تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

باراك حسين اوباما

حرفهاي اخير اوباما نشان داد كه  كم كم قضيه مذاكره امريكا با ايران دارد جدي مي شود و اميدوارم دستگاه ديپلماسي ايران خود را براي برخورد مناسب با پيشنهاد امريكا آماده كرده باشد و مانند قبل با سردرگمي هزينه زيادي به كشور تحميل نكند. هر چند معتقدم اين مذاكره چه انجام شود و چه نشود به ضرر ايران تمام مي شود چرا كه ايران در صورتي كه مذاكره نكند تحت فشار بين المللي ناشي از اجماع غربيان به رهبري اوباما قرار مي گيرد و در صورتي كه مذاكره كند ناچار به عقب نشيني از برخي مواضع خود خواهد بود واگرعقب نشيني نكند شكست مذاكرات همان هزينه اي را به ما تحميل مي كند كه مذاكره نكردن مي كرد.

نكته ديگري كه در اين ميان است اين كه آيا اوباما با احمدي نژاد مذاكره ميكند يا منتظر روي كارآمدن دولت ديگري خواهد شد. تناقضي در اين ميان موجود است كه به نظر مي رسد مشاوران اوباما را در اين مورد دچار ترديد كرده است. اين تناقض اين است كه از سويي مذاكره كردن با احمدي نژاد به معناي كمك زيادي به وي براي انتخاب شدن مجدد در انتخابات آتي است و از سوي ديگر اگر  اصلاح طلبان در انتخابات آتي پيروز شوند مذاكره با ايران براي اوباما بسيار سخت تر خواهد شد چرا كه اصلاح طلبان با فشارهاي داخلي زيادي در صورت دست دادن با اوباما خواهند شد و ممكن است با فشار سياسي اصولگرايان و بيرون ريختن كفن پوشان مذاكرات با شكست مواجه شود.

اين تناقض بزرگي است كه اوباما بايد ميان اين دو يكي را انتخاب كند و ريسك آن را بپذيرد . يا كمك به احمدي نژاد عليرغم ميل غربيان و يا اميدواري به مذاكره با رييس جمهور آينده با ريسك احتمال سخت تر شدن مذاكره. گذشت زمان خيلي چيزها را مشخص مي كند و سال ۸۸ يكي از سرنوشت سازترين سالهاي سياسي جمهوري اسلامي خواهد بود كه مي تواند يك فرصت بزرگ يا يك تهديد بزرگ محسوب شود.

 

+ ارائه شده در  بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

جنگ بزرگان

کلاف انتخابات رياست جمهوري دهم  باز هم پيچيده تر شد. خاتمي حضور قطعي خود را اعلام کرد و موسوي هم همچنان کاملا جدي در صحنه حضور دارد و به مصاحبه و سخنراني هاي خود ادامه مي دهد و کروبي و احمدي نژاد هم که حضورشان قطعي بوده است. اين حضور پرشور! نشانگر آن است که اين انتخابات براي برخي حکم مرگ و زندگي سياسي را پيدا کرده و بسياري ديگر حضور احمدي نژاد را نمي توانند تحمل کنند. احساس تکليف به وجود آمده نشانه آن است که جنگ قدرت بزرگي را در خرداد ماه پيش رو داريم.با چند سناريو مي توان نتيجه انتخابات را پيش بيني کرد. به ترتيبي که احتمال زيادتري براي وقوع آن قائلم به آنها اشاره مي کنم:

۱- سناريوي اول : تکثر کانديداها:   احمدي نژاد، کروبي، خاتمي،  موسوي و قاليباف همه مي آيند و طبيعتا احمدي نژاد با راي اکثريت نسبي رييس جمهور دهم مي شود.

۲- سناريوي دوم: انتخابات دو قطبي: خاتمي به نفع موسوي کنار مي رود و قاليباف هم به احترام ميرحسين نمي آيد و احتمالا در انتخاباتي سخت موسوي رييس جمهور مي شود.

۳-سناريوي سوم: نه مردم به اصلاحات  : موسوي نمي آيد. کروبي و قاليباف مي مانند. خاتمي با احمدي نژاد رقابت مي کند و انتخابات با راي اکثريت ضعيف احمدي نژاد به پايان مي رسد.

۴- سناريوي چهارم: انتخابات پوپولويستي : کروبي و احمدي نژاد با شعارهاي عوام فريب دو رقيب اصلي مي شوند . شعارهاي خاتمي بين مردم خريداري نمي يابند و نهايتا احمدي نژاد رييس جمهور مي شود.

۵- سناريوي پنجم: تفرقه در اصولگرايان: اصولگرايان کانديداي زيادي معرفي مي کنند. رضايي و پورمحمدي و قاليباف و... همه مي آيند و نهايتا خاتمي راي مي آورد.

۶-سناريوي ششم: اتحاد بعيد : اصلاح طلبان سر عقل مي آيند و فقط خاتمي را معرفي مي کنند. کروبي هم از موضع خود کوتاه آمده به نفع خاتمي کنار مي رود و خاتمي رييس جمهور مي شود.

اينها همه حدس و گمان است و به احتمال زياد مردم غيرقابل پيش بيني ما سناريوي ديگري را رقم مي زنند. فقط اين را قطعي مي دانم که جنگ قدرت بزرگي در پيش است.

 

+ ارائه شده در  بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ميرحسين موسوي و خاتمي

خاتمي تعارفي کرد و گفت يا ميرحسين يا من مي آييم. ولي شايد اصلا فکر نمي کرد آمدن موسوي اين قدر جدي شود و به عبارتي او خواسته بود با اين تعارف ميرحسين را هم خط و هم فکر خود معرفي کند و بدينوسيله آراي طرفداران وي را به سمت خود سوق دهد. آن موقع همه مي گفتند ميرحسين نمي آيد و خاتمي هم به همين دليل گفت که به زودي اعلام مي کنم که مي آيم يا نه. اما مصاحبه آخر ميرحسين احتمال آمدنش را بسيار تقويت کرد و همه فهميدند اين ميرحسين جدي تر از دوره هاي قبل به آمدن فکر مي کند. حالا آقاي خاتمي توي تعارفي که کرده گير کرده و از سويي هم با حضور همزمان با ميرحسين هم مي داند که شانس بسيار کمي خواهد داشت. بنابراين نتوانست باز هم قاطعانه آمدنش را اعلام کند و در قم گفت اگر ميرحسين نيايد مي آيم. حرفي که قبلا هم زده بود و همه را منتظر و سرگردان باقي گذاشت تا همچنان سرنوشت انتخابات در هاله اي از ابهام باقي بماند. البته برخي معتقدند سياست اصلاح طلبان حرکت با چراغ خاموش است تا حريفان موفق نشوند دست آنان را بخوانند و هيچ بعيد نيست تا روزهاي آخر ثبت نام همه را معطل کنند و تکليف را يکسره نکنند هرچند در پشت پرده توافق کرده باشند.

اما نکته اي که قبلا به آن اشاره کردم و کمتر کسي هم به آن توجه کرده است اين است که آيا ميرحسين اصولا اصلاح طلب هست؟ آيا وي در صورت آمدن با تيمي متشکل از اصلاح طلبان فعلي کار خواهد کرد؟ آيا وي با پايبندي به اصول انقلاب که از خود نشان داده حاضر است با اصلاح طلباني که برخي شان ابتدايي ترين اصول انقلاب را قبول ندارند کار کند.  آيا ميرحسين اساسا با طرز فکر آنان موافق است؟

اين ها سوالاتي است که ابهامات موجود در فضاي انتخابات را دوچندان کرده و اصلا در اصل همراه بودن خاتمي و ميرحسين شک و ترديد ايجاد کرده است. بسياري معتقدند اين خاتمي است که سعي مي کند خود را در جبهه ميرحسين نشان دهد وگرنه ميرحسين خود را هم جهت و هم جبهه خاتمي نمي داند و البته در هيچ مصاحبه اي هم اسمي از خاتمي نياورده است. البته طرفداران کروبي هم در حرکتي مشابه سعي کرده اند خود را هم حزب و جناح موسوي معرفي کنند و حتي گفته اند که ميرحسين معاون اول کروبي است.

با اين اوصاف به نظر مي رسد ميرحسين خود را بسيار فراتر از جناحها و جريانهاي موجود مي داند و امثال خاتمي و کروبي را هم جناح نمي پندارد و در صورت حضور هم معلوم نيست از آنان استفاده کند و يا اصلا بهايي به آنان بدهد. اين فرضيه در صورت درست بودن و در صورت حضور ميرحسين باعث خواهد شد جريان سومي در کشور ايجاد شود که نه به اصلاح طلبان تعلق دارد و نه اصولگرايان . اين جريان در صورت تحقق بسياري از مردمي که از بازي هاي دو جناح خسته شده اند و بسياري از آراي خاموش را به خود جذب مي کند و در اين صورت انتخابات بسيار داغي را پيش رو خواهيم داشت که هيچ بعيد هم نيست با حضور توام ميرحسين و خاتمي باشد. بايد منتظر روزهاي آتي بود.

+ ارائه شده در  چهاردهم بهمن 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ميرحسين موسوي

مصاحبه دوم ميرحسين موسوي با صنعت و توسعه ابعاد جديدي از ميرحسين ۸۷ را روشن كرد. نكته مهم اين مصاحبه مشخص نمودن مواضع متناقض ميرحسين با جريان اصلاحات فعلي است. نكته اي كه باعث شده بسياري از كساني كه ميرحسين را مي شناسند از آمدن وي هراس داشته باشند. تعدادي از نكاتي كه باعث شده فكر كنيم ميرحسين با اصلاح طلبان تفاوت اساسي دارد را استخراج كرده ام:

۱- سياست خارجه فعال و قدرتمندانه: ميرحسين در مصاحبه خود گفته است: ...داشتن شرايط اقتصادي و سياسي مطمئن در داخل براي اعمال و پيگيري سياست خارجي فعال و قدرتمندانه ضروري است . سرنوشت وحدت ملي پيرامون منافع حياتي و ملي كشور از موفقيت در سياست خارجي جدايي ناپذير است...براي مجاب كردن غرب و وادار كردن آنها براي دست كشيدن از سياستهاي مخاصمت آميز ، بيش از انكه احتياج داشته باشيم نيويورك و پاريس ويا لندن را مجاب كنيم ، احتياج به حضور خردمندانه و فعال در اسلام آباد و انكارا و باكو و دوشنبه و ايروان و كابل داريم...

اين موضع كاملا با مواضع امثال خاتمي كه سياست تنش زدايي را دنبال مي كنند متناقض است.  

۲- رد اقتصاد سرمايه داري: ميرحسين ضمن رد و تقبيح اقتصاد سوسياليستي به شدت با اقتصاد سرمايه داري مخالفت مي كند. وي مي گويد: چگونه مي تواند يك موي كوخ نشينان بر همه كاخ نشينان و مرفهين بيدرد ارجحيت داشته باشد  ....در نگاه ايشان(امام) "اسلام ناب محمدي" اسلام مدافع آزادي واستقلال و مستضعفين و كوخ نشينان و در مقابل اسلام مرفهين بيدرد ، اسلام آمريكايي ، اسلام متحجرين و اسلام شاهنشاهي بود....پرواز صدها هواپيما از ايران به دبي جز آنكه بازارهايمان را با كالاهاي مصرفي بنجل پركنيم و جيب دشمنانمان را پركنيم كمكي به تقويت ما در خليج فارس نمي كند

اين اعتقاد نيز با آنچه در عمل از اصلاح طلبان در حوزه اقتصاد ديديم متناقض است.

۳-تاكيد بر اصول انقلاب وآرمانهاي امام: موسوي بارها از لزوم پافشاري بر اصول و ارزشهاي انقلاب و آرمانهاي امام مي گويد. ازآن جمله اند:... به نظر من پايبندي به اصولي كه براحتي از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترين را ه تامين منافع حياتي و منافع ملي ماست ...ايشان تصور روشن و خارق العاده اي از وظايف دولت مدرن داشت و تنها "اسلام ناب محمدي" را رها بخش براي مردم و مشكل گشا براي وظايف يك نظام اسلامي امروزين مي دانست...

اين پايبندي به اصول و ارزشهاي انقلاب بارها از سوي اصلاح طلبان در عمل نقض شده است هرچند در كلام مدعي رعايت آن هستند

۴- تاكيد بر عدالت: ميرحسين با ديدگاهي متفاوت نسبت به احمدي نژاد در مورد عدالت مي گويد:حضرت امام (ره) نقش انبيا را دو چيز مي داند ، دعوت به "خدا و معنويت"  و " اقامه عدل و قسط در جامعه" . شما به نوشته ها و گفته هاي ايشان رجوع كنيد بارها تذكر اين دو نكته را خواهيد يافت . ولي ما متاسفانه بيشتر اوقات از تقارن ضروري اين دو نكته با هم غفلت كرده ايم . ما يا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ايم و آنرا محكوم كرده ايم ويا كليشه اي بعنوان توزيع فقر ساخته ايم تا عدالت را مورد حمله قرار دهيم و يا آنرا در مقابل يك ارزش بنيادي ديگر مثل آزادي قرار داده ايم بدون آنكه توجه كنيم آزادي از دل عدالت بيرون مي آيد .

و اين جمله خود گوياي ديدگاه متفاوت و منتقد وي نسبت به ديدگاه اصلاح طلبان است.

هر چند ميرحسين با انتقادات بي سابقه خود از دولت در اين مصاحبه مخالفت خود را با برخي سياستهاي دولت رسما ابراز نموده است ليكن نكات فوق اثبات مي كنند كه ميرحسين با اصلاح طلبان هم تضادهاي فكري زيادي دارد كه در صورت حضور وي در انتخابات خود علامتهاي سوال زيادي را طرح مي كند. منتظر مصاحبه هاي بعدي وي و حضورش در انتخابات هستيم.

+ ارائه شده در  هفتم بهمن 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مشت باز اوباما

اوباما در نخستين نطق خود در روز تحليف درباره كشورهايي نظير ايران از عبارت :اگر مشت خود را باز کنيد دستمان را به سوی شما دراز می کنیم استفاده كرد. اين عبارت شايد ظاهري ساده داشته باشد ولي معنايي دارد كه حاكي از هوش ودرايت سياسي او و شناخت كامل وي از سياست هاي ايران است. اوباما به خوبي متوجه شده است كه سياست تقابل و مشاجره در مورد ايران جوابگو نيست و بايد توپ را در زمين ايران انداخت. حرفهاي اوباما نشان دهنده اين است كه مسئولين سياست خارجه ايران  روزهاي سختي پيش رو دارند. اگر اوباما به قول خود وفا كند و پيشنهاد مذاكره را ارائه كند كار بسيار مشكل مي شود. از سويي پذيرش مذاكره به تنهايي نوعي عقب نشيني است و با شعارهاي سي ساله انقلاب همخواني ندارد و از سوي ديگر مذاكره نكردن هم تبعات و پيامدهاي دردناكي براي ايران خواهد داشت.

 حالا اگر فرض كنيم دو طرف به پاي ميز مذاكره بيايند.در اين صورت نيز كار ايران بسيار مشكل خواهد بود چرا كه امريكا در صورتي كه ايران به شرايط تعيين شده از سوي امريكا تن ندهد امريكا با ژستي دموكراتيك ايران را به برهم زدن روند مذاكرات متهم مي كند و چنانچه اروپايي ها اين كار را كردند پس از ترك ميز مذاكره اجماع جهاني عليه ايران را برمي انگيزد و با پشتوانه و حمايت جهاني كه دارد ،فشاري بر ايران اعمال مي كند كه بوش هرگز نتوانست به آن دست يابد.

بايد پذيرفت كه بوش ايده آل ترين رييس جمهور امريكا براي ايران بود. بوش با سياست تقابل كوركورانه عليه ايران هر روز بر قدرت ايران افزود و ايران را تبديل به يك قدرت منطقه اي نمود. بوش با مشاجره خود عليه ايران حقانيت را در افكار عمومي به ايران داد و نشان داد كه احمقترين رييس جمهور تاريخ امريكاست. ولي حالا كسي به كاخ سفيد رفته است كه بسيار باهوش تر و سياستمدار تر از بوش است و براي ايران بسيار خطرناكتر از بوش است. وي با پيش گرفتن روندي به ظاهر مبتني بر گفتگو و تنش زدايي چنان فشاري بر ايران اعمال خواهد كرد كه ايران را با فشاري بين المللي روبرو خواهد كرد كه شايد منجر به عقب نشيني در بسياري مواضع سابق شود.

واقعيت اين است كه باراك حسين اوباما ايران را در موضعي قرار خواهد داد كه چه برسر ميز مذاكره حاضر شود و چه نشود مجبور به تحمل فشارها خواهد بود. پس شايد سال ۸۸ سخت ترين سال براي مسئولين سياست خارجه ما باشد و نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران هم تحت تاثير مستقيم اقدامات اوباما و عكس العمل دولت احمدي نژاد خواهد بود. 

+ ارائه شده در  پنجم بهمن 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |