تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

آقای رییس جمهور از فعالیتهای دولت گزارش داد . درباره همه چیز حرف زد. حتی فوتبال که به نظر من اهمیت بسیار کمتری دارد از اینکه رییس جمهور برای خوشایند عده ای به آن بپردازد و حتی به علی آبادی بگوید برو جمعش کن!!!

اما آقای احمدی نژاد پس فرهنگ چه شده و باید چه شود. مشکلات فرهنگی متعددی که با آنها دست به گریبانیم چه می شود؟ دولت سازندگی به خاطر دغدغه معاش فرهنگ را در طاقچه فراموشی گذارد. دولت خاتمی توسعه سیاسی را مقدم دانست و شما هم که به همه چیز توجه کرده اید غیر از فرهنگ و در گزارش شما به مردم همه چي يافت مي شد غير از مقولات فرهنگي.

وزارت ارشاد که کتابهای مبتذل مجوز چاپ می دهد و فیلمهای غیر اخلاقی را بعد از پخش شدن جمع آوری می کند(به قول خودشان) و کارهایی کرده است که اگر در زمان خاتمی اتفاق می افتاد احتمالا عده ای کفن پوش به ارشاد می رفتند(به تعبیر یکی از روزنامه ها). صدا و سیمای ما هم که هیچ تغییری در روند فرهنگ سازی های غلط خود انجام نداده است. در عرصه تاتر  و سینما حتی از نظر آماری هم به گفته آمار رسمی در سطح نازلی نسبت به سالهای قبل هستیم. مشاورين شما هم كه علي الظاهر كلهر و شمقدري هستند غير از اينكه هر چند وقت يكبار جنجالي درست كنند كار ديگري ندارند!

هر چند با فرهنگ سازی دستوری مخالفم اما آقای رییس جمهور شما که برای همه چیز گزارش دادید در عرصه فرهنگی چه زیرساختهایی فراهم نموده اید. فکر کنم تنها خدمت دولت شما در بخش آموزش عالی است و اینکه با احداث دانشگاههای پیام نور متعدد در کور دهاتها جوانان را مشغول درس کرده اید. یا در آموزش پرورش تنها حركت وزارتخانه پيشين حذف درس گفتگوي تمدنها از كتب درسي بوده است.(تازه آن هم به طور ناقص) .

واقعا چرا اينقدر فرهنگ مظلوم است و به امري فانتزي و جنبي تبديل شده است.

دشمنان ما به شدت و با برنامه در اين مقوله فعاليت مي كنند و ما چقدر با رخوت منتظر و منفعليم.

آيا اگر به راستي اگر قصد رساندن پيام انقلابمان را داريم راهي بهتر و سهل الوصول تر از رسانه هاي هنري چون سينما هست؟ چرا فكر نمي كنيم اگر امروز حق ما را در فنآوري هاي نوين به رسميت نمي شناسند و افكار عمومي آنان هم عكس العملي نشان نمي دهند به خاطر اين است كه آنان با رسانه هاي خود ما را بدوي و وحشي نشان داده اند و ما نتوانستيم از خود دفاع كنيم. 

آقاي رييس جمهور!! چرا نخبگان جامعه به انزوا رفته اند و در بخشهاي مختلف از جمله فرهنگ و هنر به گوشه اي خزيده اند؟ چرا حل مسال فرهنگي جامعه را تنها در گرو برخورد انتظامي يافته ايد و فكري به حال مابقي اين چرخه نامعيوب- بيكاري- بالا رفتن سن ازدواج- فساد-بدحجابي -و... نكرده ايد.

آقاي احمدي نژاد !! خيلي زود دير مي شود(به قول مرحوم قيصر)  . حل مسائل فرهنگي جوانان كمتر از پيروزي در پرونده هسته اي نيست و ملت ايران منصفانه كساني را كه در اين عرصه قدم بردارند تحسين مي كنند.

آقاي رييس جمهور !! فرهنگ را هم دريابيد.

(با عرض پوزش از اينكه كمي از ريل تحليل سياسي مساله خارج شدم )

+ ارائه شده در  بیست و هفتم آذر 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

آنچه در دولت احمدی نژاد زیاد شنیده ایم شایعه استعفای یکی از وزرا -معاونین یا سایر مسئولین رده بالای دولتی است . هفته های اخیر اوج این پدیده بودند و حتی یکی از وزرا نیز استعفا داد. ذوالقدر هم که خبر استعفای او توسط فارس تایید شد و حتی شایعه استعفای وزیر کشور- اقتصاد-کشاورزی و علوم هم در این هفته به گوش رسید که سریعا توسط وزارتخانه آنها تکذیب شد لیکن قبلا هم شاهد اینگونه تکذیبیه ها بودیم که بلافاصله عکس آن اثبات می شود .امروز هم کلهر مشاور احمدی نژاد استعفا داد که مورد قبول واقع نشد. 

این پدیده در هفته جاری به یکی از سوالات خبرنگاران از احمدی نژاد تبدیل شد. وی در جواب گفت تغییرات صورت گرفته مربوط به کسانی است که از ابتدای کار مد نظر رئیس جمهور نبودند و حقیقتا شرایطی به وجود آمده بود که پنج تن از دوستانی که البته زحمت زیادی نیز در طی مدت همکاری با دولت کشیدند، غیر از افرادی باشند که در فهرست رئیس جمهور بودند. اما این اعتراف احمدی نژاد اثبات کرد که این استعفا ها همه برکناری هستند و نه استعفا. وی در مصاحبه مطبوعاتی خود گفت: من قبل از انتخابات اعلام کردم که میثاقی با همکارانم خواهم بست و من تعهد اصلی ام به مردم و منافع ملی است و کارهایی که باید انجام می شد مجموعه ای را می طلبید که با سرعت حرکت کند من در لحظه ای که تشخیص دهم جابجایی باید صورت گیرد آن را انجام می دهم و منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح نمی دهم.

وی افزود: به نظرم باید این تابوها شکسته شود که اگر کسی جابجا شد اتفاق عظیمی می افتد دولت بر اساس برنامه حرکت می کند.

لاریجانی هم در دانشگاه تهران صراحتا اعلام کرد که به دلیل اختلاف سلیقه با احمدی نژاد با استعفای خود از بروز تنش جلوگیری کرده است. این صحبتها و رویدادها تنها یک چیز رااثبات می کند که مدیریت احمدی نژاد مدیریت شخص محور است و شخص احمدی نژاد در کوچکترین موارد در کار وزارتخانه های خود دخالت می کند و گاه باعث بروز چنین تنشهایی می شود.  

از نقطه نظر دیگر می توان اقتدار احمدی نژاد و بی تعارف بدون او را تحسین کرد لیکن ضررهایی که با این شیوه کوشش و خطا به مجموعه مدیریتی دولت وارد می شود را نیز نباید فراموش کرد. قطعا این تغییرات پی در پی در وزارتخانه ها باعث تزلزل ساختاری و تضعیف کارکرد این مجموعه هاست.

اما در سوی دیگر تاکتیک جدید وی برای اداره مطلوب وزارتخانه ها قابل توجه است. وی با کنار گزاردن وزیر و جانشین کردن سرپرست همانند کاری که در وزارت نفت و صنایع کرد گزینه مورد نظر خود را تا آخرین مهلت در پست سرپرستی باقی می گذارد و سپس وی را به مجلس می فرستد اگر رای آورد که فبها المراد و اگر نه باز هم سرپرست مورد قبول خود را منصوب می کند و به این بازی ادامه می دهد تا مجلس تسلیم شود.

به نظر می رسد در آستانه انتخابات مجلس وزیر کشور هم به این تاکتیک دچار شود و همین روزهاست که پورمحمدی باید غزل خداحافظی را بخواند. تجربه اثبات کرده هر گاه زمزمه استعفا از وزارتخانه ای به گوش می رسد به زودی محقق می شود.

هر چند که احمدی نژاد در مصاحبه خود چنین گفت:استعفای دیگری مطرح نیست و سلسله استعفاهای اعضای کابینه مطلقا در راه نیست و هر گونه تحولی در دولت، به اطلاع مردم خواهد رسید.

وی افزود: اعضای کابینه با جدیت به فعالیت خود ادامه می دهند و حرف هایی که مطرح می شود بد اخلاقی است و افرادی که شدید ترین انتقادات را نسبت به عملکرد وزیر آموزش و پرورش داشتند و حتی او را تهدید به استیضاح کرده بودند، پس از تغییر محمود فرشیدی از دولت طلبکار شدند که این کار را اخلاقی نمی دانیم.

ببینیم و تعریف کنیم

 

+ ارائه شده در  بیست و یکم آذر 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

گزارش البرادعي و سپس گزارش نهادهاي اطلاعاتي امريكا تمام اخبار مربوط به پرونده هسته اي ايران را تحت الشعاع قرار داد. اما بنده بر خلاف اعتقاد برخي كه اعتقاد دارند امريكا غافلگير شده است و يا در اثر اختلاف دموكراتها با بوش اين گزارشها منتشر شده است اعتقاد دارم اينها بدون هماهنگي با سران كاخ سفيد منتشر نشده است.

هر چند شايد اثبات اين ادعا كار سختي باشد ليكن به نظر من دولت امريكا و لابي صهيونيسم آنقدر نفوذ و قدرت دارند كه بتوانند جلوي اين به ظاهر شكست را بگيرند. البته نبايد فراموش كرد كه همين گزارش به نوعي دو پهلو تنظيم شده است كه بتوان با آن باز هم ايران را تحت فشار قرار داد. (اشاره ام به قسمتي است كه مي گويد ايران تا سال ۲۰۰۳ به دنبال تسليحات هسته اي بوده است)

اگر به زمان و موقعيتي كه اين گزارشها منتشر شد دقت بكنيد متوجه خواهيد شد اين گزارشها در بدترين شرايط ممكن براي امريكا منتشرشده است. چنانچه يكي از مقامات سياسي اينگونه اعتراف مي كند كه:درحقيقت كاخ سفيد مجبور شد، پيش از آنكه محتواي گزارش سيا به مطبوعات درز پيدا كند، آن را انتشار دهد تا به پنهانكاري اطلاعاتي درباره فعاليت هاي هسته اي ايران و ارائه اطلاعات نادرست در اين زمينه متهم نشود.
 درست در شرايطي كه ۵+۱ هم درگير مسئله ايران بود و قطعنامه سوم در آستانه شكلگيري بود اين اتفاق افتاد.

مي خواهم ادعا كنم كه دولت امريكا با انتشار گزارشها راه را براي كوتاه آمدن و حل آبرومندانه مساله هسته اي ايران آسان نموده است. درست مثل كسي كه در دعوا ادعاي زيادي كرده اما توان از پاي در آوردن رقيب را ندارد و نمي خواهد كوتاه هم بيايد و مي گويد مثلا به خاطر اينكه كوتاه آمدي مي بخشمت.

امريكا ابزار مختلفي را براي تحت فشار قرار دادن ايران استفاده كرد و ناكام ماند. آخرين آن مطرح نمودن احتمال جنگ جهاني سوم بود كه براي ارعاب مسئولين كشورمان -متحدان وي و كشورهاي منطقه به كار رفت و كارساز نشد.

پس امريكا چاره اي جز كوتاه آمدن نداشت و بدون بهانه اي متقن نمي توانست پاي خود را از اين مخاصمه بيرون بكشد پس اينچنين سناريويي را طراحي كرد تا كوتاه  آمدن خود را موجه جلوه دهد.

منتظر مي مانيم تا صحت و سقم اين مدعا اثبات شود.

+ ارائه شده در  چهاردهم آذر 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

خبر اولیه تبرئه موسویان امروز سرفصل اخبار خبرگزاریهای داخلی و خارجی شد. (اینجا بخوانید)

ماجرا از روزی آغاز شد که همزمان با حضور موسویان در کنار هاشمی در همایش اتحاد ملی- احمدی نژاد از تحت فشار قرار داشتن قاضی پرونده جاسوس هسته ای سخن راند و به کسانی که از جاسوس هسته ای دفاع می کنند حمله کرد. از آن روز محاکمه موسویان به عنوان موضوع حیثیتی دو جناح به موضوع اصلی تهاجم به جناح مخالف قرار گرفت. از یک طرف الهام سخنگوی دولت - وزیر اطلاعات و سایر نزدیکان رییس جمهور و از سوی دیگر روحانی و هاشمی در طول دو هفته اخیر مرتب به هم تاختند.

نقطه عطف این ماجرا به روزی برمی گردد که وزیر اطلاعات از گناهکار بودن وی سخن راند. این در حالی است که قبل از اعلام قوه قضاییه این کار قانونی نیست که کسی را مجرم اعلام کنیم و این دقیقا نقطه ای است که روحانی در روزهای اخیر به آن اعتراضی شدیداللحن کرد. اما نکته ای که در این میان وجود دارد اینکه اگر دولتی ها مطمئن بودند که وی محکوم می شود از قبل به محکوم کردن آن اقدام نمی کردند. ظاهرا دوستان دولتی قصد تحت فشار قرار دادن قوه قضاییه را داشتند که مجبور شود با اشد مجازات وی را تنبیه کند.به نظر می رسد این اقدام در پی با خبر شدن آنان از احتمال تبرئه موسویان شکل گرفته است. از سوی دیگر احتمالا هاشمی و طرفدارانش با نفوذ بسیار خوبی که در قوه قضاییه و در راس آن هاشمی شاهرودی دارند کاری کردند که با اعلام زودهنگام تبرئه وی بار دیگر قدرت هاشمی به رخ احمدی نژاد کشیده شود و از این پس احتیاط بیشتری در کلام خود نماید. این شکست احمدی نژاد زمانی وحشتناکتر شد که اصولگرایانی مثل ناطق نوری هم به دفاع از موسویان پرداختند.(اینجا بخوانید) جالب اینکه سایت مهر زندگینامه ای از موسویان منتشر کرده است(اینجا بخوانید) که به دفاعیه ای از وی شبیه است تا زندگینامه.

هر چند در این ماجرا هاشمی پیروز شد ولی معلوم نشد واقعا موسویان تقصیری داشته یا خیر. اگر وی گناهکار بود که به لطف اختلاف هاشمی و احمدی نژاد نجات یافت و اگر بی گناه بود که باز هم به دلیل همان اختلاف مشهور شد.

در هر صورت آنچه مسلم است این که این جریان باعث شد شکاف بین قوه قضاییه و دولت که در جریانات قبلی مثل مبارزه با مفاسد اقتصادی شروع شده بود افزایش پیدا کند و از این پس باید شاهد موضعگیری های تند دولت علیه قوه قضاییه باشیم و از سوی دیگر ممکن است این امر باعث بروز اختلاف بین جریان اصولگرایان شود که اتفاقی است خوشایند برای اصلاح طلبان در آستانه انتخابات مجلس.

اما اینکه آیا واقعا این ماجرا به همین دلیل یعنی ایجاد تفرقه بین اصولگرایان به این سمت رفت یا نه؟ سوالی است که برای یافتن جواب آن بایستی مدتی صبر کرد.

+ ارائه شده در  ششم آذر 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |