تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

همه بازنده- احمدي نژاد

صرف نظر از همه حواشی و درگیری هایی که در این انتخابات به وجود آمد و قابل پیش بینی هم بود- این انتخابات ماهیت خیلی ها را رو کرد و انتخاباتی بود که همه در آن بازنده بودند. البته اگر به سایتهای همه طیفها سری بزنید خواهید دید که همه گروهها ادعای پیروزی و فتح الفتوح می کنند. می خواهم به  بازندگان این انتخابات اشاره ای کنم و دلیل بازنده بودن آنها را تشریح کنم:

بازنده ۱- هیئت اجرایی انتخابات: عملکرد سوال برانگیز وزارت کشور در رد صلاحیت بی سابقه کاندیداها که بعدا توسط شورای نگهبان تاحدی تصحیح شد از مهمترین دلایلی است که معتقدم در پرونده پورمحمدی برگ بازنده ای را درج کرده است.همچنین اظهار نظرهای تند و موضع گیری های آشکار پورمحمدی افشار و موسی پور  در مقاطع مختلف سر و صدای همه را درآورد . از همه بدتر شاید اعلام اکثریت ۷۰ درصد اصولگرایان در مجلس قبل از اعلام نتایج تهران بود که گاف بزرگی از سوی مجری انتخابات بود. اگر موضع گیری های ایشان نبود شاید برخی به خود اجازه نمی دادند پس از اعلام نتایج سلامت انتخابات را زیر سوال ببرند(قصد قضاوت در مورد سلامت انتخابات را ندارم)

بازنده ۲- شورای نگهبان: رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان سبب شد تا برخی جدا در گرایش مردم به اشخاص منتخب تردید نمایند. این رد صلاحیتها به هر نیتی که انجام شد به نظر من نتیجه خوبی نداشت و سبب شد تا اصلاح طلبان مدعی باشند در یک سوم کرسی ها فرصت رقابت موجود بوده است.(هر چند در صحت این مدعا شک دارم) و بدین ترتیب مظلوم نمایی گسترده ای را راه انداخته و  به ضرر جناح حاکم تبلیغ کنند و خوراک رسانه ها  و دشمنان خارجی را نیز آماده کنند. با نظارت استصوابی اساسا مشکلی ندارم ولی به نظرم می رسد عملکرد موجود کمی به سلیقه و معیار های شخصی بستگی پیدا کرده است.  رد صلاحیت یکی از کاندیداها در شب انتخابات در حوزه کرمان و راور به هر دلیلی وجاهت این شورا را زیر سوال برد.

بازنده۳-اصولگرایان طرفدار دولت: به نظر می رسد پیروزی بسیاری از کاندیداهای اصولگرا زیاد هم به نفع دولت نباشد و مجلس هشتم بسیاز منتقدتر از مجلس هفتم نسبت به دولت باشد. فراکسیون اصلاح طلبان با قدرتی بسیار بیش از مجلس هفتم توان مقابله با دولت راپیدا خواهد کرد و بهتراست دولت خود را برای مقابله با این دو گروه در مجلس آماده کند.

بازنده ۴- اصلاح طلبان: اصلاح طلبان با جنگ روانی بیهوده و تخریبهای خارج از معیارهای اخلاقی باز هم از اعتماد مردم به خودشان کاستند. شاید مصاحبه پیرموذن با صدای امریکا اوج این حرکت ناشایست بود که بهترین ابزار را به مخالفان آنان داد. خروج از معیارهای اصیل انقلاب قطعا به مذاق بسیاری از مردم خوش نمی آید و سبب می شود تا برگ برنده ای به دست اصولگرایان باشد.

بازنده ۵- غربیان: گذشته از تمام نقاط ضعف انتخابات ۲۴ اسفند به نفع حاکمیت و به ضرر آنان تمام شد.

بازنده ۶-مردم: تورم بالای ۲۰ درصد شب عید و تصمیماتی که مجلس هفتم در روزهای آخر عمر خود برای کسب آرای مردم انجام داد باعث شد تا مردم هم در بخشی از این معادله بازنده باشند. هر چند حضور شکوهمند ایشان قطعا به نفع حاکمیت و مردم خواهد بود. سال آینده اگر تدبیر مناسبی توسط دولت در بر نداشته باشد مردم را بیش از این هم تحت فشار قرار خواهد داد. به هر حال مردم باز هم به اصولگرایان به هر دلیل اعتماد کردند کاشکی ایشان این اعتماد را به حساب رضایت مردم از خود نگذارند.

هر چه بود تمام شد و آنچه مهم است آنکه در این بازی های بیهوده سیاسی مردم هیچ منفعتی ندارند و صرفا جنگ قدرت بزرگان به ضرر آنها تمام می شود. پس باید  همت و معرفت این مردم را پاس داشت که بازهم صرفا به خاطر حفظ نظام و نه این جناح و آن جناح به پای صندوقها آمدند.

+ ارائه شده در  بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

دموكراسي ايراني

در ایران پس از انقلاب انتخابات مجلس همیشه اوج التهابات سیاسی بوده است و در این ایام بیشترین تنش و درگیری های سیاسی به وجود می آید. بسیاری احزاب یک ماهه به وجود می آینده و بعد هم نشانی از خود باقی نمی گذارند. جالب اینکه بسیاری طیفهای سیاسی لیستهای متعددی با عناوین مختلف و فقط با بالا و پایین کردن چند نفر در لیست صادر می کنند . به طور مثال امسال لیستهای متفاوتی که با عناوینی مثل اصولگرا و اصلاح طلب منتشر شده اند که همگی سعی دارند اصیل بودن خود را القا کنند.در تبلیغات هم به تنها نکته ای که اشاره نمی شود مرام و طرز فکر و منش سیاسی احزاب است. در این میان رای دهندگان واقعا گیج می شوند که کدام لیست به چه تفکری متعلق است و نتیجه رای های سفیدی است که به صندوق ریخته می شود.

اما آیا تاکنون سعی کرده ایم این بی نظمی را آسیب شناسی کنیم و تلاشی در جهت اصلاح وضع موجود داشته ایم؟ در حقیقت می توان عامل این بی نظمی را عدم وجود احزاب واقعی و تحزب در نظام سیاسی دانست. احزاب در دموکراسی مدل غربی با عضوگیری و اعلام مداوم مواضع خود تشکلهایی استوار و با ریشه هستند که مردم با نگاهی به انتشارات  آنان می توانند به تاریخچه- اهداف- مرامنامه و طرز تفکر آنان پی ببرند. در امریکا که در حال حاضر انتخابات مقدماتی و درون حزبی ریاست جمهوری آن را شاهد هستیم احزاب در هر ایالت اعضایی دارند که آنان با رای دادن به کاندیدای مورد علاقه خود نماینده حزب خود را در انتخابات تعیین می کنند. هر ایالت تعداد مشخصی کرسی در حزب دارد و بدین ترتیب کاملا عادلانه و با خرد جمعی کاندیدای حزب در انتخابات حضور پیدا می کند. حال مقایسه کنید وضعیت انتخاب کاندیداهای دوجناح در انتخابات مختلف را در کشورمان و اینکه آخر سر چندین نفر به عنوان حزب خاصی در انتخابات حضور پیدا می کنند. اگر ما مدل دموکراسی غربی را قبول داریم باید آن را با تمام لوازم و جوانب اش قبول کنیم و به کار بندیم و اگر قبول نداریم باید جایگزین های مناسب و کارآمدی برای آن پیشنهاد کنیم. چه نهادی در حال حاضر نقش احزاب را در دموکراسی غربی در کشورمان ایفا می کند؟ 

گروهی در ایران معتقدند ما چون اختلاف های اساسی در طرز فکر و اعتقادمان نداریم نمی توانیم حزب به معنای واقعی داشته باشیم. چونکه ما اساسا همه به اسلام و انقلاب اعتقاد داریم و نمی توانیم با تحزب میان نیروهای انقلاب خط کشی کنیم. این تفکر در ابتدای انقلاب منجر به حزب یگانه جمهوری اسلامی شد که تنها حزب فعال کشور بود و نظام تک حزبی در آن سالها موجب شد تا بسیار تصور کنند این تدبیر بسیار کارآمد است. اما هنگامی که سر انتخاب نخست وزیر سیاسیون کشور به دو دسته تقسیم شدند ناکارآمدی نظام تک حزبی اثبات شد. بعدها با جابجایی ها و تغییر عقایدی که در دو حزب موسوم به چپ و راست صورت گرفت مرزهای نامشخصی جداکننده این دو طیف سیاسی شد و این ابهام سالهاست که مردم و سیاستمداران را آزار می دهد که بالاخره هر طیفی چه برنامه ای برای اداره کشور دارد.

نتیجه اینکه وضعیت کنونی بسیار نامطلوب است و نظام سیاسی موجود دارای معایبی است که شمردن آن واضح است و در این مجال نمی گنجد لیکن نکته ای که گاهی به آن معتقد می شوم آنکه علی الظاهر برخی از این ابهامات حداکثر سواستفاده را نموده و می نمایند و به قول مشهور از این آب گل آلود ماهی گیری می کنند و این منفعت آنان از وضع کنونی سبب شده تا علاوه بر اینکه هیچ تلاشی در جهت تغییر اوضاع نمی نمایند به آن دامن هم می زنند. از جمله اینکه عده ای با جاافتادن طیف خود در میان مردم به ارزشها و طرفداری از رهبر در هاله ای از ابهام خرسند شده اند و عده ای نیز سعی می کنند خود را به صورتی مبهم خواهان اصلاحات معرفی نمایند و هیچ گاه نیز سعی در شفاف نمودن مواضع خود ننموده و نمی نمایند.

باید دید اینبار از این فضای مه آلود و مبهم چه کسی پیروز بیرون می آید.

 

+ ارائه شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

بازهم با اوج گرفتن بحران در سرزمینهای اشغالی این سوال در برخی محافل شنیده می شود که آیا موضع کنونی دولت ما در قبال مساله فلسطین صحیح است و آیا حمایت از فلسطینیان و به ویژه حماس اصولا به صلاح و وظیفه ما هست یا خیر؟ بد نیست نگاهی به تاریخچه روابط کشورمان با بحران فلسطین بیاندازیم :

قبل از انقلاب  پهلوی دوم با توجه به تبعیت کامل از سیاست خارجه امریکا جزو شرکای تجاری وسیاسی  اسراییل بود. از سال ۴۲ امام همزمان با محکومیت سیاستهای شاه همواره از رابطه با اسراییل نیز انتقاد می نمود و  از ابتدای انقلاب و قبل از پیروزی آن یکی از شعارهای اصلی در سیاست خارجه حمایت از فلسطین بود. سفارت اسراییل در روزهای ابتدای انقلاب توسط  انقلابیون تسخیر شد وبا حضور یاسر عرفات به دفتر حمایت از مردم فلسطین تبدیل شد. در زمان جنگ عده ای بحث اعزام نیرو برای کمک به مردم فلسطین را مطرح نمودند که با مخالفت امام مواجه شد. اما در زمان حمله اسراییل به جنوب لبنان ایران با اعزام های محدود البته در پوشش آموزش نظامی و تحت عنوان دیپلمات کسانی مانند شهید متوسلیان را به لبنان اعزام کرد و با حمایت از شیعیان لبنان به شکل گیری حزب الله کمک مستقیم نمود و هنوز هم به کمک خود به این گروه ادامه می دهد. امام با اعلام جمعه آخر ماه رمضان هرسال به عنوان روز قدس میتینگ سیاسی بین المللی را شکل داد که هر ساله علیه اسراییل برگزار میشود و در شکل گیری انتفاضه دوم نقش حمایت ایران به خصوص در قدرت گرفتن حماس بسیار چشمگیربوده است.

امادر طول این سالیان سوالی که همواره مطرح می شده است این است که آیا واقعا به چه انگیزه ای بایستی به حمایت ازمقاومت فلسطین پرداخت. این سوال گاهی با این فرضیه که اگرما دخالت نکنیم مردم فلسطین سازش می کنند سیاست خارجه ما را به چالش می کشد. متاسفانه فضای مناسب برای طرح این سوالات هیچگاه ایجاد نشده و این شبهه در ذهن بسیاری از افراد جامعه شکل گرفته و با تبلیغات رسانه های خارجی تحت عناوینی چون بودجه مملکت بایستی صرف داخل شود و نه عراق و فلسطین و... تقویت شده است.

به راستی ضعف تبلور مبانی ایدئولوژیک در سیاست خارجه به دلیل ضعف علمای علوم انسانی دلیل اصلی این شبهات است و  برخوردهای شعاری وانقلابی مانع از دستیابی به لایه های زیرین سیاست خارجه ما در خصوص بحران فلسطین شده است. حمایت ما ازمردم فلسطین تماما به دلیل وظیفه اخلاقی و انسانی نیست بلکه دلایل استراتژیک و زیربنایی دارد و در حقیقت ما چاره ای به جز حمایت از مقاومت فلسطین نداریم. چه بخواهیم و چه نخواهیم خط مقدم نبرد مسلمانان مبارز و صهیونیسم فلسطین است و اگر این سنگر سقوط کند نوبت به ما خواهد رسید زیرا اسراییل از تحقق اهداف جهانی خود کوتاه نخواهد آمد.

در هر حال اکنون که باز هم این بحث داغ شده است بهترین فرصت برای تبیین مبانی ایدئولوژیک سیاست ما برای جوانان و نسلهای آینده است. 

 

+ ارائه شده در  سیزدهم اسفند 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

درگيري در دانشگاه

در سالهای اخیر شاهد تولد طیف جدیدی از اصولگرایان در معادلات سیاسی بوده ایم که علیرغم اینکه در سالهای گذشته کمتر جدی گرفته می شدند در حال حاضر به یکی از دغدغه های دو جناح تبدیل شده اند . ایشان که جمعیت جوان و پرتحرکی نیز به شمار می روند اکنون به یکی از فاکتورهای تاثیر گذار در معادلات سیاسی تبدیل شده اند. می توان این گروه را نسل جدید اصولگرایان نامید و در مورد آنها بسیار بحث کرد چنانکه آسیب شناسی معضلات ناشی از این گروه به یکی از  دغدغه های عقلای جامعه بدل شده است. این گروه در دوران خاتمی گاهی به گروه فشار اطلاق می شد و در حادثه کوی دانشگاه نیز حضور فعال داشت. توهین به بیت امام- توهینهای مکرر فاطمه رجبی و درگیری لفظی منصور ارضی با قالیباف علامت خطرناک جدی شدن این گروه است.  این طیف جدید دارای خصوصیات خاصی هستند که می توان به برخی از آن اینگونه اشاره کرد:

۱-از دل جناح راست سنتی درآمده اند: با نگاهی دقیق متوجه خواهیم شد بافت اصلی این گروه از فرزندان و یا وابستگان جناح راست هستند. این گروه اکثرا در دوران نوجوانی در خدمت منافع جناح راست بوده اند.ایشان دوران امام را تجربه نکرده اند و از تاریخ انقلاب و خصوصا دوران انزوای سیاسی پدرانشان کاملابی اطلاعند.

۲-به شدت تحول خواه هستند: ایشان به هیچ وجه با واقعیتهای جامعه قابل وفق نبوده و تحول خواهی و آرمانخواهی افراطی را در رفتارهای خود بروز می دهند. به همین جهت از پدران خود نیز بریده و از آنان نیز تندرو تر هستند.

۳-از دل هیئات مذهبی افراطی درآمده اند: جنبش مداحی یک جنبش قابل تامل است که در دهه ۸۰ به اوج اثرگذاری خود در مناسبات فرهنگی کشور رسید. این جنبش با اعلام خطر بزرگان اکنون کمی از لجام گسیختگی سابق فاصله گرفته و نسبتا به کنترل درآمده است. لیکن فرهنگی که توسط این طیف اثرگذار و صاحب رسانه در جامعه رواج یافته است دامنگیر شده است و توسط این گروه ترویج می شود. از خصوصیات فرهنگی این گروه یکی همین منش های هیئتی و نوعی فرهنگ صوفیانه است که در رفتارهای آنان به صورت لاابالی گری و پرخاشگری بروز می نماید.

۴-قیم مآبی  و در برخی موارد بی ادبی و وقاحت : تمایل این گروه به قدرت و کنترل جامعه به شیوه دایه مهربانتر از مادر گاهی به ارزشهای انقلاب نیز تهاجم کرده است. این گروه حتی گاهی خود را فراتر از رهبری می پندارند و بنا به مصلحت مورد تشخیص خودرفتار می کنند.

۵- فراتر از هر قانون و شرعی: این گروه در مواردی که مصلحت بداند به هیچ قانون و شرعی پایبند نمی ماند و خود را فراتر از آن ها می پندارد. این طرز عملکرد ناشی از نگاه مصلحت اندیشانه در کنار برخی لیدرهای برآمده از حوزه گاهی حتی مجوز قتل انسانها را هم صادر می کند و دست به اعدام انقلابی می زند.( چنانچه در کرمان این کار انجام شد)

۶-طرفدار احمدی نژاد: متاسفانه برخی از این گروه اطراف رییس جمهور را احاطه کرده اند و در برخی موارد از آبروی وی هم مایه می گذارند. فاطمه رجبی به عنوان شاخص این گروه به اندازه کافی سر و صدا به پا کرده است. از محافل خصوصی نیز خبر از حمایت احمدی نژاد از ایشان و افرادی مانند رجبی و منصور ارضی به گوش می رسد که زنگ خطری به شمار می آید.

به هر حال شاید تعمیم برخی از این خصوصیات به همه افراد این گروه که مرز مشخصی هم ندارد زیاد کار درستی نباشد لیکن اخطار مهار این گروه توسط بسیاری و در راس آنها هاشمی مدتهاست که به گوش می رسد. افراط ها همیشه نتیجه های بدی در پی داشته اند که جبران آن به سختی صورت می پذیرد. به نظر می رسد ریاست محترم جمهور بایستی با تجدید نظر در حمایتهای خود از این گروه اجازه ندهد تا بیش از این به وجهه وی لطمه وارد شود.

چنانچه یکی از ادبا گفته است: چنانچه می خواهی کسی را تخریب کنی از او بد دفاع کن.

 

 

+ ارائه شده در  پنجم اسفند 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |