تغییر سیاست فشار اروپا بر ایران

با کمرنگ شدن احتمال تحریمهای رسمی علیه ایران در شورای امنیت به نظر می رسد سیاست غرب در قبال ایران کمی تغییر کرده است. البته به نظر می رسد امریکا که بر خلاف گذشته در این موضوع دچار انفعال شده است منتظر است تا ببیند متحدانش چه می کنند. ظاهرا اروپایی ها به این نتیجه رسیده اند که با اعمال فشار علنی و رسمی به ایران اعتراضهایی را در بخشهای مختلفی بر می انگیزانند.
از آن جمله اند : مخالفین جنگ، شرکتهای تجاری طرف قرارداد ایران، کشورهای هم پیمان ایران، کشورهای پیمان عدم تعهد و... که هر کدام به دلایلی به فشار بیشتر به ایران معترضند. اما این بدان معنا نیست که اروپا دست از فشار خود بر ایران برداشته است بلکه دقیقا سیاست تغییر تاکتیک را در پیش گرفته است.بخشهایی از جزییات این تغییر تاکتیک که تاکنون مشهود شده است عبارت است از:
۱-تحریمهای غیر رسمی و اعلام نشده بدین صورت که شرکتهایی را با تطمیع و تهدید از همکاری با ایران باز می دارند. این تحریمها در هیچ خبرگزاری اعلام نمی شود و فقط بسیاری را در ایران به دردسر می اندازد بدون اینکه حق هر گونه اعتراضی برای ایران باقی بگذارد.
۲-هجمه روانی علیه ایران و ایجاد ناامنی روانی جهت سرمایه گذاری در ایران که باعث شده بسیاری از سرمایه گذاران رغبتی برای سرمایه گذاری در ایران نداشته باشند. سخنان اخیر وزیر امور خارجه فرانسه گویای همین سیاست است.
۳-برقراری روابط دیپلماتیک و ظاهرا دوستانه با ایران و امتیاز گیری از طریق شرط گذاری برای روابط تجاری ورسیدن به مقاصد سیاسی به طریقی کاملا مسالمت آمیز. کند نمودن و تحت نظر قرار دادن فعالیتهای هسته ای شاید بخشی از مقاصد ایشان باشد.
۴-بالا بردن نرخ ریسک سرمایه گذاری در ایران و افزایش سود دهی سرمایه گذاری شرکتها در ایران خصوصا در بخش گاز و نفت که اصلا مایل به قطع روابط نیستند.
۵- تقویت گروههای برانداز از طرق فرهنگی و سیاسی و اقتصادی
اکثر تحلیلهایی که در روزهای اخیر مطالعه کردم در دو سوی مختلف موضع گیری کرده بودند. گروهی با خوشبینی شرایط را ایده آل و امتیاز کامل را در دست ایران نشان داده اند که به نظر می رسد اصلا منطقی و نزدیک به ذهن نیست. گروه دوم نیز اوضاع را قمر در عقرب و کاملا به ضرر ایران متصور بودند و هر لحظه منتظر بروز جنگ بودند که این تحلیل هم زیادی در مورد وخامت اوضاع کنونی اغراق کرده اند. به نظر می رسد تحلیل فوق که تحلیل بینابینی است صحیح تر باشد و همچنان این ماراتن سخت و نفس گیر دیپلماتیک ادامه داشته باشد و این روزها هم به پایان نرسد.




