تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

the price of oil

نمی دانم ملت ایران را باید ملتی خوش شانس دانست یا بدشانس. نفت این طلای سیاه که این روزها گرانبها تر هم شده کانون توجه همه دنیا شده و آنچه که امروز همه چیز ما را تحت الشعاع قرار داده این ماده بدبوست. اجلاس وزیران اوپک با حضور رییس جمهور امروز یکی از مهمترین کانونهای توجه رسانه هاست چرا که تاثیرگذارترین نهاد در قیمت و تولید نفت اوپک است و امروز رییس جمهور ما با اعتماد به نفس کامل به عنوان نماینده دو یا سومین تولیدکننده نفت دنیا بر صندلی خود تکیه می زند و به این نعمت خدادادی می نازد. 

چه بسیار کشورهایی که آرزو می کنند یک دهم و حتی یک صدم نفت ایران را داشتند تا خوشبخت ترین کشور دنیا باشند. اما همیشه هم داشتن این نعمتها خوب نیست چنانچه برای ما هیچ وقت خوب نبوده.

حال فرض کنیم اگر ایران نفت نداشت چه اتفاقی می افتاد:

۱-قطعا منطقه ما بسیار امنتر از حالا بود. امریکا نیازی نبود به بهانه سلاح کشتار جمعی و صدور دیپلماسی به عراق و افغانستان و... حمله کند. اسراییلی در منطقه ایجاد نمی شد و این جنگ و دعواها اصلا وجود نداشت. منطقه ما میشد مثل مثلا جنوبشرق آسیا. امن و امان.

۲- احتمال قوی (مطمئن نیستم!) مردم ما هم کار می کردند. در حال حاضر مردم ما همه کار می کنند ولی درصد زیادی از ما فقط نشسته ایم تا ببینیم جیره نفت ما چگونه داده می شود. از دولت کار اداری و پشت میز نشینی می خواهیم. از دولت سوبسید و یارانه می خواهیم. از دولت آبادی و عمران می خواهیم. بدون اینکه یکبار توی عمرمان مالیات واقعی داده باشیم. احتمال زیاد اگر نفتی نبود به فکر می افتادیم مثل اجدادمان کار کنیم.

۳- یقینا حاکمان سالمتر و دولت کوچکتری داشتیم: به همه توهین نمی کنم ولی این پول نفت خیلی از مسئولین میانی ما را با اشتها کرده است که اگر نفتی نبود قطعا خبری از این حرفها هم نبود و بسیاری از این بروکراسی های زائد و دکان و دستگاههای اضافی به وجود نمی آمد و این انگلها اگر هم به وجود می آمدند از گشنگی می مردند و چیزی بهشان نمی رسید.

۴-کمتر داعیه جهانی شدن داشتیم: احتمالا دیگر اینقدر به کار دنیا کار نداشتیم و سعی می کردیم سرمان به کار خودمان باشد و اصطلاحا کلاه خودمان را سفت بچسبیم تا باد نبرد. کمتر قلدری میکردیم و سعی می کردین دیپلماسی قوی تری داشته باشیم تا از منافع ارتباط با دیگران بهره مند شویم. احتمالا داعیه حمایت از مستضعفان دنیا را هم نداشتیم.

۵-قطب اقتصادی منطقه بودیم: اگر نفت نبود ما از هر لحاظ از کشورهای منطقه جلو بودیم. نیروی انسانی- معادن- کشاورزی- تاریخ تمدن و فرهنگ ما در منطقه قطعا ایران را به ممتازترین کشور منطقه تبدیل می کرد. البته به شرط آنکه فکر کنید که کشورهای منطقه هیچکدام نفت نداشتند.

این نعمت بزرگ فعلا که بلای بزرگی برایمان شده است و جز دردسر چیزی به همراه نداشته است. مخصوصا حالا که گران هم شده همه به نوعی می خواهند ما را کله پا کنند.

به عبارتی باید به نفت بگوییم: ما را به خیر تو کار نیست شر مرسان

+ ارائه شده در  بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

پاليزدار

نه اشتباه نکنید . قصد ندارم از اقدام پالیزدار دفاع کنم یا سخنان وی را تایید کنم. فقط ابهاماتی برایم پیش آمده بود.

یک بار دیگر ماجرا را از اول مرور می کنیم:

۱- عباس پالیزدار در سخنانی در دانشگاه بوعلی همدان سخنانی علیه بسیاری از سران نظام و حول موضوع مفاسداقتصادی مطرح می کند.

۲-سخنان وی بدون هیچ تکذیب مستدلی صرفا اکاذیب نامیده می شوند و وی دستگیر می شود.

۳-در تمام سایتها وی خود به فساد اقتصادی محکوم میشود.

۴-تمامی نهادها و احزاب می گویند ایشان عضو و کارمند ما نبوده و نیست. رییس هیئت تفحص از قوه قضاییه و رییس دفتر تحقیقات مجلس و حزب آبادگران و... همه از وی اعلام برائت می کنند.

۵-عده ای به عنوان طرفدار وی فریاد می زنند  و تجمع اعتراض آمیز برگزار می کنندو...  و عده ای دیگر فقط محکوم میکنند.

۶-این وسط معلوم نمی شود که کی چی می گوید وخلاصه توی شیر تو شیری تنها چیزی که به آن توجه نمی شود راستی یا دروغ بودن کلام وی است.

چند سوال:

۱-چه کسی وی را به دانشگاه دعوت کرده بود و تحت چه عنوانی؟

۲-در تبلیغات وی با چه سمتی معرفی شده و قرار بوده در چه موردی صحبت کند؟

۳-وي چه سمت دولتي داشته است و اگر هيچكاره نيست چرا در دادگاه كاركنان دولت پرونده اش مفتوح شده؟

۴-آیا تا به حال کسی سخنان وی را تکذیب کرده است؟

۵-سخنان وی اگر اکاذیب هستند چرا در مورد مواردی که به قول خودش افشاگری کرده توضیحی داده نشده است تا اذهان عمومی از این تشویش در بیاید؟

۶-آیا وی شاکی خصوصی هم دارد؟

۷-در نهایت کسی در مورد اتهامات مطروحه توسط وی به افکار عمومی توضیحی خواهد داد؟

۸-در صورتی که همه این صحبتها دروغ باشند چه عاملی باعث می شود کسی جرات کند اینگونه تهمت و افترا به همه ببندد و چه کنیم تا از این به بعد شاهد تکرار چنین قضایایی نباشیم؟

کاش عوض توی سر هم زدن و دعواهای بی فایده سیاسی معقولانه می نشستیم و آنچه گذشته را نقد و افکار عمومی را هم روشن می کردیم.

+ ارائه شده در  بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

بوش و احمدی نژاد

باز هم احمدی نژاد مواضع تند خود را به زبان آورد و اسراییل را به نابودی تهدید کرد. قبلا گفته می شد که احمدی نژاد پس از تذکر جدی از سوی بزرگان دیگر چنین کلامی را بر زبان نخواهد راند لیکن در روزهای اخیر تکرار همان سخنان مبنی بر محو قریب الوقوع اسراییل اثبات کرد که رییس جمهور قصد تعدیل کلام خود را ندارد.

در پی این سخنان و تهدید متقابل موفاز  و بعد هم وزیر دفاع ما و سایر بگو مگوهای مرسوم باز هم بحث حمله امریکا به ایران داغ شده است. اگرچه این تهدید از اول انقلاب اینقدر تکرار شده و عملی نشده که حکایت چوپان دروغگو را پیدا کرده لیکن اثرات آن بر روی مناسبات سیاسی و اجتماعی ما و غرب اجتناب ناپذیر می نماید. به نظر می رسد امریکا هر وقت می خواهد فشار سیاسی بر روی ایران را از طریق تحریم و فشار زیاد کند با مطرح کردن این تهدید ازتریبون های غیر رسمی- اروپایی ها را به این فشارها راضی میکند تا آنان از ترس حمله احتمالی به ایران که تبعات فراوانی برایشان دارد به تحریم ها راضی شوند.

بوش در آخرین سفر خود به اروپا محور مذاکرات خود را ایران اعلام کرده و سخنانی مبنی بر تحریم های جدید و از جمله تحریم مالی بانکهای ایرانی از سوی اروپا به گوش می رسد وظاهرا بوش هدف خود را برای این مذاکرات اجرای این تحریمها قرار داده است. در رسانه های مخالف نیز خبری مبنی بر اینکه ایران پولهای خود را از بانکهای غربی بیرون می کشد به گوش رسید که موید همین مطلب است. 

با این اوصاف اینگونه سخن راندن پیرامون اسراییل به نفع چه کسی تمام می شود؟ 

به نظر می رسد اعلام مواضع رییس جمهور کشورمان خلاف آداب دیپلماتیک باشد و حتی اسراییلی ها که لحظه ای قادر به تحمل ما نیستند هم چنین بی پروا به ایران نمی تازند در حالی که برنامه های خود را هم برای تضعیف و نابودی ایران پی ریزی می کنند. اگرچه امام راحل و حتی رهبر انقلاب بارها اینگونه مواضع جمهوری اسلامی را اعلام کرده اند لیکن گفتن این کلام از سوی رییس جمهوری برداشتی متفاوت در محافل غربی خواهد داشت که به نظر می رسد زیادبه نفع ما نیست. انچه مسلم است رژیم صهیونیستی با نقل سخنان رییس جمهور ما بیش از پیش مظلوم نمایی می کند و امریکا نیز بدینوسیله راحتتر متحدان خود را برای فشار بر ایران متقاعد می کند.

در هر حال هم اکنون عده ای در داخل معتقدند که اینگونه اظهار مواضع سخن حق بر زبان راندن است و اگر سایرین هم اینگونه سخن نمی گفتند اشتباه می کردند. گروهی دیگر معتقدند بایستی آداب دیپلماتیک را رعایت کرد و لزومی ندارد تا تمامی اعتقادات خود را از تریبونهای رسمی به گوش جهانیان برسانیم.این دو طیف فکری در کشورما هیچ گاه از مواضع خود کوتاه نمی آیند و تاریخ نیز فرصت تجربه و کوشش و خطا را در این مورد به ما نمی دهد. عده ای که معتقدند دیپلماسی مهاجم رییس جمهور موفق بوده است  مثال پیشبرد فعالیتهای هسته ای را مرهون این دیپلماسی می دانند و طیف مخالف تحریمها و هزینه های بالای آنرا نشانه ضعف آن دانسته معتقدند با هزینه ای بسیار کمتر هم می شد قطار هسته ای را به ایستگاه رساند. ایکاش فضای بحث و مناظره سالمی وجود می داشت تا صاحبنظران فارغ از گرایشها و نگرانی های امنیتی به تضارب آرا و عقاید خود می پرداختند.

 باید دید در نهایت سخن کدام گروه با منافع ملی ما سازگارتر است هر چند تاریخ دکمه برگشت ندارد.

(در پایان پیشنهاد می کنم متن جدید وبلاگ رییس جمهور را که در دفاع از هاله نورانی و توجیه برخی سیاستهای داخلی و خارجی نوشته شده است حتما  اینجا بخوانید)

+ ارائه شده در  بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

گريه اسراييلي

این روزها اسراییل مشکلات داخلی و بین المللی زیادی را تجربه می کند. محاکمه شدن اولمرت به دلیل فساد مالی استعفای محترمانه وی و در نتیجه درخواست انتخابات پیش از موعد را در پی داشت و بسیاری مشکلات دیگر اسراییل را در موقعیت ویژه ای قرار داده است که در طول حیات شصت ساله وی کم سابقه بوده است. بسیاری تحلیلگران معتقدند اسراییل برای ادامه حیات خود نیاز به بهانه ها و استراتژی های جدید دارد و اگر فکر جدیدی نشود باید پایان تلخی را برای این رژیم تصور کرد. تهدید بی سابقه موفاز علیه ایران که ۱۰ دلار بر قمیت نفت افزود نشان داد که این رژیم برنامه های جدیدی برای حفظ خود طرح ریزی کرده است. برخی دلایل بروز مشکلات عدیده برای اسراییل که زنگ خطر برخی استراتژیست های صهیونیست را به صدا درآورده است به شرح ذیل هستند:

۱-نداشتن هدف نظامی مناسب: با نگاهی به حیات سیاسی اسراییل متوجه خواهیم شد همیشه مشروعیت اسراییل در شرایط جنگی و نظامی و با تقویت روحیه نظامی در کشور حفظ شده است. اگر روزی دشمنی برای حمله نظامی و سیاسی برای اسراییل وجود نداشته باشد مشروعیت آن زیر سوال می رود. چون اساس تشکیل این رژیم ترس صهیونیستها از اقلیت بودن و دشمن انگاشتن تمام دنیا بوده است. دامن زدن به بحران غزه و حماس و بزرگ کردن خطر ایران و حزب الله در راستای همین سیاست است لیکن این اعلام خطرها به اندازه کافی ایجاد ترس ننموده است که ساکنان اسراییل را ارضا کند. حمله به لبنان دقیقا در راستای همین سیاست انجام شد که با هزینه ای گزاف منجر به شکست شد.

۲-شکسته شدن هیمنه ارتش اسراییل: روزی اسراییلی ها به ارتش شکست ناپذیر خود می بالیدند ولی اکنون و پس از جنگ با حزب الله همه فهمیدند که این ارتش هم شکست می خورد و نقطه ضعف دارد. حتی جابجایی اولمرت هم غیر از تسکین این درد کار زیادی انجام نمی دهد.

۳-بحران غزه: اگرچه همانطور که قبلا گفتیم دامن زدن به بحران غزه با عمدی از سوی این رژیم برای دشمن تراشی همراه است لیکن سیاست دراز مدت این رژیم با وجود ساکنان غزه همسویی ندارد و غزه باید از ساکنان فلسطینی تخلیه شده به منطقه ای اسراییلی تبدیل شود. سیاست رادیکال اسراییل در قبال ساکنان این نوار باعث ایجاد مقاومت و جنبش حماس  شده که کار را سختتر کرده و به گرهی باز نشدنی بدل شده  است.

۴-لبنان بدون نفوذ کامل امریکا: سالها پیش طرح نصب رییس جمهوری مسیحی و دست نشانده از سوی امریکا و به درخواست اسراییل در لبنان اجرا شد ولی اکنون می توان ادعا کرد علیرغم تکرار نخست وزیری سینیوره دیگر نفوذ قبلی امریکا در لبنان وجود ندارد و این یعنی حضور خطری دائمی بیخ گوش اسراییل.

۵-تنزل قدرت تندروها در امریکا: با سیاستهای تند بوش عکس العملی در امریکا و سایر نقاط جهان شکل گرفت که این تندروی ها را محکوم می کند. این یعنی حرف تندروهای حامی اسراییل خریدار کمتری دارد و قدرت آنها کاهش پیدا کرده است. انتخاب اوباما به عنوان نرمترین کاندیدای حاضر حاکی از میل همه به تندروی های کمتر است.

عزیز دردانه امریکا در خاورمیانه این روزها به شیون و زاری افتاده است و اقدامات متعدد وی از جمله طرح صلح با سوریه و تهدید های جدی علیه ایران همه حاکی از احساس خطر جدی این رژیم است که ایشان را وادار به چنین عکس العملهای منفعلانه ای کرده است. باید دید اوباما به عنوان شانس اول انتخاب ریاست جمهوری امریکا چقدر به قول خود در قبال اسراییل در اجلاس آیپک عمل خواهد کرد و سیاست تغییر خود با محوریت نرمش و مذاکره در قبال دشمنان را چگونه با این قولها جمع می کند. برخی معتقدند این سخنان وی صرفا تاکتیکی برای خاطر جمع کردن لابی های صهیونیست و جلوگیری از تخریبهای ایشان بیان شده است.

به نظر میرسد خاورمیانه در التهاب قبل از تغییرات اساسی به محوری اسراییل به سر می برد که به زودی این تغییرات شکل خواهند گرفت. فقط باید صبر کرد.

+ ارائه شده در  نوزدهم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

دعوای نمایندگان

برای اولین بار در تاریخ مجلس تصویب اعتبارنامه های نمایندگان با یک بازی و گروکشی بچه گانه همراه شد.

ماجرا از اینجا شروع شد که فاطمه آلیا، یکی از نمایندگان منتخب تهران به اعتبارنامه رضا عبداللهی نماینده ماه نشان اعتراض کرد. پس از این اقدام عبداللهی  در تلافی و  جهت گروکشی به اعتبارنامه ۱۹ تن از چهره های سرشناس و نمایندگان تهران اعتراض کرد که سبب تنش بی سابقه ای در صحن مجلس گردید. این اقدام اگر چه با سانسور شدید رسانه های داخلی همراه بود لیکن در رسانه های خارجی بازتاب گسترده ای داشت. افرادی که اعتبارنامه شان مورد اعتراض عبداللهی واقع شد به شرح ذیل اند:

حداد عادل رییس دوره قبل- احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، حسن غفوری فرد رئیس سازمان تربیت بدنی در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدرضا باهنر نایب رئیس پیشین و نایب رئیس موقت کنونی مجلس، شهاب الدین صدر رئیس پیشین سازمان پزشکی قانونی، غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی پیشین و سیدرضا اکرمی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، حمید رسائی رئیس پیشین ارشاد اسلامی استان قم و دیگر نمایندگان تهران: حمید رضا کاتوزیان، فاطمه آلیا ، فاطمه رهبر، حسین نجابت، الیاس نادران، لاله افتخاری، مهدی کوچک زاده، علیرضا زاکانی، علی اصغر زارعی، طیبه صفائی، پرویز سروری، حسین فدایی آشتیانی و علیرضا محجوب. 

پس از این اقدام اعتراضها به این اقدام لحن بسیار تندی به خود گرفت و به طور مثال در یکی از نطقها مهدی کوچک‌ زاده، نماینده منتخب تهران که او نیز اعتبارنامه اش مورد اعتراض آقای عبداللهی قرار گرفته بود، در صحن مجلس به اعتراض برخاست.  آقای کوچک زاده با استناد به آیین نامه داخلی مجلس در لزوم حفظ شأن و منزلت مجلس، اقدام رضا عبداللهی را خباثت، گروکشی و هرزگی سیاسی توصیف کرد. مهدی کوچک زاده خطاب به علی لاریجانی که ریاست مجلس را به عهده داشت گفت: "به رهبر معظم انقلاب از همین تریبون نسبت به اقدام آن نماینده شکایت می ‌کنم و از شما رئیس ‌مجلس می‌خواهم، آبرو و اقتدار مجلس را حفظ کنید تا دیگر کسی جرأت نکند اعتبارنامه دیگران را این گونه مورد اعتراض قرار دهد". آقای لاریجانی نیز در پاسخ، اقدام رضا عبداللهی را حقی دانست که آیین نامه مجلس به وی داده و گفت: "این اشکال آیین ‌نامه است که چنین اجازه ‌ای را به نمایندگان می ‌دهد، ما نباید به رهبر انقلاب شکایت کنیم، بلکه باید به خودمان شکایت کنیم و این آیین ‌نامه را درست کنیم".

علی لاریجانی پس از پایان نشست مجلس به خبرنگاران گفت که اعتراض به اعتبارنامه نمایندگان تهران ناشی از سوء تفاهم بوده و اگر نمایندگان کمی تأمل می کردند، مسئله تمام می شد.

وی وعده داد که مشکل اعتراض به اعتبارنامه نمایندگان تهران حل خواهد شد. و همینگونه هم شد و امروز همه اعتبارنامه ها با ریش سفیدی بزرگان به تصویب رسید و تنها بررسي اعتبارنامه يک نفر باقي مانده است. این در حالی است که در صورتی که این نماینده به اقدام خود ادامه می داد چالش بزرگی ایجاد می شد و خصوصا ممکن بود باهنر عضویت هیئت رییسه را از دست بدهد. برخی گزارش دادند که به اعتبار نامه ابوترابی هم اعتراض شده بود که به دلیل وصول پس از مهلت قانونی از دستور خارج شد.

گذشته از اینکه این بازی بچه گانه برای اولین بار در صحن خانه ملت شکل گرفت این قضیه باعث شد بسیاری به فکر وادار شوند که آیا این شیوه تصویب اعتبارنامه صحیح است و به فرض بروز چنین تنشهایی تکلیف مجلس چه می شود؟ به نظر می رسد اصلاح قانون فعلی امری لازم باشد.

شروع مجلس هشتم که اینگونه بود. خدا به خیر رضا کند و این اتفاق نشان بهار سال نکو نباشد!! 

در همین رابطه بخوانید:

عبدالهي دليل اعتراض آليا را فاش كرد    

چرا نماینده ماه‌نشان به اعتبارنامه نمایندگان تهران اعتراض کرد؟

بررسي اعتبارنامه يک نماينده تهران باقي ماند

علت عدم بررسی اعتبارنامه حداد و 18 نماینده تهران

+ ارائه شده در  دوازدهم خرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

لاریجانی و احمدی نژاد

درحالی که کمی بیش از یک سال تا پایان دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد باقی مانده است  مجلس هشتم آغاز به کار کرد. با نگاهی گذرا به ترکیب مجلس هشتم متوجه خواهیم شد این مجلس به چند دلیل برای رییس جمهور مجلس خوب و هماهنگی نیست. ناامیدی بسیاری از طیف های جناح راست از احمدی نژاد - رای نیاوردن بسیاری از همفکران رییس جمهور- تعداد زیادتر فراکسیون اقلیت اصلاح طلبان نسبت به مجلس قبلی وریاست لاریجانی بر این مجلس  از مهمترین دلایل این فرضیه است.

پایان بحث برانگیز مجلس هفتم شاید موضع بسیاری از نمایندگان را در مورد انتخاب رییس مجلس تغییرداد و انتخاب لاریجانی اثبات کرد که نمایندگان از روش های کدخدامنشی حداد عادل که به نفع دولت تمام می شد زیاد راضی نیستند وخواهان فردی مستقل تر و مبارز تر هستند. تقابل لاریجانی در شورای امنیت ملی برابر احمدی نژاد واستعفای معنادار وی باعث شد که نمایندگان فکر کنند که وی بهتر از حداد مقابل دولت ایستادگی می کند. پیش بینی دقیق آنچه در سال آتی بین دولت ومجلس می گذرد ممکن نیست لکن به نظر میرسد تقابل بسیار شدیدی خصوصا در بخشهای اقتصادی بین این دو قوه اصلی کشور روی می دهد.

با انتشار زودهنگام خبر انحلال ۸ بانک دولتی وتبدیل آنها به صندوق قرض الحسنه به گفته یکی از نمایندگان مجلس شاید این موضوع اولین تقابل مجلس با دولت باشد. بحث جلوگیری از تورم با اهرمهایی از جمله سیاستهای مالی و بانکی بحث دیگری است که درمجلس هشتم ممکن است محل تلاقی آرای دو قوه گردد. همچنین تسریع اجرای سند چشم انداز خصوصا در بخش اصل 44 وحوزه خصوصی سازی وتحمیل برخی امور به دولتی که شدیدا علاقه مند به نگاه داشتن بخشهای تحت نظرخود ست شاید کار مشکلی باشد که مجلس هشتم بایستی به آن همت گمارد.

علاوه بر بخش اقتصادی پیش بینی می شود در بخش سیاست خارجی و نظام اداری کشور نیز مجلس هشتم دولت را به چالشی جدی فراخواند.  

در هر صورت آنچه مسلم است آنکه مجلس هشتم علیرغم تصور برخی طرفداران دولت مجلسی سخت مقابل دولت خواهد بود و در یکسال آتی احمدی نژاد بایستی خود را برای تقابل با این مجلس آماده کند.

 

 

+ ارائه شده در  هشتم خرداد 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

جولان

در حالی که خاورمیانه نفسی راحت از پایان یافتن درگیریهای لبنان و بازگشت ثبات به بیروت می کشد. سوژه ای دیگر در رسانه ها توجه همگان را جلب می کند وآن اینکه سوریه با اسراییل بر سربلندیهای جولان مذاکره می کند. از سویی ظاهرا خبر بسیار خوبی به نظر می رسد و حاکی از عقب نشینی اسراییل از مواضع ۴۰ ساله خود یعنی از ۱۹۶۷ است ولی با کمی تامل در سابقه رفتار اسراییل متوجه خواهیم شد که اسراییل کسی نیست که به این راحتیها به کسی امتیازبدهد مگر اینکه مجبورش کنند. این دفعه از قضا مجبور هم نشده است و به نظر می رسد طرح این مساله یک بازی سیاسی است که به وسیله آن قصد دارند کشورهای منطقه را دچار اختلاف کنند.

در گفته های سران اسراییلی به وضوح برهم زدن رابطه سوریه و ایران هدف و شرط لازم برای این عقب نشینی ذکر شده است. اسراییلی ها از سوریه می خواهند که روابط خود را با ایران به هم بزند تا جولان را تحویل دهند . آنها خوب می دانند که سوریه هرگز اینکار را نخواهد کرد ولی با چند هدف این پیشنهاد را مطرح می کنند:

۱- تفرقه میان روشنفکران و مبارزین سوری: طبیعتا خیلی ها در سوریه با توجه به اهمیت استراتژیک وموقعیت برجسته طبیعی آن احساس خواهند کرد این معامله به سود کشورشان است واین یعنی نفوذ در صف مبارزان.

۲-بزرگنمایی خطر ایران: با ارائه این پیشنهاد همه افکار عمومی بدون توجه به قصد اسراییل به خطر بزرگ ایران معطوف می شود.

۳-نمایش یک چهره صلح طلب از خود: با تحلیلی سطحی اسراییل را کشوری صلح طلب می یابیم و به اصطلاح توپ در زمین سوریه است و پس از اینکه مذاکرات صلح بی نتیجه پایان یافت اسراییل همه تقصیر را به گردن ایران  و سوری ها می اندازد. نشاندن سوریه بر سر میزی که سوی دیگر آن اسراییل است بسیار مانور تبلیغاتی خوبی برای ایشان است که تحت فشار افکار عمومی و رسانه های منطقه هستند.

۴-کم کردن فشار افکار عمومی و انحراف آن از سوی غزه : با جنجال اخیر غزه بسیار کمرنگتر از قبل مورد توجه قرار گرفته است.

۵-فراهم کردن مقدمات حمله ای جدید: با ایجاد تزلزل و تردید در سوری ها در مدت مذاکرات آنها می توانند به راحتی و با خیال راحت از سوری ها که سرگرم مذاکره بر سر جولان هستند  حمله ای دیگر را به جنوب لبنان تدارک ببینند.

هر اتفاق بیفتد نه سوریه کسی است که ارتباط خود را با ایران قطع کند که سفر وزیر دفاع سوریه گواه آن است  و نه اسراییل کسی است که از این منطقه مهم و با ارزش بگذرد. سوریه هم با اینکه می داند این یک بازی سیاسی است چاره ای جز نشستن بر سر میز مذاکره ندارد و اصطلاحا توپ در زمین سوریه است. ولی نهایتا نباید منتظر هیچ اتفاق تازه ای باشیم. 

+ ارائه شده در  پنجم خرداد 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

جاسبی وهاشمی

وقتی سایتهای خبری و سیاسی را دورمی زدم نکته ای توجهم را جلب کرد و آنکه چه درصد زیادی از مطالب سایتها به دعوای دو جناح سیاسی کشور بر سر دانشگاه آزاد اختصاص یافته است. چند تیتر رو با هم مرور می کنیم:

فارس:ارزيابي فرآيند رياست جاسبي بر دانشگاه آزاد

فردا: اظهارات جاسبی در سالروز تاسیس دانشگاه آزاد

رجا:حمله رفسنجانی به مخالفان جاسبی :مخالفان دانشگاه آزاد مزاحم، حسود و شهرت طلب هستند

آفتاب: دفاع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از عملکرد دانشگاه آزاد

تابناک: اظهارات رفسنجانی درباره توسعه دانشگاه آزاد

و....

اگر کسی ازخارج از کشور ما به قضیه نگاه کند وزیاد از وضع اداره کشور آگاه نباشد فکر می کند عجب مسئولین خیرخواهی که  به خاطر مساله یک دانشگاه همه سخنرانی میکنند و حساسیت نشان می دهند. از رییس جمهور گرفته تا رییس مجمع تشخیص و خبرگان و همه روزنامه ها و سایتها به این موضوع می پردازند و شاید پیش خودش فکر کند خوب حتما مشکلات دیگر کشور حل شده که به این مساله اینگونه توجه می شود.

اما چه چیزی باعث شده است که به ناگاه مساله دانشگاه آزاد به مساله درجه یک کشور تبدیل شود؟

احمدی نژاد که با شعار مبارزه با فساد اقتصادی وارد میدان شد اکنون تنها نقطه ای از فساد در کشور را دانشگاه آزاد یافته و تنها کمر به مبارزه با این نهاد نیمه خصوصی بسته است. متاسفانه باید گفت سیاست زدگی و عوام فریبی غیر قابل انکاری در این موضوع پدید آمده است. احمدی نژاد تنها نقطه ضعفی که توانسته با آن افکار عمومی را با توجه به درصد بالایی ازجمعیت که با این مساله درگیرند جریحه دار کند و جناح مقابل یعنی هاشمی را بکوبد این مساله بوده است. البته قبلا مساله موسویان هم اینگونه بود لکن با پادرمیانی بزرگان به طرزی که نه سیخ و نه کباب سوخت فیصله یافت.

کاش رییس جمهور عوض حساسیت های زیادی که روی مساله دانشگاه آزاد دارد سری به دانشگاههای پیام نور  مولود دولت نهم می زد.

دانشگاههایی که مولود سیاستهای صرفا کمی دولت نهم هستند و در هر کور دهاتی فقط تاسیس شده اند و دانشجو گرفته اند. نه کادر علمی و نه تجهیزات لازم را دارا می باشند و امیدوارم حرف کسانی که می گویند این دانشگاهها صرفا برای مقابله با دانشگاههای آزاد تاسیس شده اند غلط باشد.

به هرحال آن کسی که در این میان قربانی اصلی است مردم اند. مردمی که دل به مدرک های بی پشتوانه آزاد و پیام نور فرزندانشان خوش دارند و این فرزندان که نه سواد دارند و نه مدرکشان به کاری می آید.

آقای هاشمی از دانشگاه آزادش دفاع کند وآن را توسعه دهد و احمدی نژاد هم به هر استانی که سفر می کند دانشگاه پیام نور در دهاتها تاسیس کند و لیسانس و ارشد و دکترای فراگیر بگیرند تا جوانان ما هم همه مدرک به دست به دنبال کوزه ای جهت گذاشتن مدرک و آب خوردن باشند.

بگرد تا بگردیم    

+ ارائه شده در  یکم خرداد 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |