
به نظر می رسد پس از انتشار هماهنگ گزارش البرادعی که باز هم دو پهلو ودارای نکات مبهمی خصوصا در مورد سیستمهای موشکی ایران است بوش قصد دارد آخرین تلاشهای خود را هم برای فشار بر ایران انجام دهد . گاردین در این باره نوشته است:
کنگره آمریکا در این هفته دو لایحه غیرالزامی را در دست بررسی دارد که در صورت تصویب، احتمال حمله نظامی به ایران را به شدت افزایش خواهد داد. این لایحهها از رئیسجمهور ایالات متحده میخواهد که فشارهای اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک روی ایران را بیشتر کرده تا ایران فعالیتهای غنیسازی هستهایاش را معلق کند. همچنین تفتیش دقیق و سختگیرانه کلیه کالاهای ورودی و خروجی از ایران و همچنین ممنوعیت ارائه محصولات پالایش شده نفتی به ایران از مواد این لایحههاست. اگرچه اجازه عملیات نظامی در این لایحهها ذکر نشده، اجرای تحریم محصولات نفتی نیازمند راهبندان دریایی است که میتواند منجر به کشمکش با نیروی دریایی ایران شده و سریعاً ابعاد بزرگتری به خود بگیرد.
آمریکا در حال آوردن توان دریایی عظیمی به خلیجفارس است که از سال 2003 بیسابقه بوده است. دو ناو هواپیمابر که هماکنون مستقرند و سومین ناو که 22 آگوست رهسپار خلیج شده است. ناوهای جنگی فرانسه و انگلیس نیز بنا بر گزارشها در راه هستند.
این مطالب فرضیه اینکه «جرج بوش» حمله به ایران را قبل از اتمام دوره ریاستجمهوریاش در ژانویه آتی، و یا حتی قبل از انتخابات نوامبر امریکا شروع خواهد کرد، را محتملتر میکند. حمله قبل از انتخابات ماه نوامبر، شانس «جان مککین» را برای رئیسجمهورشدن بالا خواهد برد.
البته این بار به نظرمی رسد بوش از کمترین میزان حمایت از سوی جامعه جهانی روبروست و اجماع قوی علیه ایران وجود ندارد تا بتوان به وسیله آن هرگونه اقدامی را توجیه کند. بحران گرجستان و روسیه هم که سایه اش به شدت بر سر موضوع ایران سنگینی می کند روسیه را از اردوگاه خلوت امریکاییها خارج کرده است. دو فرضیه محتمل است: اول انکه مثل همیشه این صرفا یک جنگ روانی است تا از ایران امتیازگیری کنند و دوم اینکه بوش طی یک حرکت دیوانه وار روزهای آخر حکومت خود را با جنگ سختی به اتمام برساند که هدیه ای برای اوباماست. چرا که اگربوش جنگی دیگر راه بیاندازد احتمال رای آوردن جمهوریخواهان را به صفر نزدیک می کند. این فرضیه را تنها در شرایطی می توان عملی دانست که بوش تحت فشار لابی های قدرتمند صهیونیستی به این اقدام دست بزند. چرا که به چند دلیل این کار اصلا عاقلانه نیست. اول اینکه از نظر موقعیت زمانی واجماع دنیا بر سر ایران در بدترین روزها به سر می بریم و روزهای خیلی بهتری برای اقدام نظامی را از دست داده است. دوم اینکه در آستانه انتخاباتی که جمهوری خواهان شانس کمی را برای موفقیت درآن دارا هستند بزرگترین لطمه به حزب می تواند همین اقدام نظامی باشد.
یک فرضیه دیگر هم موجود است و آن هم اینکه اقتصاد امریکا در بحران بدی گرفتار شده و صاحبنظران اقتصادی تنها چاره را در این اقدام نظامی داستند تا بتوان از این بحران خروج کرد. شاید فرافکنی افکار عمومی دنیا - تقویت اسلحه سازی ها- تقویت دلار به دلیل ناامنی منطقه ای که کشورهای آن عمدتا متکی به دلار هستند- و در حالت خوشبینانه دسترسی به منابع نفتی منطقه با تضعیف ایران دلایلی باشند که امریکا را به این جنگ وادار سازند.










