تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

صدا و سیما واحمدی نژاد

زیاد لازم نیست دقت کنیم یا همه برنامه های صدا و سیما را رصد کنیم تا هواداری رسانه ملی را از یک کاندیدا متوجه شویم. هر وقت اراده کنید می توانید با روشن کردن تلویزیون و چند لحظه تامل متوجه شوید که آقای ضرغامی کمر بسته تا هر جور شده احمدی نژاد را ۸ ساله کند. هنگامی که قبل از انتخابات قبلی بخش خبری ۲۰:۳۰ راه اندازی شدخیلی خوشحال شدم از اینکه یک بخش خبر بی رودربایستی و صریح و البته بی موضع در صدا و سیما راه افتاده که جریان اطلاع رسانی در کشور را متحول می کند. اما چه فکر می کردیم و چه شد. تازگی ها اصلا رغبتی به تماشای این بخش خبری ندارم چون که می دانم چقدر سردبیران آن تلاش کرده اند محاسن احمدی نژاد  و سوتی های سایرین را جدا کرده وبه خورد ملت بدهند.

من طرفدار هر که باشم طرفدار کروبی نیستم ولی دو شب پیش وقتی سخنرانی گزینش شده او پخش شد دلم برایش سوخت. یا زمانی که از میرحسین موسوی پرسیده بودند چرا از خوبی های دولت نهم نمی گویی؟ و او جواب داد : ما یک بار از خوبی دولت نهم گفتیم اخبار ۲۰ و۳۰ فقط همان را پخش کرد خیلی فکر کردم تا دلیل اینگونه کارهای صدا و سیما را درک کنم و  سعی کردم آن را با یکی از اصولی که مدعی آن هستند انطباق بدهم ولی نشد.آقای احمدی نژاد هم که قرار بود به خاطر انتخابات از نیمه اردیبهشت به سفر استانی نرود امروز به سمنان رفت تا اگر ضرغامی خود هم مایل نبود مجبور به پخش رویدادهای سفر وی شود.  

یک مطلب جالب خواندم آن هم این بود که آقای ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته: «تاکنون 475 نفر در انتخابات ثبت نام کردند، با چه مجوزی تریبون صدا و سیما در اختیار افرادی مثل میرحسین موسوی، کروبی و محسن رضایی قرار می‌گیرد اما بقیه که مشهور نیستند بی‌بهره‌اند که این امر صحیح نیست.صدا و سیما در فرصت قانونی و مجازی که دارد می‌تواند نسبت به معرفی کاندیداها اقدام کند و علی‌رغم آنکه احمدی نژاد رئیس جمهور رسمی کشور است و تا زمانی که تبلیغات وجود ندارد سفرهای استانی باید پوشش کامل خبری داده شود اما شاهد سانسور از سوی صدا و سیما هستیم تا به جانبداری متهم نشود».

یا  دو هفته پیش مطلب جالب دیگری در رجا نیوز درج شده بود وبه حضور ابوطالب در برنامه ها اعتراض شده بود: شبکه یک سیما به‌عنوان پربیننده‌ترین شبکه تلویزیونی، یکشنبه شب‌ها اقدام به پخش برنامه زنده "جریان" کرده است که در این برنامه گویا قرار است سعید ابوطالب نقش مجری ثابت را بازی کند.ابوطالب که گرایش‌های ضد دولتی وی مشهور اهالی سیاست است و رسماً نیز به ستاد میرحسین موسوی پیوسته است، در برنامه یکشنبه این هفته، به صورت تلویحی از ایده جنجالی دولت ائتلافی دفاع کرد.تبلیغ نرم به نفع میرحسین موسوی در حالی از سوی صداوسیما کلید خورده است که مشخص نیست آیا این مسئله با تأیید رئیس سازمان است یا اینکه برخی مدیران رسانه ملی به دلیل علایق و سلایق شخصی خود این روند را دنبال می‌کنند.این در حالی است که گفته می‌شود دکتر احمدی‌نژاد از صداوسیما خواسته است در 3 سفر استانی باقیمانده دولت در دور دوم، رسانه ملی به‌گونه‌ای عمل کند که شائبه تبلیغاتی بودن ایجاد نشود!!

امروز هم ستاد خودجوش مردمی! احمدی نژاد هم بیانیه ای داده و نسبت به انتقادات از دولت نهم در برنامه جریان اعتراض کرده در این بیانیه آمده:ستاد خودجوش مردمی حمایت از دکتر احمدی‏نژاد (امتداد مهر) از طرف کلیه اعضا و از طرف تمام دلسوزان نظام اسلامی و گفتمان عدالت خواهی اعتراض شدید خود را نسبت به جانبداری سازمان صدا و سیما از کاندیداهای خاص و تخریب همه جانبه دولت نهم در پربیننده ترین برنامه ها و ساعات پخش تلویزیونی اعلام می دارد.

البته اين اقدامات شايد تاكتيكي است كه به اصطلاح دست پيش مي گيرند تا پس نخورند.

اما کروبی  در نامه ای به ضرغامی خواسته که صدا وسیما را کیهان مصور تبدیل نکند متن کامل دراین نامه کروبی به پخش گزینشی سخنانش شدیدا اعتراض کرده. هرچند بهتر است کروبی قبل از اعتراض کمی در حرف زدنش دقت کند ولی به هر حال صدا و سیمادر این انتخابات عملکرد بی سابقه و اعتراض برانگیزی داشته که در دراز مدت باعث بی اعتمادی مردم ونتیجتا گرایش مردم به شبکه های ماهواره ای است.

کاش رسانه ملی به گونه ای عمل نکند که ستاد تبلیغاتی نامزد خاصی شود. ضرغامی با نگاهی به تاریخ همین دو دهه اخیر متوجه خواهد شد که گاهی این تبلیغات نتیجه عکس می دهد و شاید بارزترین نمونه آن دوم خرداد بود که  لاریجانی سعی می کرد ناطق نوری را مقبول جلوه دهد( البته به شدت الان تبلیغات نمی شد) و نتیجه آن لجبازی مردم و نه بزرگ آنان به جناح راست بود.

+ ارائه شده در  سی ام اردیبهشت 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

پول نفت

نفت، كلمه اي كه اين روزها از نامزدهاي مختلف زياد درباره آن مي شنويم. آقا محسن رضايي مي گويد : پول های گم شده نفت را پیدا می کنم،(متن خبر) كروبي مي گويد: همه مردم را سهامدار نفت مي كند (متن خبر) و امروز هم احمدي نژاد با تقليدي ناشيانه از كروبي مي گويد : اوراق مشاركت نفت منتشر مي كند تا مردم از سود نفت استفاده كنند. (متن خبر

نكته جالب در اين است كه هيچ كسي سعي نمي كند در مورد اين ادعايش توضيح كاملي بدهد و بگويد دقيقا چكار مي خواهد بكند. انگار كه همه مي دانند اينجوري مي توانند در صورت انتخاب شدن مثل دوره قبل احمدي ن‍ژاد كه گفت پول نفت را سر سفره مردم مي آورد مي توانند با مغالطه از آن طفره بروند. از همه جالب تر طرح احمدي ن‍ژاد است كه اصلا نگفته مي خواهد اين سهام را رايگان توزيع كند يا پول آن را بگيرد يا اينكه با تخفيف آن را واگذار كند. انگار ايشان خوب فهميده كه حرف هاي دوران انتخابات مثل مهريه است كه كي داده كي گرفته!

همان طوري كه قبل هم در يكي از پست هايم نوشته بودم احتمالا در روزهاي آينده شاهد يك مزايده پوپوليستي براي چگونگي توزيع پول نفت خواهيم بود. كروبي كه دوره قبل ۵۰ هزار تومان را پيشنهاد داده لاجرم بايستي نرخ بالاتري ارائه كند. احمدي ن‍ژاد كه ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان را ارائه كرده بود امروز سهام را هم به آن اضافه كرد تا فعلا برنده مزايده باشد.  حال بايد منتظر نرخ هاي بعدي بود .

شايد رفتن انتخابات به سمت اين فضاي پوپوليستي را مديون آقاي كروبي و طرح ۵۰ هزار توماني موفق كه باعث شد بيش از ۵ ميليون راي را به سمت خود جذب كند باشيم.خبر جالب ديگري كه امروز تابناك آن را درج كرده اينكه بن هاي ۵۰ هزار توماني در ميان دانشجويان كوي دانشجويان توزيع مي شود. (متن خبر) . هديه ۴۰۰ هزار توماني به خبرنگاران و  دادن چك پول به دانشجويان و توزيع سود سهام عدالت روستايي و شتاب گرفتن توزيع سهام عدالت در روزهاي اخير و ماجراي سيب زميني ها نمونه هايي از اين اقدامات هستند. 

متاسفانه آنچه بيش از همه نگران كننده است اينكه قبح اينگونه حرف ها و اقدامات عوام فريبانه ريخته و همه به راحتي به آن اقدام مي كنند. اين جريانات شايد باعث شود يكي از نقاط ضعف دموكراسي را كشف كنيم و به حاميان دموكراسي مطلق كه معتقدند راي مردم مي تواند در همه امور بهترين تعيين كننده باشد اثبات كند كه اگر فضا اينگونه شود آن وقت است كه راي مردم منجر به انتخاب شايسته ها نمي شود و عوام فريب ترين ها را به كرسي ها مي رساند.

+ ارائه شده در  بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 سخنگوی شورای نگهبان

شورای نگهبان ۵ روز دیگرمهلت خواست تا نتایج بررسی صلاحیت کاندیداها را اعلام کند. این در حالی است که پیش از این اعلام شده بود پس از ۵ روز این نتایج اعلام شود . از نظر قانونی این تمدید مدت هیچ منعی ندارد و کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفته است:طبق قانون شوراي نگهبان مي‌تواند اين فرصت را 5 روز ديگر تمديد كند كه شورا اين فرصت را تمديد و آنرا نيز به وزارت كشور اعلام كرده است. بررسي صلاحيت‌ها تا پايان روز 29 ارديبهشت ماه ادامه دارد و در نهايت اسامي قطعي نامزدها توسط وزارت كشور در تاريخ‌هاي 30 و 31 ارديبهشت ماه اعلام مي‌شود.

اما سوال اینجاست که با توجه به اینکه چهار نفر اصلی کارزار انتخابات ازمدت ها پیش معلوم اند و شورای نگهبان قبل از انتخابات برای کلیه کاندیداهای احتمالی پرونده تشکیل می دهد دلیل این تاخیر چیست؟ چند فرضیه زیر به ذهن متبادر می شود:

۱- کم کردن فرصت جوسازی و اعتراض: اگر دو روز به تبلیغات اسامی اعلام شود افرادی که فقط جهت رد صلاحیت شدن وجو سازی کردن کاندیدا شده اند فرصت کمتری پیدا می کنند تا به مقصود خود برسند. اعلمی و شعله سعدی و رفعت بیات مهمترین افرادی هستند که شائبه این کار در مورد آنها وجود دارد.

۲-قصد رد صلاحیت یک بزرگ: تجربه تلخ چهار سال قبل و پادرمیانی رهبر انقلاب در خصوص تایید صلاحیت معین و مهرعلیزاده شاید باعث شده باشد تا شورای نگهبان قبل از رد صلاحیت یک شخصیت مطرح آن را با رهبر درمیان بگذارد و از تکرار این واقعه جلوگیری کند. شاید یکی از چهار بزرگ قرار است رد صلاحیت شود و این نیاز به رایزنی دارد. یا اینکه با دیر اعلام کردن رد او قصد جلوگیری از فرصت اعتراض را برای وی دارند.

۳- معرفی یک چهره جدید: شاید شورای نگهبان با معرفی فرد جدید و ناشناخته  و اصلاح طلبی غیر از این چهار نفر قصد دارد آرای اصلاح طلبان را به نفع اصولگرایان خرد کند. هیچ بعید نیست در این بلبشوی کارزار ناگهان فردی از یک گوشه سر دربیاورد که تا بحال اسمی از او نبوده است. قطعا تایید صلاحیت وی نیاز به رایزنی و کسب موافقت بزرگان دارد.

۴-کم کردن از فرصت تبلیغاتی رقیبان : کم کردن پنج روز از روزهای تبلیغاتی به بهانه رسیدگی به اعتراضات کاندیداها قطعا می تواند به نفع احمدی نژاد باشد که نقش او بر صفحه تلویزیون ها حک شده است و حتی موقعی که تلویزیون را خاموش می کنیم هم شبه او را می بینیم. کاستن از فرصت  موسوی و کروبی برای تبلیغات از تلویزیون می تواند تاکتیک اصولگرایان برای شکست اصلاح طلبان باشد. چرا که در حال حاضر احمدی نژاد با اختلاف پیش است و تنها مناظره و مصاحبه های تلویزیونی ممکن است ورق را برگرداند.

متاسفم که طوری نوشتم که انگار شورای نگهبان ارگان اصولگرایان است. چه بخواهیم و چه نه عملکرد این شورا و سخنان متعدد جنتی حمایت از اصولگرایان را همیشه در بر داشته است و نمی توان بر من خرده گرفت. به امید روزی که این شورا شائبه حمایت از جناح خاص را با عملکرد بی طرفانه خود از بین ببرد.

+ ارائه شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ركسانا صابري

ركسانا صابري آزاد شد تا شك و ترديد ها نسبت به آنچه توافقات پشت پرده ايران و امريكا خوانده مي شود كمتر شود. بسياري تحليلگران هنوز اظهار نظر قطعي در اين مورد نكرده اند و تنها از اين چرخش ايران كه بي شك چراغ سبزي به امريكاست اظهار شگفتي كرده اند. احتمالا اين توافق كه بين دولت و قوه قضاييه صورت گرفته با هماهنگي رهبري بوده است و شايد بزرگترين چراغ سبز ايران به امريكا پس از انقلاب به شمار برود.هر چند سخنگوی قوه قضائیه تصریح کرد: قضات با تکیه بر وجدان ، شرف و محتویات پرونده رأی خود را صادر کردندو نامه ی روسای قوای قضائیه و مجریه باعث کاهش رأی صابری نشده است .

قطعا تاثير اين حركت ايران در روزهاي آينده بهتر مشخص مي شود ولي آنچه مسلم است اينكه تاثير آن بر روابط دو كشور مثبت خواهد بود. خصوصا اينكه بسياري پرونده صابري را نقطه عطف روابط دو كشور دانسته اند.

اما بازتاب اين خبر در رسانه ها هم جالب است. اكثر رسانه هاي داخلي تحليل خاصي از اين رويكرد ارائه نكرده اند و تنها به بازتاب آن اكتفا كرده اند و تنها تابناك از اين حركت انتقاد كرده است و آن را در مقايسه اقدام امريكا  در مورد ديپلماتهاي ربوده شده ايران در عراق عقب نشيني ناشيانه اي تلقي كرده است. صدا و سيما هم سعي مي كند طبق سخنان سخنگوي قوه قضاييه اين حركت را يا يك روند عادي در دستگاه قضايي القا كند. اما اصلاح طلبان هم كه پيش از اين منتقد دستگيري ركسانا صابري بودند مواضع متفاوتی اتخاذ کرده اند. ابطحی در وبلاگش می نویسد: بدترين شيوه عدم استقلال در هر کشوري اين است که افراد در آن کشور، مسايل قضايي تحت تاثير مسايل سياسي با خارجي‌ها قرار گيرد. آزادي رکسانا کار خوبي بود ولي وارد کردن اين پروسه قضايي در دالان معاملات سياسي نشانه بزرگي برخدشه در استقلال ملي و اهميت به نيروهاي خارجي است ولي احتمالا در اين موارد به قدرت برتر ايران تعبير مي‌شود. اين دوگانگي در معيارها باعث مي‌شود که حساسيت دخالت خارجي در جامعه به حداقل برسد.

دررسانه های خارجی هم اکثرا این حرکت به عنوان یک گام به جلوی ایران در بهبود روابط با امریکا تلقی شده است. وزنامه آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور» نوشت: تصمیم روز دوشنبه دولت ایران برای آزادی رکسانا صابری، یکی از موانع بسیاری را که بر سر راه طرح گفت و گوی آمریکا و ایران وجود دارد حذف کرده است . بازداشت و محکومیت سنگین صابری، بخشی از تلاش‌های گروه‌های سیاسی درون ایران بوده است.  افراطیون در ایران قصد داشته‌اند با استفاده از پرونده صابری، هر تقاضایی برای پاسخ‌دهی به قدم‌های مثبت اخیر واشنگتن را به چالش بکشند!  

اما چند سوال هست كه گذشت زمان آن را جواب مي دهد:

آيا اين عقب نشيني محسوس ايران سبب تقويت اين فرضيه نمي شود كه ايران در قبال فشارهاي بين المللي و سياسي و دخالت هاي امريكا در مسايل داخلي به راحتي عقب نشيني مي كند؟

آیا تحت تاثیر قرار گرفتن دستگاه قضایی از فشارهای بین المللی نمی تواند روال بدی را در این دستگاه ایجاد کند؟

آیا عدالت در این میان فراموش نشده است؟ اگرحکم وی واقعا ۸ سال بوده است چرا اکنون نقض شده و اگرنبوده چرا از اول این حکم صادر شده بود؟ 

آيا اين حركت با سياست خارجه مهاجم كه تاكتيك دولت نهم در سياست خارجه است تناقض ندارد؟

آیا برای یک شهروند ایرانی هم در امریکا همین رافت و بخشش اعمال می شود؟ 

آيا امريكا هم در قبال اين حركت ايران رويكرد خود را تغيير خواهد داد؟

+ ارائه شده در  بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما کلینتون

این روزها سیاست خارجی امریکا بسیار سوال برانگیز شده است. امریکا  مواضع خود را در قبال کشورهای دیگر با احتیاط بی سابقه ای دنبال می کند و به آرامی در حال چیدن مهره های مورد نیاز  برای رسیدن به اهداف خود است. دموکرات ها درست در جهت مخالف بوش حرکت می کنند. بوشی همه کارهای خود را صریح و رک و با برخورد و تنش انجام می داد و زیاد به تبعات بعدی آن فکرنمی کرد. در بسیاری مواقع هم همین رفتارهایش موجب پرداخت هزینه های گزافی توسط امریکا شده بود.

چند کشور هستند که می توان نوع برخورد امریکا با آنان را به عنوان نمونه مهره چینی امریکا بررسی کرد. روسیه: که امریکا به شدت در حال نزدیک شدن به وی است و سعی در تنش زدایی و رفع سو تفاهم های قبلی در روابط فی مابین است. اسراییل: امریکا به آرامی در حال متقاعد کردن راست گرایان اسراییلی به سازش و صلح با فلسطینیان است. ونزوئلا و کوبا: دو کشور امریکای لاتین را هر روز به خود نزدیک تر می کند و سعی کرده بدین ترتیب در جبهه مخالفان امریکا در منطقه امریکای لاتین تفرقه بیاندازد.عراق: سعی می کند کم کم ماهیت حضور خود را از نظامی به سیاسی و اقتصادی تغییر دهد. افغانستان و پاکستان: تلاش برای از بین بردن طالبان با اجماعی جهانی بر سر این موضوع و تسلط بیشتر به اوضاع این دوکشور پس از مقهور کردن نمادین طالبان.

با نگاهی اجمالی به این مهره چینی ها متوجه خواهیم شد یکی از اهداف اصلی امریکا در این برنامه  سعی در محاصره کامل ایران و انزوا و تحت فشار قرار دادن آن است.  امریکا با نزدیک شدن به روسیه می تواند وی از را از حمایت ایران منصرف کند و پشتوانه شرقی ایران را نابود کند. با شکل گیری سازش و صلح در فلسطین گروههای وابسته به ایران را خلع سلاح کند و از نفوذ ایران در این منطقه بکاهد. با نزدیک شدن به ونزوئلا و کوبا اتحاد ضد امریکایی ایران را با آنان بشکند. درعراق با تسلط سیاسی و اقتصادی خود قدرت را از دست متحدان ایران بگیرد وبالاخره در افغانستان و پاکستان با مانور از بین بردن طالبان به محبوبیت دست یافته و نفوذ خود را در این منطقه بیخ گوش ایران افزایش دهد.

همه این فعالیت ها در حالی است که با توجه به انتخابات آتی ایران در مورد مذاکره با ایران که از شعار های اصلی دموکرات هاست فعلا سکوت کرده اند و منتظر نتیجه انتخابات مانده اند تا نتیجه این انتخابات معلوم شود. مهره چینی های خطرناک و در دست گرفتن ابتکار عمل در سیاست خارجه یکی از نکات هشدار دهنده ای است که به نظر نمی رسد تاکنون سیاستمداران کشورمان برای مقابله با آن استراتژی مشخصی اتخاذ کرده باشند. آرامش قبل از طوفان در فعالیت های امریکا در قبال ایران بسیار خطرناک به نظر می رسد و بعد از انتخابات شاید بایستی منتظر شروع یک طوفان سهمگین سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی علیه ایران باشیم.

+ ارائه شده در  بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

موسوي و احمدي نژاد

ديروز دو کانديداي اصلي رياست جمهوري در حالي در دو شهر مختلف سخنراني مي کردند که تفاوت هاي جالبي در حرف هاي اين دو ديده مي شد. همزمان با اينکه ميرحسين موسوي در کرمان از تشکيل مجدد سازمان مديريت و برنامه ريزي در صورت انتخاب مي گفت احمدي نژاد در قزوين سازمان مديريت وبرنامه ريزي را پايه گذاري شده توسط دشمنان ذکر کرد و گفت : انحلال سازمان مديريت با الهام از برنامه‌ريزي شهيد رجايي صورت گرفت.

به قسمتي از  سخنان اين دو نفر دقت کنيد:

موسوي: هیچ نابغه‌ای نمی‌تواند جای تصمیم‌گیری جمعی ناشی از فکر هزاران کارشناس را بگیرد. ...یکی از مسایل مهم کشور که در صورتی که به آن توجه نشود، در آینده مشکلات فراوانی به وجود خواهد آورد، مساله برگشت به قانون و رعایت قانون است. مقابله با قانون‌گریزی به ویژه در رابطه با خود دولت بسیار مهم است و تمام مسیرهای عظمت کشور، تنها از راه قانون می‌گذرد. قانون جلوی فساد، تلف شدن بودجه‌ها و انجام پروژه‌های خلع‌الساعه و ایجاد دیکتاتوری را می‌گیرد و عقلانیت را در کشور حاکم می‌کند؛ این هم خواست دولت باید باشد و هم خواست ملت... من سازمان برنامه و بودجه و شوراهايي که منحل شدند دوباره تشکيل مي دهم.

احمدي نژاد: ما در کشور سازمان برنامه و بودجه‌ای داشتیم که در سال 1328 توسط دولت وقت آمریکا در ایران تاسیس شده بود و بیش از 50 سال بود که کارش را ادامه می‌داد. پایه گذاران این سازمان دشمنان ملت ایران و مسئول برنامه‌ریزی کشور در زمینه‌های مختلف بودند و البته صرف نظر از افرادی که در آنجا کار می‌کردند و تعداد زیادی از آنها انسان‌های پاکی بودند‌، اما مبنای برنامه‌ریزی در آن سازمان وارداتی بود و از آن طرف مرزها به داخل منتقل می‌شد...شهيد رجايي با درك الهي و اسلامي دستور داد كه سازمان مديريت را منحل و سازماني براساس انديشه ديني پايه‌گذاري كنند، اما با شهادت ايشان اين امر بر زمين ماند...

نکته جالب اينکه احمدي نژاد براي دفاع از کار خود از امريکا و شهيد رجايي مايه مي گذارد. ولي منطق احمدي نژاد براي انحلال اين سازمان چه بوده است؟ آيا تمام عقلا و نخبگان اشتباه مي کنند و وي فقط درک کرده که اين سازمان اضافي است. به نظر مي آيد خود راي بودن و قبول نداشتن آراي ديگران بزرگترين مشکل احمدي نژاد است . وي چون نمي تواند نظر کارشناسان اين سازمان را بپذيرد آن را منحل مي کند. اينجوري خودش جاي سازمان مديريت و برنامه ريزي را مي گيرد.  وي وزيراني مي خواهد سر به زير و حرف گوش کن و اگر کمي مخالفت نشان داد سريع تعويض مي شود  و همين عامل هم باعث شد کابينه احمدي نژاد پر رفت و آمدترين کابينه پس از انقلاب باشد. نکته اي که موسوي به خوبي اشاره مي کند: من به دنبال یک وزیر سر به زیر نخواهم بود بلکه به دنبال وزیرانی سرافراز خواهم بود. افراد قوی می‌توانند کشور را به پیش ببرند نه مدیرانی که فقط گوش به فرمان باشند. مدیر خوب، صادق، خلاق و قوی می‌تواند به درستی در کشور نقش‌آفرینی کند و جسارت کارهای بزرگ داشته باشد...من در اداره کشور به دانشجوها، مدیران قوی و نسل جوان و شجاع کشور رجوع خواهم کرد و مدیران خود را هر دو، سه روز یک بار عوض نمی‌کنم...

يا نکته ديگر سختراني ديروز اين بود که احمدي نژاد گفت در بين راه تصميمي گرفته است: در مسیر که می‌آمدیم به من گفتند که جوانان و دانشجویان قزوین، رقم کمی قرض‌الحسنه برای برطرف کردن مشکلاتشان می‌خواهند. به همین منظور رقمی را به صورت قرض الحسنه در اختیار استاندار قرار خواهیم داد تا کارهای فوری جوانان و مردم قزوین را خود وی راه بیاندازد.

اما موسوي مي گويد:کشور در حال حاضر به جای تصمیم‌های خلق‌الساعه، نیازمند تلاش مدیریت و کارشناسی همه مدیران توانمند لایق و متخصص است...بر اقتصاد صدقه‌ای تکیه نخواهم کرد. مردم ما کار و اشتغال دائم و همچنین دورنمای روشن می‌خواهند. دولت باید مدیریت کند و راه را باز کند ...

اين شايد يکي از مهمترين تفاوت هاي ديدگاه اين دو نفر باشد. احمدي نژاد جوان، خود راي و غير معتقد به مشورت و برنامه ريزي و نظرات کارشناسي و موسوي کارکشته ، معتقد به برنامه ريزي و استفاده ازخرد جمعي.

+ ارائه شده در  هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

محمود احمدي نژاد

خيلي از کساني که در دوره قبل به احمدي نژاد راي داده بودند، در اين دوره از وي روي گردانده اند و حتي عده اي هم که هنوز از وي حمايت مي کنند با اين ايده که خيرالموجودين است به وي راي مي دهند وگرنه هيچ دل خوشي از وي ندارند. با يک نگاه سطحي به جامعه متوجه خواهيم شد رييس جمهور در ميان نخبگان جامعه هيچ جايگاهي ندارد و اکثر کساني هم که از وي حمايت مي کنند به لحاظ ملاحظات حزبي و سياسي است. اگر احمدي نژاد هم راي بياورد مطمئن باشيد آراي توده مردم است که با حجم عظيم تبليغات و وعده ها به سمت وي ناگزير سرازير شده وگرنه عقلا و نخبگان با يک حساب سرانگشتي وي را وتو مي کنند.

اما به راستي چرا به احمدي نژاد  نه مي گوييم؟

کساني که دلشان به حال نظام و انقلاب مي سوزد به خوبي فهميده اند که اصولگرايي احمدي نژاد شعاري توخالي بيشتر نيست. اما براي اين حرفم مثال ها و دلايلي دارم که مهمترين آن ها را بيان مي کنم:

۱- پيروي از رهبري: چه کسي است که مويد حمايت بي شائبه رهبر از احمدي نژاد نباشد. اما آيا احمدي نژاد هم از رهبر به خوبي پيروي کرده است؟  در عمل مي بينيم که در بسياري از موارد حرف رهبري به خوبي اجرا نمي شود. مثال آخر آن الحاق سازمان حج و زيارت به ميراث است. در نامه دفتر رهبري آمده است: به جناب آقاي رئيس‌جمهور مؤكد تذكر داده شد كه الحاق اين سازمان به مجموعه گردشگري، شايسته نيست. اما چرا وي اينگونه بر اجراي آن تاکيد مي نمود؟ اصولا رحيم مشاعي تبديل به نماد تعارض رفتار احمدي نژاد با رهبري تبديل شده است. گفتار وي در مورد اسراييل و پادرمياني رهبري را هنوز فراموش نکرده ايم. شعار پيروي از رهبر دادن کار سختي نيست بايد در عمل آن را نشان داد.

۲-سلامت اقتصادي دولت: آيا ساده زيست بودن احمدي نژاد دردي از مردم دوا کرد. آيا مديران وي هم توانستند به سبک او جلوي ريخت و پاش ها را بگيرند. آيا فساد مالي در دولت نهم کمتر از دولت هاي گذشته است؟ آمار دقيقي از اينها نمي توان به دست آورد ولي شواهد و قرائن در اطرافمان به خوبي نشان مي دهد که فساد اقتصادي در بدنه دولت حداقل کم نشده است . اين روزها استفاده تبليغاتي احمدي نژاد از امکانات بيت المال براي تبليغات خود در سفرهاي استاني به خوبي مشهود است. نمونه آن را در سايت تابناک و در سفر کرج ايشان ببينيد. آيا وي خبر ندارد چه مبالغ هنگفتي از بيت المال براي تبليغات وي بنر و پوستر چاپ مي شود؟ آيا اين همان رييس جمهور است که پوسترهاي سياه و سفيد و کوچکي چاپ کرده بود و روي آن نوشته بودند: پس از مطالعه در اختيار ديگران قرار دهيد. يا در سفرهاي اول استاني هرگونه چاپ عکس را ظاهرا! ممنوع کرده بود. آيا مي توان غير از اين فکر کرد که اين ها همه شعارهايي بودند تا آراي مردم جذب شود. سوار شدن رييس جمهور به پژو ۵۰۴ و منزل ساده وي در نارمک چه دردي از مردم دوا مي کند زماني که مبالغ هنگفتي از بيت المال صرف تبليغات وي مي شود.

۳-عدالت محوري و مهرورزي: عدالتي که با تورم ۲۵ درصد هر روز اختلاف طبقات ضعيف و قوي را زيادتر کرده است و مهرورزي که تمام رسانه اي مخالف را سرکوب کرده است چيزي نيست که ما به خاطر آن به احمدي نژاد راي داديم. اگر عدالت و مهر دولت فقط مخصوص اطرافيان و هم حزبيان  است پس چرا به مردم وعده اش را دادند؟

۴-مبارزه با فساد: شعاري که محمود احمدي نژاد را رييس جمهور کرد اکنون به يک شوخي و جوک مبدل شده است. شنيدم در فيلم تبليغاتي جديد انتخاباتي احمدی‌نژاد بار دیگر خطاب به مردم می‌گوید؛ اگر به من رای دهید باندهای قدرت و فساد را افشا خواهم کرد چرا که دیگر به مراحل پایانی شناسایی و افشای این باندها رسیده‌ایم. نه آقاي رييس جمهور ! مردم ما اين قدر هم که شما فکر مي کنيد کودن نيستند.

۵-فرهنگ اسلامي:‌ بيشتر از همه وقت زماني خنده ام مي گيرد که حاميان دولت دولت اصلاحات را محکوم به تضعيف پايه هاي فرهنگي مردم و رواج فساد مي کنند. بدترين فيلم ها، مبتذل ترين کتاب ها، ناجورترين آثار فرهنگي و... پس از انقلاب در دولت نهم توليد شده اند. هيچ حرکت فرهنگي مثبتي در اين وانفساي بي فرهنگي در جامعه در دولت نهم انجام نشده. اما جناب رييس جمهور ظاهرا کار فرهنگي را برخورد انتظامي با بدحجاب ها مي دانند. آقاي احمدي نژاد ببينيد چه کرده ايد که حتي متعهد ترين هنرمندان را از خود رانده ايد.( اگر فرج الله سلحشور و ده نمکي را اشتباها هنرمند بناميم اين دو را استثنا کنيد)  

۶-اقتصاد اسلامي: کدام مبناي اقتصاد اسلامي که دم از آن مي زديد در دوره شما پايه گذاري شد و کدام حرکت مثبت اقتصادي در راستاي اسلامي کردن اقتصاد در دولت اسلامي شما به اجرا درآمد. روزهاي اول دولتتان را يادتان هست که دولتتان را دولت اسلامي مي ناميديد؟ کدام اسلام اينگونه اقتصادي که کمر مردم را مي شکند توصيه کرده است؟

۷-قانون مداري: کم کم به اين نتيجه رسيده ام که رييس جمهور خود را فراتر از هر قانوني مي دانند. تخلفات متعدد بودجه به گواه هم حزبي هاي دولت شاهد اين مدعاست که دولت متخلف ترين دولت پس از انقلاب بوده است. چرا کسي به اين تخلفات رسيدگي نمي کند به از ما بهتران ربط دارد ولي لااقل دم از قانون مندي نزنيد.

موارد متعدد ديگري را مي توان به عنوان نکات نقض اصولگرايي دولت نهم نام برد که در اين مجال نمي گنجد ولي به همين  آرزو اکتفا مي کنم که اي کاش دولت بعدي به مديريت هر که باشد لااقل به نام دين و اصول انقلاب و با شعار اصولگرايي و دولت اسلامي به اين تخلفات دست نزند. 

+ ارائه شده در  چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

میرحسین موسوی

میرحسین در مصاحبه اخیر خود با اشپیگل گفته که:
ما خوشبینانه به آینده نگاه می کنیم. باید ببینیم در هفته های آینده چه اتفاقی می افتد. فضا به سرعت در ایران تغییر می کند. من سعی می کنم در سفر های انتخاباتی با مردم به صورت مستقیم حرف بزنم.
این طرز صحبت کردن باعث شده طرفداران احمدی نژاد مثل رجا نیوز خیلی از این مساله خوشحال شده و تیتر کنند که موسوی گفته احتمالا رای نخواهم آورد!!. اماگذشته از شیطنت مخالفان میرحسین این جمله وی زیاد بوی امیدواری نمی دهد. البته ما هم قبول داریم که
فضای کشور واقعا آنگونه نیست که کسی مثل میرحسین بتواند ظهور و بروز کند اما کسی که با این ناامیدی سخن می گوید می تواند رییس جمهور ایران باشد؟
چهار سال پیش وقتی احمدی نژاد همه جا با قاطعیت از رای آوردن خود می گفت همه به وی می خندیدند ولی همین اعتماد به نفس وی باعث شد تا آخرین لحظه مبارزه کند و پیروز شود. میرحسین با تمام خصوصیات مثبتش با این حرف خیلی ها را ناامید کرد و انرژی منفی زیادی را در جامعه طرفدارانش تزریق کرد.
به طور کلی معتقدم میرحسین رای نخواهد آورد مگر اینکه در شیوه و مرام تبلیغاتی خود تغییر اساسی بدهد. تجربه ثابت کرده  تنها کسانی آرای مردم را به سوی خود جلب می کنند که شعارهای تبلیغاتی و تندی می دهند و مردم انتظار یک تحول اساسی را از آنان دارند. البته دلیل آن هم مشخص است که نارضایتی مردم از وضع موجود باعث می شود مردم به امید یک تحول و رهایی از وضعیتی که در آن هستند  کس جدیدی را می آزمایند و به اصطلاح می گویند: از این بدتر که نمیشه شاید این یکی یه کاری کرد. اما در صورتی که فرد جدید خصوصیات تبلیغاتی تحول گرایانه و  تغییرات انفجاری نداشته باشد ، مردم امیدی به تغییر وضع موجود نداشته به وی رای نمی دهند.  خاتمی و احمدی نژاد هر دو با همین گونه شعار دادن رای آوردند.

میرحسین باید بداند با شعارهای معمولی و تاریخ گذشته ای که به درد مردم نمی خورد و نظر آنان را جلب نمی کند نمی تواند رییس جمهور شود.  احمدی نژاد با هوشیاری تمام در دوره گذشته شعار مبارزه با فساد را با ترسیم یک چهره ساده زیست و مبارز از خودش را مطرح کرد. در این دوره هم رای می آورد نه به خاطر شعار قبلی اش که مردم به آن بی اعتماد شده اند بلکه به این دلیل که انتخابات سرد و بی روحی برگزار می شود که هیچ شعار جدید و متهورانه ای در آن مطرح نمی شود و با حضور حداقلی مردم کسی رای می آورد که 24 ساعته در صدا و سیما از او گفته می شود، سهام عدالت می دهد، قرار است بین 50 تا 70 هزار تومان ماهانه پول بدهد، سیب زمینی رایگان می دهد ، سهمیه بنزین ما را در سه ماه اول غیرقانونی همان 100 لیتر حفظ کرد و...
آقای میرحسین موسوی ! برادرم با این شعارها به جایی نخواهی رسید و هرگز از عهده بوق و کرنای تبلیغاتی حریف زرنگت برنمی آیی . پس اگر قصد آمدن داری یک چهره تحول خواه از خودت به نمایش بگذار یا اینکه الکی وقت خودت و مردم را نگیر و بگذار احمدی نژاد را چهار سال دیگر تحمل کنیم.

+ ارائه شده در  دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

محسن رضايي

آقا محسن رضایی هم تشریف آوردند. البته بنده از همان موقعی که طرح دولت ائتلافی در تابناک مطرح شد به همه دوستان گفتم آقای رضایی با دولت عشق(شعار دوره قبلی حاج محسن) باز هم می خواهند تشریف فرما شوند و برای کسب بهانه پای لاریجانی و قالیباف از همه جا بیخبر رو هم به وسط کشیده است.در ایران اصولا کسانی که قصد دارند کاندیدا شوند از یک سال قبل تابلو می شوند مثل میرحسین که تابلو یک دفعه از عزلت به محافل خبری و رسانه ای پا گذاشت.
تحلیل ورود آقای رضایی شاید به این راحتی ها نباشد اما یکی از فرضیه ها این است که ایشان برای شکستن تعدادی از آرای احمدی نژاد از سوی برخی به میدان فرستاده شده است. شاید 500 هزار رای هم بتواند یک کاندیدا را از عرصه خارج کند. هر چند برخی دیگر معتقدند آرای رضایی آرای میرحسین هم هست.  نزدیکی رضایی به هاشمی این فرضیه را تقویت هم می کند.  محسن رضایی خیلی خوشبین است اگر فکر کند رای بالایی کسب می کند اما در ایران هیچ چیزی بعید نیست و احمدی نژاد ثابت کرد که اینگونه است.  

اما چرا محسن رضایی شخصیت محبوبی نیست؟

شاید بعد از نداشتن یک شخصیت کاریزماتیک مهمترین دلیل اینکه آقای رضایی شخصیت دلچسبی نیست این است که موضع وی یک موضع خاص و شاخص نیست. وی ملغمه ای از حرفهای اصولگرایان و اصلاح طلبان است و گاه و بیگاه به نعل و به میخ می زند. شاید این موضع وی را برخی ناشی از ارزشی و طرفدار ارزشها بودن وی بدانند ولی موضع تابناک به عنوان مهمترین شاخص رفتاری رضایی نشان می دهد شیطنت های سیاسی دو جانبه ای در عقاید او موجود است. یعنی با حفظ  استقلال خود علاوه بر اینکه از دو طرف انتقاد می کند دل طرفین را هم به دست می آورد .  
سه دهه ای که از انقلاب گذشته هنوز نتوانسته روحیات انقلابی مردم ما را دچار افول کند مردم ما هنوز هم خواستار تحول جدی هستند و به آدمهایی رای می دهند که فکر کنند قرار است انقلابی به پا کند.  به خاتمی به همین جهت رای دادند و فکرکردند که انقلابی در درون نظام برپا کند. به احمدی نژاد هم به همین دلیل رای دادند تا نظام طبقاتی مدیریت کشور را دچار تحول کند . ایرانیان آدم خنثی را دوست ندارند و تفکر حماسی و انقلابی بر آنها حاکم است. محسن رضایی اصلا یک آدم انقلابی نیست و هیچ حرکت انفجاری از وی توقع نمی رود پس مردم ما هم او را نمی پذیرند.

فروپاشي دو جناح
اما نکته ای که در سخنان آقای رضایی در بدو ورود جالب بود اینکه گفته بود: امروز با فروپاشي دو جناح كشور در جامعه روبرو هستيم، هم جناح اصلاح طلب در حال فروپاشي است و هم اصولگرا؛ چرا كه هر دو جريان كشور قادر به ارائه كانديداي واحد در صحنه سياسي كشور نبوده و نيستند و در آينده هم نخواهند بود. وقتي صحنه سياسي كشور را مورد مطالعه قرار مي دهيم مي بينيم كه نهادهاي سياسي يا مسائلي چون مردم‌سالاري و آزادي از توانمندي و ثمر بخشي كافي و مطلوب برخوردار نيستند.این سخن جناب رضایی جای تامل دارد و به نظر می رسد واقعا در حال حاضر جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی در حال نابودی هستند. وقتی ناطق از میرحسین حمایت می کند(که البته تکذیب شد و من تکذیبش را هنوز باور ندارم) ، وقتی هاشمی از خاتمی حمایت می کند، وقتی لاریجانی نمی خواهد سر به تن احمدی نژاد باشد، وقتی رضایی مامور می شود که آرای احمدی نژاد را بشکند. وقتی اصلاح طلبان نمی توانند کروبی را از حضور منصرف کنند. وقتی در مجلس اصولگرا گفته می شود دولت نهم متخلف ترین دولت است ... همه اینها نشانه یک تغییر اساسی در جناح های کشور است و شاید  بتوان حالت فعلی را حالت تبلور قبل از تحول نام نهاد . همانطوری که بعد از رحلت امام یک تغییر اساسی در جناحهای کشور به وجود آمد و چینش نیروهای سیاسی تغییر بنیادی کرد.  
به هر حال آمدن آقای رضایی حداقل فایده ای که داشت اینکه ما را با این حرفش به فکر وادار کرد که به زودی جناحهای سیاسی دچار دگردیسی خواهند شد!!

+ ارائه شده در  سوم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |