدایمان امیرمومنان نیز تا جایی که خطوط قرمز آرمانهای اسلام در میان نبود با همه مدارا و خویشتنداری می نمود.

۲-حق مطلق خداست و معصومان برگزیده او به واسطه تفویض او راه حق مطلق را می پیمایند. چه بسیار کسانی بودند که خود را حق مطلق پنداشتند و اکنون تاریخ و قضاوت ملت ها به روشنی از کجروی ها و کاستی های رفتار آنان حکایت می کند. اگر شما و دوستانتان دچار توهم حق مطلق بودن هستید بدانید که در اشتباهی بس بزرگ و مهلک گرفتار آمده اید. آنچه از رفتار شما برداشت کردم متاسفانه گاهی حق مطلق انگاری راه و منش تان است که نتیجه آن را هم می بینید. چنین همه را باطل انگاشتن و خود را حق دانستن راهی نیست که به سعادت خودتان و ملتی که سرنوشتشان به عمل شما گره خورده منتهی شود.

۳-توصیه پذیری و مشورت نشان کمال عقل است و نه آنگونه که شما می پندارید نشان ضعف و کم خردی. اگر به خرد جمعی اعتقاد ندارید لااقل عده ای که دلسوز می پندارید برای مشورت برگزینید. عقلای دلسوزو منتقدان مشفق چراغ راه شما خواهند بود اگر آنان را مافیای زر و زور و تزویر ننامید و توصیه های آنان را ملهم از بیگانگان نخوانید. شما که توصیه رهبر را هم تحت تاثیر القائات سیاسی می پندارید و به سختی و بر اساس قانون اساسی به آن تن می دهید از من قبول کنید که اینگونه شما را بشناسم.

۴-حکومت بر کفر باقی می ماند و بر ظلم باقی نمی ماند . اگر این حدیث را قبول دارید سری به برخی بازداشت گاه ها بزنید و یا وقایع روزهای پس از انتخابات را با بی طرفی مرور کنید. بدانید اگر یک نفر هم در حکومت شما ظلمی ببیند این ظلم دامن شما را خواهد گرفت. این فرد شاید به قول شما کار خطایی کرده باشد ولی عدل و نظام قضایی اسلامی بر همین مبنا بنا شده که به کسی ظلمی روا نشود. دایره مشاورانتان شاید اجازه ندهند به خوبی از آنچه به برخی گذشت مطلع شوید. از این لاک خارج شوید و سری به مردمی که مدعی خادمی آنان هستید بزنید تا ببینید آنچه را که مانند بغض فروخفته ای در سینه بسیاری از مخالفینتان انباشته شده. همه را عاملین انقلاب مخملین خواندن به زبان آسان است لکن به عمق آن فکر کردن کاری است که ظاهرا تاکنون از شما برنیامده است.

۵-همه کارهای خوب و اقدامات مثبت را شما انجام نده  دیگرانی هم در راس کار خواهند آمد و پس از شما کارهای خوبی برای انجام دادن می خواهند. هر آنچه فکر می کنید حق است و صلاح به سرعت به دنبال اجرای آن نباشید. بسیاری کارها نیاز به زیرساخت دارد و از عمر کوتاه دولت شما برنمی آید. کمی به شروع حرکتهای دراز مدت هم فکر کنید و همه چیز را در کوتاه مدت نخواهید. سعه صدر که خصوصیت ویژه مدیران موفق ذکر شده نیاز شماست که از ان کمتر بهره برده اید ولی با تمرین می توانید به ان دست یازید.

۶-ابرقدرت جهانی شدن آسان نیست و البته دائم سخن از ابرقدرت شدن بسیار آسان است. به جای القای توهم قدرت جهانی شدن و تسلط بر ارکان جهان سعی کنید از درون به قدرت نظام بیفزایید تا دیگران اینگونه سخنان را بعدها در مورد ایران بگویند. اگر این توهم ابرقدرت پنداری توسط اطرافیانتان به شما القا شده حتما آنان را از خود برانید.

آقای رییس جمهور! لااقل فقط من را دلسوز خود و کشور بدانید و من را از اعضای مافیا خطاب نکنید. آنچه گفتیم و می گوییم جز برداشت بی غرض ما از حقیقت نیست و البته من نیز خود را حق مطلق نمی پندارم. علیرغم اخلاف سلیقه شدید با شما برایتان آرزوی موفقیت می کنم چرا که موفقیت شما را اعتلای ایران می پندارم.

آقای رییس جمهور!...

+ ارائه شده در  سیزدهم مرداد 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اعترافات تلویزیونی حکايت اعتراف دستگيرشدگان و دربندان هم کم کم تبديل به يک موضوع خنده دار شده. يادمان نمي رود اعترافات بسياري از روزنامه نگاران و خبرنگاران اصلاح طلب را که با گردني کج چگونه اعتراف مي کردند و پس از استفاده از تخفيف مجازات ناشي از اين اعتراف به خارج از کشور رفتند و بغض فروخورده شان را با تمام توان عليه نظام گشودند و آنچه نمي بايد گفتند. 

هر عقل حداقلي هم احتمالا درک مي کند که کسي که در بازداشت بوده و مدتي در بند و تحت بازجويي و احتمالا شکنجه هاي تن نواز ، حاضر است براي رهايي از اين شرايط غير قابل تحمل دست به هرکاري بزند. اعتراف که سهل است. با اين حال سايت هاي اصولگرا را که باز مي کنيم پر است از اعترافات آقايان بازداشت شده در وقايع اخير. با چنين تيترهايي:

فارس: همكاري با نيروهاي آمريكايي جهت به اغتشاش كشيدن كشور  -فارس:متهمان تقلب در انتخابات را دروغ مي دانند -جهان:برنامه اصلى اغتشاشگران براى وزراى پيشنهادى  -رجا:پشت صحنه آشوب اخير در بهشت زهرا و مصلا  و... 

خوب البته شاید پخش اعترافات در رسانه ها در افکار عامه مردم تاثیر خوبی به نفع نظام داشته باشد لکن آنچه کمتر به آن توجه می شود بی ارزش و اعتبار شدن وجهه رسانه ها پس از حرفهای معکوس معترفین پس از آزادی است. به هر حال امروز دادگاه متهمین به قولی اغتشاشگر برگزار می شود و از امروز شاهد پخش اعترافات و محاکمه های متعددی در بخشهای مختلف صدا و سیما و سایر رسانه ها خواهیم بود و حمله رسانه ای عظیمی که به سمت اصلاح طلبان سازماندهی شده از امروز وارد مرحله جدیدی می شود.  بسیاری معتقدند برکناری وزیر اطلاعات هم به خاطر مخالفت وی با پخش اعترافات بوده است.

خیلی از اصولگرایان حامی احمدی نژاد منتظر چنین روزهایی بودند و  این محاکمه ها و اعترافات را سند حقانیت احمدی نژاد می دانند. باید دید این حرکت موفق خواهد بود تا نارضایتی و بی اعتمادی مردم به حکومت را کاهش دهد یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  دهم مرداد 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد مشایی وقتی احمدی نژاد در تبلیغات دوره نهم و پس از انتخابش دائما خود را سرباز ولایت می نامید و در هنگام تنفیذ حمکش دست رهبری را بوسید کسانی که اعتقاد به ولایت فقیه داشتند از اینکه رییس جمهوری چنین ارادتمند و ملتزم به ولایت فقیه انتخاب شده ابراز خرسندی کردند. چهار سال گذشت و اکنون احمدی نژاد  با عملکرد خود علامت های سوال بزرگی برای همان افراد ایجاد کرده است.  سوالاتی مثل موارد زیر را زیاد از این عده می شنویم:

دلیل احمدی نژاد برای اینکه یک هفته نامه رهبری را بایکوت کرده بود چه بود؟ آیا رهبری نمی توانست شفاهی این نکته را تذکر بدهد تا کار به اینجا نکشد یا اینکه گفته و عملی ندیده و مجبور شده کتبا دستور دهد؟ چرا احمدی نژاد مشایی را عزل نکرد ؟ و چرا نامه او به رهبری چنین رفع تکلیف گونه بود و چرا اصلا اشاره به اصل قانون ۵۷ قانون اساسی در آن شده است؟ چرا سریعا وی را به سمت مهم دیگری منصوب کرد و  دهها سوال دیگر که علاقه مندان مشترک رهبری و احمدی نژاد را دچار سرگیجه و حیرت کرده است. اینجا متن نامه ها را بخوانید

یکی از دوستان می گفت خدا لعنت کند کسانی را که پای رهبری را به این قضایا باز کردند!!! نکته جالب در این میان این است که این فرد مدعی ارادت به رهبری با این حرف خود اراده رهبری را به کلی زیر سوال برد و رهبر را فردی منفعل در مقابل فشارهای سیاسی تلقی کرد. اما قضیه زمانی جالبتر شد که احمدی نژاد در پاسخ به استعفای مشایی گفته بود: طي يک هفته اخير نيز اميدوار بودم که با رفع برخي تبليغات منفي فشارها و جوسازيهاي بعضي رسانه ها و جريانهاي سياسي دولت بتواند از خدمات شما در جايگاه معاون اولي برخوردار بماند. خیلی برایم جالب بود که احمدی نژاد هم رهبر را منفعل در مقابل فشارها و جو سازی ها می پندارد.

احمدی نژاد در دوره دهم تا اینجا که بسیار متفاوت نسبت به دوره نهم بوده است. البته نکته جالب اینکه هنوز حکم دوره دهم وی تنفیذ نشده چنین سرکشی می کند. کله شقی و اهمیت ندادن به آرا و نظرات همه در مرام احمدی نژاد دیده شده بود و برخی هم همین خصوصیت وی را قهرمانانه تجلیل می کردند ولی همین افراد زمانی که کار به رهبر رسید دچار یک تناقض بزرگ شدند. البته مورد دیگری در مناظره ها و سخنان رهبر در مورد آنان وجود داشت که کسی به ان توجهی نکرد.

رهبری در خطبه های ۲۹ خرداد ماه گفتند: در همان ايام بعد از مناظره به رئيس جمهور تذكر دادم چون مي دانستم ترتيب اثر مي دهد. اما احمدی نژاد شب بعد از مناظره با میرحسین اینگونه گفت: برخي به من گفتند كه تو چرا اسم‌ها را اعلام كرده‌اي...بايد انگ ننگ بر پيشاني آنها بزنيم و اين افراد را در بازار راه ببريم تا همه بفهمد كه دست‌اندازي به بيت‌المال، ويژه‌خواري و امتيازخواري يك ننگ ابدي است

 آیا منظور احمدی نژاد از این بعضی ها رهبر هم بود؟ به هر حال ما در مقامی نیستیم که بر همه آنچه  در سطوح بالای مدیریتی کشور می گذرد واقف باشیم  لیکن به نظر می آید رویکرد جدیدی از احمدی نژاد  در حال شکل گیری است که حتی گاهی خود را از رهبر هم در تشخیص مصالح نظام جلوتر می بیند. ( یکی از دوستان که به شوخی می گفت: ما پیرو خط رهبر هستیم ولی تا زمانی که رهبر در خط رهبری باشد)

نمی توان دقیقا پیش بینی کرد که احمدی نژاد چه رویکردی را در دوره جدید اتخاذ می کند ولی اگر به همین منوال پیش برود باید گفت چهره جدید از احمدی نژاد رونمایی می شود که باب طبع بسیاری از طرفدارانش هم نیست چه برسد به مخالفینش. در این صورت تنش های زیادی در انتخاب کابینه و سایر عملکردهای احمدی نژاد را بایستی منتظر بود و خصوصا تنش وی با مجلس اگر اینچنین ادامه پیدا کند تنظیم طرح عدم کفایت سیاسی وی هم توسط نمایندگان دور از انتظار نیست.
(بعد از درج مطلبم خبر عزل صفار هرندی از وزارت ارشاد هم منتشر شد که جای تامل بسیار دارد. صفار هرندی کسی بود که در جلسه آخر هیات دولت به برکنار نشدن مشایی و ریاست وی در جلسه هیئت دولت اعتراض کرده بود.  تا این لحظه خبر عزل چند وزیر دیگر هم در سایت ها به چشم می خورد که احتمالا در ساعات آینده محقق می شود- ۴مرداد ساعت ۱۸)

+ ارائه شده در  چهارم مرداد 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اسفندیار رحیم مشایی

تحلیل های متفاوتی از پافشاری احمدی نژاد بر حمایت بی سابقه  از اسفندیار رحیم مشایی وجود دارد . قبل از هر چیزی اظهار نظرهایی که در این چند روز در مورد انتصاب مشایی شده است را با هم مرور می کنیم:

ابوترابی(نایب رییس مجلس) : نظر مقام ‌معظم رهبری نیز مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم ‌مشایی از سمت‌های معاونت ریاست‌جمهور، کتبا به رئیس‌جمهور ابلاغ شده است. باید بدون کمترین درنگ، حکم عزل و یا پذیرش استعفای مشایی توسط ریاست جمهور اعلام شود.

باهنر: حتما این برکناری انجام می‌شود. در حال حاضر رایزنی‌هایی با دولت در دست انجام است که تا چند روز آینده نتیجه آن اعلام خواهد شد.

آیت الله مکارم : تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسئولین محترم سر زده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد و صد البته اگر مقامات عالی نظام تذکر داده باشند و فراموش نباید کرد که مدیران خوب کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند و می‌‌دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانتداری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.

علی مطهری:  حتي اگر دستور رهبري هم نبود، سوال از رئيس‌جمهور را پيگيري مي‌كرديم. چون دلايل كافي براي سوال از رئيس‌جمهور وجود داشت. اما الان كه دستور رهبري ابلاغ شده است، اگر احمدي‌نژاد به آن واكنش مناسب نشان ندهد، سوال از وي را با جديت بيشتر پيگيري مي‌كنيم.

احمدی نژاد:  مشایی در پست معاونت اولی دولت دهم باقی خواهد ماند.

احمدی نژاد: یکی از افتخارات و نعمتهایی که خداوند به من در زندگی عطا کرده آشنایی با این مرد بزرگ و برادر پاک و مومن است ، چرا که وی مثل چشمه زلال است و یک ذره غش ندارد.

شاید دلیل پافشاری احمدی نژاد بر انتصابش علیرغم مخالفت با رهبری  را بتوان با چنین فرضیاتی تحلیل کرد:

۱-اثبات حاکمیت خویش و جلوگیری از سفارشها: شاید احمدی نژاد با این کار قصد اثبات حاکمیت خویش و به اصطلاح کشتن گربه دم حجله را داشت. در دروه قبلی سفارشهای زیادی به وی شد که باعث شد مدیران زیادی که باب میلش نبودند وارد کابینه شوند. وی با این اقدام خواست اثبات کند در این دوره دیگر سفارشی پذیرفته نیست!!

۲-انحراف افکار  عمومی: شاید این تاکتیکی است تا فشار افکار عمومی از روی اصل انتخابات به مسئله حاشیه ای برود که بعد هم با یک عزل و یک بیانیه حساب شده به اتمام می رسد. تقریبا تمام منتقدین دولت در این روزها اصل مشروعیت انتخابات را کنار گذاشته و به این مساله می پردازند.

۳- از بین بردن شائبه حمایت بی چون و چرای رهبر: حمایت های اخیر رهبری از دولت باعث شده بسیاری نقش پدرانه و کدخدامآبی رهبر را زیر سوال ببرند. شاید این حرکت با هدف از بین بردن این شائبه که رهبری و دولت در یک جریان متحد هستند شکل گرفته است.

۴-باجگیری برای رای اعتماد کابینه: گروکشی در سیاست معمول است و شاید احمدی نژاد با قبول عزل مشایی قصد باجگیری برای کسب رای اعتماد وزیران از مجلس را داشته باشد. کش دادن این قضیه این فرضیه را تقویت می کند و تاکتیک مرگ را گفتن و به تب راضی شدن را محتمل به نظر می آورد.

۵-شروع یک حرکت جدید سیاسی: احمدی نژاد قدرت طلب و انحصار طلب است و در این چهار سال اثبات کرد هیچ مسامحه ای با گروههای سیاسی نمی کند و از هر فرصتی برای دهن کجی به همه افراد مشهور داخل نظام استفاده کرد.  در انتخابات هم که به هیچ کسی رحم نکرد و همه را مافیا و اتحاد زر و زور و تزویر نامید. شاید این اقدام شروع یک حرکت باشد که برخی مثل مطهری آن را تکروی احمدی نژاد می نامند. این تکروی ممکن است با حذف بسیاری از افراد ذی نفوذ از دایره قدرت همراه باشد و ممکن است تا جایی پیش برود که همه به این نتیجه برسند تا دولت وی را سرنگون کنند. احمدی نژاد اگر این حرکت را که مثلا در دروه قبل در جریان دانشگاه آزاد وموسویان انجام داد ادامه دهد بایستی منتظر استیضاح و طرح عدم کفایت سیاسی از سوی مجلس هم باشد.

به هر حال به نظر نمی رسد این اقدام با هر هدفی که شکل گرفت به نفع احمدی نژاد باشد. مشایی پدیده دولت نهم نام گرفت و شاید تف سر بالای احمدی نژاد باشد.

+ ارائه شده در  یکم مرداد 1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |