تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

این روزها لبنان روزهای بحرانی را پشت سر می گذارد و التهاب عدم توافق در مورد انتخاب رییس جمهور جدید شرایط را شرایط ویژه ای ساخته است. رفت امدهای دیپلماتیک به حداکثر خود رسیده است و روزی نیست که بیروت شاهد حضور یکی از مقامات سیاتسی کشورهای دیگر نباشد.در ابتدا لازم است نگاهی گذرا به ساختار سیاسی و قانون اساسی لبنان بیندازیم:

لبنان پس از استقلال خود از فرانسه قانون اساسی را تجربه کرد که بعدا در توافقنامه طایف در دهه ۸۰ بخشی از آن مورد بازنگری قرار گرفت. ساختار جمعیتی و مذهبی لبنان را کشور ویژه ای ساخته است که با قانون موجود شکاف بین گروهها روز به روز بیشتر خواهد شد. بر اساس قانون اساسی لبنان قدرت بین گروههای مختلف مذهبی لبنان تقسیم شده است و محدوده ای که هر یک از گروهها می توانند مانور دهند با شفافیت مشخص گردیده به طوریکه مثلا رییس جمهور همیشه از میان مسیحی ها انتخاب می شود و رییس مجلس هم از میان مسلمانان خواهد بود. به همین ترتیب ترکیب کابینه هم متشکل از گروههای مختلف سیاسی می باشد. در پارلمان هم تعداد نمایندگان هر گروه مشخص گردیده است. انتخاب رییس جمهور بر اساس رای دو سوم اعضای پارلمان انجام می شود.

ساختار سیاسی در لبنان به نحوی چیده شده است که اعضای گروههای مختلف پیش از اینکه نسبت به لبنان و میهنشان تعصب داشته باشند نسبت به گروه خود تعصب دارند و در جهت منافع آن حرکت می کنند. چون تمام رقابتها و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی آنان در محدوده گروهشان انجام می پذیرد. از سوی دیگر از لبنان همیشه عرصه رقابت کشورهای ذینفوذ منطقه و جهان بوده است به طوری که هر کشوری نسبت به قدرت خود از گروهی در لبنان حمایت می کند و نفوذ خود را در این کشور بسط می دهد. در حال حاضر امریکا فرانسه ایران و سوریه با حمایت از گروههای مورد حمایت خود بازیگران اصلی این بازی سیاسی هستند. در دوره های قبل اصولا رییس جمهور از توافق امریکا سوریه و فرانسه انتخاب می شدند ولی در این دوره ایران هم به یاری قدرت حزب الله به بازیگران لبنان اضافه شده است.

در این میان ترور رفیق حریری چندین سال است که محور مناقشات سیاسی لبنان شده است و برگزاری دادگاه عاملان ترور وی جزو شعارهای اصلی گروه حامیان دولت و حایز اکثریت پارلمان شده است. این ائتلاف به رهبری سعد حریری خواهان انتخاب رییس جمهور به شیوه نصف به علاوه یک است که نقض آشکار قانون اساسی این کشور است. این خواسته در پی عدم توافق مناسب میان گروههای لبنانی شکل گرفته است . گروههای مخالف دولت که شاخص ترین آنها حزب الله و گروه میشل عون است باعث به وجود آمدن چالشی بی سابقه در انتخاب رییس جمهور شده اند . ۴ آذر آخرین فرصت برای انتخاب رییس جمهور به شمار می رود و در صورت عدم انتخاب رییس جمهور ممکن است شاهد اتفاقاتی مانند جنگ داخلی یا تشکیل دو دولت در بیروت باشیم. پیش از این نیز در بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ جنگ داخلی خونین میان گروههای لبنانی شکل گرفته بود که مردم لبنان خاطره بسیار تلخی از آن ایام در ذهن دارند.

اثرگذار بودن لبنان در تحولات منطقه و خصوصا بحران فلسطین به ویژه پس از جنگ ۳۳ روزه باعث شده همه قدرتهای بین المللی و منطقه در تکاپوی اعمال نفوذ در این روند باشند و رفت و آمدهای فراوان این روزها هم گویای اهمیت این مساله می باشد. برگزاری دور جدید کنفرانس صلح اسراییل در روزهای آتی هم بر اهمیت این انتخاب افزوده است و باعث شده موفقیت آناپولیس به نوعی با وضعیت لبنان گره بخورد. در صورت پیروزی حزب الله و میشل عون در انتخاب ریاست جمهوری نباید به نتایج این اجلاس زیاد امیدوار بود.

 ساختار سیاسی منحصر به فرد  باعث می شود لبنان تا هنگامی که با این قانون به حیات خود ادامه دهد شاهد چالش و درگیری و جدال بین گروهها باشد و عرصه را برای کشورهای قدرتمند برای اعمال قدرت باز خواهد دید. 

 

+ ارائه شده در  سی ام آبان 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

نکته جالبی در روند سیاسی کشور وجود داره و اون هم اینکه همیشه قبل از انتخابات مجلس درگیریهای سیاسی و حزبی به اوج خودش می رسه. مجلس سوم و ششم و هفتم شاید مثال مناسبی باشند.

انتخابات آتی مجلس هم قطعا یکی از پر تنش ترین انتخابات مجلس خواهد شد. دلایل اون هم مصاف جریان اصولگرا به رهبری احمدی نژاد و البته با انشقاق های فراوان و جریان اصلاح طلب به رهبری هاشمی است که منتهی الیه دو طیف در کشور را تشکیل می دهند. انتقام جویی هاشمی از احمدی نژاد هم باعث داغتر شدن این مصاف شده و در نهایت احساس خطر جدی اصلاح طلبان و لزوم نجات کشور از طریق فتح مجلس و سپس ریاست جمهوری باعث انسجام موقت اصلاح طلبان شده است.

در هفته های اخیر کل کل های طرفین به اوج رسیده. خصوصا مصافی که هاشمی و احمدی نژاد دوشنبه گذشته شکل دادند شاهد بسیار مناسبی بر این مدعاست.

زمانی که احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت از لزوم محاکمه جاسوس هسته ای و افشای حامیان وی و تحت فشار بودن قاضی این پرونده و همچنین اعتراض به کسانی که دائم بر جدی بودن خطر تاکید می کنند سخن می راند. هاشمی با کمی تقدم و تاخر در همایش اتحاد ملی با موسویان و روحانی وارد اجلاس می شود و در سخنرانی خود بر جدی بودن خطر باز تاکید می کند تا همگان بدانند راه هاشمی و احمدی نژاد از هم کاملا جدا شده و این دو جریان در تقابل جدی همند.

و زمانی که احمدی نژاد بر مبارزه با مافیای دانشگاه آزاد تاکید می کرد هاشمی بر لزوم ناامید نشدن از تلاشهایی که برای تضعیف این دانشگاه صورت می گیرد سخن به میان می آورد. علی الظاهر این دو نفر کمر همت بر نابودی دموکراتیک هم بسته اند و تا انتخابات مجلس بایستی شاهد این مجادلات باشیم.

اما نکته ای که در این میان حائز اهمیت ویژه است آنکه در شرایط کنونی و با توجه به شرایط حساس پرونده اتمی- کشاندن این مباحثات به عرصه سیاست خارجی و دعواهای داخلی را به چنین مساله ملی و مهمی آیا درست است. یکسو دیگری را به ضعف دیپلماسی و افراط در بیان مواضع محکوم می کند و طرف دیگر آنان را به جاسوسی و سازشگری می خواند.

در شرایط فعلی که همه رسانه های دنیا بر طبل جنگ می کوبند و صهیونیستهاو لابی های افراطی درون امریکا بوش را ترغیب به حمله نظامی می نمایند آیا دامن زدن به این اختلافات کاری منطقی و عقلانی است؟ 

به دست آوردن کرسیهای مجلس هر اندازه که با ارزش و حیاتی باشد آیا به قیمت تخریب مواضع بین المللی و بغرنج کردن شرایط منطقه ای و جهانی ارزش دارد؟

طرفداران احمدی نژاد از اهمیت بیشتر سفر وی به نیویورک  از فتح فاو سخن می رانند و من به یاد این نکته افتادم که همان فاو را به دلیل مجادلات سیاسی داخلی قبل از مجلس سوم در عید سال ۶۷ از دست دادیم . نکند که تاریخ تکرار شود.

+ ارائه شده در  بیست و چهارم آبان 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

روزهای اخیر در صدر اخبار دنیا دست یافتن نفت به رکوردهای تازه ای است که دائم شکسته می شود. در یکی از روزنامه ها خواندم که این روزها در تاریخ ثبت خواهند شد اما لحظه ای احساس کردم هنگامی که نفت رکورد ۶۰ دلار را هم می شکست خیلی ها همین را می گفتند و فکر نمی کردند روز رکورد ۶۰ دلار حتی خنده دار به نظر آید. چه بسا نفت قیمت سه رقمی را نیز تجربه کند و همچنان بالا رود.

اما آنچه در این میان جدی تر شده است تهدیدات امریکا و داغتر شدن خبر حمله به ایران در رسانه های غربی است. تایم لندن نیز در گزارش این هفته خود با اشاره به سخنان احمدی نژاد مبنی بر راه اندازی ۳۰۰۰  سانتریفیوژ حمله اسراییل به تاسیسات اتمی ایران را محتمل دانسته. این نشریه حمله اخیر اسراییل به تاسیسات اتمی سوریه را نیز نشان دهنده عزم اسراییل در این اقدام قلمداد کرده است.

اما هر جا که تاکنون از حمله به ایران صحبت شده است از قیمت نفت و بازار آشفته آن نیز سخن به میان آمده است. اگر جنگی در منطقه به پا شود دیگر این اسب افسار گسیخته قابل کنترل نیست و اقتصاد دنیا را به هم می ریزد. وقتی سخن از جنگ ترکیه با کردهای عراق به میان آمد بازار نفت به سمت قیمت های ۳ رقمی پیش رفت و واقعا قابل پیش بینی نیست که در صورت جنگ احتمالی ایران چه اتفاقی می افتد.   

همین نکته باعث شده است بسیاری از تحلیلگران از نفت به عنوان سوپاپ تخلیه فشار منطقه نام ببرند. اما در سوی دیگر دیوانگی بوش و مشاوران جنگ طلبش چون دیگ چنی احتمال وقوع جنگ را همچنان باقی گذاشته است. 

اما نفت که همیشه برافروزنده آتش جنگ بوده است اینبار باعث خاموش کننده جنگ شده است و سردمداران کاخ سفید را به شک در مورد آغاز این جنگ واداشته است.   

+ ارائه شده در  هجدهم آبان 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ترکیه ناآرام

حتما اخبار مربوط به ناآرامی های مرزهای ترکیه و عراق را شنیده اید. گروه پ ک ک چنان دولت ترکیه را عاصی کرده است که دولت ترکیه تهدید به جنگ خود را علیه این گروه رسما اعلام کرده است و در روزهای اخیر نیز حملات پراکنده ای را نیز علیه این گروه انجام داده است. اما نکته ای که کمتر به ان توجه شده است تحولات اخیر در برخوردهای امریکا و ایران است که با این ناآرامی ها بی ربط نمی تواند باشد.

تقویت شایعه جنگ امریکا

همچنین در روزهای اخیر خبر حمله امریکا به ایران نیز فوق العاده مورد توجه قرار گرفته است. این توجه افکار عمومی به دلیل تحریم های بی سابقه امریکا در روزهای اخیر بود که همه را به یاد روزهای قبل از حمله به عراق انداخت. این قضیه باعث گردید که تظاهرات ضد جنگ روزهای اخیر به شکلی بی سابقه پرجمعیت شود. هر چند که در داخل ایران تهدید امریکا زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد اما جو کاذبی در خارج از کشور تصور می کند که امریکا در روزهای آینده به ایران حمله می کند. تهدید های پی در پی وزیر امور خارجه فرانسه نیز در محکومیت ایران همراهی فرانسه را با امریکا تایید می کند. از سوی دیگر مذاکرات صلح خاورمیانه نیز که با مخالفت حماس متحد اصلی ایران ناکام مانده است نیز همه را به فکر مهار ایران انداخته است. هر چند این توهم خیلی بدبینانه است که تصور کنیم امریکا به این ریسک بزرگ دست می زند اما مطمئن باشید اگر روزی سران امریکا بفهمند که هزینه جنگ با ایران از فوایدش کمتر است لحظه ای درنگ نمی کنند. به هر حال ایران به شدت با منافع امریکا متضاد است و بایستی به نحوی تضعیف شود. 

آتش جنگ ترکیه دامن ایران را هم می گیرد؟

اما نکته ای که در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته است ارتباط نا آرامی های مرز ترکیه و عراق است که می تواند تهدید بزرگی برای ایران باشد. اگر این جنگ به صورت جدی پا بگیرد آتش آن به حتم گریبان ایران را نیز خواهد گرفت. کردهای ایران و ارتباط نزدیک آنان با سایر کردها در عراق و ترکیه را به خاطر داشته باشید. به همین دلیل است که ایران با دیپلماسی بی سابقه و فوق العاده فعال سعی در میانجیگری در این قضیه است تا خدای ناکرده جنگی برپا نشود.

شاید امریکا مترصد این فرصت است تا در صورت شکلگیری این جنگ آتش آن را با بهانه هایی مثل دخالت ایران و حمایت از تروریسم و ... به ایران بکشاند و حمله به ایران را با بهانه هایی مرتبط با آن جنگ آغاز کند و سپس اهداف خود را به دست آورد. به قول معروف از شیر تو شیری جنگ استفاده کند و به ایران ضربه مهلکی وارد کند. خاصیت این تاکتیک برای امریکا منفعل بودن ایران در شرایط محکومیت و انحراف افکار عمومی به سمت ترکیه و فراموش شدن ایران است. اما این را نیز نباید فراموش کرد که اگر این فرضیه محقق شود منطقه گرفتار جنگی طولانی و فرسایشی خواهد شد که پایانی نامعلوم و سیاه خواهد داشت.

فقط می توانیم امیدوار باشیم که این اتفاق نیفتد.

+ ارائه شده در  هشتم آبان 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |