تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

 پیمان شانگهای

چندی پیش معاون وزیر امور خارجه امریکا از پیوستن ایران به پیمان شانگهای ابراز نگرانی کرده بود. 

بوچر با تاکید بر این که احتمال چرخش سازمان همکاری شانگهای به سوی یک ائتلاف نظامی ضعیف است، از احتمال عضویت ایران در این سازمان ابراز نگرانی کرد.  ریچارد بوچر، معاون وزارت امور خارجه آمریکا در جلسه ای در کنگره آمریکا با اشاره به درخواست ایران برای عضویت در سازمان همکاری شانگهای گفت: «من مطمئن نیستم که این سازمان در این باره چه پاسخی خواهد داد.»

این در حالی است که منوچهر متکی چندی پیش در تاجیکستان رسما درخواست ایران را برای عضویت در این سازمان منطقه ای اعلام کرد. وی از حمایت تاجیکستان از عضویت ایران نیز خبر داد.  همچنین دکتر سید محمد علی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان طی یادداشتی در واکنش به اظهارات اخیر معاون وزیر امور خارجه آمریکا، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای را در راستای کمک به توسعه منطقه ای و تقویت صلح جهانی دانست. وی در ادامه و در یادداشتی به خبرگزاری مهر (کامل بخوانید) اهداف ایران را از پیوستن به این پیمان اینگونه اعلام کرد:

1-همگرایی بر مبنای آموزه های اسلامی و استقبال از ایده های مثبتی که در برگیرنده نفع عموم ملت ها باشد
2- مشارکت در توسعه اقتصادی ، رفاهی ، علمی و امنیتی کشورهای آسیایی و تقویت صلح و ثبات جهانی
3- تعامل سازنده و همکاری فعال با تشکل های منطقه ای و تقویت آنها در راستای اهداف سازمان ملل
4- متعارف و طبیعی بودن عضویت ایران در سازمان شانگهای با توجه به نیازها و وابستگی های متقابل ایران و دیگر اعضای آن به یکدیگر در زمینه های انرژی ، تجاری و اقتصادی و مزیت های نسبی این کشورها
5- وجوه مشترک اعضای شانگهای بویژه اقتصادهای در حال توسعه ، جوامع آزاد ، احساسات مشترک نیرومند و حیاتی بودن امنیت ملی و منطقه ای آنان

و بدین ترتیب مسئولان ایرانی علیرغم نگرانی امریکا مقاصد امنیتی و سیاسی را انکار می کنند.

نقشه گستردگی کشورهای عضو شانگهای

اما پیمان شانگهای چیست؟

سازمان همکاری های شانگهای ۱۱ سال پيش برای مبارزه با تندروهای مذهبی و امنيت مرزها در آسيای مرکزی به وجود آمد اما با افزايش تمایل کشورهايی چون ايران برای عضويت در آن، به محلی برای مبارزه طلبيدن تهديدهای آمريکا در منطقه تبديل شده است. در کنار چين و روسيه، اعضای اصلی اين سازمان را کشورهای عضو اتحاد جماهير شوروی سابق نظير قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان و ازبکستان تشکيل می دهند. ايران  همچون کشورهای دیگر منطقه نظیر افغانستان، هند، مغولستان و پاکستان، بايد منتظر پاسخ اين سازمان برای درخواست عضويتش باشد.

اما نکته جالب پیمان شانگهای ماهیت ضدامریکایی آن است که بی تردید مهمترین دلیل نگرانی امریکا از پیوستن ایران هم همین است. شاید بتوان گفت با پیوستن ایران به این پیمان پروژه گردش به چپ ایران که در سالهای اخیر شتاب زیادی گرفته است تکمیل می شود.

پیمان شانگهای ناخودآگاه مرا به یاد نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون می اندازد. (در همین مورد بخوانید) در این نظریه پیش بینی می شود در فقدان شوروی در مقابل غرب به عنوان قطب دوم جهان تمدنهای كنفوسيوس و اسلام قد علم می کنند و با تمدن غرب به مبارزه می پردازند. با پیوستن ایران به این ائتلاف ضد امریکایی در حقیقت این دو تمدن نیز با هم علیه امریکا همراه می شوند.

باید دید پیش بینی های هانتینگتون که در نهایت جنگهای بزرگی را پیش بینی کرده است نیز به وقوع می پیوندد یا خیر.

+ ارائه شده در  بیست و ششم فروردین 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

انرژی هسته ای

شاید یکی از خصوصیات مشترک همه انقلابها آن است که اهالی آن در سالهای اول پیروزی به طرزی افراطی آرمانگرا و ایده آلیست هستند. در مورد انقلاب اسلامی ما که جنبه ایدئولوژیک آن از سایر جنبه ها قوی تر بود این امر قوی تر نیز بود و حتی گذر ۳۰ سال از عمر این انقلاب هم گرچه کمی از شدت آن کاسته لیکن هنوز آثار آرمانگرایی به وفور یافت می شود. شاید جنگ تحمیلی بنا به اقتضای طبیعی خود اوج این آرمانگرایی را به نمایش درآورد و اتفاقا موفقیت آن هم تنها در همین سایه شکل گرفت. بعد از جنگ هم به مناسبتهای مختلف از جمله مبارزه با ملتهای ستمگر جهان مانند اسراییل و امریکا و... این حس تقویت گردید.( و البته قصد نفی برکات این حرکتهای ارزشمند را هم ندارم)

جوان بودن جمعیت کشورمان تقریبا یکی از مهمترین عوامل بروز این پدیده است و تقویت آن توسط سران و بزرگان کشور نیز بر مشروعیت آن مهر تایید زده است. چندی پیش حسن روحانی جمله ای گفته بود که مرا به فکر وادار کرد بدین مضمون که: زمان انقلاب اسلامی گذشته است و الان زمان برقراری جمهوری اسلامی است. این جمله گرچه پختگی مورد نیاز برای بیان منظورم را ندارد ولی نشانگر این واقعیت است که عده ای از نخبگان انقلاب هم به این نتیجه رسیده اند که دیگر زمان شعار دادن و طلب آرمانهای دست نیافتنی گذشته است و بهتر است کمی به خود آمده به واقعیت های اطرافمان بیشتر توجه کنیم و خواسته های مشروع و دست یافتنی را هدف خود قرار دهیم.

امروز به نام فن آوری هسته ای جشن گرفته شد و بسیاری از فضای رسانه ها را به خود اختصاص داد. شاید همین انرژی هسته ای آخرین مورد و مناسبترین برای مثال زدن باشد. حق مسلم ملت ما در بهره برداری از این انرژی بر هیچ کس پوشیده نیست و در عین حال ظلم مضاعفی که غربیها در حق ملت ما روا داشته اند هم نیاز به استدلال ندارد. اما آیا تبلیغات وسیع موجود و آرمانی جلوه دادن دستیابی به این قدرت ارزشمند بایستی به این نحو صورت پذیرد؟ آیا اگر ما این پیروزی مسلم را غایت موفقیت جلوه دهیم و به ملت خود اینگونه القا کنیم که فتح الفتوح بزرگ به دست آمده مشکل جدیدی را هم حل خواهد کرد. نمی خواهم  اعتماد به نفس ملی ناشی از این پیروزی را به درد نخور جلوه دهم لیکن آیا اگر بخشی از این اعتماد به نفس و غرور کاذب باشد باز هم مفید است.

به نظر می رسد فضای تبلیغاتی موجود که تنها ناشی از انفعال در مقابل غوغای تبلیغاتی رسانه های مخالف انقلاب شکل گرفته است در برخی موارد باعث لطمه خوردن ما خواهد شد و نبایست فراموش کنیم بردن افکار عمومی ملت به سمت و سویی غیر واقعی و ایده آل گاهی سبب می شود که آنان از اصل موضوع که همان تقویت پایه های حکومت در همه ابعاد است غافل شوند.

چه بهتر است که ما ضمن واقع نگرانه تر کردن فضای تبلیغاتی موجود اجازه دهیم تا ملت ما مسیر رشد و بالندگی را کاملا واقع نگرانه و با اراده انتخاب کند چرا که چنین برخوردهایی شائبه قیم مآبی حکومت را به مردم القا می کند که باعث کاهش اعتماد عمومی مردم خواهد شد. 

ما در مقاطع مختلف زمانی از انرژی و سرمایه اجتماعی مردممان برای پیشبرد اهداف به حقمان استفاده کرده ایم. جنگ در راس همه و راهپیمایی های مختلف و انتخابات های متعدد از جمله مواردی بوده اند که مردم به دعوت دولتمردان لبیک گفته اند و برای حمایت از حکومت خود به میدان پا گذاشته اند. اما آیا این سرمایه اجتماعی پایان ناپذیر است و این حرکتهای انقلابی و آرمانگرایانه تا ابد بایستی شیوه دولتمردان ما برای اثبات مشروعیت حکومت باشد ؟ 

چون هیچ نمونه دیگری در دنیای واقعی سراغ نداریم که اینچنین از سرمایه اجتماعی بزرگی برخوردار باشد نمی توانیم پیش بینی کنیم که سرانجام این استراتژی به کجا خواهد انجامید و فقط آرزو می کنیم ملت ما همچنان پا در رکاب برای حفظ نظام خود حاضر باشند. 

+ ارائه شده در  بیستم فروردین 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مقتدی صدر

خبری این روزها در رسانه ها درباره روحانی تدروی شیعه عراق منتشر شده است که خیلی از تحلیلها را به هم ریخته و بسیاری را به تجدید نظر درمورد این شخصیت سیاسی واداشته است. این خبر این بود که مقتدی صدر در مصاحبه با الجزیره اینگونه گفته :در ديداري كه سال گذشته با رهبر ايران داشتم، به آيت‌الله خامنه‌اي گفته‌ام كه به اقدامات سياسی و نظامی ايران در عراق پايان دهد.

این سخنان در حالی بیان می شود که امریکاییان همواره ایران را به حمایت از جیش المهدی به رهبری صدر متهم می کنند. از یک سو این سخنان با توجه به اینکه صدری ها چهره منفی در پی ناآرامی های اخیر در عراق و تقابلشان با دولت قانونی عراق پیدا کرده اند به نفع ایران تمام شد و باعث می شود اتهام حمایت ایران از این شورشیان منتفی شود و از سوی دیگر نشان دهنده نوعی تقابل میان شیعیان میانه رو و معقول تر مانند حکیم و سیستانی و جریان صدر است. بخشی از مصاحبه را اینجا بخوانید

جریان صدر در روزهای اخیر پس از شش ماه آرامش نسبی عراق را صحنه خشونتهای وسیعی کرد که به کشته شدن صدها تن انجامید و روز یکشنبه بدون هیچ نتیجه ای با دستور عقب نشینی وی پایان یافت.

اما به راستی مقتدی صدر کیست؟

« مقتدی صدر » فرزند کوچک آیت الله سید محمد صادق صدر از علمای برجسته وبا نفوذ عراق است . پدر مقتدی و پسر عموی پدرش آیت الله سید محمد باقرصدر (از مراجع پیشین تقلید شیعیان عراق ) به همراه دو برادر دیگرش در دوران رژیم بعثی صدام حسین به خاطر نقش محوری که در مبارزه مردم این کشور علیه صدام داشتند , به شهادت رسیدند. پس از این حادثه , مقتدی مخفی شد وبه زندگی پنهانی وزیرزمینی روی آورد . مقتدی پس از آنکه پدرش در 29 بهمن 1377 به شهادت رسید فعالیت خود را صرف بازیابی روابط با بخشی از طرفداران پدرش که همچنان پیرو وی باقی مانده بودند , کرد.
این گروه که عمدتا از جوانان پرشور تشکیل شده بود , هسته اولیه تشکلی شد که اکنون با عنوان « جماعت صدرثانی » به طرفداری از مقتدی صدر فعالیت می کنند . مقتدی صدر اگر چه 30 ساله است و تحصیلات حوزوی زیادی را طی نکرده و از هیچ مرجع تقلیدی اجازه اجتهاد ندارد , اما اعتقادات سیاسی و مذهبی و سخنرانی های آتشین او که همگی علیه اشغالگران و برله برپایی حکومت اسلامی در عراق است , توانسته صدها هزار نفر از طیف های پرشور شهرهای شیعی عراق بویژه « شهرک صدر » در حومه بغداد را به سوی خود جذب کند.
پس از سقوط صدام , مقتدی صدر با برخی اقدامات گسترده , موسسات خیریه و دفاتر پدرش در شهرهای مختلف عراق را دوباره فعال ساخت و اشخاص مهم و تاثیرگذاری همچون شیخ محمد یعقوبی را که مقلد صدر پدر بود , سازماندهی کرد و اطراف خود جمع نمود. سپس با تدوین مرامنامه ای که در آن به لزوم تشکیل حکومتی براساس احکام اسلامی و اقامه حدود شرعی برای آینده عراق تاکید شده وارد صحنه سیاسی و اجتماعی این کشور شد.
مقتدی صدر داماد « آیت الله شهید سید محمد باقر صدر » نیز هست . همین امر باعث شده که در حال حاضر به عنوان مهمترین میراث خاندان صدر مطرح باشد.

هرچند مبارزات صدر با امریکاییها ظاهرا به نفع ایران است اما حرکتهای افراطی وی خصوصا درگیری های با دولت و نیروهای طرفدار آیت الله سیستانی باعث شده است تا جریان صدر به عنوان منشا شکاف و دودستگی میان شیعیان عراق باشد. این واقعیت تلخ با شورشهای اخیر جیش المهدی و مصاحبه تفرقه افکنانه وی ابعاد گسترده تری به خود گرفته و شاید معادلات سیاسی عراق را متحول کند. با توجه به احتمال بالای کسب ریاست جمهوری امریکا توسط دموکراتها و موضع مشترک دو کاندیدای دموکرات در مورد خروج هر چه زودتر امریکاییان از عراق پیش بینی می شود صدریها در تقسیم قدرت پس از خروج  نظامیان امریکایی نقش زیادی داشته باشند و حتی درگیری نظامی را برای کسب قدرت در پیش بگیرند.

این نکته بایستی سیاستمداران ایرانی را به فکر وادارد که اگر عراق صحنه اینچنین خشونتهایی شود دامنه ناآرامی ها به خاک ما هم کشیده خواهد شد و ناامنی در منطقه به ضرر ما خواهد بود. پس علیرغم ادعای دولت ایران در حمایت از خروج هر چه زودتر نظامیان امریکا به نظر می رسد دولت ایران خواهان ادامه حضور نظامیان امریکا در عراق است تا افراطیون نتوانند منطقه را به آشوب بکشند. 

+ ارائه شده در  سیزدهم فروردین 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |