تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

ایام شهادت سالار شهیدان (ع) را به تمامی دوستانم تسلیت عرض می کنم

 

این روزها که به انتخابات نزدیک می شویم از کروبی و حزبش بیشتر می شنویم و خصوصا در روزهای اخیر وی سخنانی بر زیان رانده است که هم کیشان وی را در جناح اصلاح طلب از خود رنجانده و باعث درگیری لفظی آنان نیز شده است. البته این نوع عملکرد وی تازگی ندارد و در طول انتخاباتهای قبل و خصوصا ریاست جمهوری نهم هم اتفاق افتاده بود. وی در دوران ریاست مجلس ششم نیز بارها سخنانی گفت که به مذاق هم حزبیهایش خوش نیامد.

اوج درگیری های اخیر  محکوم کردن تحصن نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به رد صلاحیت قبل از انتخابات هفتم مجلس بود که درست پس از اشاره رهبری صورت گرفت. وی چهارشنبه گذشته اینچنین گفته بود:

ما يك جرياني بوديم كه با حركتي پيروز شديم و من نيز از پيشگامان اين حركت بودم، اما بعدها يك حركت ديگري آغاز شد كه خارج از اين بحث‌ها بود و همه تلاش‌هايي را انجام داديم كه اين حركت‌ها صورت نگيرد و نتيجه آن نيز اين شد كه الان همه شاهد آن هستيم.
وي در پايان و در خصوص مرزبندي‌هاي احزاب با كشورهاي خارجي گفت: احزاب با اساسنامه‌، بحث‌ها و طرح‌هايشان نشان مي‌دهند كه با دشمنان افتراق و مرزبندي دارند.
(کامل بخوانید)

در جای دیگری و در روز ۲۵ دی اینچنی سخن به انتقاد از مجلس ششم گشود:

متاسفانه گروهي در مجلس بودند كه حركت‌هاي تندي را داشتند. اين گروه نمي‌خواستند غير از خودشان فرد ديگري امور را بر عهده گيرد.

و البته انتقادهای تند دیگری که به اصلاح طلبان کرده بود. (کامل بخوانید)

وی همچنین بارها بر ارائه لیست مشترک در انتخابات تاکید کرد و از جمله در ۱۴ دی گفت:

حدود 10 درصد اختلاف با ليست ستاد ائتلاف داريم، گفت: در جامعه‌اي كه اين اندازه تكثر هست اين اختلاف‌ها وجود دارد، در ليست مجلس ششم و ... نيز وجود داشته است. مهم اين است كه ما مي‌خواهيم كار حزبي كنيم و براي همين ليست مستقل بدهيم، تفرقه‌اي هم وجود ندارد.

همچنین موسوی لاری سخنگوی این حزب هم در بندرعباس اینگونه گفت:

اين حزب اگر چه داراي اشتراكات حداكثري با ساير گروه‌هاي اصلاح طلب است اما قصد پيوستن با ائتلاف اصلاح طلبان را ندارد.

البته این بیانات پس از آن صورت گرفت که اصلاح طلبان رسما خط زدن نامزدهای اعتماد ملی را از لیست خود اعلام کرده بودند. برخي اعضا و مسئولان كميته‌هاي ستاد اصلاح‌طلبان تهران بزرگ به اين تصميم( حذف نامزدهاي كروبي) معترض شده و شركت در جلسات اصلاح طلبان را تحريم كرده‌اند. يكي از اين كميته‌ها هم اكنون با غيبت مسئول قبلي با مسئوليت بهزاد نبوي اداره مي‌شود. (کامل بخوانید) 

همه اینها نشانگر این است که کروبی تصمیم خود را برای جدایی از اصلاح طلبان گرفته است و این تصمیم افتراق بزرگی را در جناح اصلاح طلب باعث می شود. باید دید آیا وی موفق خواهد شد جناح اصلاح طلب بدون بزرگتر را شکست دهد و از عرصه رقابت خارج کند یا نه. به خصوص اینکه پیش بینی می شود در لیست اصلاح طلبان رد صلاحیت گسترده ای صورت گیرد.

خلاصه اینکه کروبی به غضنفر جناح چپ تبدیل شده است( اشاره به داستانی که در تیم فوتبالی مربی می گفت مارادونا را رها کنید غضنفر از تیم خودی رو بگیرید تا این همه گل به خودمان نزند) و این روزها حسابی رفتار و گفتارش اصلاح طلبان را اذیت می کند.

در ضمن یادمان نرود کروبی هنوز بر شعار ۵۰ هزار تومان خود باقی مانده است. تقوی نژاد گفته این شعار هنوز در حال بررسی است!!  (خبر کامل)
 

+ ارائه شده در  بیست و هشتم دی 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

تا به حال دلایل و بهانه های متعددی برای تعطیلی داشتیم. یک روز به بهانه آلودگی هوا - یک روز به بهانه بین التعطیلین- یک روز به خاطر عید فطر- یک روز به خاطر عبادت روزه داران ساعات کارمان را کم می کنیم- یک روز دیگر عید نوروز که دیگه نمیشه ازش گذشت- چهارده معصوم هم که علیهم السلام همه شهادت و ولادتشان بایستی تعطیل باشد تا برخی فکر کنند دین اسلام دین تعطیلی و کسالت است.

از هفته پیش بهانه دیگری هم برای تعطیلی پیدا شده که بیش از همه لطفش شامل دانش آموزان- دانشجوها و کارمندها شده است. نکته جالب اینکه تعطیلی امتحانها در حالی اعلام می شود که اکثر دانش آموزان و دانشجویان خود را برای امتحان آماده کرده بودند و به ناگه شاهد تعطیلی امتحاناتشان می شوند. اگر این روزها به شبکه خبر نگاه کنید خواهید دید ۹۰ درصد خبرها شامل تعطیلی مدارس- آزمونها - ادارات - دانشگاهها- سمینارها - نشستها و... است و آیا برنامه ریزی در چنین شرایطی ممکن است و آیا می توان توقع داشت که مردمان ما مردم منظمی باشند.

اگر سری به بازارها هم بزنید خواهید دید که کاسبها هم تحت تاثیر این تعطیلی ها هستند و کلا می توان گفت کشور در این یک هفته اخیر تعطیل بوده است و احتمالا این هفته هم خواهد بود. به قول یکی از دوستان مملکت در این هفته یخ زده بود و حالا حال ها وقت می خواهد تا یخش باز شود.

 نکته جالب اینکه همه استانها حتی آنهایی که وضعیت معمولی داشتند به پیروی از مرکز به تعطیلی های مکرر دست زدند. گاهی این تعطیلی ها به خاطر سراسری بودن برخی امتحانات و سایر رخدادها بوده و گاهی نیز به خاطر تقلید ایشان و پیروی از جو موجود بوده است. به طور مثال در استان کرمان که بنده شاهد وضعیت آن بودم در هفته قبل در حالی ادارات یکروز تعطیل شدند که هیچ مشکلی در خیابانهای شهر مشاهده نمی شد و مدارس سه مقطع تحصیلی شنبه در حالی تعطیل شد که هیچ اثری از برف و سرما در شهر دیده نمی شد و تنها دلیل تعطیلی شاید فرصت دادن به بچه ها برای برف بازی بوده است که متاسفانه برفها هم به لطف آفتاب ذوب شدند. اگر دانشجوی پیام نور بوده باشید حتما فهمیدید که سه شنبه شب سه بار اخبار متناقضی از تعطیلی یا عدم تعطیلی امتحانات از سوی مقامات دانشگاه اعلام شد و نهایتا تعطیلی آن در روز چهارشنبه اعلام شد. چگونه می توان انتظار برنامه ریزی از دانشجویان داشت؟ تعطیلی های اخیر به بهانه کمبود گاز رخ داد و این در حالی است که دومین کشور دارای مخازن گاز هستیم و خودمان در تامین گاز مصرفی مان ناتوان. معلوم نیست با این بی تدبیری های پی در پی به کجا می رویم و به کجا خواهیم رسید. اگر در کشورهای سردسیری بخواهند به سبک ما عمل نمایند احتمالا ۹ ماه از سال بایستی در خانه ها بنشینند و دانه های سفید برف را از پنجره منزل تماشا کنند.

 اشتباه نکنید!  انتقاد من به احمدی نژاد و یا سایر مسئولین فعلی و قبلی نیست بلکه به نظام تسری یافته ای است که در تمامی جامعه ما اعم از مسئولین رده بالا رسوخ کرده است. 

الناس علی دین ملوکهم

به فرمایش بزرگان ما مردم پیرو فرمانروایان خود هستند و هنگامی که آنها اینگونه تعطیلی و مهمتر از آن بی برنامه گی  را شاهد هستند نباید از آنها توقع نظم و وجدان کاری را داشت.

+ ارائه شده در  بیست و دوم دی 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سال ۲۰۰۷ به پایان رسید و خیلی ها سعی کردند تحولات این سال را به صورت کلی تحلیل کنند . هر چند این کار بسیار سخت است و نسبت دادن روندی خاص به رویدادهای این سال مشکل است لیکن به نظرم رسید نقطه مشترک تمامی رویدادهای این سال کاسته شدن از توان و کارایی رادیکالها و اقبال به سمت حرکتهای عقلانی و منطقی تر بوده است. این ادعا را در حالی مطرح می کنم که در سال ۲۰۰۶ شاهد قدرت و شتاب گرفتن رادیکالها بودیم و همه پیش بینی می کردند این حرکت ادامه یابد. موارد زیر را برای اثبات مدعای خود می آورم:(امیدوارم از برخی اطلاقهای من به رادیکال ایراد نگیرید-چرا که این اطلاق ها نسبی است و در مورد برخی سیاستهای خاص آنان به این عنوان نامگذاری می شوند)

۱-بوش و نومحافظه کاران: در این سال بوش و جناح حاکم از پایین ترین محبوبیت در سالهای اخیر برخوردار شد و نتوانست جنگ دیگری علیه ایران را معقول جلوه داده و عملی کند و حتی موفق نشد قطعنامه سومی را هم علیه ایران به سامان برساند. ایشان در عراق هم سلسله ناکامی های خود را ادامه دادند و نتوانستند توجیهی برای ادامه حضور نظامی خود در عراق بیابند و ناچار به تدوین برنامه ای جهت خروج از عراق شدند.

۲-محافظه کاران اروپا: کناره گیری بلر (هر چند وی از حزب کارگر است لیکن در بسیاری مواضع با همتایان امریکایی خود اتفاق نظر داشت) و جانشینی فردی معتدل تر به نام براون در انگلیس- سیاست ها ناموفق سارکوزی و ادامه مخالفتهای داخلی با وی- و کوتاه آمدن اروپایی ها در برخورد با ایران نشانگر شکست واقعی رادیکالهای محافظه کار اروپایی است و در کنار آن موفقیت نسبی رهبران معتدل تر اروپایی مانند رهبران ایتالیا و اسپانیا از مصادیق ادعای ماست.

۳-رادیکالهای امریکای لاتین: ناکامی چاوز در تصویب اصلاحات قانون اساسی از مهمترین مصادیق این ادعاست. سایر چپ گرایان هم در این منطقه سال کم فروغی را پشت سر گذاشتند.

۴-جناح حاکم لبنان: سینیوره و حامیان وی امیدوار بودند در انتخابی کودتا وار قدرت را همچنان در دست داشته باشند ولی هنوز موفق به کسب قدرت نشده اند.

۵-مشرف و نظامیان پاکستان: ترور بوتو هر چند خود حرکتی رادیکال و افراطی بود ولی باعث شد تا مشرف به کل از قبضه قدرت در پاکستان ناامید شود.

۶-رادیکالهای روسیه: مخالفان پوتین با آرای کمی در انتخابات پارلمانی فعلا از قدرت کنار رفتند.

۷-اسراییلی ها: سال بسیار بد اسراییلی ها با شکست آناپولیس کامل شد.

۸-ترکیه: به قدرت رسیدن جناح اسلامگرا چرخش زیادی را در سیاستهای داخلی و خارجی ترکیه ایجاد کرد.

۹-جناح حاکم ایران: انتخابات شوراها و خبرگان شاهد برگشت مردم به سمت جناح اصلاح طلب بود و جناح مذهبی حاکم با کاهش محبوبیت خود از بسیاری از مواضع تند خود کوتاه آمد. هر چند پیروزی احمدی نژاد در برنامه هسته ای سیاست خارجه موفقی را به نمایش گذارد ولی کاهش محبوبیت وی کاملا محسوس بود و خصوصا در میان نخبگان جامعه کمتر کسی سخن به انتقاد از وی نگشود.

به نظر می رسد بر خلاف پیش بینی های گذشته سال آتی هم با پیروزی حرکتهای عقلانی تر  و منطقی تر همراه باشد و حرکتهای افراطی و رادیکال با انزوا از سوی توده مردم مواجه شود.

 

+ ارائه شده در  سیزدهم دی 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

در هفته های اخیر شاهد خبرهای متعددی بودیم که در آنها بوی گسترش روابط روسیه با ایران به مشام می رسید. گذشته از سفر پوتین به ایران ابتدا خبر تحویل اولین محموله سوخت نیروگاه بوشهر  و سپس تحویل سامانه موشکی اس ۳۰۰ به ایران و خبرهای متعددی از گسترش روابط تجاری ایران و روسیه در کنار خبر خرید ۳۰۰ هواپیمای توپولوف و راه اندازی خط تولید آن در ایران از جمله مهمترین این خبرها بودند.

اما چرا روسیه به یکدفعه به این دوستی های بی سابقه با ایران دست زده است نکته ای است که کمتر محللی به عمق آن توجه کرده است و در بیشتر تحلیل ها مثل تحلیلهای صدا و سیما به تعمیق این روابط در اثر انتشار گزارش سازمان های جاسوسی امریکا اشاره کرده اند.

اگر همزمان با رصد این اخبار به تنش روزافزون روابط روسیه و غرب توجه کنیم متوجه خواهیم شد که تنها دلیل این روی خوش نشان دادن های روسیه دهن کجی به امریکا و غرب و افزایش قدرت چانه زنی در جهان است. روسیه با تهدید امریکا به مقابله با استقرار سامانه ضد موشکی و همچنین در مواردی با تهدید نظامی کشورهای غربی توسط مسئولین درجه دو خود سعی در مطرح کردن مجدد خود به عنوان یک قدرت جهانی و قطبی در مقابل امریکا نموده است. این حرکت که با محبوبیت زیاد پوتین و حمایت داخلی تقویت شده است مردم روسیه را به هوای دوران جنگ سرد دارای اعتماد به نفسی کرده است تا دوباره کشور خود را به عنوان قطب قدرتمند دیگری در جهان بشناسند و به روسی بودن خود ببالند. در این میان ایران به عنوان مهمترین چالش قدرت امریکا بهترین موقعیت را برای روسیه در جهت ابراز قدرت مقابل امریکا فراهم کرده است. 

اما در این میان هوشیاری ما باید به این جهت بیش از پیش باشد که روسیه نیز هیچ گاه خواهان حضور قدرت بزرگی در کنار مرزهای خود نیست و اگر در شرایط کنونی به ایران روی خوشی هم نشان می دهد در جهت حرکت بزرگترش است به سوی خودنمایی در مقابل امریکا و هر لحظه که احساس کند که ایران برای خودش خطری محسوب می شود و یا تاریخ مصرف آن به منظور فوق به پایان رسیده است بدترین ضربه ها را ممکن است به ما وارد کند.

موقعیت پیش آمده بسیار مناسب و مبارک است و بایستی با حداکثر توان از آن استفاده نمود لیکن بایستی هوشیاری کامل را در مقابل روسیه حفظ کنیم تا این استعمارگر پیر بلایی که بارها در طول تاریخ بر سر ملت ایران آِورده است باز تکرار نکند.

فراموش نکنیم روسیه از قدرتمند شدن ایران بیشتر از امریکا می ترسد چرا که هم مرز با ایران است و بسیاری از منافعش با ایران در تضاد است.

+ ارائه شده در  ششم دی 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |