تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

دبیر شورای امنیت ملی در حالی استعفا داد که روند پیشرفت پرونده هسته ای ایران در شرایط بسیار خوبی بود. هر چند که بعد از حضور پوتین بسیاری وی را حامل پیام جنگ امریکا قلمداد کردند لیکن در مجموع علامتهای مثبتی از پرونده هسته ای و مذاکرات با اروپا به گوش می رسد.

در مورد استعفای لاریجانی نظرات زیادی ابراز شده است که برخی از آنها به شرح زیر است:

۱- اختلاف با احمدی نژاد: با توجه به جایگزینی فردی نزدیک به طیف احمدی نژاد و اختلاف اساسی اصولگرایان طیف لاریجانی و احمدی نژاد به نظر محتمل ترین گزینه به نظر می رسد.

۲- رقم خوردن پیروزی ها به نام احمدی نژاد: اگر پیروزی حاصل می شد به نام جریان لاریجانی رقم می خورد و این امر مورد پسند طیف احمدی نژاد نبود. با این کار پیروزی احتمالی به نام احمدی نژاد رقم می خورد. یکی از اعضای حزب اعتماد ملی به نام جوادی حصار اینگونه اعتقاد دارد.

۳-تندرو تر شدن مواضع: برخی از جمله طرفداران هاشمی معتقدند که رفتار لاریجانی و مواضع نرم اخیر وی در پرونده و خصوصا رفتار اخیر وی در قبال اروپاییان مورد پسند احمدی نژاد نبوده است و با تعویض دبیر مواضع تندتری را شاهد خواهیم بود.

۴-سفر پوتین به ایران: لاریجانی روز چهارشنبه هفته گذشته در دیدار با نمایندگان عقیدتی سیاسی نیروهای نظامی اعلام کرده بود که «پوتین» رییس جمهور روسیه حامل پیامی بوده و در خصوص پرونده هسته‌ای هشدار داده است. 
کمتر از 24 ساعت پس از  اظهارات لاریجانی،  احمدی‌نژاد گفت که پوتین هیچ پیامی جز پیام صلح و دوستی نداشته. این اظهارات شایعه مسایل پشت پرده سفر پوتین را تشدید نموده و باعث شد همه دلیل کناره گیری لاریجانی نیز همین مساله تلقی شود و احساس شود وی با بیان نابجای مسایل سری نظام مورد غضب احمدی نژاد قرار گرفته است.

۵- تغییر تاکتیک و گیج نمودن حریف: مانند یک مربی فوتبال که ناگاه با تغییری تاکتیکی روند بازی تیمش را تغییر می دهد و تیم حریف را گیج می کند شاید گیج نمودن اروپاییان در حالی که با لاریجانی اخت شده بودند هدف این تغییر باشد.

بسیاری شایعات دیگر نیز در این خصوص به گوش رسید که ظاهرا قابل قبول ترین آنها را ذکر کردیم. گذشت زمان اثبات می کند که کدام نظریه صحیح تر است. 

+ ارائه شده در  سی ام مهر 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اجلاس سران حوزه درياي خزر در حالي تحت الشعاع خبر حضور پوتين در تهران قرار گرفت كه به تنهايي نيز از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود. اينكه آيا سفر پوتين به خاطر اين اجلاس بوده يا خير و اينكه آيا اين سفر دهن كجي به سياست تحريم غرب بوده است يا نه و آيا ارتباطي با نيروگاه بوشهر دارد يا نه - همه و همه سوالاتي هستند كه  اين روزها در ذهن تحليلگران مطرح مي شوند.

هر چند حضور پوتين به عنوان يكي از عاليرتبه ترين مقام هاي سياسي دنيا كه بعد از انقلاب به ايران سفر كرده است در شرايط حساس پرونده اتمي ايران و همزمان با اجلاس ۱+۵ (كه البته آن هم به علت انصراف چين برگزار نشد) در مورد وضع تحريمهاي جديد عليه ايران از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود ولي از اهميت اين اجلاس نيز نبايد غافل شد.

درياي خزر تا قبل از فروپاشي شوروي متعلق به دو كشور بود كه البته ايران هم به دليل قدرتمندي شوروي زياد چشم طمعي به آن نمي دوخت به ويژه آنكه اكثر سواحل آن متعلق به شوروي بود. البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه در آن هنگام منابع نفتي و ساير ويژگيهاي اقتصادي اين دريا هنوز مورد توجه قرار نگرفته بود. بعد از فروپاشي شوروي به ناگاه ۳ كشور به مدعيان بزرگترين درياچه دنيا اضافه شد. اين مدعيان جديد همه خواهان مشخص شدن سهم خود از اين دريا و رژيم حقوقي آن شدند. اين مساله نيز جالب توجه است كه قدرتمند ترين آنها يعني روسيه وسعت كمي از سواحل  اين دريا را در اختيار دارد و قدرت چانه زني كمتري نيز خواهد داشت.

مشخص شدن رژيم حقوقي اين دريا سالها موضوع مناقشه اين كشورها بوده و هيچ گاه توافق اساسي در اين خصوص صورت نگرفته است. ايران و روسيه هميشه در اين اجلاس  هميشه بيشترين ادعا را در مورد منافع حاصله داشته اند و اين خود بزرگترين مانع دستيابي به توافق در اين اجلاس بوده است. همچنين شيطنتهاي روسيه در سالهاي اخير در خصوص بهره برداري هاي خودسرانه از منابع دريا همواره جزو دغدهغه هاي سياسشت خارجه ايران بوده است. هر چند كه منافع ايران در اتحاد با روسيه خصوصا در موضوع هسته اي مانع اعتراض شديد اللحن ايران شده است و كوتاه آمدن ايران نوعي باج به طرف روس محسوب شده است.  

بايد منتظر بود و ديد آيا بالاخره توافق در اين خصوص صورت مي گيرد يا خير. 

+ ارائه شده در  بیست و چهارم مهر 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

 
 
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران از ارائه در خواست ایران برای عضویت در شورای امنیت سازمان ملل متحد خبر داد.
آقای متکی در گفتگویی در شبکه دوم تلویزیون ایران گفت جمهوری اسلامی برای عضویت غیر دایم در شورای امنیت درخواست داده و با برخی کشورها که درصدد عضویت هستند برای حمایت از عضویت در این نهاد به توافق رسیده است.
شورای امنیت سازمان ملل در کنار پنج عضو دائم خود که شامل چین، فرانسه، روسیه، آمریکا و بریتانیا است، ده عضو غیر دایم نیز دارد که به تناوب تغییر می کنند. این ده عضو برای مدت دو سال، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب می شوند.
ایران پیش از این در سال های 1955 و 1956 میلادی در شورای امنیت به عنوان عضو غیر دایم حضور داشته است.

اما این درخواست در حالی مطرح می شود که دیپلماسی مهاجم در سالهای اخیر، ایران را به یکی از خبرسازترین کشورهای جهان تبدیل نموده است. مساله پرونده اتمی ایران، مساله حمایت از تروریستهای عراق ،حمایت از حزب الله لبنان، انکار هولوکاست توسط احمدی نژاد و ... از مسائلی است که در سال اخیر به عنوان اخبار ایران دائم در رسانه های خارجی جهت تخریب ایران به کار رفته است.قدرت یک کشور فقط بر اساس جمعیت و ثروت و قدرت نظامی آن تعیین نمی شود بلکه بر اساس میزان تاثیر گذاری در معادلات سیاسی تعیین می شود. بنابراین ایران را باید قدرتمند بدانیم.

یک نکته را نمی توان انکار کرد که ایران به عنوان یکی از قطبهای سیاسی دنیا مطرح شده است و همیشه در کنار امریکا نام ایران نیز ذکر می شود. حتی این مساله که نام روسیه به عنوان تهدید امریکا کمتر به زبان آورده می شود پوتین را نیز به عکس العمل واداشته و وی به انحاء گوناگون سعی در مطرح نمودن روسیه به عنوان قدرت جهانی کرده است.

مساله سپر موشکی امریکا در جمهوری چک را به یاد آورید. امریکا می گوید جهت جلوگیری از تهدید موشکی ایران قصد احداث آن را دارد ولی روسیه تلاش می کند که آن را تهدیدی برای خود جلوه دهد و بدینوسیله قدرتمند بودن خود را اثبات نماید. البته قصد انکار ادعای روسیه را ندارم ولی تلاش گسترده روسیه برای دامن زدن به تبلیغات این مساله نشان از اهمیت تبلیغاتی آن برای روسیه دارد.

این یکی از مثالهایی است که می توان به عنوان شاهد قدرتمند شدن ایران در جهان آورد. 

شاید در سالهای اخیر قسمت اعظم سیاست خارجی غرب به مساله ایران اختصاص پیدا کرده است و این نشانگر اهمیت یافتن ایران است. تلاش مستمر غرب برای جلوگیری از قدرت یافتن روزافزون ایران نشانگر نگرانی عمیق آنان از قدرت یافتن ایران است. بخشی از این اهمیت یافتن به دیپلماسی فعال و مهاجم احمدی نژاد بر می گردد . اما دلیل ذاتی آن برخورد ایدئولوژیک نظام سرمایه داری و تشیع است که به صورت دغدغه اصلی غرب درآمده است. این برخورد که در راستای پیش بینی هانتینگتون در نظریه برخورد تمدنها صورت می گیرد در سالهای آتی بیش از پیش اوج می گیرد. قدرت یافتن ایران نیز در مرکز این حقیقت واقع شده است که تشیع جایگزین کمونیسم در جهان دو قطبی شرق و غرب شده است.

ایران چه بخواهیم و چه نخواهیم یکی از پارامترهای اصلی معادلات سیاسی دنیاست که در آینده بیشتر از آن خواهیم شنید. و تقاضای عضویت در شورای امنیت دنیا را به فکر وادار کرد که با این قدرت جدید چگونه باید کنار آمد.

+ ارائه شده در  شانزدهم مهر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

خبر طرح سنای امریکا برای تجزیه عراق شوکی را به خاورمیانه وارد کرد. هر چند کردستان عراق از سال گذشته به صورت خزنده اعلام موجودیت و استقلال نموده بود ولی اعلان رسمی این خبر با مخالفتهای شدیدی روبرو شد که نشان دهنده حساسیت و اهمیت این رویداد است. حالا می توان انگیزه امریکا برای ناامن کردن عراق را به خوبی دریافت.

 اما چه کسانی از این اتفاق متضرر می شوند:

۱-ایران: با از دست دادن قسمت نفت خیز عراق و خارج شدن آن از دست شیعیان ، حکومت شیعیان به شدت تضعیف می شود و منافع ایران در عراق به خطر می افتد. از سوی دیگر شورش کردهای ایران باعث خواهد شد تشنج در مرزهای غربی ایران بالا بگیرد.

۲-ترکیه: شاید بزرگترین مخالف این اتفاق ترکیه باشد. اگر کردها تقویت شود ترکیه باید مرزهای جنوبی خود را رها کند و منتظر استقلال و تجزیه جنوب خود باشد.

۳-مردم عراق: مردم فقیر عراق شاهد افزایش ناامنی خواهند بود و درآمد نفتی هم باعث خواهد شد شیعیان به شدت تضعیف شود.

۴-کشورهای عربی: با تضعیف یکی از بزرگترین کشورهای عربی منطقه ، این کشورها که سالها سعی در نفوذ در حاکمیت عراق داشته اند با این اتفاق فقط روی  بخش سنی نشین آن می توانند حساب کنند که این بخش هم بخشی بی خاصیت و فاقد قدرت است.

۵-لبنان و فلسطین: یکی از حامیان استراتژیک این کشورها در منطقه به شدت تضعیف خواهد شد. و اسراییل بیش از همه حاشیه امنی برای ادامه تحرک خود می یابد.

توجه کنید به تلاشی که امریکا برای ناامن کردن فضای عراق در جهت منافع اسراییل نموده است و فضا را برای پذیرش این طرح چه خوب فراهم کرده است به طوری که کاملا منطقی و عقلانی به نظر می رسد.

+ ارائه شده در  هفتم مهر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |