گردش به راست ممنوع!

این احزاب سیاسی در ایران هم حکایت غریبی دارند. درابتدای انقلاب و با توجه به ذات ضد امپریالیستی انقلاب ، تفکر چپ در میان سیاستمداران رواج پیدا کرد. در این میان تحصیلکردگان امریکا که طیف مهمی از دانشگاهیان و فرهیختگان ایران را تشکیل می دادند تحت تاثیر تفکر سرمایه داری بودند و در دولت بازرگان هم گرایش به راست آنان مشهود بود. اما دولت میرحسین موسوی که عنان مملکت در را در دوران جنگ به دست گرفته بود به شدت در اقتصاد چپ گرا بود و برخی هم که با نظریات چپ وی مخالف بودند با در نظر گرفتن موقعیت جنگی کشور آن را قابل توجیه می دانستند. اما همان کسانی که در دوران موسوی اقتصاد و سیاست متمایل به چپ را دنبال می کردند و به همین دلیل لقب چپی گرفتند بعد از جنگ و دولت سازندگی با گردشی ناگهانی به طرزی افراطی راست گرا و کاپیتالیست شدند. از همه مهمتر اینکه هاشمی که در اوایل انقلاب با برچسب کمونیست بودن مورد تهاجم بود و نقش اساسی را دولت موقت در دولتی کردن صنایع خصوصی ایفا کرده بود، سردمدار این تفکر شد. کارگزاران سازندگی که مولود جناح چپ در ایران بود به شدت نسبت به مادر خود متفاوت شد و با اجرای سیاست تعدیل اقتصادی با سرعتی زیاد به سمت راست شدن پیش رفت. در دولت خاتمی نیز سیاست اقتصادی دولت قبل دنبال شد ولی با این تفاوت که سرعت آن کند شد و شاید دلیل آن اختلاط چپ های سنتی متمایل به چپ و چپ های مدرن متمایل به راست بود که به دلیل ائتلاف ناهمگون دوم خرداد پیش آمد. اوج این آشفتگی زمانی بود که وزیر اقتصاد دولت هفتم نمازی بود و وی که به چپ گرایی شهره بود به زودی با سیاستهای بانک مرکزی مشکل پیدا کرد و از ادامه کار انصراف داد. جناح راست نیز که در سودای حکومت داری سالها انتظار کشیده بود برخاسته از بازار و دارای تفکر سرمایه داری بود ولی طیف احمدی نژاد که دقیقا مانند کارگزاران که مولود ناهنجار از جناح چپ بود از جناح راست ناگاه متولد شد، دارای تفکر چپی افراطی است که در عرصه های مختلف ظهور و بروز پیدا کرده است .احمدی نژاد با شعارهای سوسیالیست گونه به حکومت رسید و شعار اصلیش مبارزه با سرمایه داری بود تفکر چپ را در اقتصاد خود پیش گرفته و شاید اگر نبود برنامه های اقتصادی از پیش تعیین شده و چشم انداز بیست ساله بیش از این هم به چپ متمایل می شد. عرضه سهام عدالت ، بزرگ کردن دولت ، سیاستهای تنظیم بازار ، تاکید بر نفی مالکیت خصوصی زمین ، تاکید بر ساختن خانه های سازمانی و.... از مصداقهای این گرایش وی است.اما نکته ای که در این میان جلب توجه می کند تناقض برخی سیاستهای وی با چشم انداز بیست ساله است که توسط مجمع تشخیص مصلحت تصویب شده است. نبود رویه مشخص و یکتا در سیاستهای اقتصادی قطعا موجب ضربه های جبران ناپذیری به اقتصاد خواهد شد.
گرایش به چپ احمدی نژاد در سیاست خارجی وی نیز به چشم می آید و دیدار های صمیمانه وی با چاوز ، فیدل کاسترو ، بشار اسد، مورالس و... و تعمیق روابط با کشورهای متبوع آنان نیز از نکات حایز توجه در این زمینه است. در جامعه و خصوصا نسل جوان گرایش به نمادها و شعارهای چپ که به نظر می رسد عمدا از سوی برخی تقویت می شود نیز بیش از پیش به چشم می آید. وقتی صداو سیما محاکمه گلسرخی را در دهه فجر پخش کرد ، من که با دهانی باز مانده از تعجب آنرا نگاه می کردم فقط به این فکر می کردم که از تقویت گرایش به چپ چه کسی نفع می برد؟








