گذشته از اینکه چه کسی یا چه کسانی مسببان و محرکان حوادث تلخ روزها اخیر بودند ویا چه عواملی از مجموعه عملکرد نظام باعث این طغیان مردم شدند بایستی به فکر چاره ای کارساز برای حل این مشکل بود. در حال حاضر دو طرف ماجرا فقط با سخنان تحریک آمیز باعث برافروخته تر شدن آتش بحران می شوند و هیچ کس به فکر حل این مشکل که کشور را به حالت فلج درآورده نیست. حامیان احمدی نژاد و اصولگرایانی که به جبر قدرت طلبی حامی دولت هستند همه با سخنانی در نفی و رد عملکرد مخالفانشان سخن می رانند و به نقشی که سخنان آنان دردامن زدن به بحران ایفا میکند توجه نمی کنند. رییس جمهور با بی تدبیری تمام مخالفان را خار و خاشاک می نامد و اصلا به این فکر نمی کند که جریان فعلی به سود هیچ کسی نیست جز دشمنان کشور ما.
از سوی دیگر طرفداران موسوی هم با این استدلال که هیچ چاره ای جز این ندارند به مخالفت های آرام و بی خشونت خود ادامه می دهند که البته به حکم ترجیح بد به بدتر، اشکالی ندارد. اما آنچه در این میان آنان فراموش شده اینکه آیا در صورتی که تقلب هم نمی شد( به فرض اثبات تقلب) موسوی رای می آورد؟ برآوردهای رسمی داخلی و بین المللی نشان می دهد احمدی نژاد پیروز انتخابات بوده است و حال اگر اثبات شود که تقلبی هم صورت گرفته فقط فاصله آرای دو نفر کم خواهد شد.
همین نکته باعث شده که حامیان موسوی در شکایت خود به شورای نگهبان ضمن درخواست ابطال کل انتخابات از مسایلی مانند استفاده ازامکانات عمومی و دولتی توسط احمدی نژاد ، یا توهین در مناظره ها و یا رفتار جانبدارانه صدا و سیما به عنوان موارد شکایت استفاده کنند. چراکه اگر تقلب در جریان رای گیری قابل اثبات هم باشد تنها سبب کم شدن فاصله دو رقیب می شود. اصلاح طلبان تنها به ابطال انتخابات دل بسته اند که اصلا محتمل به نظر نمی رسد. پس از همین حالا می توان پیش بینی کرد تنها احتمال در خوشبینانه ترین حالت ابطال تعدادی از حوزه ها و صندوق هاست که سبب کم شدن فاصله آرا می شود. اگر این فرضیه درست باشد ادامه این جریان و اعتراضات به نفع چه کسی است؟ آیا بهتر نیست بیش از این به حیثیت کشور لطمه و آسیب نزنیم و راه وحدت را پیش بگیریم؟
ای کاش اصلاح طلبان کمی با تعقل و تدبیر دست به اقدامی سنجیده می زدند و مردم را آرام می کردند و بیش از این از ابزار احساسات پاک مردم برای پیش برد اهداف خود استفاده نمی کردند. همه می دانند به هر حال چه تقلب شده باشد و چه نشده باشد، چه تقلب اثبات شود و چه نشود، احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان است و البته دلایل رای آوردن وی هم قابل بحث است. چه بهتر که وجهه بین المللی نماینده کشورمان را خراب نکنیم و به وی در راه سختی که پیش رو دارد کم کنیم . جریان فعلی در کشور مثل تف سربالاست و علیرغم بی تقوایی ها و تخلفات گسترده اصولگرایان که بررسی آن جایگاه خاص خود را می طلبد، این وضعیت به نفع هیچ کس نیست و دود این آتش به چشم تک تک ایرانیان می رود.
خیلی حرف ها هست که می توان زد و گله های زیادی از اصولگرایان چه قبل از انتخابات - چه در جریان انتخابات و چه در جریان مقابله با تظاهرات هست که فعلا به جهت جلوگیری از تنش ها بهتر است به آن نپردازیم تا فرصتی دیگر و پس از فروکش کردن التهابات.
بیایید با انصاف و خویشتنداری و علیرغم اینکه می دانیم اصولگرایان چه کارهای ناصواب و چه تخلفات بزرگی را انجام داده اند کشور را از این وضعیت نجات دهیم و برای آبادی کشورمان تلاش کنیم.



۱-اگر احمدی نژاد رای بیاورد: طرفداران اش به خیابان ها می ریزند و به سبزها می خندند که این همه کوشش بیهوده کردند. سبزها هم تعدادی تجمع اعتراض آمیز می کنند و مدعی تقلب درانتخابات می شوند که البته با تلاش نیروی انتظامی سرکوب می شوند. روزنامه های اصلاح طلب هم تیترهای بزرگی برای شبهه افکنی در نتایج انتخابات می زنند و رهبر هم همه کسانی که مدعی تقلب هستند را یاریگران دشمن می نامد . احمدی نژاد هم طی پیامی ضمن تشکر از ملت ایران این رای را نشانه آری ملت به مبارزه با فاسدان و مافیای قدرتمند زر و زور تلقی می کند و اعلام می کند با قدرت به مبارزه با این حرکت ادامه می دهد .
۲-اگراحمدی نژاد رای نیاورد: سبزها به خیابان ها می ریزند و رقص و پایکوبی می کنند و دو سه روز شهرهای بزرگ تعطیل می شوند. نه به احمدی نژاد موجب می شود رسانه های خارجی دائما از نه بزرگ ملت ایران به سیاست پر تنش احمدی نژاد در عرصه بین الملل حرف بزنند. روزنامه های اصلاح طلب تیتر بزرگ نه بزرگ ملت به احمدی نژاد را می زنند و به خیال خوشان نوید یک حرکت تازه و آغازی درخشان برای کشور را می دهند. رهبری از موسوی حمایت می کند و وی را فرزند انقلاب و یار امام می نامد و برای وی با تذکراتی آرزوی موفقیت می کند. احمدی نژادی ها هم با رمقی بسیار کم از مظلومیت خود و تاثیر تخریب های وسیع علیه احمدی نژاد به عنوان دلایل شکست خود نام می برند و مدعی می شوند مافیای قدرت توانست ما مظلومان و ضعیفان راشکست دهد. احمدی نژاد هم یک سکوت طولانی را پیشه می کند و می گوید به زودی افشاگری می کند. روزنامه های اصولگرا از شکست قریب الوقوع اصلاح طلبان در اداره کشور خبر می دهند. هاشمی تبریک مفصلی شامل مظلوم نمایی زیادی را خطاب به موسوی می نویسد.
هاشمی سالهاست که سکوی پرش نامزدهای انتخاباتی شده است. هر کسی که به هاشمی بد وبیراه بگوید از آرای طیفی از مردم برخوردار می شود. در مجلس ششم و انتخابات دولت نهم و همین انتخابات بیشترین استفاده از ترور شخصیت هاشمی برای کسب محبوبیت را می توانیم ببینیم. احمدی نژاد هم به خوبی فهمید که در این اوضاع که همه چیز به ضرر اوست بهترین راه پای بر شانه های هاشمی گذاشتن و بالا امدن است. هاشمی در شرایطی در نامه ای از رهبری خواست که : با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد ،همه در خیابان ها مشغول دعوا بودند و برخی به قهرمان ملی شان که دزدها! را رسوا کرد می نازیدند و روی اتومبیل هایشان نوشته بودند: بگم؟. 



