تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

 

رد سخن احمدی نژاد توسط متکی!!

منوچهر متکی، وزير امورخارجه ايران طی ميزگردی در نشست ويژه ای که مجمع اقتصاد جهانی در زمينه خاورميانه برگزار کرده است گفت که کشورش هيچ طرحی برای نابودی هيچ ملت يا کشوری ندارد و "هر بچه دبستانی می داند که محو هيچ کشوری از نقشه جهان امکانپذير نيست".(بی بی سی)

اما به یاد بیاورید سخنان احمدی نژاد را که گفته بود  اسرائيل بايد از نقشه جهان محو شود، تا بفهمید که چقدر بدون استراتژی و سطحی در سیاست خارجی خود رفتار می کنیم. در عرف دیپلماتیک سخنانی را که رییس جمهور یک کشور بیان می کند به عنوان سند رسمی مواضع آن کشور تلقی می کنند ولی متاسفانه گویا این رویکرد در کشور ما به هیچ عنوان صادق نیست. در مورد مواضع ایران بایستی از جمع بندی سخنان رهبر، رییس جمهور، رییس مجلس، رییس شورای تشخیص مصلحت نظام و... به مواضع رسمی جمهوری اسلامی پی برد. اضافه کنید سخنان رییس جمهور را در مورد روابط با مصر که در هفته پیش با واکنشهای متعددی مواجه شد. وی که به طرزی غیر معمول سخن می گفت از تمایل ارتباط جمهوری اسلامی با مصر و در صورت تمایل تاسیس سفارتخانه در مصر تا پایان وقت اداری سخن راند که بلافاصله با استقبال مصریها روبرو شد و البته با یک پیش شرط و آن هم برداشتن اسم خیابان خالد اسلامبولی و محو تصویر وی از خیابانهای تهران همراه بود. اما بلافاصله مسیح مهاجری با اشاره به سخن امام در مورد رابطه با مصر در روزنامه جمهوری اسلامی به احمدی نژاد می تازد و حرکت وی را محکوم می کند. 

 در مورد مذاکره با امریکا هم که اینقدر حرفهای ضد و نقیض شنیدیم تا اینکه رهبری به مجادلات پایان داد و مرز مذاکره را گفتگو در مورد مسایل عراق ذکر کرد وگرنه معلوم نبود تا کی شاهد حرفهای متفاوتی از سوی سران کشور می بودیم. مساله هولوکاست هم که رییس جمهور حرفهای متناقضی در مصاحبه های خود بیان کرد که اسراییلی ها هم گیج شدند که بالاخره موضع ما چیست!! و بسیاری از مواضع دیگری که در سیاست خارجه ما دچار این مشکل شدند...

باید به این واقعیت توجه کرد که کشورهای دنیا با هر طرز فکری شورای سیاستگذاری خارجی واحدی دارند که تنها مرجع تبیین مواضع نظام سیاسی آنان است و خلا این شورای واحد در نظام سیاسی ما به شدت احساس می شود.

+ ارائه شده در  بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

معمای بازداشت موسویان

هر چند رفع تعلیق در آخرین روزهای ریاست جمهوری خاتمی صورت گرفت ، اما تغییر موضع در پرونده هسته ای ایران به پای احمدی نژاد و لاریجانی نوشته شد.  از اولین روزهای ریاست جمهوری احمدی نژاد طرفداران وی گاه و بیگاه مسئولین  قبلی پرونده هسته ای ایران را به بی کفایتی حتی گاهی خیانت محکوم نمودند. حتی شخص احمدی نژاد در یکی از سخنرانی های خود تلویحا به اطلاع از خیانت برخی از مسئولین قبلی پرونده هسته ای اشاره کرد. فاطمه رجبی که فعلا به سخنگوی طرفداران افراطی احمدی نژاد شهرت یافته در موارد متعدد دولتهای قبلی را به خیانت محکوم نمود که برخی از آنها اشاره می کنیم:

این روزها یاد آور روزها و خاطرات سال 67 در جریان عزل آقای منتظری می‌افتیم. خیلی‌ها آن موقع و با مشخص شدن جریان آقای مهدی هاشمی فكر نمی‌كردند كه قضیه تا عزل آقای منتظری پیش برود ولی دیدیم كه قضیه تا كجا پیش رفت. به نظر می‌رسد كه این حركت وزارت اطلا عات می‌بایست به شاه كلید اصلی منتهی شود تا یكباره نظام و انقلاب در مسیر جدید خود قدرت های خارجی را از طمعه ورزی به انقلاب نا امید كنند. [رجا نیوز]

در این شرایط خطیر که تاریخ ملت ایران در مرحله‌ای حساس از سرنوشت خود می‌باشد شجاعت وزارت اطلاعات در دنبال کردن موضوع تا رسیدن به شاه کلید اصلی می‌تواند مانند سال 67 و رسوا شدن جریان آقای منتظری انقلاب را حداقل ربع قرن بیمه نماید. [انصارنیوزـ كیومرث كاتوزی]

خیال میكنید چگونه اطلاعات هسته‌ای ما لو رفته؛ دوستان خاتمی و مجلس ششمی‌ها لو دادند. متاسفانه هیچ گونه محاكمه علنی نكردند و مردم را آگاه نكردند. خدا [...] كند این خاتمی را که ارمغان دولتش چیزی جز فساد وغارتگری بیت المال نبود... درود بر احمدی‌نژاد كه عزت و شهامت و اعتماد به نفس را به ایران بر گردانند. [رجا نیوز]

درود بر احمدی‌نژاد كه ما را از دست یك عده جاسوس و دزد و خیانت كار به ملت و غارتگر بیت المال نجات داد و سبب عزت ایران شد. ارمغان ... فقط فساد و خیانت به ملت و غارتگری بیت المال بود. در انتخابات مجلس حتما به یاران احمدی‌نژاد رای می‌دهیم. [رجا نیوز]

چشم آقای خاتمی روشن باد. حواس مردم هم جمع باشد كه از این به بعد برای انتخاب رییس جمهور به ژست‌های شیك و قیافه‌هایی با لبخند ژوكوند و ترفندهای تبلیغاتی و شعارهای روشنفكرانه غرب زده توجه نكنند و فقط به محتوا و برنامه‌ها و سوابق درست و ایمان و تعهد انقلابی كاندیدای خود توجه كنند تا بار دیگر در دام آدم‌هایی مثل آقایان دوران (نا)سازندگی و (نا)اصلاحات نیفتند [رجا نیوز] 

جریان طرفداران هاشمی و حسن روحانی هم برای دفاع از خود بارها به تخریب عملکرد گروه پرونده هسته ای  فعلی پرداختند و از طریق تریبون  سایت آفتاب به نحوی گسترده به تخریب عملکرد دولت نهم و خصوصا عملکرد آن در بخش هسته ای پرداختند.

با بازداشت موسویان که پس از حرف و حدیث های فراوان پیرامون فساد در پرونده هسته ای شکل گرفت، حرف و حدیث های فراوانی دوباره شروع شد و با آزادی با قید وثیقه وی هم هر چند کمی از حرارت انتقادها کاسته شد ولی همچنان زمزمه های بسیاری در محافل خصوصی به گوش می خورد. سایت آفتاب هم از روز اول بازداشت دائما به دفاع از موسویان می پردازد. بازداشت و محکومیت احتمالی  موسویان که ظاهرا از نزدیکان و طرفداران هاشمی است ، ممکن است باعث یک مناقشه بین طرفداران هاشمی و احمدی نژاد گردد چرا که در صورت محکومیت وی دامنه این محکومیت به افرادی مثل روحانی و هاشمی و خاتمی نیز خواهد کشید. اگر با توافق مقامات ، فیتیله این جریان پایین کشیده نشود ممکن است که به جدلی جدی در سطح مقامات سیاسی شود و تبدیل به پیراهن عثمانی برای مناقشه بین طرفداران احمدی نژاد و هاشمی شود. 

 

+ ارائه شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

چرا متکی از دست رایس فرار کرد؟

وقتی در  ضیافت نهار اجلاس شرم الشیخ صندلی رایس و متکی روبروی هم قرار گرفت. هنوز نهار به پایان نرسیده بود که خبرگزاریها اخبار مختلفی را مخابره کردند . انگار که همه دنیا منتظر بودند تا این دو یار قدیمی که سالها با هم قهر کردند دوباره آشتی کنند. در ضیافت شام هم که متکی وارد شد گویا سلام و علیکش با جواب گرم رایس روبرو می شود و نتیجه اینکه آقای متکی به بهانه زن ویولنیست سالن شام را به همراه هیئت ایرانی ترک می کند و لنزهای شکارچی ناکام از شرم الشیخ باز می گردند تا همه چیز به روز اول بازگردد.

اما غرض از طرح این موضوع این است که آیا واقعا ادامه روند ارتباط اینگونه بین ایران و امریکا چه نتیجه و فایده ای دارد؟ روابط خارجی کشورها همواره بر تامین منافع ملی استوار است. اما آیا اکنون عدم  وجود ارتباط دیپلماتیک مابین ایران و امریکا چه فایده ای برای طرفین دارد. رفتار  امریکا  در سالهای اخیر نشان داده که به شدت علاقه مند به ایجاد رابطه با ایران است و فقط مانند کسی که غرورش را در جلوی جمع شکسته باشند به دنبال ایجاد ارتباطی آبرومندانه است. منطق امریکا در این رفتار کسب منافع بیش از پیش است اما منطق ایران در فرار از رابطه با امریکا چیست؟ معیار ما برای اینکه بین امریکا و مثلا انگلیس در رابطه خارجیمان تفاوت قائل می شویم چیست؟

آیا خصومتی که مثلا انگلیس با ایران دارد کمتر از امریکاست؟ غول ارتباط با امریکا را چرا اینقدر بزرگ کردیم که جرات نمی کنیم به راحتی در مورد آن حتی فکر کنیم؟ اجلاس شرم الشیخ شاید فضای مناسبی برای شکستن این تابو بود ولی به هر دلیل اینکار انجام نشد. البته نباید این نکته را فراموش کنیم که در این ایجاد ارتباط بایستی کمترین امتیاز را داد و بیشترین امتیاز را گرفت و این امر مستلزم هوشیاری کارگزاران روابط خارجی ایران است و شاید همین نکته باعث شده که تاکنون کسی جرات اقدام در این زمینه را نکند.

به نظر می رسد ادامه روند کنونی هیچ نفعی برای طرفین ندارد و بایستی هر چه زودتر در تعدیل آن کوشید. خصوصا اینکه با روند تحولات عراق برگ برنده در دست ایران است و امریکا اکنون نیاز به کمک ایران دارد.

+ ارائه شده در  شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

شوراها، بیماران رو به موت

وقتی احمدی نژاد شهردار بود و به هیئت دولت راهش ندادند همه برچسب اقدام سیاسی گری به دولت خاتمی زدند ولی احمدی نژاد هم همین بلا را سر قالیباف آورد تا همگان بدانند که حق را موقعیت و مصلحت تعیین می کند نه قوانین و ملزومات.

 او  بسیار از لزوم تقویت و حمایت از شوراها سخن می راند و طرح مدیریت جامع شهری را که شهرداری را تبدیل به قدرت اول یک شهر در تمامی قسمتها می نمود را مطرح می کرد همه فکر می کردند اگر احمدی نژاد روزی به قدرتی دست پیدا کند قطعا این طرح را به منصه ظهور می رساند. اما گذشت زمان چیز دیگری را اثبات کرد  و وی که ناگاه خود را د ر کاخ ریاست جمهوری دید دیدگاهش تغییر کرد و روز به روز از کاهش اختیار شهرداری ها و شوراها سخن راند.

مواردی مثل : انتخاب دهیاران از سوی وزارت کشور- لزوم تایید حکم شهرداران از سوی وزارت کشور- اعطای حق وتوی مصوبات شورا از سوی این وزارتخانه - کاهش بسیاری از عوارض دریافتی شهرداریها- تعیین عوارض ساخت و ساز در بودجه عمومی کشور- راه ندادن شهردار به جلسات هیئت دولت- اعطای بیش از پیش بودجه های کمکی شهرداری و دهیاریها از طریق استانداریها و بسیاری موارد دیگر سبب شده تا از این تغییر موضع  تعجب همگان برانگیخته شود . شورای سوم در حالی فعالیت خود را آغاز می کند که عدهای نگرانند انتخاب شهرداران نیز به وزارت کشور سپرده شود که اگر چنین شود شوراها به نهادی تزیینی و به عنوان افه دموکراسی کاربرد پیدا خواهند کرد.

اصل  ۱۰۰ قانون اساسی در مورد شوراها چنین می گوید: 

براي‏ پيشبرد سريع برنامه‏ هاي‏ اجتماعي‏، اقتصادي‏، عمراني‏، بهداشتي‏، فرهنگي‏، آموزشي‏ و ساير امور رفاهي‏ از طريق‏ همكاري‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضيات‏ محلي‏، اداره‏ امور هر روستا، بخش‏، شهر، شهرستان‏ يا استان‏ با نظارت‏ شورايي‏ به‏ نام‏ شوراي‏ ده‏، بخش‏، شهر، شهرستان‏ يا استان‏ صورت‏ مي‏ گيرد كه‏ اعضاي‏ آن‏ را مردم‏ همان‏ محل‏ انتخاب‏ مي‏ كنند. شرايط انتخاب‏ كنندگان‏ و انتخاب‏ شوندگان‏ و حدود وظايف‏ و اختيارات‏ و نحوه‏ انتخاب‏ و نظارت‏ شوراهاي‏ مذكور و سلسله‏ مراتب‏ آنها را كه‏ بايد با رعايت‏ اصول‏ وحدت‏ ملي‏ و تماميت‏ ارضي‏ و نظام‏ جمهوري‏ اسلامي‏ و تابعيت‏ حكومت‏ مركزي‏ باشد قانون‏ معين‏ مي‏ كند.

اما در حال حاضر کدامیک از وظایف فوق الذکر توسط شوراها امکان پذیر است. دولت هر روز علاقه به افزایش قدرت خود دارد و از اختیارات سایر نهادها می کاهد و بر اختیارت خود می افزاید. این اصل در تمامی دولتها مشاهده شده و دولت احمدی نژاد نیز این بیمار رو به موت را که تنها اسمی از آن باقی مانده است روز به روز ضعیف تر می کند. 

+ ارائه شده در  یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

بدحجابی ریشه کن می شود...؟؟!!!

هر چند تجربه ثابت کرده طرح مقابله با بدحجابی بیشتر قصد ایجاد یک فضای تبلیغاتی برای تعدیل وضعیت موجود را دارد لکن سر و صدایی که این طرح در خارج و داخل به پا کرده من را هم وادار به نوشتن کرد.    

در اینکه اکنون جامعه ما به سمت و سویی رفته است که اخلاق و خصوصا اخلاق جنسی  به نحوی بی سابقه رو به زوال گزارده است شکی نداریم اما آیا برخورد فیزیکی و انتظامی می تواند معضل بد حجابی یا سایر آسیب های اجتماعی را کاهش دهد ؟ شاید بهتر باشد به عواملی که باعث به وجود آمدن این وضعیت فرهنگی در جامعه شده است اشاره ای داشته باشیم:

۱-بی شک کم کاری در فرهنگ سازی و ارتقا شعور جامعه مهمترین دلیل وضعیت فعلی قلمداد می شود. مسئولان فرهنگی ما یا در مدت انقلاب کاری نکرده اند یا با صدور بخشنامه و دستورالعمل سعی در اصلاح وضعیت جامعه داشته اند که در حقیقت کم اثرترین و راحت ترین کاری بوده است که می توانستند انجام دهند. نگاه افراطی و تفریطی به اخلاق جنسی جامعه سبب شده است تا جوانان ما به معنای واقعی بی ظرفیت و تهی از هر گونه هویت در مقابل جنس مخالف دچار عقده گشایی های مقطعی شوند که این تنها ناشی از  خلاء فرهنگی و اعتقادی آنهاست که باید ریشه آنرا در کارهای معدود فرهنگی انجام شده یافت. صداو سیما به عنوان موثرترین تریبون فرهنگی جامعه نقش بسیار زیادی در سردرگم کردن جوانان و گاهی انحراف آنان ایفا نموده است. نداشتن استراتژی در فرهنگ سازی ها و اعمال سلیقه مدیران فرهنگی هر دوره سبب شده است تا همگی به اتفاق جوانانمان را به بی هویتی کامل سوق دهیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان متصدی اصلی سیاستگذاری فرهنگی کشور نقش بسیار کم رنگ و کم اثری در تدوین استراتژی های راهبردی فرهنگی داشته است.

۲-نبود راههای مناسب برای تخلیه جوانان از احساسات طبیعی جنسی و سخت تر شدن روزافزون  ازدواج در جامعه سبب شده که این نیاز طبیعی به سمتی طغیان نماید که آثارش به راحتی مشهود است. نبود راهکاری مناسب و قانونی برای ساماندهی ازدواج موقت در جامعه که همیشه بدون دلیلی منطقی سانسور شده است علامت سوالی بزرگ است که بایستی  مسئولان ذیربط به آن پاسخ دهند.

۳- کاملا طبیعی است که اگر روزی کار فرهنگی مناسب انجام پذیرفت و راهکار مناسب برای ازدواج جوانان ارائه گردید با متخلفان از قانون بایستی برخورد شود. اما چه قانونی ؟ قانونی که بر اساس معیارهای واقعی و منطقی و به نحوی کاملا اجرایی وضع شده باشد. معیار ما برای مبارزه با لباسهای تنگ و چسبان که این روزها جزو تخلفات مستلزم برخورد مطرح شده است چیست؟ آیا هیچ متر و معیاری می تواند آن را اندازه گیری کند؟ آیا برخورد با دو جوان که مثلا در یک محیط عمومی قدم می زنند مطابق با معیارهای دین مبین اسلام است؟ آیا ما اجازه داریم به درون حریم خصوصی افراد نیز وارد شده و آنان را از گناه بازداریم؟ ظاهرا که تعالیم اسلام چیزی خلاف آنچه توسط نیروی انتظامی انجام می شود دستور داده است. 

اما حال به فرض اینکه بایستی با این موارد برخورد شود در انتخاب شخصی که مامور برخورد است چقدر حساسیت به خرج داده ایم و آیا به تبعات منفی یک برخورد ناصحیح از سوی ماموری که خود دچار انحراف است  توجه کرده ایم . نیروی انتظامی در زمان فرماندهی سابق تهران بزرگ سردار طلایی هر سال اعلام می کرد که با بدحجابی برخورد می کند و پس از جنجالهای فراوان رسانه ای شاهد بودیم که هیچ گونه اقدامی انجام نگرفته و به تعدادی شعار اکتفا شده است. اما ظاهرا سردار رادان کمی اهل عمل است و این فعالیت را آغاز نموده است. اما آیا به راستی چقدر می توان امیدوار بود با برخورد انتظامی جامعه به سمت بالندگی و ارتقای فرهنگ پیشروی کند؟

طنز مشهوری است که  سه نفر بودند  که به ترتیب یکی چاله می کند و دومی گل می کاشت و سومی چاله را پر می کرد . روزی نفری که گل را می کاشت مریض بود و نیامد . دو نفر باقی مانده بدون توجه به شرایط جدید چاله می کندند و پر می کردند. حکایت جامعه ماست و برخورد با معلولها و نه علتها.

(عکس زیر هم تماشایی است: حکایت غریبی است که در سوی دیگر دنیا راهپیمایی می کنند تا حق خود را در رعایت حجاب به دست آورند و این سو ....) 

+ ارائه شده در  سوم اردیبهشت 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |