تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

حماسه حماس

هنگامي كه اولمرت پشت ميكرفن خبرگزاري ها آتش بس يكطرفه را اعلام كرد سعي كرد با موجه و مسلط نشان دادن خود  كمي از فشار سياسي و رواني دنيا برخود بكاهد. اما كيست كه  شكست مفتضحانه اسراييل را تاييد نكند. ممكن است به خاطر شعارزدگي و جو احساسي موجود در كشورمان پيروزي حماس را يك جنگ رواني قلمداد كرده باشيد ولي سعي دارم با ارايه دلايل زير كه البته طرفداران صهيونيسم ها هم به آن اعتراف كرده اند  بزرگي حماسه ي حماس را برايتان روشن تر كنم:

1- مقاومت پيروزي است: هنگامي كه يك جنگ نامتقارن شكل مي گيرد كه نسبت امكانات طرفين حتي يك در مقابل ميليون هم نيست  صرف مقاومت و پايداري خود يك پيروزي بزرگ است. اينكه جمعيت بيش از يك ميليوني غزه در آن شرايط وحشتناك حتي لب به اعتراض نگشودند در حالي كه اهالي اسراييل دائم به خيابانها مي ريختند و به فرود موشكهاي كم اثر حماس اعتراض ميكردند متوجه خواهيم شد كه اين مردم با هدف و آرماني والا به مقاومت اعتقاد دارند و مي دانند سازش و خفت نتيجه اي جز عقب نشيني هر روزه ندارد چنانكه در اين شصت سال چنين شده است.

2- استمرار موشك پراني به اسراييل: لحظاتي قبل از مصاحبه اولمرت موشكي به سمت سرزمينهاي اشغالي پرتاب شد تا همه بدانند اولمرت به دروغ ادعا مي كند حماس را تقريبا نابود كرده است. موشكهاي كاتيوشا فقط موفق شدند تعداد كمي از اهالي شهركهاي صهيونيست نشين را كشته و مجروح سازند ولي ملت بي هويت اسراييل را چنان بي تاب كرده بود كه گويي بمب اتم بر سرشان فرود مي آيد. اين موشكهاي كليد بقاي حماس و اهالي غزه اند و استمرار پرتاب موشك توسط حماس مثل نبض حيات اهالي غزه بود و صداي غرش آنان ساكنان غزه را همچنان به حيات و زندگي در سرزمينشان اميدوار نگاه مي داشت.

3-  به رسميت شناخته شدن حماس: اگر تا به حال هيچكس حماس را به عنوان دولتي رسمي قبول نداشت اما اكنون به رغم تلاشهاي عباس ، مصر و عربستان به عنوان يكي از طرفين دعوا بر سر ميزهاي مذاكره مي نشيند و اين يعني به رسميت شناخته شدن حماس. اجلاس پر غايب عرب اگرچه به زعم برخي رسميت نداشت اما حضور حماس در كنار سيزده كشور عربي خود پيروزي بزرگ براي هنيه محسوب مي شد.

4- معين شدن مرد و نامرد اعراب: تا بحال سابقه نداشت كشورهاي عربي در يك موضع سياسي چنين دوگانه ومتفاوت نشان دهند و چنين دوشقه و دو جناح شوند. فرصت خوبي براي معين شدن مرد ونامرد در ميان اعراب فراهم شد و آنان كه بايد، فهميدند كه چه كساني با صهيونيستها نان و نمك خورده اند و اكنون سختشان است نمك نشناسي كنند!

5- محبوبيت حماس و كسب آراي آتي مردمي: تلاش اسراييل و همه رسانه هاي همسو با آنها نتوانست حماس را يك گروه افراطي و راديكال نشان دهد و بالعكس اكنون رهبران حماس چه در غزه وچه در كرانه باختري و حتي در ساير كشورهاي دنيا به عنوان قهرماناني پيروز شناخته مي شوند. حماس اگر انتخاباتي عادلانه در فلسطين برگزار شود مجددا كرسي هاي پارلماني را از آن خود خواهد كرد و اين يعني چالش جديد و بزرگ اسراييل.

6- افزايش اعتماد به نفس و قدرت حماس: اولمرت خوب مي دانست كه اگرحماس را كاملا نابود نكند اين جنگ سبب قدرتمند تر شدن وي مي شود  و به همين سبب دائم از اربابان خود مهلت مي گرفت و قطعنامه ها را به تاخير مي انداخت تا كار را يكسره كند اما تجربه حزب الله دقيقا تكرار شد و حماس مثل حزب الله به عنوان پيروز اين معركه فرصت مي يابد تا قدرتمند تر و قوي تر به حيات خود ادامه دهد. جنگ22 روزه شباهتهاي بسياري با جنگ33 روزه لبنان پيدا كرد تا همه بدانند مقاومت در هر شرايطي پيروز است.

اگر اعراب كمي عقل در سر داشتند و به جاي عيش و نوش هاي هر روزشان كمي فكر مي كردند الان را بهترين فرصت مي يافتند تا اسراييل را براي هميشه سر جايش بنشانند و شرش را براي هميشه بكنند.


+ ارائه شده در  بیست و نهم دی 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ميرحسين بيا: نه نمي يام

 با مرور رسانه هاي داخلي متوجه خواهيم شد پس از غزه خبرسازترين مساله آمدن يا نيامدن ميرحسين موسوي است.

من هم براي اينكه از قافله عقب نمانم به مقايسه و پيش بيني شرايط انتخابات رياست جمهوري در حضور و عدم حضور ميرحسين مي پردازم:

۱-انتخابات با حضورميرحسين( انتخابات دو قطبي): به فرض راستگو بودن خاتمي كه گفته با حضور ميرحسين نمي آيم ،خاتمي وخيلي هاي ديگر با حضورميرحسين لنگ انداخته و كنار مي روند. دليل اين كناره گيري يكي همان احساس رفع تكليف در مورد نجات مملكت از دست احمدي نژاد است كه برخي به آن انگيزه يا بهانه به ميدان مي آيند ودوم احترام ريش سفيدي ومقبوليت عام ميرحسين است كه خيلي ها را از حضور باز ميدارد. به اين فرض شخصيتهايي مثل ناطق نوري، عبدالله نوري،كروبي،روحاني، ولايتي،قاليباف و... در انتخابات حضور نخواهند يافت و انتخابات به يك انتخابات دوقطبي با رقابت احمدي نژاد و موسوي تبديل خواهد شد. در اين صورت پيش بيني نتيجه بسيار دشوار خواهد بود و نمي توانگفت چه كسي پيروزخواهد بود.

۲- انتخابات بدون حضور ميرحسين( انتخابات چند قطبي): خاتمي حضور فعال پيدا ميكند و كروبي هم مي آيد. افراد مدعي بسياري مثل : ناطق نوري ، ولايتي، روحاني، قاليباف، رضايي، حداد و.. ممكن است به سرشان زده احساس تكليف كنند و به ميدان بيايند. در اين صورت پيروزي احمدي نژاد بسيارمحتمل مي شود و مثل انتخابات قبلي با بلبشو و هرج و مرج حزبي مواجه خواهيم شد.

با اين پيش بيني به نظر مي رسد بهتر است دعا كنيم ميرحسين بيايد تا لااقل انتخابات سالم و منظمي داشته باشيم .

+ ارائه شده در  بیست و چهارم دی 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مرگ اسراييل

در جنگ غزه ظاهر امر جنگ براي مرگ و زندگي در غزه را به نمايش در آورده است ولي حقيقت چيز ديگري است و آن هم اينكه اسراييل براي مرگ و زندگي خود ناگزير به جنگ شده است. به چند دليل معتقدم اسراييل در اين جنگ براي بقاي خود تلاش مي كند:

۱-آخرين تير در چله: مطمئن باشيد اسراييل همه راههاي ديگرغير از نبرد نظامي را سنجيده و امتحان كرده و اكنون و پس از اطمينان از نبود راه چاره ديگربه جنگ تن داده است. جنگ براي اسراييل طعم بسيار تلختري نسبت به حماسي ها دارد و دليل آن هم شكننده بودن ذاتي اين كشور است. اگر در اين جنگ اسراييل به هدفهاي خود كه همان خلع سلاح و نابودي حماس است نرسد كه احتمالا هم نمي رسد، شمارش معكوس  براي مرگ اسراييل با سرعت بالاتري به حركت درمي آيد.

۲-تن دادن به هزينه بالا:  اين چنگ هزينه هاي زيادي را به اسراييل تحميل كرده و مي كند. هزينه هاي زياد امنيتي براي شهروندان اسراييل- هزينه هاي سياسي در سطح جهان و هزينه هاي اقتصادي ناشي از ركود در ناامني تنها بخش مهمي از اين هزينه هاست و مطمئن باشيد تا سالها گريبانگير آنها خواهد بود.  اين هزينه ها هزينه كمي نيست و ممكن است باعث نابودي اسراييل شود مگر آنكه آثار مثبت پيروزي و دست يابي به اهداف بلند مدت سبب امحاي اين هزينه ها شود كه خيلي دور از ذهن به نظر مي آيد.

۳- فعال شدن ساير مبارزين: اگر با پيروزي حزب الله حماس نفس تازه اي گرفت مطمئن باشيد در صورت پيروزي حماس ساير گروههاي مبارز نيز قدرت دوچنداني براي مبارزه پيدا مي كنند. شروع انتفاضه سوم در كرانه باختري شايد يكي از پيامدهاي پيروزي حماس باشد كه سبب خواهد شد اسراييل درتنگناي مهلكي قرار گيرد.

۴-انتخابات فلسطين: اگر حماس در اين مهلكه به قهرماني مانند حزب الله تبديل شود و در انتخابات آتي راي بياورد آنگاه اسراييل به فلاكتي كشيده خواهد شد كه در طول شصت سال عمرش به آن مبتلا نبوده است. قبول كردن يك دولت قانوني با ايده نابودي اسراييل در بيخ گوش اسراييل يعني ناقوس مرگ دولت يهود. همان اتفاقي كه در دوره قبل نيز به هر صورت خفه شد و از بروز و ظهور آن جلوگيري بعمل آمد.

به هر حال آنچه مسلم است آنكه اسراييل مصداق ضرب المثل :الغريق متشبث بكل حشيش (كسي كه در حال غرق شدن است به هر خاشاك روي آب براي نجات متوسل مي شود) است و در حال حاضر با اين اقدامات تنها روزهاي پايان عمر خود را كوتاهتر و لكه دار تر مي كند و گرنه در ناپايدار بودن اين رژيم ستمگر شك نكنيد.

+ ارائه شده در  بیست و یکم دی 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اعراب و اسراييل

رگه هايي از تعصب هاي دوران جاهليت اعراب پس از ۱۴۰۰ سال هنوز در برخي از آنان باقي مانده و هنوز حرف از عرب و عجم را در كلام آنها مي توان يافت و در عمل هم دست به هر اقدامي مي زنند تا از نفوذ عجم ها! جلوگيري بعمل آورند.  به همين دليل در جنگ ۳۳ روزه لبنان، حزب الله و ساكنان جنوب لبنان را تنها گذاشتند و از شبكه هاي تلويزيوني با خونسردي تمام شاهد قتل عام لبنانيان بودند. اما در قضيه غزه تفاوت آشكاري با جنگ لبنان مشاهده مي شود و آن هم اينكه اهالي غزه از اهل تسنن و حتي اكثرا وهابي مذهب هستند و تنها به جرم اينكه با ايران روابط نسبتا نزديكي دارند مجازات مي شوند. ظاهرا اعراب براي جلوگيري از نفوذ عجم ها حاضرند با دشمن بالذات مسلمانان معامله كنند و خون اهالي غزه را به قيمت كاهش نفوذ ايران در منطقه بفروشند.

مصر و عربستان به عنوان بزرگان جهان عرب اين روزها آنچنان آشكارا از حمله اسراييل به غزه حمايت مي كنند كه حتي شبكه هاي عربي وابسته به آنها هم فرياد اعتراضشان درآمده و عمل آنان را تقبيح مي كنند. اما نكته اي كه آنان به آن توجه كافي نكرده اند اينكه اين فشارها ممكن است مانند بسياري از موارد مشابه نتيجه عكس دهد و باعث تقويت حوزه نفوذ حماس و حركت جهادي آنان شود. نتيجه اي كه بارها در موارد مختلف تجربه شده است .

هر چه كه هست بر سر نابودي حماس توافق شده است و اسراييل اين بار تا كار غزه را يكسره نكند دست از اقدامات نظامي خود بر نمي دارد . فراموش نكنيم اسراييل بر نظامي گري استوار است وحتي اگر موفقيت چنداني نيز در اين جنگ پيدا نكند به هدف فرعي خود كه همان حفظ روحيه ملي وحماسي در درون خود است دست پيدا مي كند.

اما آيا به راستي اين طغيان ها تا كي مي تواند ادامه پيدا كند و اسراييل تا كي مي تواند با تكيه بر ميليتاريسم و نظامي گري وحكومت متكي به ارتش خود را حفظ كند؟ سوالي كه بسياري از تحليلگران را به فكر وادار كرده و بسياري را هم به پاسخ نابودي زودهنگام اسراييل ناگزير كرده است.

(پس از نوشتن این مطلب بیانیه دفتر تحکیم وحدت را که روزنامه کارگزاران آن را چاپ کرده بود خواندم و حیفم آمد به آن اشاره نکنم. دلم درد گرفت از اینکه عده ای هنوز در کشورم هستند که اینقدر از حداقل درک و شعور محرومند و چنین مسایل واضحی را اینگونه وارونه درک می کنند. امیدوارم که نویسندگان و چاپ کنندگان این مطلب در ازای مبلغ قابل توجهی این کار را کرده باشند.)

+ ارائه شده در  یازدهم دی 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

غزه

در اخبار اين قدر از غزه شنيده ايم كه ديگر برايمان عادي شده است. خبر كشتار مردم غزه و خصوصا اعضاي حماس به خبري همه روزه تبديل شده است و هيچ كس هم به اين فكر نمي كند كه دعوا بر سر چيست و چرا نوار كوچك ساحل مديترانه اينگونه آماج حمله اسراييلي ها شده است. در روزهايي كه اسراييل براي اولين بار تهديد به حمله نظامي گسترده و اشغال حماس مي كند و حتي تاريخ آن را هم تعيين كرده فكر كردم شايد بهتر باشد با هم مرور كنيم كه غزه كجاست و چه اهميتي دارد؟

غزه كجاست؟

ناحیه‌ای است نوارگونه که در کنار دریای مدیترانه و در منطقه خاورمیانه قراردارد. نوار غزه از جنوب غربی با مصر و از شمال و شرق با اسرائیل هم‌مرز است. منطقه نوار غزه ۴۱ کیلومتر طول و در بخش‌هایی از ۶ تا ۱۲ کیلومتر عرض دارد. مساحت کلی نوار غزه، ۳۶۰ کیلومتر مربع است. نوار غزه نامش را از شهر غزه که بزرگ‌ترین شهر در منطقه نوار غزه‌است، می‌گیرد. مردمی که در منطقه نوار غزه زندگی می‌کنند تماما فلسطینی هستند.غزه تنها نقطه اي از ساحل مديترانه است كه همچنان در اختيار فلسطينيها است.

در سال ۱۹۶۷ با تهاجم نيروهاي اسراييلي غزه توسط آنان به طور كامل اشغال شد و در اختيار آنان قرار گرفت . بعدها شهركهاي مختلف صهيونيست نشين در آن احداث شد. به دليل سكونت  بيش از يك ميليون فلسطيني در اردوگاههاي آوارگان ومشكلاتي كه براي ساكنان شهركها به وجود مي آمد در سال ۲۰۰۵ اسراييل به اين نتيجه رسيد كه از اين منطقه عقب نشيني كند. شارون در يک سخنرانی تلويزيونی براين مساله که اسرائيل نمی تواند برای هميشه نوار غزه را تحت اشغال نگاه دارد . شارون  در آن سال در يک سخنرانی تلويزيوني گفت:  اسرائيل نمی تواند برای هميشه نوار غزه را تحت اشغال نگاه دارد و از شهرك نشينان خواست غزه را تخليه كنند. وي گفت:تخليه غزه بدون شک بهترين راه تضمين امنيت اسرائيل است و از همه مردم اسرائيل خواست به او اعتماد کنند.

اين اقدام درسال ۲۰۰۵ پس از عقب نشيني از لبنان يكي از بي سابقه ترين شكست هاي اسراييل به شمار مي رود. پس از آن تاريخ گروههاي جهادي ساكن غزه و در راس آنها حماس قدرت گرفتند و هر روز بر قدرت خود افزودند تا توانستند براين منطقه تسلط كامل يابند و حتي در انتخابات فلسطين هم بيشترين آرا را به خود اختصاص دادند ولي پس از چندي دولت خودگردان با حيله هاي فراوان نگذاشت حكومت حماس ادامه يابد.حماس براي اينكه مردم نوار غزه از حملات اسراييلي ها مصون مانند به آتش بس تن داد ولي اسراييلي ها هيچ گاه به اين آتش بس وفادار نبودند و دائم حملات خود را به اين نوار ادامه دادند تا اينكه در روزهاي اخير حماس رسما پايان آتش بس را اعلام كرد و مجددا با پرتاب موشكهاي قسام به سرزمينهاي صهيونيست نشين مقطع جديدي در تقابل با اسراييل را آغازكرد. در اين مدت محاصره كامل اقتصادي اهالي غزه از خبرهاي هرروزه خبرگزاري ها به شمار مي رفت و مردم غزه فشاز زيادي را تحمل كردند و اكنون هم كه رسما منتظر ورود تانكها اسراييلي به سرزمينهايشان هستند. البته اسراييل از ياد نبرده كه حماس اگربخواهد مي تواند شمال نوار غزه را به جهنمي براي صهيونيستها تبديل كند و موشكهاي آماده شليك حماس تنها نقطه اميد ساكنان اين منطقه است و به سلاحي استراتژيك براي بقاي اين منطقه تبديل شده است.

هرچه كه پيش آيد و اسراييل هر اقدامي انجام دهد، غزه آخرين سنگر دفاع از شرافت فلسطين و فلسطينيان است و اگر اين منطقه سقوط كند تاريخ هرگز خيانت سران جيره خوار عرب را كه خون و سرزمين و شرف فلسطينيان را به اين بهاي اندك فروختند فراموش نمي كند. 

+ ارائه شده در  هفتم دی 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

انتخابات عادلانه

وضعیت اقتصاد این روزها بد جور شده و احمدی نژاد را به تردید در مورد بلندپروازی های مد نظرش واداشته است. قطعا رییس جمهور وقتی فکر طرح تحول اقتصادی را در سر می پروراند که به نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار می نازید ولی اکنون حتی کاهش دو میلیون بشکه ای اوپک هم کارگر نیست و نفت ایران به قیمت حدود ۳۰ دلار رسیده و در صورت ادامه این روند تا چند وقت دیگر حتی هزینه استخراج خودش را هم در نمی آورد. خبر درخواست دو فوریتی احمدی نژاد از مجلس برای اصلاح ۷۰ هزار میلیاردی بودجه ۸۷ گواه این مدعاست که روزهای خوش احمدی نژاد به پایان رسیده و مثل سریال حضرت یوسف هفت سال قحطی آغاز شده با این تفاوت که در هفت سال آبادی خوشه ها را انبار نکردیم و صندوق ذخیره مان خالی است.

اما نکته ای که شاید تاثیر گذارترین فاکتور در انتخابات بعدی باشد بحث توقعات فزاینده مردم است. علیرغم اعتقاد برخی فکر می کنم در سالیان اخیر وضعیت عمومی اقتصادی مردم و قدرت خرید آنان در بسیاری از سطوح خصوصا در اقشار متوسط به بالا بهبود یافته است. این بهبود وضعیت سبب نوعی افزایش سطح توقعات فزاینده در مردم شده است که عدم ادامه آن باعث نارضایتی عمومی خواهد شد. برخی جامعه شناسان معتقدند انقلابها در زمانی رخ می دهد که نمودار سطح توقعات مردم از پیشرفت واقعی آنان شیب بیشتری داشته باشد. این به این معناست که عموما مردم یک جامعه به پیشرفت خود راضی نیستند و خواهان حفظ شتاب پیشرفت خود هستند. این ادعا را روانشناسان نیز تایید می کنند و دلیل آن را احساس رضایت درونی فرد از پیشرفت با شتاب می دانند. 

شاید بزرگترین چالش احمدی نژاد در ماههای آخر ریاست جمهوری اش همین نکته باشد که وی با قیمت  نفت و رکود جهانی اقتصاد نتواند سطح توقعات فزاینده مردم را برآورده کند و همین سبب نارضایتی عمومی مردم از وی خواهد شد. شاید اگر احمدی نژاد در سالهای اول دوره خود آن گونه بذل و بخشش نمی کرد و در سال آخر به ناگاه این کار را انجام میداد بسیار محبوبتر از وضع کنونی بود. به هر حال مردم ما دیگر به وضعیت قبلی خود راضی نیستند و با تورم افسار گسیخته ای که امسال بر آنان تحمیل شد بسیار ناراضی به نظر می رسند. 

نکته دیگری که احمدی نژاد را از سایرین متمایز می کند و امتیاز منفی وی محسوب می شود آن است که طرفداران وی بیشتر در میان اقشار متوسط به پایین هستند که در حال حاضر ناراضی ترین قشر هم به شمار می روند و ممکن است با اندک شعار رقیبی رای خود را از احمدی نژاد پس بگیرند. رییس جمهور عدالت محوری که قرار بود پول نفت را بر سر سفره مردم بیاورد هم اکنون دستش از پول نفت خالی شد تا کاری که در طول سه سال انجام نداد در سال آخر هم نتواند انجام دهد و به عبارتی طرح تحول اقتصادی وی بدون اعتبارات نفتی غیر قابل اجراست.

 شش ماه پیش اکثر تحلیل کنندگان سیاسی اعتقاد داشتند احمدی نژاد قطعا در دوره بعدی هم رییس جمهور خواهد بود و با بذل و بخشش های نفتی رای لازم را از طبقات متوسط و پایین جامعه کسب می کند. اما حالا همه چیز تغییر کرده و دیگر پولی برای تقسیم نمانده. شاید پایین آمدن قیمت نفت موهبتی به مردم ایران باشد تا انتخاباتی عادلانه و عاقلانه تر را پیش رو داشته باشیم.

+ ارائه شده در  سوم دی 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |