تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

تظاهرات تهران

گذشته از اینکه چه کسی  یا چه کسانی مسببان  و محرکان حوادث تلخ روزها اخیر بودند ویا چه عواملی از مجموعه عملکرد نظام باعث این طغیان مردم شدند بایستی به فکر چاره ای کارساز برای حل این مشکل بود. در حال حاضر دو طرف ماجرا فقط با سخنان تحریک آمیز باعث برافروخته تر شدن آتش بحران می شوند و هیچ کس به فکر حل این مشکل که کشور را به حالت فلج درآورده نیست. حامیان احمدی نژاد و اصولگرایانی که به جبر قدرت طلبی حامی دولت هستند همه با سخنانی در نفی و رد عملکرد مخالفانشان سخن می رانند و به نقشی که سخنان آنان دردامن زدن به بحران ایفا میکند توجه نمی کنند. رییس جمهور با بی تدبیری تمام مخالفان را خار و خاشاک می نامد و اصلا به این فکر نمی کند که جریان فعلی به سود هیچ کسی نیست جز دشمنان کشور ما.

از سوی دیگر طرفداران موسوی هم با این استدلال که هیچ چاره ای جز این ندارند به مخالفت های آرام و بی خشونت خود ادامه می دهند که البته به حکم ترجیح بد به بدتر، اشکالی ندارد. اما آنچه در این میان آنان فراموش شده اینکه آیا در صورتی که تقلب هم نمی شد( به فرض اثبات تقلب) موسوی رای می آورد؟ برآوردهای رسمی داخلی و بین المللی نشان می دهد احمدی نژاد پیروز انتخابات بوده است و حال اگر اثبات شود که تقلبی هم صورت گرفته فقط فاصله آرای دو نفر کم خواهد شد.

همین نکته باعث شده که حامیان موسوی در شکایت خود به شورای نگهبان ضمن درخواست ابطال کل انتخابات از مسایلی مانند استفاده ازامکانات عمومی و دولتی توسط احمدی نژاد ، یا توهین در مناظره ها و یا رفتار جانبدارانه صدا و سیما به عنوان موارد شکایت استفاده کنند. چراکه اگر تقلب در جریان رای گیری قابل اثبات هم باشد تنها سبب کم شدن فاصله دو رقیب می شود. اصلاح طلبان تنها به ابطال انتخابات دل بسته اند که اصلا محتمل به نظر نمی رسد. پس از همین حالا می توان پیش بینی کرد تنها احتمال در خوشبینانه ترین حالت ابطال تعدادی از حوزه ها و صندوق هاست که سبب کم شدن فاصله آرا می شود. اگر این فرضیه درست باشد ادامه این جریان و اعتراضات به نفع چه کسی است؟ آیا بهتر نیست بیش از این به حیثیت کشور لطمه و آسیب نزنیم و راه وحدت را پیش بگیریم؟

ای کاش اصلاح طلبان کمی با تعقل و تدبیر دست به اقدامی سنجیده می زدند و مردم را آرام می کردند و بیش از این از ابزار احساسات پاک مردم برای پیش برد اهداف خود استفاده نمی کردند. همه می دانند به هر حال چه تقلب شده باشد و چه نشده باشد، چه تقلب اثبات شود و چه نشود، احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان است و البته دلایل رای آوردن وی هم قابل بحث است. چه بهتر که وجهه بین المللی نماینده کشورمان را خراب نکنیم و به وی در راه سختی که پیش رو دارد کم کنیم . جریان فعلی در کشور مثل تف سربالاست و علیرغم بی تقوایی ها و تخلفات گسترده اصولگرایان که بررسی آن جایگاه خاص خود را می طلبد، این وضعیت به نفع هیچ کس نیست و دود این آتش به چشم تک تک ایرانیان می رود.

خیلی حرف ها هست که می توان زد و گله های زیادی از اصولگرایان چه قبل از انتخابات - چه در جریان انتخابات و چه در جریان مقابله با تظاهرات هست که فعلا به جهت جلوگیری از تنش ها بهتر است به آن نپردازیم تا فرصتی دیگر و پس از فروکش کردن التهابات. 

بیایید با انصاف و خویشتنداری و علیرغم اینکه می دانیم اصولگرایان چه کارهای ناصواب و چه تخلفات بزرگی را انجام داده اند کشور را از این وضعیت نجات دهیم و برای آبادی کشورمان تلاش کنیم.

+ ارائه شده در  بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

احمدی نژاد رییس جمهور ما شد. پس از همه فراز و نشیب ها ،دعواهای سیاسی ، تهمت و دروغ ها، لجن مال کردن شخصیت ها و...  آنهایی که فرضیه تقلب را هم مطرح می کنند خودشان بهتر می دانند که هر قدر هم که تقلب شده باشد باز هم  این درصد بالای اختلاف نشان دهنده پیروزی احمدی نژاد و رای مردم به اوست. از امروز به رییس جمهور احترام می گذاریم و برای وی آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم انتقادهایی که در انتخابات علیه او مطرح شد را توطئه نپندارد و از آنها درس بگیرد. اما دو نکته ای که شاید بتوان به عنوان مهمترین دلایل پیروزی احمدی نژاد نام برد دو نکته زیر است:

۱-شکاف عمیق بین نخبگان و توده

این انتخابات مظهر شکاف عمیق بین نخبگان جامعه با توده مردم بود. تقریبا تمامی هنرمندان، روشنفکران، تحصیل کردگان، سیاستمداران ، علما ، احزاب سیاسی و... به مخالفت با احمدی نژاد سخن راندند و ملت علیرغم این مخالفت ها به احمدی نژاد رای داد. شاید در تاریخ ایران این شکاف عمیق بین نخبگان و توده بی سابقه باشد. این نکته می تواند زنگ خطر بزرگی برای نخبگان و روشنفکران جامعه به شمار آید. نخبگان باید بدانند که به عنوان خواص جامعه باید با توده مردم روابط مناسبی برقرار کنند و آنان را به راه صحیح هدایت کنند . توده هم باید بدانند جامعه بدون نخبگان نمی تواند یک روز هم پیش برود و این رابطه اگر قطع شود آن روز شروع سقوط به ورطه نابودی است.

جنبش روشنفکری ایران که پس از مشروطه شکل گرفت از همان ابتدای شکل گیری دچار این مشکل بوده است و با نگاهی مغرورانه ناشی از خود برتر بینی نتوانسته مردم را به خود جذب کند. شاید بزرگترین دلیل شکست مشروطه در استبداد کبیر همین شکاف بوده است. متاسفانه این مرض مضمن در میان نخبگان و روشنفکران نسل به نسل منتقل شده و شاید اوج ظهور آن پس از انقلاب را هم بتوان در دو انتخابات نهم و دهم یافت.

احمدی نژاد هم که خود از پایین ترین سطوح جامعه به اینجا رسیده است به خوبی دریافت که این شکاف محل مناسبی برای جلب آرای مردم است و با سیاست گام به گام و خزنده ای توانست هر روز بر بی اعتمادی مردم به نخبگان بیفزاید. طرح مسایلی چون فساد اقتصادی که مردم را به طبقه حاکم به شدت بدبین کرد و احمدی نژاد را رابین هود معرفی کرد، تحقیر دائمی قدرتمندان و ثروتمندان و اینکه شما مردم بدون کمک آنها می توانید همه کاری بکنید، القای نوعی حس خودباوری کاذب که ما را از همه دنیا بی نیاز جلوه می دهد و... تنها نمونه هایی از منش سیاسی احمدی نژاد بود که سبب شد این شکاف تعمیق شود.

احمدی نژاد در عمل هم بیشترین ضربه ای که خورد همین عدم استفاده از نخبگان  و(به قول خودش) کارشناس ارشد برشمردن خودش بود. خصوصا در اقتصاد هرچه به وی تذکر داده شد گوش نکرد و با یک دندگی کاری که فکر می کرد درست است انجام داد و نتیجه اش هم که معلوم است.

۲-جنگ بین دینداران و بی دینان

بسیاری از کسانی که می شناختم فقط به خاطر اینکه می ترسیدند با حضور اصلاح طلبان به دینداری شان تعرض شود به احمدی نژاد رای دادند. این دسته با جنگ روانی که با مهارت از طرف احمدی نژاد مدیریت شد طرف مقابل را خائن به کشور ، لاابالی و بی دین، مامور اجانب و... معرفی کرد. طرح مسایلی چون حمایت موصاد از موسوی یا تاکید روی بی حجابی طرفداران موسوی، توطئه انقلاب مخملین و یا رجوع دائم به رویدادهای پس از دوم خرداد از موضوعاتی بود که در همین راستا بر آن تاکید می شد. رفتار متظاهرانه احمدی نژاد هم که دائما دم از امام زمان می زند هم  به این فرایند کمک کرد تا تصویر احمدی نژاد را تبدیل به سردسته لشکر اسلام در مقابل لشکر کفر نماید.

این فرایند هوشمندانه توانست بسیاری را از رای دادن به موسوی منصرف کند. موسوی که از متدین ترین، ساده زیست ترین، انقلابی ترین و اصولگراترین شخصیت های فعلی کشور است.

انتخابات ها همیشه کلاس های درسی هستند که می توانند به ما در شناخت جامعه و آسیب شناسی آنچه در جامعه مسئله و مشکل نامیده می شود کمک کنند. انتخاباتی که اولین های بسیار و قابل تاملی داشت. مناظره ها ، تبلیغات و هیاهوهای خیابانی در آرامش و بدون درگیری، استفاده از نمادها و رنگ ها و... همه درس های بی شماری برای جامعه شناسان دارند تا لایه های زیرین جامعه را بهتر بشناسند. 

+ ارائه شده در  بیست و سوم خرداد 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سکوت مرگباری که فضای شهرها را فراگرفته همه را دچار یک دلهره عجیب کرده. بیش از همه طرفداران موسوی دلشوره دارند چون طرفداران احمدی نژاد خاطر جمعند و دائم نتایج نظرسازی هایی را می بینند که با اعلام برتری بالای ۶۰ درصدی احمدی نژاد دلشان را گرم می کند. البته نظرسازی های طرف مقابل چیزی دیگری را می  گوید که حاکی از برتری بالای ۵۰ درصدی موسوی است و صد البته که همه می دانند این نظرسنجی ها فقط کاربرد ایجاد دلخوشی برای هواداران دارد واعتباری دیگری ندارد. آنچه مسلم است آنکه فاصله آرا بسیار به هم نزدیک است.

اما شاید بیشترین چیزی که فکرم را در این چند روز مشغول کرده این است که با این بلبشو و هیاهو و آبروریزی های اخیر- کشور در صورت رای آوردن و یا رای نیاوردن احمدی نژاد چه شکلی پیدا می کند. پیش بینی کار هجوی است که هیچ گاه هم کاملا محقق نمی شود ولی برای دلخوشی خودمان سعی می کنم پیش بینی کنم:

طرفدران احمدی نژاد۱-اگر احمدی نژاد رای بیاورد:  طرفداران اش به خیابان ها می ریزند و به سبزها می خندند که این همه کوشش بیهوده کردند. سبزها هم تعدادی تجمع اعتراض آمیز می کنند و مدعی تقلب درانتخابات می شوند که البته با تلاش نیروی انتظامی سرکوب می شوند. روزنامه های اصلاح طلب هم تیترهای بزرگی برای شبهه افکنی در نتایج انتخابات می زنند و رهبر هم همه کسانی که مدعی تقلب هستند را یاریگران دشمن می نامد . احمدی نژاد هم طی پیامی ضمن تشکر از ملت ایران این رای را نشانه آری ملت به مبارزه با فاسدان و مافیای قدرتمند زر و زور تلقی می کند و اعلام می کند با قدرت به مبارزه با این حرکت ادامه می دهد .

اما پس از انتخابات احمدی نژاد با اعتماد به نفس زاید الوصفی دائم از خودش و دولتش تعریف می کند و رایزنی ها برای کابینه جدید اش آغاز می شود. در کابینه جدید وی نامی از اصولگرایان سنتی به چشم نمی خورد وهمه یاران وی مثل ثمره هاشمی و الهام و زریبافان و سعید لو و علی آبادی و الهام و... به پست های کابینه می رسند و احمدی نژاد خودش به تنهایی یک کابینه می شود. اصلاح طلبان که از شکستشان مایوس و ناامیدشده اند گاهی در اندک رسانه های خود به انتقادات تند و البته کم اثر از دولت می پردازند و چهار سال دیگر به منوال چهار سال قبل شاهد اقتصاد بی ثبات و سیاست بین المللی متشنج و تحت فشار خواهیم بود. نخبگان بسیاری با کمترین امید به آینده کشور تنها در حاشیه به سخنان وی گوش می کنند و گاهی اعتراض بی رمقی از آنها بلند می شود.

طرفداران موسوی۲-اگراحمدی نژاد رای نیاورد: سبزها به خیابان ها می ریزند و رقص و پایکوبی می کنند و دو سه روز شهرهای بزرگ تعطیل می شوند. نه به احمدی نژاد موجب می شود رسانه های خارجی دائما از نه بزرگ ملت ایران به سیاست پر تنش احمدی نژاد در عرصه بین الملل حرف بزنند. روزنامه های اصلاح طلب تیتر بزرگ نه بزرگ ملت به احمدی نژاد را می زنند و  به خیال خوشان نوید یک حرکت تازه و آغازی درخشان برای کشور را می دهند. رهبری از موسوی حمایت می کند و وی را فرزند انقلاب و یار امام می نامد و برای وی با تذکراتی آرزوی موفقیت می کند. احمدی نژادی ها هم با رمقی بسیار کم از مظلومیت خود و تاثیر تخریب های وسیع علیه احمدی نژاد به عنوان دلایل شکست خود نام می برند و مدعی می شوند مافیای قدرت توانست ما مظلومان و ضعیفان راشکست دهد. احمدی نژاد هم  یک سکوت طولانی را پیشه می کند و می گوید به زودی افشاگری می کند. روزنامه های اصولگرا از شکست قریب الوقوع اصلاح طلبان در اداره کشور خبر می دهند. هاشمی تبریک مفصلی  شامل مظلوم نمایی زیادی را خطاب به موسوی می نویسد.  

پس از انتخابات رایزنی برای کابینه جدید موسوی شروع می شود و هر روز تیتر روزنامه ها وزرای احتمالی وی هستند.  موسوی احتمالا وزرای انقلابی و کمتر سکولار را به کار می گیرد و این حرکت وی موجب اعتراض حزب مشارکت و سازمان مجاهدین می شود که سهم خواهی بیشتری دارند. کارگزاران هم از سهم دریافتی خود ناراضی اند و به موسوی به خاطر کابینه اش اعتراض می کنند. در این میان هاشمی تلاش گسترده ای برای به دادگاه کشاندن احمدی نژاد را آغاز می کند و احتمالا موفق می شود وی را محکوم کند. چهار سال موسوی با آرامش بیشتری چه در داخل و چه خارج نسبت به دوران احمدی نژاد طی می شود. اما چون موسوی نمی تواند به همه شعارای اقتصادی اش عمل کند اصولگرایان دائم از عملکرد اقتصادی دولت انتقاد می کنند و آن را بدتر از دولت نهم می خوانند. مجلس نهم هم در اختیار اصلاح طلبان قرار می گیرد و آزادی های اجتماعی و مدنی افزایش می یابد و این امر باعث اعتراض گسترده برخی متدینین و اصولگرایان می شود.

امیدوارم نتیجه انتخابات هر چه که باشد اول به صلاح کشورم -انقلاب ومردم باشد و هر کسی که انتخاب می شود به دور از تنش های معمول سیاسی به خدمتگزاری مردم مشغول شود و جریان های مخالف هم با دست برداشتن از انتقادهای تند علیه دولت بگذارند دولت در حاشیه ای امن به فعالیت خود ادامه دهد .(آرزوی محال که محال نیست)

+ ارائه شده در  بیست و یکم خرداد 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

هاشمی و احمدی نژاد هاشمی سالهاست که سکوی پرش نامزدهای انتخاباتی شده است. هر کسی که به هاشمی بد وبیراه بگوید از آرای طیفی از مردم برخوردار می شود. در مجلس ششم و انتخابات دولت نهم و همین انتخابات بیشترین استفاده از ترور شخصیت هاشمی برای کسب محبوبیت را می توانیم ببینیم. احمدی نژاد هم به خوبی فهمید که در این اوضاع که همه چیز به ضرر اوست بهترین راه پای بر شانه های هاشمی گذاشتن و بالا امدن است. هاشمی در شرایطی در نامه ای از رهبری خواست که : با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد ،همه در خیابان ها مشغول دعوا بودند و برخی به قهرمان ملی شان که دزدها! را رسوا کرد می نازیدند و روی اتومبیل هایشان نوشته بودند: بگم؟.

صدا و سیما که آن را منعکس نکرد. مردم که که فرصت خواندن نامه هاشمی را ندارند و البته هاشمی هم باید بداند که خودکرده را تدبیر نیست. هاشمی اگر حسابش پاک است بایستی زودتر از این حرف ها اعاده حیثیت می کرد و اگر فرزندانش موردی داشتند بایستی با آن ها برخورد می کرد. او باید فکر روزی را می کرد که یک تریبون با ۵۰ میلیون بیننده در دست یک آدم کم خرد و بی تقوا قرار می گیرد. حالا هر چه هم که هاشمی نامه بنویسد و هر چه که جواب بدهد نقشی که احمدی نژاد در ذهن آن ها حک کرده پاک نمی شود.  

اگر احمدی نژاد در طول چهار سال اخیر پرونده ای برای ادعاهایش درست می کرد و به دستگاه قضایی ارائه می کرد و موارد اتهامش را اثبات می کرد و یا حتی در صورت کارشکنی دستگاه قضایی در رسانه ها برای مردم افشا گری می کرد بنده امروز از حامیان سرسختش بودم . ولی این کار را نکرد . برای کسب آرا به زدن حرفی در هوا بسنده کرد و مطمئن باشید اگر رییس جمهور هم شود هیچ کسی را به دادگاه نمی فرستند و حتی برایشان پرونده درست نمی کند. این حرف ها استفاده انتخاباتی داشت و تاریخ مصرفش گذشت.

دو روز تا انتخابات باقی مانده است و همه چیز در دست مردم است که تصمیم بگیرند چه اخلاقی و روشی را می پسندند. هرچند هیچکدام از نامزدها نمره قبولی اخلاق را در مناظره ها و مبارزات دریافت نکردند ولی نمی توان انکار کرد بی اخلاقی احمدی نژاد موجب شد بقیه هم به این ورطه بیافتند.

ولی  من نگرانم . نگران از اینکه رای به  احمدی نژاد رای به این بد اخلاقی ها تلقی شود و این حرمت شکنی ها به عنوان یک روش و شیوه مقبول در جامعه جریان پیدا کند که: الناس علی دین ملوکهم.

نگرانم از اینکه رای مردم به احمدی نژاد نشانگر این نکته باشد که مردم ما این اخلاق را تایید می کنند. نمی خواهم روزی را ببینم که نتوانم به رای مردم احترام بگذارم و بگویم : مردم ما به بی اخلاقی نمره قبولی دادند. 

نگرانم  از اینکه ... 

+ ارائه شده در  بیستم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

هنر احمدی نژاد

 دیشب در مناظره کروبی وموسوی هنر احمدی نژاد را که توانسته همه نیروهای انقلاب را علیه خود بسیج کند دیدیم. موسوی و کروبی عوض ارائه برنامه خود یا ایراد گرفتن به هم دائم به شخص محبوبشان انتقاد کردند.

 شاید برای اولین بار پس از انقلاب است که همه نیروهای انقلاب و همه نخبگان به یک نتیجه و هدف واحد رسیدند و آن هم زمین زدن احمدی نژاد است. طیف های گسترده و متنوعی که هیچ سنخیتی با هم ندارند و حتی در اصول با هم مشکل دارند سر این موضوع با هم به توافق رسیدند. حرف احمدی نژاد هم که برای مظلوم نمایی گفت همه در مقابل من هستند دقیقا درست است و البته فقط ایشان در دلیلش با بقیه اختلاف دارد. ایشان می گوید چون من وارد  محدوده منافع ایشان شدم با من مخالفت می کنند و همه می گویند چون کارهای ایشان را هیچ عقل سلیمی نمی تواند تایید کند طبیعتا با او مبارزه می کنیم.  به یاد آن دیوانه ای می افتم که می گفت : همه آدمها دیوونه ان و به من میگن دیوونه!

اگر بخواهیم طیف های مختلفی را که با احمدی نژاد مبارزه می کنند و یا حداقل با او و کارهایش مخالفند نام ببریم در یک پست نمی گنجد و فقط به برخی از آنها اشاره می کنیم(به ترتیب از گرایش چپ به راست):

۱- هاشمی و طیف کارگزاران ۲-مجاهدین انقلاب( نبوی و آرمین) ۳-حزب مشارکت (خاتمی و حجاریان و...)  ۴-روحانیون مبارز( چپ های سنتی مثل انصاری و ...) ۵-عدالت و توسعه( روحانی و ...) ۶-اعتماد ملی و کروبی ۷- رضایی و طرفدارانش ۸- قالیباف و طرفدارانش ۹- جامعه مدرسین قم( پس از حرفهای احمدی نژاد در مورد هاشمی بسیاری از اکثریت ضعیف طرفداران احمدی نژاد از وی روی برگرداندند) ۱۰-علما و مراجع تقلید  ۱۱-جامعه اسلامی مهندسین (باهنر و طرفدارانش که البته به مصلحت سکوت کرده اند)  ۱۲-لاریجانی و طرفدرانش( که برخی به مصلحت و با اکراه برای احمدی نژاد کار می کنند) ۱۳-ناطق نوری و جریان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و...

در مورد روابط خارجه دولت نهم هم بزرگترین  اجماع علیه ایران در طول سالیان اخیر شکل گرفت که نشان می دهد در عرصه بین المللی هم احمدی نژاد موفق بوده است!

فکر نمی کنم هیچکس تا بحال نتوانسته چنین اجماعی در داخل و خارج علیه خود تشکیل دهد. این هنر بزرگ احمدی نژاد بود که نشان توانایی بالای وی در دشمن و مخالف پروری است.

حال یک سوال و آن هم اینکه آیا همه این عقلا پای منافع و مافیای قدرتشان در میان است که با احمدی نژاد مخالفت می کنند؟

+ ارائه شده در  هجدهم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

دیشب توقع داشتم اصلاحی در رفتار رییس جمهور ببینم و گفتم شب مناظره عصبانی بود و امشب رفتار خود را اصلاح می کند. به خصوص اینکه رهبر و بسیاری از بزرگان به او تذکر دادند. اما نه دیدم وقیح تر و گستاخانه تر به حرفهایش ادامه می دهد. خیلی ناامید شدم . از اینکه رییس جمهور کشورم و نماینده سیاسی مردممان چنین بی ادبانه و وقیح سخن می راند. مگر ما ایرانیان ادعای فرهنگ دیرین و والا نداریم پس این چه رفتاری است که چکیده ملت بر زبان میراند. نمی دانم ! شاید واقعا ما اینقدر به قهقهرای فرهنگی رفتیم.

وقتی رییس جمهور مان چنین بی اخلاقی هایی را بر خود روا می دارد از مردم چه توقعی دارید که احترام هم را نگه دارند؟ چرا ما از مردممان توقع زیادی داریم که مثلا در خیابان یقه کشی و دعوا می کنند وقتی بزرگانمان چنین بی اخلاقند.(اگر احمدی نژاد را جزو بزرگان به حساب بیاوریم) ولی چند سوال از آقای احمدی نژاد دارم که کاش می توانستم جواب آن را هم از وی دریافت کنم.

۱-آقای احمدی نژاد! رسیدن مجدد به پست ریاست جمهوری برای چهار سال دیگر چقدر ارزش دارد؟ به چه قیمتی می خواهی آرای مردم را به دست بیاوری؟

۲-آقای احمدی نژاد! شاید گل آلود کردن جو به نفع شما باشد ولی آیا مطمئنید روزی دود این آتشی که به پا کرده اید به چشم خودتان نمی رود؟

۳-آقای احمدی نژاد!  آیا می دانید وقتی اینگونه بر زبان سخن می رانید مردم به کل نظام بدبین می شوند ؟

۴-آقای احمدی نژاد! سخنان رهبر را به خوبی گوش کردی؟ آیا فکر نمی کنی منظورش شما بودی؟ چرا رفتارت را اصلاح نکردی؟ مگر ادعای ولایت پذیری ات گوش فلک را کر نکرده است؟

۵-  آقای احمدی نژاد!  اگر رهبر را قبول نداری لااقل سخنان مشفقانه آیت الله جوادی آملی را گوش می کردی که با چه لحنی از تو می خواست به خاطر رقابت سیاسی آبروی کسی را نبری. چرا حرف این استاد اخلاق را گوش نکردی؟

۶- آقای احمدی نژاد! دیشب با خودم گفتم در این فضای بی حرمتی همان بهتر که رییس جمهورمان تو باشی. اگر اینقدر بی فرهنگ شدیم لیاقتمان تویی. امیدوارم رای هم بیاوری. ولی اگر رییس جمهور شدی خواهش می کنم به این روند ادامه نده! من ایرانی ام و خجالت می کشم رییس جمهورم چنین زبان حرمت شکنی داشته باشد. آقای رییس جمهور آیا به دنیای دیگری که می گویی به آن اعتقاد داری هم فکر می کنی؟ آیا فکر نمی کنی شاید قرار باشد بابت آبروهایی که برده ای جواب بدهی؟  

 آقای رییس جمهور! ...

 

+ ارائه شده در  شانزدهم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

وقتی فاطمه رجبی نامه های خود را می نوشت و در آن به تمام ارکان نظام توهین می کرد دوستی می گفت : چرا احمدی نژاد وی را محکوم نمی کند و من به این فکر کردم که حتما احمدی نژاد با حرفهای او موافق است. دیشب شبی بود که این فرضیه به اثبات رسید. احمدی نژاد اثبات کرد که برای حفظ قدرت حاضر است همه ارزشها و ارکان انقلاب را زیر سوال ببرد. هیچ تعصبی روی هاشمی ندارم و اتفاقا از منتقدان جدی وی هستم ولی آقای احمدی نژاد که این همه دم از رهبری و ولایت پذیری می زند بهتر است به حرف های امام و رهبری در مورد هاشمی مراجعه کند تا بداند که کار دیشبش تا چه حد با حرف رهبر متناقض بود.

احمدی نژاد کسانی را مورد توهین خود قرار داد که هیچ گاه فرصت نمی یابند در چنین رسانه فراگیری از خود دفاع کنند. و اگر یکی از این ها تهمت باشد چگونه خواهد توانست در دادگاه عدل الهی پاسخگوی آبروی ریخته شده یک مومن باشد؟ احمدی نژاد اثبات کرد که زمانی که قدرتش متزلزل شده و احساس خطر می کند دیگر از هیچ کار نادرستی فروگذار نمی کند. اگر پاسخ های متین و متناسب موسوی نبود به کشورم ناامید می شدم که چنین رییس جمهور بی ادب و نابخردی نماینده کشورم در سطح جهان شناخته می شود. ولی با این پاسخ ها امیدوار شدم که هنوز در سطوح بالای مدیران کشورم انسان هایی وجود دارند که برای آبروی سایرین ارزش قائلند و به اخلاق ارج می نهند.

موسوی با سکوت در مقابل برخی حمله های احمدی نژاد که مربوط به دوران امام می شد اثبات کرد که حاضر نیست به خاطر قدرت از اصول اخلاقی ذره ای تخطی کند. وگرنه همه می دانند که اگر موسوی می خواست جواب این شبهات را بدهد پای چه کسانی به میان می آمد که به صلاح نظام نیست.  احمدی نژاد کاری کرد تا دیشب خیابان های تهران تا صبح عرصه قدرت نمایی طرفداران موسوی شود. مردمی که خوب می فهمند چه کسی مردم و دوستی آنان را در دستور کارش دارد و چه کسی فقط برای جلب آرای مردم دم از نام آنان می زند.

امیدوارم و از صمیم قلب آرزو می کنم کسی رییس جمهور شود که برای کشورم و مردم آن سعادت مادی و معنوی به ارمغان بیاورد و امیدوارم هیچ گاه رییس جمهور کشورم که الگوی مردم به شمار می رود چنین بد اخلاقی هایی نکند که الناس علی دین ملوکهم و اگر روزی مردم  ما به سبک رییس جمهورمان بخواهند رفتار کنند باید منتظر روزهای بسیار بدی باشیم که معلوم نیست به کجا بیانجامد.

+ ارائه شده در  چهاردهم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 احمدی نژاد مردمی نژاد

تبلیغات احمدی نژاد را که با دقت نگاه می کردم یک نکته مشترک در همه آنها به چشم می خورد. در هر کدام از عسکها یک نفر مثلا یک پیرمرد یا یک بچه یا یک پیرزن دیده می شود که احمدی نژاد دارد به وی محبت می کند. زیر آن هم نوشته شده: مهرورزی ! یا مردمی نژاد در فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد هم محور پیرزنی بود که احمدی نژاد برای او خانه ساخته بود و وی را در بیمارستان بستری کرده بود. از دیگرمحورهای فیلم هم سرزدن وی به روستاها بود و مثلا برای یک روستا جاده ساختن و... 

هرچند این کارها به اندازه ای جهت تبلیغات سمبلیک می تواند در تلطیف روابط مسئولین نظام با مردم موثر باشد ولی نکته ای که کمتر به آن توجه می شود اینکه واقعا کار رییس جمهور این است که دائم به خانه این آن برود و مشکلات مردم را به صورت موردی حل کند؟ آیا رییس جمهور در طول چهار سال دوره خود آنقدر وقت دارد که به خانه حداقل ۱۲ میلیون فقیر کشور سر بزند؟ تکلیف کسانی که احمدی نژاد خانه آنها را ندیده چیست؟ آیا این عدالت است که مثلا محرومی که احمدی نژاد آن را دیده مشکلش حل شود و خانه دار شود و بقیه منتظر شرف حضور وی باشند؟ یا اینکه یک پیرزن برای فیلم انتخاباتی کفایت می کند و بقیه مشکل خودشان است.

آیا بهتر نبود رییس جمهور عوض این کارها که البته شاید باعث شده در ۲۴ ساعت فقط ۴ساعت بخوابد فکری برای زیربناها و کارهای عمرانی و زیرساختها می کرد تا با هر کدام از آنها میلیون ها انسان فقیر مشکلشان حل شود؟ آیا بهتر نبود این وظایف به مسئولین رده پایین تر مثل مسئولین کمیته امدادمحول می شد ؟ در همین راستا می توان بسیاری اقدامات سفرهای استانی را هم ارزیابی کرد. میلیون ها نامه ای که احمدی نژاد با افتخار انها را دریافت کرد چه مشکلی از این جماعت حل کرد؟ آیا جا انداختن این امر که باید رییس جمهور موردی مشکل برخی را حل کند و مثل فرشته مهربون به خونه کسی بیاد تا مشکلاتشان حل شود درست و منطقی است؟

با نگاهی به دوران احمدی نژاد متوجه می شویم وی بیش از همه روسای جمهور در سمینارها، کنفرانس ها ، مراسم های عزاداری و جشن، گردهمایی ها و... شرکت کرده است و بعد هم کم خوابیدن اش را به حساب پرکاری اش می گذارند. یکی از دوستان می گفت رییس جمهور که اینقدر کم می خوابه کاش بیشتر می خوابید و از کارهای اضافی اش کم می کرد و در عوض فکری به حال مشکلات می کرد. کاش می خوابید و کمتر حرف هایی می زد که هزینه اضافی برای سیاست خارجه درست می کند. کاش می خوابید و کمتر به این و آن تهمت می زد و به دروغ برخی را محکوم می کرد. 

 ریس جمهور مثل کمیته امداد سیار به خانه مستضعفین می رود و اگر کسی از وی بپرسد آقای احمدی نژاد لطف کن به خونه ما نیا ولی تورم ۲۵ درصد رو حل کن و مشکل مسکن رو سامان بده، حتی بیشتر بخواب تا فکرت بهتر کار کنه، آیا جوابی برای او دارد؟ 

+ ارائه شده در  سیزدهم خرداد 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

میرحسین موسوی

اوضاع طوری پیش می رود که همه وقایع شبیه دوم خرداد شده است. از سویی بازار انتخابات  روز به روز به شدت داغتر می شود. از سوی دیگر تخریب گسترده میرحسین موسوی دارد شتاب می گیرد و به چند دلیل به نظر می آید دوم خردادی دیگردر حال شکل گرفتن است.  

نظرسنجی ها حاکی از رشد روز افزون آرای میرحسین است(حتی به اعتراف فارس) و باعث شده که اصولگرایان به شدت احساس خطر کنند. تجربه هم ثابت کرده اصولگرایان موقعی که احساس خطر می کنند بدجوری عکس العمل نشان می دهند. این دفعه هم از هر وسیله ای برای تخریب حریف استفاده می کنند. صدا و سیما کاملا بی طرفانه دیشب در مستند جمهور دولت خاتمی را به چالش کشید و احمدی نژاد هم به سفرهای استانی اش را به شدت ادامه می دهد.  به گفته آفتاب قرار است طی اقدامی بی سابقه امروز در صحن امام رضا  سخنرانی کند. جمعه هم به اصفهان می رود و صدا وسیما هم ناگزیر به پخش سخنان وی از بخش های مختلف خبری است.

رفتار خود احمدی نژاد هم جالب توجه شده است. از سویی به دروغ  دیدار شیراک وخاتمی را به چالش کشید و پس از آن هم دائما سعی در مظلوم نمایی دارد و تازه پس از چهار سال یادش آمده اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام کند. در پاکدشت گفته مدیران ۲۴ ساله را محاکمه می کنیم و دوباره حرف های تکراری مافیای اقتصادی را تکرار میکند و دیگرخبری از آن احمدی نژاد صبور و آرامی که در مصاحبه اول دیدیم نیست.

طرفداران باتقوای احمدی نژاد هم از هرحربه ای برای تخریب موسوی استفاده کرده اند و می کنند. پیامک های جالبی را منتشر می کنند که یکی از آن ها  این بود که میرحسین درحال انصراف از مناظره است!! این در حالی است که هر بچه ای می داند که میرحسین هرگز حاضر نمی شود اینگونه آبروی خود را ببرد. جالب این بود که فارس که خود طراح این شایعه بود به نقد و تحلیل این شایعه نیز می پردازد که موسوی حرفی برای گفتن ندارد و ... پیامک جالب دیگری دیدم با این مضمون که: دخترک بدحجابی را تصور کنید سگی به یک دست و به دست دیگرش پارچه سبز و عکس میرحسین و... خیلی برای من جالب بود که دقیقا جریان دوم خرداد در حال تکرار شدن است. شریعتمداری هر روز در کیهان سعی دارد همه مخالفان احمدی نژاد و خصوصا میرحسین را مامور سیا و موصاد معرفی کند و جنگ درگرفته را جنگ بین یزیدیان و امام حسین وانمود کند . چند روز پیش هم رنگ سبز را به قرآن سر نیزه کردن تشبیه کرده بود!! دقیقا به یاد یا لثارات الحسین دوم خرداد می افتم. و آن موقع اگر یادتان باشد روزنامه هایی مثل کیهان به این آشکاری وارد دعواها نمی شدند . شاید آن موقع برای اینکه از بیت المال نباید برای تبلیغ یک کاندیدا استفاده کرد ارزشی قائل بودند.

اصولگرایان هیچ وقت از گذشته درس نمی گیرند و گاهی اشتباه های بزرگی انجام می دهند.  یکی از این اشتباه ها هم همین تخریب های ناشیانه میرحسین است. این تخریب ها باعث می شود آرای خاموش با خیال راحت دست از تحریم بردارند و در انتخابات به موسوی رای دهند و این یعنی شکست فضاحت بار احمدی نژاد. دوم خرداد درس بزرگی برای این جماعت بود که علی الظاهر از آن به خوبی درس نگرفته اند.

+ ارائه شده در  دوازدهم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

هاله نور

خیلی ها موقعی که احمدی نژاد به آیت الله جوادی آملی می گفت در سازمان ملل هاله نوری در اطراف سر من دیده اند، با خنده از کنار آن گذشتند ولی پایان ماجرا نبود و احمدی نژاد در جاهای مختلفی سخنانی می گوید که ناشی از توهم تقدس وی است. وی حضور خود را در نیویورک و دوربان و سایر عرصه های بین المللی مثل دانشگاه کلمبیا را معجزه گونه تلقی می کند و در حرف های خود  دائم بر ظهور ولی عصر هم تاکید می کند.  شاید وی خود را مامور الهی می داند که ماموریتش رساندن پرچم انقلاب به دست امام زمان (عج) است. چند تا ازحرف های احمدی نژاد را که نشان می دهد او برای مدیریت جهان تلاش می کند با هم مرور می کنیم:

وبلاگ احمدی نژاد (۱۰/۳/۸۸) :...تاریخ بشریت مشحون است از صحنه های بدیع و افتخار آمیزی که رادمردان و نیک اندیشان برای احقاق حقوق مردم و اقامه قسط و عدل آفریده اند و در این راه از بذل مال و جان و آبروی خود نیز دریغ نکرده اند...می دانستم که قدرت مداران خودکامه و حریصی که اجرای عدالت را بر نمی تابند، برای خاموش کردن ندای عدالت طلبی، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند...در کنار مردمی که عدالت را برای کشور برگزیده اند می مانیم و تا آخرین نفس به این نبرد مقدس ادامه می دهیم ... 

رجا نیوز (۱۰/۳/۸۸)...انقلاب اسلامي ظرفيت فراواني دارد و نبايد در جغرافياي محدودي محصور شود چرا كه ذات انقلاب ما جهاني است....

رجا نیوز(۷/۳/۸۸) ...سينه‌ها و گلوي خود را براي شمشيرها و نيزه‌ها آماده كرده‌ايم اما براي تسليم در برابر زورگويي‌هاي دشمنان و فاسدان و دزدان، «هيهات منا الذله»...

وبلاگ احمدی نژاد(۲۲/۳/۸۷)...این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف ‏را خرافه نمی داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی ‏است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام  و ‏والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته ...

این دیدگاه های احمدی نژاد نشان می دهد که وی با عقیده ای راسخ برای حکومت جهان برنامه ریزی می کند. برخی طرفداران وی طرز فکر وی را با ایدئولوژی امام همسو  می دانند ولی من معتقدم امام هیچ گاه حاضر نمی شد منافع داخل کشور فدای حکومت جهانی شود. با مروری بر رفتار امام  مشاهده می کنیم وی هر جا که پای منافع مردم در میان بود حاضر نبود هزینه اقدامات بین المللی وجهانی انقلاب به مردم تحمیل شود و به همین دلیل بود که با هرگونه ماجراجویی در زمان جنگ مخالفت می کرد. نظیر مخالفت وی با اعزام نیروی نظامی مستقیم به لبنان.

در این چند روز عده زیادی سعی کرده اند احمدی نژاد را تقدیس کنند . مثل شریعتمداری که توهین به احمدی نژاد را توهین به اسلام و انقلاب می داند و یا انتشار پیامکی که در آن مدعی شده اند فردی که داشته به احمدی نژاد توهین می کرده سکته کرده و مرده. یا سخنان فاطمه رجبی که دیگر اینقدر غلو آمیز است که کسی رغبتی به خواندن آن ندارد.

به هر حال احمدی نژاد با این اطرافیان، خوب حق دارد دچار توهم تقدس و پرچمداری حکومت جهانی امام زمان شود. باید دید در روزهایی آینده که این طرفداران احساس خطر بیشتری خواهند کرد چگونه به این عملیات قدیس کردن احمدی نژاد ادامه می دهند و شاید باید منتظر ادعاهای بزرگتری هم باشیم.

+ ارائه شده در  دهم خرداد 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |