تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

ميرحسين موسوي

میرحسین موسوی به خوبی فهمیده است که تنها در دو صورت امکان رای آوردن در مقابل احمدی نژاد را دارد.اول اینکه بتواند مانند دوم خرداد 76 آرای خاموش وبی تفاوتها را جذب کند که این کار با توجه به ناامیدی بسیاری از اصلاح طلبان بعید به نظر می رسد .دومین راه هم این است که بتواند آرای وفاداران به انقلاب که اکثرا رای خود را به اصولگرایان می دهند به سمت خود سوق دهد.  با این اوصاف میرحسین دو شیوه را در پیش گرفته است . اول به سبک خاتمی شعار خود را بازگشت به ارزشهای ابتدای انقلاب قرا داده و ودوم اینکه  با شعارهای ارزشی و اصولگرایانه سعی در  جذب وفاداران به انقلاب نموده است.  میرحسین همچنین رایزنی هایی را با اصولگرایان منتقد دولت آغاز کرده است . عصر ایران می نویسد:
ستاد میرحسین موسوی ، کاندیدای اکثریت اصلاح طلبان در انتخابات آتی ریاست جمهوری ، اخیراً مذاکراتی را با برخی کاندیداهای اصولگرا آغاز کرده و از آنها خواسته است در ازای برخی مناصب در دولت احتمالی میرحسین ، وارد رقابت ها نشوند.
تحلیلی که در جلسات ستاد مرکزی میرحسین مطرح شده این است که اصولگرایان 5 میلیون رأی سرگردان دارند و اگر میرحسین بتواند این آراء را به سمت خود جذب کند ، احتمال پیروزی وی در دور اول انتخابات دور از ذهن نیست.
همچنین سایت امید 88 نوشته که :  اخيرا ديداري بين حجت الاسلام ناطق نوري و سيد محمد خاتمي صورت گرفته است كه در اين ديدار ناطق نوري رهنمودهايي به خاتمي براي پيروزي ميرحسين در انتخابات داده است.
 ناطق نوري به خاتمي گفته است كه شما به سراسر كشور سفر كن و بگو كه "من كنت مولاه فهذا ميرحسين مولاه "! هركاري مي توانيد بكنيد تا ميرحسين راي بياورد.
این گزارش های غیر رسمی که صحتشان کمتر مرود تردید است حاکی از این است که میرحسین موفق شده تعداد زیادی از آرای اصولگرایان را به سمت خود سوق دهد که کاری بی سابقه است. در این میان عده ای هم حضور چهره های اصولگرای دیگری مانند محسن رضایی یا قالیباف را نگران کننده تلقی کرده اند و معتقدند در صورت حضور آنان میرحسین در جذب آرای اصولگرایان ناکام می ماند. این عده در تلاشند تا ایشان را از حضور منصرف نمایند.

اما آنچه که کمتر به آن توجه می شود آنکه درصد عمده آرای سرنوشت ساز انتخابات آرای سرگردان مردمی هستند که به هیچ حزب و جناحی  وابسته نیستند. مردم روستاها شاید سرنوشت سازترین آرای انتخاباتی را داشته باشند و احمدی نژاد به خوبی در این قسمت سرمایه گذاری چهارساله کرده و با سهام عدالت و وام و کمک و ... آرای زیادی را برای خود تضمین کرده است.
به نظر می رسد  میرحسین اگر قصد رای آوردن دارد باید به این توده های مردمی توجه بیشتری کند و بداند رایزنی با گروههای سیاسی تنها بخش کمی از آرای بالقوه را تضمین می کند.

+ ارائه شده در  سی و یکم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

کروبی

کروبی همچنان از میان اصلاح طلبان یارکشی می کند و تعدادی از آنها را از سمت میرحسین به سمت خود می کشد. اما همیشه برای من و بسیاری دیگر از دوستانی که می شناسم این سوال مطرح بوده که این افراد که خود از نخبگان سیاسی کشور هستند چگونه حاضر شدند زیر علم کروبی سینه بزنند و او را بر میرحسین ترجیح دهند. اول کرباسچی ، بعد مهاجرانی و سپس ابطحی و نجفی کسانی هستند که بیشترین علامت سوال را به وجود اورده اند. اما چرا حمایت از کروبی باعث شده عده ای وی را بسیار سطح پایین تر از آن بدانند که این شخصیت هایی مثل افراد فوق از او حمایت کنند؟

شخصیت کروبی( که من وی را در یکی از پستهای دو سال پیشم غضنفر اصلاحات نامیدم و البته مشاهده کردم در بسیاری از وبلاگها به همبن عنوان خوانده می شود) شخصیت منحصر به فردی است که اولین مشکلش نداشتن یک بعد کاریزماتیک است. کمتر کسی است که بتواند شیفته شخصیت و منش او شود. دومین مشکل او نداشتن یک ثبات و وحدت رویه در رفتارهای وی است که کروبی را به یک انسان غیر قابل پیش بینی بدل کرده است. و شاید سومین دلیل این عدم محبوبیت کله شقی و یک دندگی وی است که گاهی باعث می شود به هیچ صراطی مستقیم نشود. در انتخابات قبلی که ایشان با یک خواب بی وقت بازنده شدند بسیاری فکر کردند کروبی به یک اپوزیسیون و مخالف جدی نظام تبدیل شود و البته نامه شکایت امیز وی به رهبر کم از خروج از حاکمیت نبود که بعدا تعدیل شد. با این شخصیت منحصر به فرد چگونه می توان حمایت برخی از وی را توجیه کرد.شاید برخی از دلایل آن به شرح زیر باشد:

۱- قابلیت دور زدن کروبی: شاید افرادی که دور وی را گرفته اند به این امید نشسته اند تا پس از انتخاب احتمالی وی زمام امور را خود در دست بگیرند و اصطلاحا کروبی را دور بزنند. البته من معتقدم کروبی درست است که کمی ساده است ولی کله شق تر از این حرفهاست که کار را به دست کسی بسپارد.

۲-اقتصاد پررونق ستاد کروبی:عده ای صرفا به خاطر نان و نوایی که از قبل کروبی نصیبشان می شود دور وی جمع شده اند . کروبی وضعیت اقتصادی مناسبی دارد که عده زیادی می توانند از طریق وی به منافع اقتصادی برسند.

۳-دهن کجی به میرحسین موسوی: افرادی مثل ابطحی خیلی از دست میرحسین عصبانی اند و تقصیر خروج خاتمی از عرصه انتخابات را تنها  بر عهده وی می دانند. این افراد که اکثرا از نزدیکان خاتمی اند نمی توانند این عصبانیت خود از میرحسین را نادیده بگیرند و ناگزیر و از سر لجبازی پیش کروبی می روند.

۴-اصلاح طلب ترین کاندیدا: عده ای که خاتمی را به خاطر اصلاح طلبی وی دوست داشتند اکنون گزینه ای مناسبتر از کروبی برای تغییرات بنیادی در کشور نمی یابند و به خیرالموجودین اکتفا کرده اند. این عده معتقدند میرحسین اصلا اصلاح طلب نیست و از بد حادثه به این عنوان ملقب شده است.

به هر حال کروبی به خوبی پیش می رود و موفق شده حداقل در دو حزب کارگزاران و مجمع روحانیون انشقاق ایجاد کرده و از میان آنها یارکشی کند. به هر حال اصلاح طلبان این پدیده را باید این سالها تحمل کنند و چاره ای هم برای حذف وی نمی یابند. لقب شیخ اصلاحات هم که به وی داده اند خیلی از اصلاح طلبان را عصبانی می کند اما واقعیت این است که ایشان باید کروبی را به عنوان طیفی صاحب نفوذ از اصلاحات بپذیرند.

+ ارائه شده در  بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مجلس و دولت

بخش اول گزارش دیوان محاسبات در مورد بودجه ۸۶ دیروز در مجلس قرائت شد و طبق معمول سوالات زیادی را برای همه پیش آورد و معلوم نیست دولت چگونه پاسخگوی این گزارش خواهد بود. در این گزارش آمده است: تبصره‌هاي قانون بودجه سال 86 كل كشور، داراي 312 بند و جزء بوده كه در 170 مورد آن، يعني بيش از 54 درصد از بندها يا اجزاي تبصره‌ها تخلف گزارش شده است.

این گزارش تخلفات متعدد دولت را در سال ۸۶ بر می شمرد و احتمالا سبب تقابل بیش از پیش دولت و دیوان محاسبات خواهد شد که می توان به آن جدال احمدی نژاد و لاریجانی نام داد. چراکه رحمانی فضلی رییس دیوان محاسبات از افراد نزدیک به لاریجانی محسوب می شود. اما آیا می توان باور کرد که افرادی به این سیاستمداری به بازتاب های سیاسی و اجتماعی این عمل خود در آستانه انتخاباتی که احمدی نژاد کاندیدای اصلی جناح حاکم بر مجلس است فکر نکرده اند و در موارد مختلفی مانند گزارش تفریغ قبلی و همین گزارش با این لحن منتقدانه دولت را تضعیف کرده اند؟

چهار فرضیه را می توان برای این عملکرد و تقابل دولت و مجلس ارائه کرد:

۱-عبور از احمدی نژاد: تاکنون هیچ کدام از سران اصولگرایان از معرفی کاندیدایی غیر از احمدی نژاد سخن به میان نیاورده اند غیر از محسن رضایی که طرح دولت ائتلافی را مطرح کرده و احتمالا خودش هم کاندیدا می شود. دلیل این قناعت به احمدی نژاد هم صرفا نداشتن مهره ای محبوب تر از وی است وگرنه همه می دانند که احمدی نژاد اصلا ارتباط خوبی با اکثر اصولگرایان ندارد. اما با این حال بعید نیست که لاریجانی قصد دارد با یک تاکتیک حساب شده پس از یک تخریب همه جانبه احمدی نژاد درست در روزهای آخر کاندیداتوری خود یا یکی دیگر از اصولگرایان را اعلام کند. در صورت درست بودن این فرضیه اصولگرایان اشتباه بزرگی مرتکب شده اند زیرا هیچ کس در میان آنان یارای مقابله با اصلاح طلبان را ندارد.

۲-باج خواهی از دولت دهم: این فرضیه به شرطی درست است که اصولگرایان به این نتیجه رسیده باشند که احمدی نژاد قطعا رای خواهد آورد . در این صورت اصولگرایان پیشاپیش از وی برای پست های دولت دهم باج خواهی می کنند و خواستار جلوگیری از تکروی وی می شوند. برخی طرفداران احمدی نژاد معتقدند نمایندگان مجلس چون از سمت دولت مورد توجه و عنایت ویژه(بخوانید باج)  قرار نگرفته اند جری شده اند و بدین طریق قصد تادیب احمدی نژاد را دارند. البته به فرض اینکه احمدی نژاد اختلاف رای مناسبی نسبت به رقبا نداشته باشد این تاکتیک غیر منطقی به نظر می رسد.

۳-تخلفات فاحش و غیر قابل انکار: شایدتخلفات دولت بسیار فراتر از حد انتظار است و مجلس هرچه خویشتنداری کرده است نتوانسته در مقابل آن سکوت کند و نگران بوده که در آینده عده ای این سانسور تخلفات را افشا کنند و این امر منجر به ضربه بزرگی به اصولگرایان شود. بدین ترتیب مجلس ناخواسته و علیرغم تذکرات شفاهی به دولت مجبور به ارائه این گزارش ها شده است.

۴-یک دعوای زرگری برای مظلوم نمایی احمدی نژاد: شاید مجلس پس از این گزارش ها به ناگاه با توجیه اقدامات احمدی نژاد از موضع خود برگردد یا به اشتباه خود اعتراف کند. در این صورت پروژه مظلوم نمایی احمدی نژاد شکل می گیرد و به وی در انتخابات کمک می کند. این پروژه می تواند با یک سخنرانی مظلوم نمایانه احمدی نژاد تکمیل شود.    

البته یک فرضیه خوشبینانه دیگر هم می توان ارائه کرد و آن هم اینکه مجلس به وظیفه خود بدون توجه به تبعات سیاسی آن عمل کرده و  به نوعی برای خدمت از خودگذشتگی کرده که البته با توجه به شناختمان از آقایان بعید به نظر می رسد.

در هر صورت و به فرض اینکه هر کدام از این فرضیات درست باشد به نظر می رسد یک بازی باخت- باخت برای اصولگرایان است و به یک خودزنی در آستانه انتخابات می ماند. بعید نیست که اصلاح طلبان آتش بیار این معرکه باشند و در لایه های پایین مدیریتی با شیطنت قصد تقویت این دعوا را دارند.

+ ارائه شده در  بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سیب زمینی
هنوز هیچ کس مسئولیت توزیع سیب زمینی در کشور را به عهده نگرفته!!  تابناک گزارش می دهد:  اخيرا در نقاط مختلف كشور سيب زميني هايي بعنوان كمك به مردم بصورت رايگان توزيع گرديده است كه تعبير دريافت گنندگان از اين سيب زميني ها جلب توجه مردم و خوشبين كردن آنها نسبت به مسئولين اجرايي بوده است!!
میرحسین موسوی هم در مصاحبه مطبوعاتی خود گفت:  ...شعار ما هر شهروند يك ستاد است چرا كه نمي‌توانيد كيسه سيب‌زميني به مردم بدهيد و راي جمع كنيد لذا افراد گوناگون با گرايشات مختلفي ممكن است جمع شوند اما اين به آن معنا نيست كه گرايشات ستاد ما نيز گرايش اين افراد باشد...ظاهرا مساله جمع کردن رای برای انتخابات دارد خیلی جالب می شود. پس از پیشنهاد 50 هزار تومانی کروبی حالا ظاهرا ستادها ابتکارات جدید را دارند به کار می برند تا رای های بیشتری کسب کنند. احتمالا شاید در روزهای آینده شاهد پیشنهاداتی باشیم مثل :
-قرعه کشی میان رای دهندگان به آقای ایکس با ارائه کپی رای با جوایزی ارزنده
-رای شما را به قیمت مزایده ای خریداریم
-به کاندیدای ما رای بدهید و پست اداری خود را پس از انتخابات تعیین کنید
و...
قبلا هم اخباری از توزیع برخی اقلام در روستاها شنیده بودیم که امیدوارم اخبار در حد شایعه باشد و لااقل در شیوه های انتخاباتی به شیوه دوست کشورمان و موسس گروه قدرتمند 2، آقای هوگوچاوز عمل نکنیم.
+ ارائه شده در  بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما احمدي نژادسفر اوباما به ترکیه شاید باعث شد بیش از پیش حضور اوباما  بیخ گوشمان و عزم راسخ وی را برای فشار به ایران احساس کنیم . وی که تا توانسته این روزها در مورد ایران سخن گفته و به بهانه های مختلفی مثل پیام نوروز و سپر موشکی و اجلاس افغانستان و... خواهان تغییر در روابط کشورش با ایران شده است به طور محسوسی به این طریق قصد فشار وارد کردن روزافزون به ایران را دارد.
آخرین شاهد این مدعا سخنان وی در ترکیه بود که باز هم مانند قبل بسیار دو پهلو و ذووجهین بود.
اوباما می گوید:رهبران ایران باید بین سلاح‌های هسته‌ای و آینده‌ای بهتر، یکی را برگزینند و با  تأکید بر فرهنگ و تمدن ایرانیان افزود: اگر ایران از بلند پروازی‌های هسته‌ای خود دست پردارد، صلح خاورمیانه نیز محقق خواهد شد.
این سخنان به  معنای اتمام حجت با ایران است و معنای اصلا خوبی ندارد . چون همه می دانند با سخنان قبلی ایران و پافشاری مسئولان بر عدم تعلیق کار بسیار دشواری پیش روی ایران خواهد بود .  ایران چه کوتاه بیاید و چه نیاید تحت فشار امریکا قرار خواهد گرفت.
امروز مقاله ای را  در دیپلماسی ایرانی خواندم  که تعلیق را بهترین راه برای خروج از این بن بست دانسته بود ولی به نظر من بهترین راه برای خروج از این بن بست پافشاری بر ادامه غنی سازی است و چاره دیگری برای امتیاز ندادن به امریکا وجود ندارد و اگر غیر از این راهی را پیش بگیریم امتیاز دهی بی نهایتی را به خودمان تحمیل کرده ایم.
به قول یکی از دوستان روزی که  تعلیق را شکستیم و ادعا کردیم دیگر تعلیق نخواهیم کرد آن روز بایستی فکرهمه اینها را میکردیم و الان دیگر وقت عقب نشینی نیست و هرگونه کوتاه آمدن به معنای عقب نشینی های مکرر است.

آنچه مسلم است آنکه اوباما حلقه محاصره را روز به روز تنگ تر خواهد کرد و بالاخره یکی ازهمین روزها بایستی شاهد تقابل جدی دو کشور باشیم و برنده این تقابل کسی خواهد بود که بیشترین قدرت چانه زنی را در سطح بین المللی برای خود فراهم کرده باشد. قدرتی که برای ایران با اوضاع عراق و فلسطین گره خورده و ضریب نفوذ منطقه ای ایران در این دو منطقه ضامن قدرت ما در مذاکرات خواهد بود.

+ ارائه شده در  هجدهم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 


انتخابات
باورکردنی نیست. تنها حدود 70 روز دیگر تا انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده ولی هیچ اثری از شور و نشاط انتخابات در کشور نیست. همیشه در این ایام اوضاع خیلی داغتر از اینها بود و تبلیغات زودهنگام فضای کشور را دگرگون می ساخت . شاید بتوان برخی دلایل سرد بودن فضای انتخابات را در موارد زیر جستجو کرد:

1-دلگرم نبودن اصولگرایان به احمدی نژاد: بسیاری از اصولگرایان که اصلا از احمدی نژاد خوششان نمی آید از اینکه ناگزیرند دوباره از وی حمایت کنند بسیار دلخورند و البته چاره ای هم ندارند. این عدم علاقه و اعتقاد ایشان به احمدی نژاد سبب شده تا تکاپوی حداقلی برای فعالیت انتخاباتی داشته باشند.
2-انصراف خاتمی: بسیاری از گروههای اصلاح طلب که قصد اصلاحات اساسی در کشور را دارند با انصراف خاتمی کاملا ناامید شدند و واقفند که میرحسین حوایج آنها را برآورده نمی کند بنابراین در تردید کامل به سر می برند که اصلا در انتخابات شرکت کنند یا نه؟ حزب مشارکت هم حمایت مشروط را برای میرحسین اعلام کرده و گفته اگر میرحسین شروط آنها را بپذیرد از وی حمایت می کنند و البته بعید است میرحسین اهل باج دادن به کسی باشد.
3-رکود اقتصادی:
سرمایه داران به چه انگیزه ای به کاندیداها کمک مالی کنند در حالی که وضعیت بازار بسیار بغرنج به نظر می رسد و هیچ روزنه امیدی هم برای بهتر شدن شرایط وجود ندارد. پول هم که نباشد تبلیغات دچار رکود می شود که شده است.
4-کاندیداهای مردد: با اینکه طرفداران این عده از کاندیداها بسیار کم هستند ولی عده ای را به تردید در مورد فعالیت یا عدم فعالیت واداشته است. محسن رضایی، قالیباف، ولایتی، روحانی و... کسانی هستند که عده ای را در تردید در حضور فعال در انتخابات نگه داشته است .
5- طرفداران مشارکت حداقلی مردم:
عده ای که عمدتا طرفداران احمدی نژاد هستند خواهان حضور حداقلی مردم در پای صندوقها هستند چراکه می دانند مشارکت بالای مردم به ضرر اصولگرایان تمام خواهد شد.
6-غضنفر اصلاحات(کروبی):
حضور کروبی باز هم عده ای را سرکار گذاشته است و حقیقتا نمی دانند با این عنصر غیر قابل کنترل چکار کنند . حضور وی بر خلاف نظر عده ای باعث سرد شدن انتخابات می شود چراکه عده زیادی انتخابات را با حضور وی غیر قابل تحمل می دانند. این عده بیشتر از طیف اصلاح طلبان هستند.
بایستی منتظر بود و دید بالاخره گروههای سیاسی از این خوف و رجای حاکم خارج خواهند شد یا اینکه قصد دارند انتخابات دهم را انتخاباتی سرد و بی روح رقم بزنند.
+ ارائه شده در  شانزدهم فروردین 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سبزه گره زدن

ایرانی ها سبزه ها را گره می زنند و آرزو می کنند تا سال جدید برایشان با برآورده شدن آرزو هاشان همراه باشد اما آیا ۸۸ سال خوبی برای ایرانیان خواهد بود؟ شاید پیش بینی کردن آنچه در سال ۸۸ پیش رو داریم  کار دشوار و غیر ممکنی باشد  لکن به دلایل متعدد معتقدم سال ۸۸ سال بسیار بدی برای ما ایرانیان خواهد بود و خصوصا در بخش اقتصادی باید منتظر سال سختی باشیم.

۱- بحران اقتصادی دنیا: موجهای مخرب این بحران دارد کم کم آثار خود را بر اقتصاد ما بر جای می گذارد و اثبات می کند بر خلاف ادعای برخی مسئولین ما در یک جزیره مجزا زندگی نمی کنیم.

۲-قیمت نفت: قیمت نفت که تابع بحران اقتصادی است با کاهش مداوم خود عرصه را بر اقتصاد نفتی ما تنگ و تنگ تر میکند و بودجه ای که با قیمت نفت حدود ۴۰ دلار بسته شده را با کسری شدید مواجه می کند. صندوق ذخیره ارزی هم که نیاز به غبار روبی و زدودن تارهای عنکبوت دارد.

۳- بودجه بندی بی سابقه: با دعوای مجلس ودولت معلوم نشد آخر این بودجه با این همه وصله و پینه چگونه می خواهد پاسخگوی نیاز های اقتصادی کشور باشد. از همه بدتر اینکه دولت برای همه نقیصه های خود می تواند بهانه بیاورد که بودجه ما را بد تصویب کردند. حال اگر بخواهند طرح تحول اقتصادی را هم تصویب کنند که بایستی دست به دعا برداریم که خدا به خیر رضا کند.

۴-انتخابات ریاست جمهوری: تجربه ثابت کرده انتخابات ریاست جمهوری حدود شش ماه همه کشور را درگیر خود می کند و همه مسایل را تحت الشعاع خود قرار می دهد. اگر رییس جمهور تعویض شود شش ماه به این مدت اضافه کنید تا وزرا و مدیران کوچک و بزرگ کشور تعویض شوند.

۵- عزم اوباما: رییس جمهور امریکا با صدور پیامی بی سابقه  در نوروز خطاب به ایرانیان سعی کرد به آنها بفهماند که اگر امسال نخواهید مطیع ما شوید چهره دیگری از اوباما را خواهید دید که به بوش راضی شوید! عزم جدی اوباما به انداختن توپ مذاکره در زمین ایران انرژی زیادی را از ایران خواهد گرفت که بایستی با هوشیاری از هزینه آن کاست.

نمی خواهم شگون بد بزنم و از صمیم دل امیدوارم این سال بدی های ذکر شده را نداشته باشد ولی با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود. پس بهتر است  عوض گره زدن سبزه ها خود را برای مواجهه با این بحران های احتمالی آماده کنیم.

+ ارائه شده در  هشتم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |