تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

بوش

به نظر می رسد پس از انتشار هماهنگ گزارش البرادعی که باز هم دو پهلو ودارای نکات مبهمی خصوصا در مورد سیستمهای موشکی ایران است بوش قصد دارد آخرین تلاشهای خود را هم برای فشار بر ایران انجام دهد . گاردین در این باره نوشته است:

کنگره آمریکا در این هفته دو لایحه غیرالزامی را در دست بررسی دارد که در صورت تصویب، احتمال حمله نظامی به ایران را به شدت افزایش خواهد داد. این لایحه‌ها از رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌خواهد  که فشارهای اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک روی ایران را بیشتر کرده تا ایران فعالیت‌های غنی‌سازی هسته‌ای‌اش را معلق کند. همچنین تفتیش دقیق و سختگیرانه کلیه کالاهای ورودی و خروجی از ایران و همچنین ممنوعیت ارائه محصولات پالایش شده نفتی به ایران از مواد این لایحه‌هاست. اگرچه اجازه عملیات نظامی در این لایحه‌ها ذکر نشده، اجرای تحریم محصولات نفتی نیازمند راه‌بندان دریایی است که می‌تواند منجر به کشمکش با نیروی دریایی ایران شده و سریعاً ابعاد بزرگتری به خود بگیرد.

آمریکا در حال آوردن توان دریایی عظیمی به خلیج‌فارس است که از سال 2003 بی‌سابقه بوده است. دو ناو هواپیمابر که هم‌اکنون مستقرند و سومین ناو که 22 آگوست رهسپار خلیج شده است. ناوهای جنگی فرانسه و انگلیس نیز بنا بر گزارش‌ها در راه هستند.

این مطالب فرضیه اینکه «جرج بوش» حمله به ایران را قبل از اتمام دوره ریاست‌جمهوری‌اش در ژانویه آتی، و یا حتی قبل از انتخابات نوامبر امریکا شروع خواهد کرد، را محتمل‌تر می‌کند. حمله قبل از انتخابات ماه نوامبر، شانس «جان مک‌کین» را برای رئیس‌جمهور‌شدن بالا خواهد برد.

البته این بار به نظرمی رسد  بوش از کمترین میزان حمایت از سوی جامعه جهانی روبروست و اجماع قوی علیه ایران وجود ندارد تا بتوان به وسیله آن هرگونه اقدامی را توجیه کند. بحران گرجستان و روسیه هم که سایه اش به شدت بر سر موضوع ایران سنگینی می کند روسیه را از اردوگاه خلوت امریکاییها خارج کرده است. دو فرضیه محتمل است: اول انکه مثل همیشه این صرفا یک جنگ روانی است تا از ایران امتیازگیری کنند و دوم اینکه بوش طی یک حرکت دیوانه وار روزهای آخر حکومت خود را با جنگ سختی به اتمام برساند که هدیه ای برای اوباماست. چرا که اگربوش جنگی دیگر راه بیاندازد احتمال رای آوردن جمهوریخواهان را به صفر نزدیک می کند. این فرضیه را تنها در شرایطی می توان عملی دانست که بوش تحت فشار لابی های قدرتمند صهیونیستی به این اقدام دست بزند. چرا که به چند دلیل این کار اصلا عاقلانه نیست. اول اینکه از نظر موقعیت زمانی واجماع دنیا بر سر ایران در بدترین روزها به سر می بریم و روزهای خیلی بهتری برای اقدام نظامی را از دست داده است.  دوم اینکه در آستانه انتخاباتی که جمهوری خواهان شانس کمی را برای موفقیت درآن دارا هستند بزرگترین لطمه به حزب  می تواند همین اقدام نظامی باشد.

یک فرضیه دیگر هم موجود است و آن هم اینکه اقتصاد امریکا در بحران بدی گرفتار شده و صاحبنظران اقتصادی تنها چاره را در این اقدام نظامی داستند تا بتوان از این بحران خروج کرد. شاید فرافکنی افکار عمومی دنیا - تقویت اسلحه سازی ها- تقویت دلار به دلیل ناامنی منطقه ای که کشورهای آن عمدتا متکی به دلار هستند- و در حالت خوشبینانه دسترسی به منابع نفتی منطقه با تضعیف ایران دلایلی باشند که امریکا را به این جنگ وادار سازند.

+ ارائه شده در  بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

تجمع

تصمیم اخیر سازمان سنجش در مورد افزایش ده درصدی ظرفیت دانشگاهها یکی از تصمیمات بسیار منفعلانه  و بدعت غلطی بود که در عرصه آموزش عالی کشور ایجاد شد. شاید از امسال این سنت غلط را پس از اعلام نتایج کنکور هر ساله شاهد باشیم که عده ای سعی می کنند با فشار بر حکومت او را وادار به چنین تصمیمی نمایند. صرف نظر از اینکه آیا در اعلام نتایج کنکور اشتباهی صورت گرفته بود یا خیر این تصمیم منفعلانه اعلام عجز و ناتوانی دولت درمقابل فشارهای رسانه ای بود.

به طور کلی بزرگترین آفت اقتدار حکومت ، انفعال وی در مقابل فشارهای مردم، رسانه ها  واتحادیه هاست. خارج کردن لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس هم اقدام مشابهی بود که در هفته قبل صورت گرفت. اشتباه نکنید، قصد حمایت از محتوای لایحه یا سایر عملکردهای حکومت را ندارم ولی معتقدم اینگونه عقب نشینی ها موجب ایجاد سنتهای غلطی می شود که اقتدار حکومت را کاهش می دهد. دوستی نوشته بود کشور ما کشور مصلحت اندیشی است نه قانون محوری . از همان بالا نهادی قرار داده شده تا تشخیص مصلحت دهد و تصمیمات مجلس یا شورای نگهبان را وتو کند و این مصلحت اندیشی به تمام سطوح کشور ما تسری پیدا می کند و همه ما به نوعی بر اساس تشخیص مصلحت از سوی خودمان تصمیم گیری می کنیم. و حتی راننده تاکسی ما هم با مصلحت اندیشی گاهی قانون را نقض می کند با این استدلال که مثلا الان که کسی نیست  من می توانم از چراغ قرمز رد شوم.

به طور کلی در علوم سیاسی در مورد تصمیم سازی در دحکومتها دو اعتقاد متفاوت و متناقض وجود دارد. برخی اعتقاد دارند تصمیم سازی باید از بالا به پایین انجام گیرد و حکومت بایستی برای کمال مردم برنامه ریزی و بستر سازی کند. برخی دیگر معتقدند حکومتها باید از طریق دموکراسی و جلب نظرمردم بر اساس خواست آنان تصمیم سازی کند و اصطلاحا از پایین به بالا تصمیم سازی شود. قطعا جمهوری اسلامی از نوع اول است و کمال مردم بر اساس تعالیم اسلام را در دستور کار قرار داده و نظرمردم در اصول و مواضع کلی نظام هیچ اثری ندارد. البته هیچ حکومتی وجود ندارد که به صورت مطلق از نوع دوم باشد و فقط برخی به آن نزدیک شده اند وهمه حکومتها در اصول و مواضع کلی منتظر رای مردم نمی مانند.

در سالهای اخیر خصوصا در دولت نهم شاهد نگاه به مردم در تصمیم گیری ها بوده ایم به طوری که بسیاری از تصمیمها بر اساس رضایت مردم شکل گرفته و بهانه آن مردمی بودن دولت بوده است ولی در حقیقت به نظر می رسد کسب رضایت و در نتیجه آرای مردم در انتخابات مهمترین دلیل آن بوده است. سهمیه بندی بنزین یکی از تصمیم هایی بودکه علیرغم ضعفهای بسیار در اجرای آن با شهامت لازم اجرا شد و دولت درانجام آن رضایت مردم را بر مصلحت کلی جامعه ترجیح نداد و به همین دلیل معتقدم در کلیت اقدام مثبتی بود هرچند آرای احمدی نژاد را هم کاهش داد! البته این نکته را هم نباید فراموش کرد  که در بسیاری موارد از جمله همین تصمیم اخیر سازمان سنجش دولت به تنهایی عامل و باعث این تصمیم نبوده اند و عوامل مختلفی از جمله رسانه ها ، مجلس، گروههای فشار و ... باعث و بانی فشار بر دولت بوده اند. ولی ای کاش دولت هیچگاه در مقابل فشارها تسلیم نمی شد و تصمیمی را که مطمئن است درست است انجام می داد.

این اعتقاد من به این معنا نیست که دولتها به سمت خودکامگی وخود رایی پیش بروند بلکه به این معناست که حکومت برای تصمیم سازی نباید دائما به دهان مردم بنگرد و بایستی برخی تصمیمات که در دراز مدت به نفع مردم است  را با قاطعیت حتی در صورت مخالفت افکار عمومی به سرانجام برساند.

 

+ ارائه شده در  بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

کروبی

گفته های کرباسچی در مورد انتخابات همه اصلاح طلبان را را به ریخته است. منتجب نیا در وبلاگش نوشته که کرباسچی دریک محفل خصوصی گفته است: اگر خاتمي و كروبي با هم در انتخابات شركت كنند، قطعا از كروبي حمايت مي‌كنم و استدلال كرد كه آزموده را آزمودن خطاست.

پس از اینکه این مطلب در وبلاگ منتجبی منتشر شد همه اصلاح طلبان به هم ریختند و از کرباسچی شاکی شدند. اصولگرایان هم خوشحال از تفرقه در اردوی اصلاح طلبان خبرهای پی در پی از مشاجره دو طیف اصلاح طلب منتشرکردند. البته آخرین خبری که در آفتاب منتشر شده گویای عقب نشینی کرباسچی است. وی گفته است:جلسه مورد اشاره به هیچ عنوان رسمی نبوده است و به همین دلیل مطالب مطروحه مواضع رسمی تلقی نمی‌شود. این در حالیست که تمام مطالب مطرح شده در جلسه نیز ذکر نشده است.بنابراین باید تلاش کنیم مابین این بزرگواران یک وحدت ایجاد شود تا یک کاندیدای واحد از سوی اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست‌جمهوری وجود داشته باشد .

کروبی را که قبلا غضنفر اصلاح طلبان نامیده بودم همه خوب می شناسند و می دانند که وی کسی نیست که به این راحتی ها با کسی کنار بیاید و تقریبا حضورش درانتخابات قطعی است.اصلاح طلبان هم بهتر است عوض اینکه سعی در منصرف نمودن وی داشته باشند تلاش کنند تا با حضور وی وبا کاندیدای دیگری درانتخابات حضور داشته باشند و یا با اکراه از وی حمایت کنند. که البته به دلیل احتمال کم حضورخاتمی در انتخابات گزینه دوم عاقلانه تر به نظر می آید.  

اگردر انتخابات قبلی به هم ریختگی در اردوگاه اصولگرایان مشهود بود در این انتخابات این قضیه در اردوی اصلاح طلبان واضح تر به نظر می رسد و مهمترین عامل آن هم کروبی است . جلوگیری از به قدرت رسیدن مجدد احمدی نژاد کارسختی است که با این کارهای موازی و متفرق اصلاح طلبان میسر نیست. قوچانی سردبير شهروند امروز در سرمقاله شماره اخير اين هفته‌نامه با اشاره به تلاش‌هاي كروبي براي پيروزي خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76 نتيجه گرفته است كه حالا نوبت سيد است تا زحمات شيخ را جبران كند.  

 علیرغم درخواست برخی برای تفاهم بین خاتمی وکروبی با توجه به روحیه ای که از این دو بزرگوار سراغ داریم به نظرمی رسد کسی که کوتاه می آید خاتمی است و قطعا وی با حضور کروبی کاندیدا نخواهد شد وکروبی هم قطعا کاندیدا خواهد بود مگر اینکه اتفاق خارق العاده ای بیفتد. و آنچه کم کم واضح می شود آنکه بزرگترین خدمت به احمدی نژاد را در این انتخابات کروبی انجام می دهد و با حضور خود چهار سال دیگر ریاست جمهوری وی را تضمین می کند.

+ ارائه شده در  هجدهم شهریور 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

به طرز خیلی جالبی آرایش انتخابات دهم ریاست جمهوری در حال شکل گرفتن است. گروههای مختلفی در حال انتخاب نفراتی برای کاندیداتوری روبروی احمدی نژاد هستند. حتی جناح موسوم به اصولگرا هم در حال رایزنی برای انتخاب فردی با قابلیت رای آوردن روبروی رییس جمهور نهم است. شاید این اولین بار باشد که همه احزاب و جناحهای قدرتمند کشور بر سر یک موضوع توافق پیدا کرده اند. آن هم انتخاب نشدن مجدد احمدی نژاد است. البته شاید جناح اصولگرا میان بد و بدتر بد را انتخاب کند و  از احمدی نژاد حمایت کند ولی مطمئن باشید اگر راهی برای جلوگیری از انتخاب وی بیابد درنگ خواهد کرد و طرح عبور از احمدی نژاد را به اجرا درمی آورند. هر چند تبلیغات وسیع صدا و سیما برای احمدی نژاد حاکی است که فعلا قصدی برای عبور از وی را ندارند. علیرغم توصیه برخی مانند ناطق نوری به تشکیل دولت وحدت ملی به نظر نمی رسد طبق معمول وحدتی صورت بگیرد و طیفهای مختلفی احتمالا در این انتخابات کاندیدای خود را معرفی می کنند.

از جمله گروههای احتمالا فعال این انتخابات می توان گروههای زیر را نام برد:کروبی

۱-کروبی با نرخ جدید: آقای کروبی که با خوابیدن بی موقع در انتخابات قبل کار دست خود داد. این دفعه میخواهد به هر قیمت ممکن و با نرخی بالاتر از ۵۰ هزار تومان ونخوابیدن در شب انتخابات رییس جمهور شود. این دفعه شیخ اصلاحات با حزب و روزنامه وارد شده و قصد ندارد به راحتی به نفع کسی کنار برود و به عنوان اولین نفر هم اعلام کرد که در انتخابات فعال خواهد بود.قالیباف

۲-قالیباف با ژست جدید: قالیباف با این شعار که راه پاستور از بهشت می گذرد (یا راه ریاست جمهوری از شهرداری میگذرد) به شهرداری تهران رسید و اکنون از یک فرد نظامی که زیاد هم به مذاق مردم خوش نمی آید به شمایل یک خدمتگزار خدوم مردم درآمده است وبا ژست جدید و احتمالا با عکسهایی با لباسهای شیک تر از دوره قبل وارد عرصه انتخابات می شود. قابل ذکر است که قالیباف در بسیاری شهرها ستادهای خود را هم ساماندهی کرده است. از نکات دیگرحضور وی پشتیبانی احتمالی بسیاری از سران سپاه و بسیج با وی است که قطعا عامل موثری هم خواهد بود.

۳-حسن روحانی با موضع جدید: شاید زمانی که روحانی نایب رییس مجلس ناطق بود کسی فکرنمی کرد وی به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان مطرح شود. سایت فعال وی که آفتاب نام گرفته اکنون به یکی از اثرگذارترین سایتهای سیاسی تبدیل شده است و سفرها و سخنرانی های وی هم گویای حضور احتمالی وی است. البته اگر خاتمی وارد شود احتمالا حضور وی منتفی می شود.خاتمی

۴-خاتمی با محافظه کاری بیش از پیش: نمی دانم چرا خاتمی که این همه محافظه کاراست توانست دوم خرداد را برپا کند و البته بعد هم به این جواب می رسم که حزب وی این رخداد را بپا کرد نه خودش. باز هم خاتمی دست به تسبیح استخاره کنان و با تردید همه را معطل کرده که بالاخره میخواهد بیاید یا نه. خاتمی اگر در انتخابات مجلس با آن همه تلاش  و سفر های استانی توانسته بود موفقیتی کسب کند قطعا با قاطعیتی بیشتر وارد می شد ولی اکنون فوق العاده دست به عصا است و بعید هم هست که بتواند محافظه کاری خود را کنار بگذارد و این ریسک بزرگ را بکند. یادمان نرود که خاتمی هاشمی نیست که با اعتماد به نفس  اینگونه ریسک کند.

۵-عبدالله نوری مردی برای رد صلاحیت: صرفا برای تبلیغات به نفع دیگر کاندیداهای اصلاح طلب احتمالا نوری وارد می شود و با شجاعت رد صلاحیت می شود.

۶- اصولگرایان مردد: توکلی -ولایتی- حداد عادل و... که منتظر اعلام هواشناسی هستند تا اگرهوا خوب بود بیایند.جاسبی

۷- نخودی های مستقل انتخابات: جهت بامزه شدن فضای انتخابات کسانی مثل مهرعلیزاده یا جاسبی قطعا حضور می یابند تا سوژه طنز پردازان در انتخابات جور شود.

هرچه که پیش بیاید طبق تجربه ام پیش بینی می کنم باز هم رییس جمهور مان هشت ساله میشود و بایستی چهارسال دیگر هم در مورد احمدی نژاد در وبلاگم بنویسم!! 

+ ارائه شده در  دوازدهم شهریور 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

شانگهای

شاید احمدی نژاد را بتوان یکی از خوش شانس ترین روسای جمهور پس از انقلاب نامید. خوش شانسی وی زمانی بر من مسلم شد که درست در اوج مناقشه هسته ای ایران و زمانی که همه نواخته شدن شیپور جنگ امریکا را قریب الوقوع می پنداشتند بحران اوستیای جنوبی به شدت بر پرونده هسته ای ایران سایه افکند و آن را تبدیل به عنوان درجه دو و سه اخبار خبرگزاری ها کرد. اما روند خوش اقبالی رییس جمهور همچنان ادامه یافت و  امروز رییس جمهور برای شرکت در هشتمين اجلاس روساي كشورهاي عضو سازمان همكاري‌هاي شانگهاي  وارد کاخ سامان در دوشنبه شد.

در حقیقت فرصت طلایی ایران برای نزدیک شدن به بزرگترین پیمان ضد غربی چنان به موقع شکل گرفته است که برخی عدم کسب دستاوردی ارزشمند از این اجلاس را ضرری جبران ناپذیر می پندارند.  آنچه بیش از همه توجه دنیا را به این اجلاس معطوف کرده است دو بحران بزرگ مرتبط با این اجلاس است. بحران گرجستان و روسیه و بحران هسته ای ایران.

با وجودی که سازمان همکارى هاى شانگهاى (SCO) هنوز در قامت یک نهاد سازمان یافته برای ورود به عرصه های کلان سیاسی و اقتصادی ظاهر نشده اما برخی کارشناسان معتقدند حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری های اقتصادی شانگهای می تواند به مفهوم حلقه اتصال خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. از سوی دیگر با توجه به فشارهای جهانی بر ایران و نیز جبهه بندی جدید آمریکا و روسیه و حضور چین در ائتلاف شرق، ایران در اجلاس این دوره می تواند و می بایست دستاوردهای بیشتری نسبت به ادوار گذشته داشته باشد.
اجلاس شانگهای هنوز از قواعد و ویژگی های لازم برای تبدیل شدن به یک ناتو در شرق فاصله بسیار دارد ولی ساختار، اهداف و ترکیب اعضای آن به‌ویژه در دوره تعمیق شکاف غرب و شرق به گونه ای است که قادر است از هژمونی آمریکا در منطقه بکاهد.
هشتمين اجلاس در حالی برگزار خواهد شد که در آن روساى جمهورى قزاقستان، تاجيکستان، ازبکستان، قرقيزستان و چین و روسیه به عنوان اعضاى دائم و روساى ايران، هند، مغولستان و وزير خارجه پاکستان به عنوان اعضاى ناظر و نیز روساى جمهور افغانستان و ترکمنستان به عنوان مهمان حضور خواهند داشت.
 
محمود احمدى‌نژاد صبح پنج‌شنبه در اجلاس شانگهاى سخنرانى و در حاشيه آن با شمارى از روساى‌جمهور حاضر در اين اجلاس ديدار و در زمينه تقويت و گسترش مناسبات و مسائل منطقه‌اى و بين‌المللى تبادل‌نظر مى‌کند. حتی بی توجه به دستاوردهای عادی و جاری چنین اجلاسی در سطح منطقه که با حضور دو قدرت اقتصادی و سیاسی دنیا هم همراه است، از طرف ایرانی حاضر در اجلاس انتظار می رود تا ضمن تقویت روابط با بزرگان و چانه زنی در زمینه مسائل و مشکلات، زمینه های همگرایی بیشتر با آنان را فراهم کرده و نقش آفرینی ایران را به مثابه کشوری اسلامی و خاورمیانه ای حاضر در اجلاس تقویت کند.
 
دیگر اینکه قطعا محمود احمدى‌نژاد - که گفته می شود با دميترى مدودف نیز ملاقاتی خواهد داشت - می تواند از فرصت زمانی فعلی، موقعیت جدید روسیه و شرایط حاکم بر همسایگان شمالی بیشترین بهره مندی را در مذاکرات و قرارهای خود داشته باشد. اگر دیدار با مدودف انجام شود اين اولين ملاقات رئيس جمهور جديد روسيه با همتاى ايرانى اش است.(دیپلماسی ایرانی)
 
به هرحال این پیمان محمل بسیار ارزشمندی برای توسعه روابط و ضریب نفوذ منطقه ای ایران خصوصا در شرق است و حضور موثر دیپلماتهای ایرانی می تواند دستاوردهای ارزشمندی برای کشورمان به همراه داشته باشد.
بر خلاف برخی هرگز آرزو نمی کنم احمدی نژاد در سیاست خارجه خود شکست بخورد .چراکه شکست وی شکست ملت ایران است. امیدوارم خوش شانسی رییس جمهور که روزهای گذشته در داخل تحت فشارهای شدید گروههای داخلی بود و تنها به لطف سخنان رهبری از میزان این فشار برخود کاسته است در سیاست خارجه ادامه یابد و ملت ایران  این روزهای سخت را در امور بین الملل خود به سلامت از سر بگذراند. 
 
 
+ ارائه شده در  هفتم شهریور 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

هاشمی رفسنجانی

همانطوری که پیش بینی می شد هاشمی با قدرت تمام وارد دوره جدیدی از انتقاد علیه دولت شده است. خطبه های دیروز نماز جمعه تهران وی شاید تندترین مورد انتقاد وی از دولت طی روزهای اخیر به شمار برود. هاشمی اینگونه به دولت می تازد:

...در دوران پس از جنگ در برنامه‌های اول و دوم زیربناهایی ایجاد و ساخته شد که تا امروز بر همان زیربناها کشور جلو رفته است و آب و برق و گاز قطع نمی‌شد و به خاطر مهار آب‌ها، خشکسالی اینقدر اذیت نمی‌کرد، امیدواریم که با اجرای این برنامه دولت روزمره عمل نکند....اگر طبق همان برنامه‌ها جلو می‌رفتیم، امروز به جای نفت، فرآورده‌های آن را با ارزش بیشتری صادر می‌کردیم یا اگر طبق برنامه‌ها جلو می‌رفتیم، امروز به اندازه‌ای آب در پشت سدها داشتیم که زهر خشکسالی را از کشاورزان بگیریم و دچار قطع آب و برق نشویم، اینها چیزهایی است که برای ایران مقدور است ...

هاشمی قبل از این هم در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی گفته بود:

با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آنها در این مسیر(چشم انداز بیست ساله ) حرکت نمی‌کنند و ما هم در این سه ساله با دولت مدارا کردیم...ما در حوزه اجرایی کشور دخالتی نداریم و بر گزارش عملکرد دستگاههای مجری نظارت می‌کنیم در حالی‌که آنها هر گونه که می‌خواهند گزارش می‌دهند و می‌گویند که از برنامه‌های توسعه جلو هستیم...

البته هاشمی قبلا هم انتقاداتی علیه دولت ابراز کرده بود ولی به نظر می رسد این دوره جدید در راستای سیاست کدخدامنشی وی برای جلوگیری از رای آوردن مجدد احمدی نژاد باشد. البته خبر دیگری هم که دو هفته قبل از محافل خصوصی به گوش رسید هم موید همین مطلب است که هاشمی البته به اتفاق سران دوجناح در صددند تا با یک برنامه ریزی واتحاد قوی از روی کارآمدن مجدد احمدی نژاد جلوگیری کنند.

در این میان حتی عده ای با اشاره به اقدامات تبلیغاتی هاشمی از جمله بازدید مترو و سخنرانی های زنجیره ای در محافل مختلف پیش بینی می کنند هاشمی باز هم کاندیدای ریاست جمهوری بشود که البته به نظر من بسیار احتمال کمی دارد. اما آنچه مهم و انکار ناپذیر است نقش محوری هاشمی درمقابله با احمدی نژاد است . هاشمی اکنون حمایت تمام جناحهای دوست و رقیب را نیز در این زمینه دارا می باشد. ناطق نوری- مهدوی کنی- خاتمی -روحانی و حتی کروبی با وی هم نظر هستند و  تا حد زیادی او را همراهی می کنند.

خطبه های دیروز بخش دیگری هم داشت که شامل تعریف و تمجید های بیش از حد از کارهای انجام شده در دوره سازندگی بود که البته کمی چاشنی بی انصافی را نیز به همراه داشت. وی چنان از اقدامات دوره ریاست جمهوری خود تعریف کرد که برخی که سنشان به آن دوران نمی رسد آرزو کردند زمان ۱۶ سال به عقب برگردد!! او حتی سعی کرد کارهای انجام شده در دولتهای بعدی را هم مدیون سیاست گذاری خود در مجمع تشخیص جلوه دهد. هاشمی اینگونه می گوید:

...در آن زمان برنامه‌ای به عنوان سازندگی مطرح شد و در سایه همان برنامه تا نزدیک به امروز مشکلات زیربنایی نداشته‌ایم ... پس از دفاع مقدس با تجربه و اقدامات زیربنایی که صورت گرفت امروز شاهد پیشرفت‌های گسترده هستیم. در سال‌های پس از جنگ توانستیم به صنعت بندرسازی، پالایشگاه‌سازی، سدسازی، اتوبان‌سازی و... دست یابیم و حتی فاز 2 پالایشگاه بندرعباس را برای صادرات بنزین در نظر گرفتیم که اگر طبق همان برنامه‌ها جلو می‌رفتیم، امروز به جای نفت، فرآورده‌های آن را با ارزش بیشتری صادر می‌کردیم ...

هاشمی همه این حرفها را زد که بگوید بایستی مجددا خود در راس امور باشد . شاید دیگر خود را به خطر نیندازد ولی حتما نقش  کدخدایی را در انتخابات آتی بازی خواهد کرد.

 

+ ارائه شده در  دوم شهریور 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |