بدحجابی ریشه کن می شود...؟؟!!!

هر چند تجربه ثابت کرده طرح مقابله با بدحجابی بیشتر قصد ایجاد یک فضای تبلیغاتی برای تعدیل وضعیت موجود را دارد لکن سر و صدایی که این طرح در خارج و داخل به پا کرده من را هم وادار به نوشتن کرد.
در اینکه اکنون جامعه ما به سمت و سویی رفته است که اخلاق و خصوصا اخلاق جنسی به نحوی بی سابقه رو به زوال گزارده است شکی نداریم اما آیا برخورد فیزیکی و انتظامی می تواند معضل بد حجابی یا سایر آسیب های اجتماعی را کاهش دهد ؟ شاید بهتر باشد به عواملی که باعث به وجود آمدن این وضعیت فرهنگی در جامعه شده است اشاره ای داشته باشیم:
۱-بی شک کم کاری در فرهنگ سازی و ارتقا شعور جامعه مهمترین دلیل وضعیت فعلی قلمداد می شود. مسئولان فرهنگی ما یا در مدت انقلاب کاری نکرده اند یا با صدور بخشنامه و دستورالعمل سعی در اصلاح وضعیت جامعه داشته اند که در حقیقت کم اثرترین و راحت ترین کاری بوده است که می توانستند انجام دهند. نگاه افراطی و تفریطی به اخلاق جنسی جامعه سبب شده است تا جوانان ما به معنای واقعی بی ظرفیت و تهی از هر گونه هویت در مقابل جنس مخالف دچار عقده گشایی های مقطعی شوند که این تنها ناشی از خلاء فرهنگی و اعتقادی آنهاست که باید ریشه آنرا در کارهای معدود فرهنگی انجام شده یافت. صداو سیما به عنوان موثرترین تریبون فرهنگی جامعه نقش بسیار زیادی در سردرگم کردن جوانان و گاهی انحراف آنان ایفا نموده است. نداشتن استراتژی در فرهنگ سازی ها و اعمال سلیقه مدیران فرهنگی هر دوره سبب شده است تا همگی به اتفاق جوانانمان را به بی هویتی کامل سوق دهیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان متصدی اصلی سیاستگذاری فرهنگی کشور نقش بسیار کم رنگ و کم اثری در تدوین استراتژی های راهبردی فرهنگی داشته است.
۲-نبود راههای مناسب برای تخلیه جوانان از احساسات طبیعی جنسی و سخت تر شدن روزافزون ازدواج در جامعه سبب شده که این نیاز طبیعی به سمتی طغیان نماید که آثارش به راحتی مشهود است. نبود راهکاری مناسب و قانونی برای ساماندهی ازدواج موقت در جامعه که همیشه بدون دلیلی منطقی سانسور شده است علامت سوالی بزرگ است که بایستی مسئولان ذیربط به آن پاسخ دهند.
۳- کاملا طبیعی است که اگر روزی کار فرهنگی مناسب انجام پذیرفت و راهکار مناسب برای ازدواج جوانان ارائه گردید با متخلفان از قانون بایستی برخورد شود. اما چه قانونی ؟ قانونی که بر اساس معیارهای واقعی و منطقی و به نحوی کاملا اجرایی وضع شده باشد. معیار ما برای مبارزه با لباسهای تنگ و چسبان که این روزها جزو تخلفات مستلزم برخورد مطرح شده است چیست؟ آیا هیچ متر و معیاری می تواند آن را اندازه گیری کند؟ آیا برخورد با دو جوان که مثلا در یک محیط عمومی قدم می زنند مطابق با معیارهای دین مبین اسلام است؟ آیا ما اجازه داریم به درون حریم خصوصی افراد نیز وارد شده و آنان را از گناه بازداریم؟ ظاهرا که تعالیم اسلام چیزی خلاف آنچه توسط نیروی انتظامی انجام می شود دستور داده است.
اما حال به فرض اینکه بایستی با این موارد برخورد شود در انتخاب شخصی که مامور برخورد است چقدر حساسیت به خرج داده ایم و آیا به تبعات منفی یک برخورد ناصحیح از سوی ماموری که خود دچار انحراف است توجه کرده ایم . نیروی انتظامی در زمان فرماندهی سابق تهران بزرگ سردار طلایی هر سال اعلام می کرد که با بدحجابی برخورد می کند و پس از جنجالهای فراوان رسانه ای شاهد بودیم که هیچ گونه اقدامی انجام نگرفته و به تعدادی شعار اکتفا شده است. اما ظاهرا سردار رادان کمی اهل عمل است و این فعالیت را آغاز نموده است. اما آیا به راستی چقدر می توان امیدوار بود با برخورد انتظامی جامعه به سمت بالندگی و ارتقای فرهنگ پیشروی کند؟
طنز مشهوری است که سه نفر بودند که به ترتیب یکی چاله می کند و دومی گل می کاشت و سومی چاله را پر می کرد . روزی نفری که گل را می کاشت مریض بود و نیامد . دو نفر باقی مانده بدون توجه به شرایط جدید چاله می کندند و پر می کردند. حکایت جامعه ماست و برخورد با معلولها و نه علتها.
(عکس زیر هم تماشایی است: حکایت غریبی است که در سوی دیگر دنیا راهپیمایی می کنند تا حق خود را در رعایت حجاب به دست آورند و این سو ....)
