تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

 

خروج مقتدا صدر و سرنوشت عراق

 


 

معادله پیچیده سیاسی عراق با خبر خروج وزیران طرفدار مقتدی صدر باز هم پیچیده تر  شد.مقتدی صدر  که قبلا یکبار و در آستانه دیدار مالکی با بوش هم تهدید به انجام اینکار کرده بود ظاهرا اینبار عزم جدی برای اعمال فشار با این حربه بر دولت مالکی را دارد. در انفجارهای اخیر که پس از مانور تبلیغاتی دولت عراق مبنی بر تامین امنیت بغداد صورت گرفت رد پای غربیها به خوبی دیده شد چرا که آنان تنها حربه برای تضعیف موقعیت صدر را چنین یافتند.

 امریکا و انگلیس از اختلاف و ناامنی عراق بهره برداری می کنند و به آن دامن می زنند ولی باید توجه داشت که غرب از میان بد و بدتر مجبور به انتخاب بد شده است و قطعا تبعات این ناامنی دامنگیر خود آنها هم شده و خواهد شد.تظاهرات گسترده مخالفان حضور نظامی امریکا در عراق به دعوت مقتدا صدر نوعی قدرت نمایی و مانور سیاسی بود که منتج به فشار به دولت نوری المالکی شد. این فشار سیاسی از سویی قطعاْ باعث مواضع تندتر المالکی در قبال حضور امریکا و انگلیس خواهد شد و از سویی دیگر شاید بتوان پیش بینی کرد که با عمل اخیر مقتدا صدر یعنی خروج وزرای طرفدار وی از کابینه- شرایط تضعیف دولت و شاید تشدید ناامنی ها و اعمال تروریستی هم فراهم می شود.

در سوی دیگر در امریکا و انگلیس مخالفان حضور نظامی در عراق روز به روز در حال افزایش هستند و اقبال مردم امریکا به  شعار ضد جنگ دموکراتها هم مصداق بارز این موج مخالفت بود. این روند افزایش فشارها بر دولتهای بوش و بلر را به همراه خواهد داشت که آنان را مجبور به عقب نشینی خواهد کرد. اما نظریه ضعیفی هم که در این میان گاهی مطرح شده است این است که امریکا و انگلیس قصد دارند برای تحت الشعاع قرار دادن شکست شان در عراق بعد از فرافکنی مشکلاتشان به سمت ایران با حمله به ایران با بهانه موضوع هسته ای افکار عمومی دنیا را از موضوع عراق به طور کلی منحرف کنند و با یک عملیات نظامی کوچک از فشار وارد شده بکاهند. اما آیا این عمل باعث افزایش مشکلات ایشان خواهد شد یا نه دقیقا دلیلی است که آنان را به تامل در این عمل واداشته است. 

در هر صورت آنچه مسلم است آنکه امریکا و انگلیس به بسیاری از اهداف استراتژیک خود در منطقه نرسیده اند و دیر یا زود هم مجبور به ترک عراق بدون دستاورد قابل توجهی خواهند بود.

 

+ ارائه شده در  بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

نتیجه نهایی تحریمهای غرب؟!!

 

خبر خوش هسته ای از سویی برخی را شاد کرد و از سوی دیگر باز هم نگرانی هایی را خصوصا در میان برخی نخبگان کشور پدید آورد. از هر چه که بگذریم با نگاهی اجمالی به مناقشه هسته ای به تناقضی بی جواب می رسیم که پایان بسیار مبهم و نگران کننده ای دارد. ما با روندی که در پرونده هسته ای پیش برده ایم اکنون تنها دو راه زیر را برای پایان آن باقی گذاشته ایم:

۱-باخت -باخت: قطعا اگر روند فشارهای سیاسی و بین المللی همچنان بر ایران ادامه پیدا کند ، هم غرب و هم ایران متضرر و بازنده خواهند بود . ایران با از دست دادن امتیازات بین المللی بی تعصب که بنگریم متضرر خواهد شد و اگر کار به حمله و جدال نظامی بکشد که اصلا پایان خوشی به شمار نمی آید. در سوی دیگر غربیها هم برنده این مجادله نخواهند بود و با تحریم و جنگ احتمالی آنها هم به شدت متضرر خواهند شد. باید دید مردم ایران حاضرند برای دستیابی به این تکنولوژی ارزشمند بهای گزاف آن را بپردازند. قطعا پیش بینی اینکه مردم تا کجا پشتیبان دولت در این قضیه خواهند بود کاری بس دشوار و بی فایده خواهد بود. امیدواریم که مجادله ما به این بن بست نرسد که در اینصورت شاید فرزندان ما مورد نکوهشمان قرار دهند و بهای گزاف این دستیابی را به صرفه قضاوت ننمایند.

۲-برد- برد: فقط در صورت کوتاه آمدن یکی از طرفین می توان این احتمال را بررسی کرد. احتمال کوتاه آمدن ایران از مواضعش تنها در صورتی محقق می شود که فشارهای بین المللی به حدی ایران را در تگنا قرار دهد که صدای اعتراض ملت ایران در بیاید و ناچار به کوتاه آمدن از مواضع قبلی مان شویم. البته قطعا کاملا نرم و با توافق پشت پرده این عقب نشینی صورت می گیرد ولی با جنجال رسانه های غربی و سکوت رسانه های داخلی همراه خواهد بود و با کسانی که به نقد جدی این توافق بپردازند برخورد خواهد شد. اما کوتاه آمدن طرف غربی در صورتی تحقق می پذیرد که غرب فضایی را پیش رو ببیند که بتواند در آن با کمک رسانه های قدرتمند خود طوری قضیه را وانمود کند که انگار عقب نشینی صورت نگرفته است که این امر مستلزم کمک ایران در توافق پشت پرده یا تعلیق موقت غنی سازی و سکوت ایران با توافق قبلی است. امیدواریم فرضیه آخر محقق شود و ایران آبرومند و سرافراز بدون هیچ گونه هزینه زیادی از این مجادله بیرون بیاید.البته این فرض با خوشبینی زیادی همراه است چرا که غربیها تا هزینه زیادی را متحمل نشوند حاضر به این عقب نشینی نخواهند شد و ما هم آنقدر قدرتمند نیستیم که این هزینه را برای ایشان بالا ببریم.

صبر بر گذشت زمان تنها راه موجود برای مشاهد پایان این مجادله است که آرزومندیم با خیر و خوشی به پایان انجامد.

 

+ ارائه شده در  بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

حمله امریکا به ایران تا دو هفته دیگر!

 

هفته پیش یک خبرگزاری روسی خبری را منتشر کرد که در عین حال که زیاد جدی گرفته نشد ولی خیلی ها را به فکر وادار کرد. این خبرگزاری که با توجه به تحولات خلیج فارس استدلال کرده تا دو هفته دیگر حمله به ایران شکل می گیرد مدعی است که این حمله ابتدا با مورد هدف قرار دادن نقاط حساس و مراکز اتمی ایران آغاز می شود و سپس در صورتی که اوضاع بر وفق مراد امریکا پیش برود حمله زمینی هم در ادامه انجام خواهد شد. جالب  اینکه سایت آفتاب نیوز پس از مدتی به دلایل نامعلوم  این خبر را از روی سایت خود برداشت. اما گذشته از این خبر اگر بخواهیم این ادعا را بپذیریم به دلایل زیر شاید منطقی به نظر برسد هر چند ناگفته نمانددر کنار این دلایل موارد زیادی هم برای حمله نکردن امریکا وجود دارد که فعلا قصد طرح آن را نداریم:

۱- اوجگیری مناقشه هسته ای:با تصویب سومین قطعنامه هر چند کم اثر بودن آن نیاز به یادآوری ندارد ، امریکا دلایل قابل قبول تری برای حمله به ایران دارد. اظهارات نماینده سابق امریکا در شورای امنیت مبنی بر لزوم حمله فوری به ایران گویای این امتیاز مثبت در امریکا است.

۲-تقویت نیروهای نظامی خلیج فارس: خبر باقی ماندن دومین ناو هواپیما بر در خلیج فارس و اجرای مانوری بزرگ توسط امریکا در خلیج فارس و احتمال حضور سومین ناو امریکا در منطقه در آینده نزدیک تحرکاتی است که بوی خوبی از آن مشام نمی رسد.

۳-مجادله انگلیس و ایران بر سر ملوانان بازداشت شده: اظهار موضع جدی جرج بوش و گروگان خواندن ملوانان در دست ایران ، نظر کسانی که معتقد بودند امریکا در این مساله دخالت نمی کند را رد کرد. این در حالی است که عده ای ادعا کرده اند آزادی دیپلماتهای ایرانی در عراق توسط امریکا از شرطهای ایران برای آزادی ملوانان انگلیسی است. نقض حریم هوایی ایران توسط جنگنده های امریکا در همین روزهای اخیر گویای جدی بودن مساله از سوی امریکاست. همچنین موضعگیری سفت و سخت انگلیسیها در قبال این مساله این فرضیه را تقویت می کند که امریکا در پشت پرده این مناقشه نقش فعالی را ایفا می نماید.

۴- بهانه جویی روزافزون امریکا: روزی نیست که امریکا به بهانه ای از ایران گله و بهانه جویی ننماید. این روزها مساله ناپدید شدن شهروند امریکایی خبری است که مورد توجه قرار گرفته ، محکوم نمودن ایران به دخالت و حمایت از تروریستها در عراق که به خبر روزانه خبرگزاریها تبدیل شده. این فضا ما را به یاد فضای تبلیغاتی حاکم بر کاخ سفید قبل از حمله به عراق می اندازد.

با همه این اوصاف علاوه بر موارد ذکر شده دلایل زیادی نیز برای عدم وقوع این حمله وجود دارد که فقط گذشت زمان قادر خواهد بود درستی یا غلطی این فرضیه ها را اثبات کندُ.

+ ارائه شده در  چهاردهم فروردین 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

سال 85 سال تقابل ها

سلام و عیدتون مبارک!

قصد داریم از منظری جدید نگاهی  به تحولات سال ۸۵ داشته باشیم . سال ۸۵ را در یک کلمه می توان سال تقابل و رویارویی دو جبهه قدرتمند در جهان دانست.جبهه شیعیان و مسلمانان  مبارز که با تعریف غربی با تروریسم و بنیادگرایی مساوی تلقی شده است  و جبهه  غرب و نظام سرمایه داری که در این سال بیش از پیش به صف آرایی و رویارویی پرداختند. امریکا که سومین سال اشغال عراق را در این سال شروع نمود ، در لشکر کشی خود به منطقه خاورمیانه و مبارزه با به اصطلاح تروریسم و بنیادگرایی سال خوبی را پشت سر نگذاشت، ولی در عین حال تلاش زیادی برای دستیابی به این هدف نمود و توانست در برخی جبهه ها هم به موفقیتهایی دست یابد. طرح موضوع هلال شیعی در این سال به صورت جدی تری دنبال شد و ایجاد اختلاف میان کشورهای عربی و ایران از محورهای مهم سیاستهای غرب در منطقه بود . تعدادی از تقابلهایی که در سال گذشته میان دو گروه متخاصم درگرفت به شرح زیر هستند:

۱-تقابل حزب الله لبنان و اسراییل: این تقابل را مهمترین تقابل سال می توان نامید و بیش از همه ناتوانی جبهه غرب را در مبارزه با فرهنگ شیعی به اثبات رساند . جنگ ۳۳ روزه چنان درسی به اسراییل داد که پس از سالها وادار به بازنگری در نهادهای حکومتی خود شد.

۲-تقابل شیعیان عراق و امریکا: این تقابل که از نوع دموکراتیک بود در میان دولت شیعی عراق و امریکا شکل گرفت و امریکا را وادار به شیوه های تروریستی و تقویت مخالفان شیعه در عراق نمود . چرا که امریکا از راه مسالمت آمیز موفق نشد این دولت را به اطاعت وادار نماید و تنها راه را تقویت گروههای تروریستی مخالف شیعه و اختلاف مذهبی در عراق دید و نتیجه آن هم کشتار روزانه صدها تن بود که از دو طرف در عراق بحران زده به خاک و خون کشیده شدند. در مجموع این سال را می توان سال شکست امریکا در اجرای سیاستهای خود در عراق نامید.

۳-تقابل حماس و فتح و متحدان غربی اش: حماس که با رای مردم به سلطه رسیده بود چنان تحت فشار مالی و سیاسی  امریکا و متحدان غربی فتح قرار گرفت که به ناچار مجبور به تشکیل دولتی با اعمال نظر فتح شد. در سال ۸۵ بارها شاهد درگیری بین فتح و  حماس بودیم و تحریم های اقتصادی و سیاسی حماس و دستگیری سران این جنبش منجر به کوتاه آمدن ایشان از مواضع بنیادی حماس شد.

۴-تقابل امریکا و غرب و ایران در پرونده هسته ای: زیاد در این باره شنیده ایم و  در روزهای پایانی سال ۸۵ سومین قطعنامه شورای امنیت نیز در حال شکل گیری بود. در این سال دو قطعنامه و یک بیانیه از سوی شورای امنیت و با تلاش امریکا به تصویب رسید که اگر چه بار تحریم و حلقه محاصره آن بسیار کمرنگ و ضعیف بود لیکن از نظر روانی و تبلیغاتی فشار زیادی بر ایران وارد نمود . رییس جمهور ایران هم که رسما اعلام کرد ترمز قطار هسته ای را کنده و به دور انداخته آب پاکی بر روی دستان غربیها ریخت و نشان داد راهی که رفته ایم پایان مبهمی خواهد داشت که در گرو تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش اثرات منفی این تقابل خواهد بود. در روزهای پایانی سال نیز کارشکنی روسیه در تحویل سوخت به نیروگاه بوشهر و تایید ضمنی پیشنویس قطعنامه علیه ایران باعث شد تا دولتمردان در سیاست نگاه به شرق خود به دیده تردید نگاه کنند.

۵-تقابل برخی کشورهای افریقایی و غرب: اوج این تقابل در کشور افریقایی سودان بود و ایستادگی شورشیان و جلوگیری دولت از ورود نیروهای ناتو به منطقه به آن شکل داد .

+ ارائه شده در  یکم فروردین 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |