تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

پوتين و مدودف

این هفته بسیاری از محللان سیاسی به بررسی حضور مجدد پوتین در صدر قدرت سیاسی روسیه و اثرات آن بر معادلات سیاسی دنیا پرداختند. این تحلیلها به نوعی خاص حضور مدودوف را بسیار کمرنگ جلوه دادند و به نوعی حضور وی را در ریاست جمهوری روسیه یک حضور تشریفاتی قلمداد کردند. از زاویه ای  می توان این حادثه را  به نوعی نمایانگر تولد قدرت بزرگ روسیه به مدیریت پوتین تحلیل کرد. شاید زمانی که پس از فروپاشی شوروی رویای دنیای تک قطبی به محوریت امریکا در ذهن استراتژیستهای امریکایی پرورده می شد ایشان هرگز تصور نمی کردند روسیه بتواند جایگزین شوروی شود و کمتر از بیست سال بعد مجددا بزرگترین موی دماغ امریکا نام بگیرد. سال ۲۰۰۷ را شاید بتوان سال تولد جنگ سرد نوینی دانست که با به قدرت رسیدن مدودف پروژه آن تکمیل شد.

اما نکته قابل توجه آنکه این تنها روسیه نیست که اکنون به عنوان یک قدرت بزرگ مقابل امریکا ایستاده است بلکه شرکای دیگری نیز در این جبهه به وی کمک می نمایند. چین با تبدیل شدن به یک غول اقتصادی- اتحادیه اروپا با به چالش کشیدن دلار امریکا- کشورهای نفت خیز اوپک به محوریت ایران با به چالش کشیدن بازار نفت- بنیاد گرایان مسلمان به محوریت القاعده - کشورهای امریکای لاتین با به هم ریختن حیات خلوت امریکا بخشی از هم سنگران روسیه در به زحمت انداختن امریکا در مدیرت جهان هستند.

جنگ طلبی بوش بسیار به تقویت روند چند قطبی شدن جهان کمک کرد و اکنون شاهد هستیم بزرگترین شانس ریاست جمهوری امریکا یعنی باراک اوباما تمامی سیاستهای بوش را در قبال عراق- ایران- حماس و... به سخره می گیرد و به همین شیوه آرای زیادی را در میان امریکاییان جمع می کند.

دنیا در آستانه تولد قدرتهای جدیدی است که امپراتوری امریکا را در هم می شکنند. 

برخي نشانه هاي فروريختن اين امپراتوري موارد ذيل است:

نابودي سيطره دلار: شاید انفجار حباب دلار که آثار آن کم کم  مشهود می شود و پیش از این هم اقتصاددانان امریکایی در مورد آن هشدار داده بودند شروع فروریختن این امپراتوری باشد.

شكست سياستهاي خاورميانه : افزایش نفوذ ایران در لبنان و فلسطین به عنوان پاشنه آشیل سیاستهای امریکا در خاورمیانه می تواند ضربات بزرگی را به پیکر متحد استراتژیک وی یعنی اسراییل بزند و ضرب شصت حزب الله در هفته اخیر بیانگر این حقیقت بود که امریکا تا چه حد در تعیین سرنوشت این دو کشور ناتوان شده است . چنانچه بسیاری نشریات خاورمیانه از اين رويداد به عنوان پايان سيطره امريكا در لبنان نام بردند.

ايستادگي روسيه در مقابل سپر موشكي: امريكا اگر كوتاه بيايد به شكست خود اعتراف كرده و اگر كوتاه نيايد جنگ سرد با ضررهاي جبران ناپذيري را كليد زده است كه باز هم شكست خورده آن امريكاست. مدودف با قاطعيت سياستهاي پوتين را را ادامه مي دهد تا خواب خوش بوش در سيطره بر شرق اروپا و روسيه تعبير نشود.

باتلاق عراق: اوباما و محبوبيت وي نشان مي دهد كه عليرغم تبليغات وسيع رسانه هاي امريكا تا چه حد سياست بوش در عراق مطرود و شكست خورده است. عراق محل ديگري است كه در هر صورت امريكا بازنده آن خواهد بود.

بنيادگرايان اسلامي:شايد روزي كه امريكا به اين گروههاي افراطي كمك مي كرد فكر نمي كرد روزي همين گروهها به يكي از چالشهاي خودش تبديل بشوند. بنيادگرايان افراطي مثل القاعده به يك معضل غيرقابل كنترل تبديل شده اند كه همه مخالفين خود از جمله امريكا را ديوانه وار هدف قرار مي دهند وپيش بيني  مي شود روزي ضربات مهلكي به پيكره امريكا وارد كنند.

امريكا  بايد با اين قدرتهاي جديد كنار بيايد و اگر بخواهد زيادي مقاومت كند و يا به مبارزه علني دست بزند نتيجه اي جز نابودي خود را شاهد نخواهد بود. پس دو گزينه قابل پيش بيني است يا تولد يك امريكاي ضعيف به مثابه شير بي يال و دم و كوپال و يا نابودي امپراتوري امريكا.

 

+ ارائه شده در  بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سيد حسن قدرت را به دست مي گيرد

بالاخره پس از کارشکنی ها و فتنه برانگیزی های فراوان جریان ۱۴ مارس صبر سید حسن نصرالله به سر آمد و حزب الله مجبور به اقدام نظامی علیه دولت شد. هر جند جریان حزب الله آنقدر با صبر و حوصله و متانت رفتار کرده که این اقدام  شباهت زیادی به کودتای نظامی ندارد لیکن بسیاری رسانه ها از جمله بی بی سی تیتر خود را با عنوان : کودتای خونین حزب الله انتخاب کرده اند و برخی دیگر این جنگ را اشغال بیروت توسط ایران قلمداد می کنند. به نظر  می رسد این عروس خاورمیانه در حال زایمان کودکی است مورد پسند ایران و جریان حزب الله . هر چند که تولد این کودک به سختی و با عمل جراحی و در شرایط جنگی اتفاق می افتد لیکن مهم فرزندی است که از این عمل به دنیا می آید و  ظاهرا با محبوبیت حزب الله و عمل منطقی آنان ورق به نفع آنان بر خواهد گشت. تاکید جنبلاط به مذاکره در آخرین مصاحبه نشانه اوج ضعف و انفعال جریان ۱۴ مارس است.

جریان موجود در لبنان در حالی شکل می گیرد که اسراییل و امریکا مهمترین تعقیب کنندگان ماجرا هستند و هر اتفاقی مستقیما با نفوذ آنان در خاورمیانه ارتباط پیدا خواهد کرد. بنابراین نباید انتظار داشت که ایشان دست بر روی دست بگذارند و شاهد ماجرا باشند. در سوی دیگر فرانسه به صورت سنتی از منافع خود در لبنان دفاع می کند و این دفاع وقتی شکل جدی تری می گیرد که در سویی سارکوزی و در سوی دیگر متحد استراتژیک ایران باشد. اقدامات این بزرگان قطعا از امروز خود را نشان خواهد داد  و بایستی دید چقدر حزب الله یارای مقاومت در مقابل فتنه های آنان را دارد.

هر چه اتفاق بیافتد تکلیف لبنان در چند روز آینده مشخص و یکسره خواهد شد و اسراییل که این روزها ۶۰ سالگی خود را جشن می گیرد از هر تلاشی برای مطیع کردن این همسایه ناآرام استفاده می کند. نحوه عمل و سیاست مداری حزب الله روزهای بسیار حساسی را برای ایشان رقم زده است و شاید بتوان گفت حیات و ممات حزب الله و بالتبع نفوذ ایران در روزهای آتی مشخص خواهد شد.

 روزهای آینده روزهای زایمان عروس زخمی خاورمیانه خواهد بود. حزب الله خیلی تلاش نمود تا این کودک از طریق زایمان طبیعی به دنیا بیاید ولی مخالفان نگذاشتند و اکنون سزارین تنها راه حل موجود است و اگر این کودک به دنیا نیاید ممکن است هم مادر و هم کودک آسیب ببینند. 

+ ارائه شده در  بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

انتخابات درون حزبي دموكراتها

این روزها که انتخابات درون حزبی دموکراتهای امریکا حساس شده خیلی هابا ساختار انتخابات و تحزب امریکا بیشتر آشنا می شوند .اگربه این ساختار  نیم نگاهی بیاندازیم متوجه تفاوت عمده آن با وضعیت کشورهای دیگر خواهیم شد. با وجود الیگارشی (ساختار سیاسی که از ورود افراد غیر از خواص صاحب حکومت به اداره کشور جلوگیری می کند) حاکم بر نظام سیاسی امریکا - ساختار دموکراتیک و حزب محور آنها می تواند به عنوان یک الگوی مناسب مورد بهره برداری قرار گیرد . اشتباه نکنید دچار شیفتگی معمول که برخی در مورد غرب دارند نشده ام بلکه معتقدم بایستی از هر حرف و رفتار درست وارزشمندی استفاده کرد و بنا به قاعده "انظر الی ما یقول" از تجربه های هر کسی بهره برداری کرد حتی اگر دشمنمان باشد.

در کشورمان و بعد از انقلاب عقاید متفاوتی درمورد اداره کشور مطرح شد و نهایتا  به سردمداری شهید بهشتی و حمایت امام قانون اساسی موجود به تصویب رسید لیکن عده ای هنوز به همان حکومت اسلامی که امام آن را رد کرد معتقدند و به عبارتی به حکومت به عنوان یک نهاد مکانیسمی نظر دارند و از ورود آرای مردم به حکومت هراس دارند و معتقدند دموکراسی باعث می شود حکومت به بیراهه برود و از مقصود اصلی خود دور شود. اگر از این گروه معدود بگذریم تقریبا سایر گروهها به دموکراسی و اعمال نظرمردم اعتقاد دارند  هرچند که گاهی به سختی آن را می پذیرند.

اگر دموکراسی را با نسخه و شیوه غربی همچنانکه اکنون اجرا می شود بپذیریم بایستی سایر ملزومات وجوانب آن را نیز بپذیریم و اگر آن را قبول نداریم بایستی به فکر جایگزینی مناسب برای اعمال نظرمردم در حاکمیت باشیم. به فرض اول بایستی تحزب و سیستم برگزاری انتخاباتمان را به بلوغ برسانیم ودر این راه از تجربیات کشورهایی که سالها از این شیوه استفاده کرده اند بهره ببریم.

شیوه امریکایی

با مطالعه گذرا بر شیوه تحزب و برگزاری انتخابات از شیوه امریکایی آن بیشتر از سایر کشورها خوشم آمد. شاید تنها ایراد اساسی این شیوه محدود بودن احزاب سیاسی که سبب الیگارشی آهنینی میگردد که پای بسیاری را از ورود به حاکمیت قطع می کند. از حدود بیش از یکسال قبل از انتخابات در امریکا انتخابات درون حزبی در دوحزب برگزار میشود . هر ایالت بر حسب جمعیت و نفوذ خود تعدادی عضو حزب دارد که آنها ضمن عضویت در حزب صاحب یک رای (دلیگیت)  والبته برخی صاحب رای برتر( سوپردلیگیت) هستند. انتخابات در اکثر ایالات در دو حزب به صورت همزمان برگزار می شود و اعضای حزب به کاندیداهای مورد علاقه خود رای می دهند تا وی به عنوان نماینده حزب در انتخابات شرکت کند. قبل از برگزاری انتخابات هر ایالتی جلسات مناظره و سخنرانی متعددی در آن ایالت برگزار میشود تا اعضای حزب با آرای کاندیداها آشنا شوند. نکته جالب آنکه کمکهای مالی اعضای حزب به کاندیداها هم همزمان جمع آوری و مشخص می شود و از طریق رسانه ها وضعیت مالی ومخارج هرکاندیدا اعلام می شود . (توصیه میکنم برای آشنایی بیشتر بخش انتخابات سی ان ان را ببینید)

کاملا شفاف و مشخص آرای هرکاندیدا جمع آوری می شود و افراد بازنده عرصه رقابت را به برنده واگذار می کنند. (جهت اطلاع اینکه این انتخابات تا کمتراز یکماه دیگر ۳ ژوئن به پایان میرسد و از این هفته هر سه شنبه  به مدت ۵ هفته انتخابات درون حزبی برگزار می شود ودر نتیجه از میان اوباماو کلینتون یکی به عنوان نماینده دموکراتها انتخاب می شود وآقای مک کین هم انتخابات تشریفاتی را برگزار میکند)

مقایسه با ایران

بدون پذیرفتن اتهام خود باختگی در ایران وضعیت دیگری حاکم است. در انتخابات نهم ریاست جمهوری شاید اوج بي نظمي و به هم ریختگی را شاهد بودیم. از اصولگرایان ابتدا ۶ کاندیدا اعلام موجودیت کردند. لاریجانی - رضایی - قالیباف - احمدی نژاد- توکلی و ولایتی که دو نفر آخر انصراف دادند و البته نه به خاطر خواسته حزب بلکه به دلایل شخصی. چهار نفر از یک حزب در انتخابات شرکت کردند درحالی که سخنگوی حزب بارها از قطعیت توافق و کنار کشیدن سه نفر از چهار نفر خبر می داد و جالبتر اینکه تا روز قبل از انتخابات هم خبرهایی می رسید که احمدی نژاد به نفع لاریجانی کنار کشید و ...

پس از بارها تشکیل جلسه و نظرخواهی و نظر سنجی باز هم هر چهار نفر در انتخابات حضوریافتند و از قضا این ماجرا به نفع احمدی نژاد تمام شد که تا روز آخر تحت فشار شدید جناح برای کنار کشیدن بود.

در سوی دیگر احزاب ما نه مرامنامه مشخصی دارند  و نه هیچ گاه رسما مواضع خود را اعلام میکنند. دو ماه قبل از انتخابات در تهران و شهرستانها دفاتری دایر می کنند و بعد از انتخابات همه به خوبی و خوشی سر زندگیشان می روند. غیر از روزهای انتخاباتی نه حزبی هست و نه فعالیت سیاسی و نه مجمعی و نه مناظره ای و نه کلاسی و.... سیستم نظارتی هم کاملا سلیقه ای و کاملا بر اساس مصلحت اندیشی اعضا عمل می کند و خبری از ضابطه نیست.

این در حالی است که احزاب غربی با شاکله و مرامنامه کاملا مشخص دائما با برگزاری کلاسها و میتینگها و مناظره ها سطح دانش اعضای خود را بالا می برند. به عنوان مثال مواضع هر کدام از کاندیداها در قبال مسایل مختلفی از جمله عراق - اقتصاد - ایران -هم جنس بازی و...دائما در رسانه ها منتشر می شود. سیستم نظارتی هم کاملا با مکانیزم از قبل تعیین شده کار خود را انجام می دهد.

به راستی اگر ما قصد داریم  دموکراسی را به این شیوه به انجام برسانیم هیچ راهی به جز تحزب نداریم  و ساختار سیاسی بایستی اصلاح گردد. هر چند همین طور که قبلا هم گفتم ظاهرا عده ای با گل آلود بودن آب به منظور ماهی گیری موافقترند!!

 

+ ارائه شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

وزیر دفاع اسپانیا

خبری درخبرگزاریها منتشر شد مبنی بر تشکیل یک کابینه زنانه در اسپانیا . در  این خبرآمده است در کابينه "خوزه لوييس زاپاترو" رييس دولت جديد اسپانيا 9 تن از وزرا زن هستند !!.
امري که سياستمداران را متعجب کرد انتخاب "کارمه چاکن" به سمت وزارت دفاع!! بود. به اعتقاد زاپاترو ،اين زن حتي با وجود باردار بودن!!، خواهد توانست از عهده چنين مسئوليتي برآيد .
انتصاب چاكن به عنوان وزير جديد دفاع اسپانيا با انتقاد رسانه‌های گروهی اسپانیا همراه بود و محافظه كاران در این کشور منتقدان اصلی انتخاب وی در این پست هستند.کارمه چاکن صبح دیروز در پايگاه هرات از نيروهای نظامی اسپانیا دیدن کرد و برای آنها آرزوی موفقیت کرد.

این خبر خیلی تکان دهنده است و یک محلل را به این فکر وادار می کند که آیا این رخداد بخشی از یک روند است که دنیا به سمت آن پیش می رود یا خیر؟ گذشته از اینکه هیلاری کلینتون در انتخابات درون حزبی رای بیاورد یا نه - وی یکی از ۳ شانس رسیدن به ریاست جمهوری امریکاست .البته  در صورت انتخاب اولین ریاست جمهور زن امریکا. آنجلامرکل خانم دیگری است که هم اکنون صدر اعظم آلمان است. در فرانسه هم خانم رویال  یکی از رقبای اصلی سارکوزی بود. در آرژانتین همسر رییس جمهور سابق رییس جمهور شد و خبرهای مختلفی را در رسانه ها مبنی بر اولین رییس جمهور زن- اولین نخست وزیر زن- اولین شهردار زن و... می شنویم. در قانون اساسی ما هم شکرخدا زنان نمی توانند رییس جمهور شوند. (حکایت تصویب این قانون هم حکایتی است.نقل می کنند شهید  آیت الله صدوقی درهنگام تصویب این قانون در مخالفت با مجوز ریاست جمهوری زنان میگوید: آقا مگر می شود ؟ اگر اینجوری باشه یه روز می گن خانم رییس جمهور کجاست؟ جواب می دن رفته بزاد. فرداش میگن کجاست؟ جواب میدن شوهرشون اجازه نداده و...(نقل به مضمون)) 

اما آیا قدرت گرفتن زنان در عرصه های مختلف سیاسی چه تاثیری بر روند اداره دنیا خواهد گذاشت؟

با تمام احترامی که برای بانوان گرامی قائلم به نظرم خانمها اصلا گزینه های مناسبی برای در راس امور سیاسی قرار گرفتن نیستند. اصولا نوع ساختار رفتاری بانوان به نوعی است که احساسات بر تعقلشان که مهمترین فاکتور تصمیم سازی سیاسی است غلبه می کند واتفاقا خانمهایی که در امور سیاسی موفق شده اند اکثرا دارای خصوصیات اخلاقی مردانه هستند و این خود بزرگترین دلیل بر مدعای فوق است. چند تا از پیامدهای حکومت زنان را اینگونه می دانم:

۱- حکومت  زنان و رادیکالیسم :جهان امروز در عرصه سیاست بزرگترین معضل خود را رادیکالیسم و افراط گرایی می بیند و به نظر می رسد حضورخانمها کمک شایانی به تشدید این معضل می نماید. خانمها در برخوردهای سیاسی خود به دلیل غلبه احساسات بسیار مستعد تصمیمات رادیکال هستند. البته این فرضیه کلیت ندارد و استثنائات فراوانی هم برآن یافت می شود.

۲-حکومت زنان و جزیی نگری: روانشناسان فرق عمده روانی دوجنسیت را در کلی وبی دقت نگری مردان و جزیی ودقیق نگری زنان می دانند. در عرصه سیاست کلی نگری بسیار مهم واساسی است و نمی توان سیاستمداری را بدون کلی وهمه جانبه نگری موفق دانست. البته زنان با مشاوره های خود در جزییات میتوانند مدیران را در تصمیمات کلی کمک شایانی بنمایند.

۳-حکومت زنان و قدرت تحلیل: زنان قدرت تحلیل پایینتری دارند . این ادعایی است که هیچ دلیل محکمی براثبات آن ندارم ولی  بسیاری  را یافته ام که به این فرضیه معتقدند. در سیاستمداری قدرت تحلیل اوضاع بسیار مهم است. و با قبول فرضیه فوق زنان برای حکومت مناسب نیستند.

۴-حکومت زنان و فمینیسم: اکثر زنانی که به قدرت می رسند با نگاهی اغراق آمیز سعی میکنند با تفکری زن سالارانه از حقوق تضییع شده بانوان دفاع کنند. این تفکر بسیار پر ضرر است و نتیجه معکوس می دهد .

خانمها مرا ببخشند. قبول دارم که بخش عمده ای از تحلیل فوق بر ذهنیاتی استوار هستند که نه اثبات شده اند و نه اثبات آن کار ساده ای است. چون آزمودن این فرضیات نیاز به محیطی آزمایشگاهی دارد که تاکنون روانشناسان و جامعه شناسان به آن دست نیافته اند.

 

+ ارائه شده در  نهم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ترور حداد عادل

در اقدامی کم سابقه حداد عادل سه قانون را به بهانه استنکاف رییس جمهور از ابلاغ آن به دستگاهها مستقیما ابلاغ کرد. در پاسخ به این اقدام رییس جمهور با ارسال نامه ای شدید اللحن از حداد انتقاد کرد .  در بخشی از این نامه آمده است:

مسؤولیت افتراء (استنکاف و خودداری از اجرای قانون اساسی) به رئیس‌جمهور و زمینه‌سازی برای هجمه به او به عهده چه کسی است و چگونه باید به تخلف شما رسیدگی شود و این آسیب چگونه قابل جبران است؟ متن کامل نامه

این لحن اگر در ادبیات سران دو قوه اصلی کشور بی سابقه نباشد خیلی کم سابقه است و دولت احمدی نژاد که دولت بدعتها بوده است این بدعت را نیز پایه گذاری کرده است.

به نظر می رسد این قضیه یک طرح از پیش طراحی شده برای ترور شخصیت حداد عادل و جلوگیری از رسیدن وی به ریاست مجلس باشد و علیرغم تصور عامه این قضیه به ضرر حداد عادل تمام شود و به نظر می رسد اینگونه هم شده است و حداد به کارشکنی و تخریب دولت متهم می شود.

این قضیه در حالی تشدید می شود که این اتفاق در آستانه انتخابات مرحله دوم اتفاق می افتد و حامیان رییس جمهور مدعی اند با پیروزی در این مرحله مجلس هشتم مجلس حامی رییس جمهور خواهد بود و نه مجلس اصولگرای سنتی مثل مجلس هفتم.

البته تخریب حداد عادل و جلوگیری از ریاست مجلس وی تنها توسط یک گروه پیگیری نمی شود و گروههای زیادی در داخل اصولگرایان خواهان این مهم هستند. قبل از انتخابات نیز عده ای با تحت فشار قرار دادن حداد قصد جلوگیری  از شرکت درانتخابات توسط وی را داشتند.

باید دید آیا طرح ترور شخصیت حداد سبب خواهد شد تا وی از مسند ریاست مجلس پایین آید یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  سوم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |