مجادله بی پایان هسته ای

اشاره : بحث در مورد پرونده هسته ای ایران اکنون دیگر به بخش ثابت خبرگزاریهای جهان تبدیل شده است. حتی مدتی است که خبرگزاری های معتبر داخلی قسمت ویژه ای را در کنار بخشهای سیاسی و اجتماعی و...به انرژی هسته ای اختصاص داده اند. تکرار خبرهای مربوط به این پرونده باعث شده تا افکار عمومی دنیا حساسیت خود را در قبال این موضوع از دست بدهد و به آن به عنوان یک بازی سیاسی صرف ، نگاه کند. به همین جهت هر چند وقت یکبار به خاطر آنکه شوک تازه ای به این بیمار رو به موت وارد کنند و افکار عمومی را باز هم متوجه به اصطلاح خودشان «خطر تسلیحات اتمی ایران» کنند موضوع جدیدی را مطرح می کنند. چندین سال است که هر از چند گاهی آقای البرادعی دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارشی را در مورد فعالیتهای هسته ای ایران تهیه نموده و به دنیا عرضه می کند و تقریبا در همه آنها به صلح آمیز بودن این فعالیتها اذعان نموده است. اما در هر کدام از این گزارشها قسمتی دو پهلو و شک برانگیز گنجانده می شود . اما با همه این تفاصیل در حال حاضر چند هفته است که کشورهای موسوم به 1+5 هنوز به هیچ توافقی در مورد صدور قطعنامه ای شامل تحریم ایران نرسیده اند. این عدم توافق باعث شده تا بوش شخصا دست به کار شود و در سفر خود به ویتنام در برنامه خود سفر به روسیه و مذاکره با پوتین پیرامون برنامه هسته ای ایران را هم بگنجاند. آخرین تحولات هسته ای ایران را در چند محور ذیل می توان خلاصه کرد که به تفصیل در مورد هر کدام بحث خواهیم نمود:
1-تاکید رییس جمهور بر ادامه فعالیت هسته ای و برگزاری جشن بزرگ هسته ای در سال جاری:
در مصاحبه مطبوعاتی اخیر رییس جمهور با اشاره ای دوباره به ادامه پرشتاب حرکت غنی سازی در ایران تا 60 هزار سانتریفیوژ به برگزاری جشن بزرگ هسته ای ایران در سال جاری اشاره شد.
رییس جمهور در این مصاحبه همچنین اشاره می کند: در يكسال و سه ماه گذشته از عمر دولت نهم، پرونده هستهاي يكي از موضوعات مهم كشور بوده و تقريباً تمامي كشورهاي بزرگ براي جلوگيري از استيفاي ملت در برابر ما صفآرايي كردند.
وی گفت: زمان در ديپلماسي پرونده هستهاي به نفع ملت ايران است و كساني كه دستيابي ايران را به چرخه سوخت هستهاي سخت ميدانستند، امروز پذيرفتهاند كه با ايران برخوردار از چرخه سوخت هستهاي زندگي كنند.
این صحبت باعث تحریک مقامات امریکا و اسراییل شد تا باز هم بر خطر از دست دادن زمان و لزوم تسریع در برخورد با ایران تاکید کنند. از جمله تندترین این اظهارات صحبت ایهود اولمرت نخست وزیر اسراییل است که در كنفرانس سالانه جوامع يهودي متحد آمريكاي شمالي از كشورهاي ميانهروي عرب خواست براي جلوگيري از دوران بيثباتي بيسابقه عليه ايران متحد شوند.فارس به نقل از خبرگزاری دپ آ می نویسد: نخست وزیر اسراییل با تلاش در جهت تحریک اعراب علیه ایران می گوید «ما به لحظه مهم حقيقت درباره ايران رسيدهايم واگر ايران به توان توليد تسليحات هستهاي دست يابد، همانطور كه ميدانيم خواستار انجام اين كار است، ما وارد دوره جديد بيثباتي خواهيم شد كه تاكنون دنيا شاهد آن نبوده است.»
و در ادامه می گوید: «ائتلافي از كشورهاي عرب ميانهرو لازم است تا منافع مشترك خود را در جلوگيري از كاهش ثبات توسط ايران در خاورميانه متحد كنند. اين ائتلاف بايد عليه خطرات اسلام تندرو باشد كه منبع اصلي دستكاري در خود اسلام است.» نکته قابل توجه در این اظهار نظر اشاره به دستکاری در اسلام است که در نوع خود اظهار نظر گستاخانه و کم نظیری است.
اظهار نظر دیگر مربوط می شود به نتانیاهو رهبر حزب لیکود و نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی که در مصاحبه با با رادیو ارتش رژیم صهیونیستی به نقل از روزنامه اسرائیلی جروزالم پست اینچنین اظهار نظر کرد: اسرائیل باید از هیچ تلاشی برای برای توقف تهدیدات ایران فرو گذار نکند. ایران که خواستار از بین بردن دولت یهودی است؛ آماده است تا خود را به بمب اتمی مسلح کند. نخست وزیر اسبق اسرائیل به زعم خود برای مقابله با تهدید ایران چند گزینه را ارائه نیز داد و افزود : اسرائیل توانایی هایی دارد، اما اگر ما سالها منتظر بمانیم ؛ دیگر وجود نخواهیم داشت ایران اهدافی جهانی را دنبال می کند و ما نخستین هدف این کشور هستیم و هر ماه که سپری می شود تهران با توسعه تسلیحات هسته ای به منظور استفاده از آنها، به هدف خود نزدیکتر می شود.
اما واکنش کاخ سفید هم در این مورد جالب توجه است: به گزارش خبرگزاري فرانسه، شون مك كورمك، سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا روز گفت: «اعلام طرحهاي ايران براي نصب دهها هزار سانتريفيوژ براي غنيسازي اورانيوم بايد عاملي براي آگاهي كساني باشد كه درباره جاهطلبيهاي تسليحات هستهاي ايران ترديد دارند.» مك كورمك گفت: «اين اعلام بايد عاملي براي آگاهي بقيه كشورهاي جهان باشد.اين مسئله به ايراني مسلح به تسليحات هستهاي منجر خواهد شد كه ميتواند حادثهاي در حد غيرقابل تصور بيثبات كننده، در عرصه تاريخ خاورميانه باشد.»
نکته مشترک در مورد این اظهار نظرها تاکید بر از دست دادن زمان و پیشرفت ایران در فعالیتهای هسته ای است که به استناد به اظهارات اخیر رییس جمهور انجام می شود.
2-گزارش اخیر البرادعی و اشاره به كشف آثار پلوتونيوم با غناي بالا در ايران:

در آخرین گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به چند مورد ابهام در مورد فعالیتهای هسته ای ایران اشاره شده است که مهمترین آن اشاره به کشف آثار پلوتونیم با غنای بالا در جنوب ایران است که در بند13 این گزارش آمده است: ايران توضيحات كافي درباره موضوعات باقيمانده مربوط به اين آزمايشات ارايه نكرده و اطلاعات مرتبط ديگري در اختيار قرار نداده است.
اما در بند 21 آن اذعان شده است: آژانس ميتواند عدم انحراف در مواد هستهاي اعلام شده در ايران را [به سمت كاربرد تسليحاتي] مورد تاييد قرار دهد. در پاسخ به ابهام ایجاد شده سازمان انرژی اتمی ایران سریعا به این موضوع به این شرح پاسخ داد: موضوع آزمايشات پلوتونيوم كه در گزارش اخير آژانس آمده است موضوع جديدي نيست و سه سال است كه مباحث تخصصي زيادي بين ايران وآژانس در اين خصوص انجام شده است. آژانس اخيرآ (ميانه مهر ماه) اعلام کرد كه در كانتينرهاي حاوي مواد پرتو داده شده بازفراوري نشده وباقيمانده از پروژه پلوتونيوم كه تحت مهر و موم آژانس نيز قرار دارد، آلودگي ذرات پلوتونيوم و اورانيوم با غناي بالا را مشاهده كرده است. منشاء اين آلودگي سوخت هاي قديمي راكتور تحقيقاتي تهران است كه اين راكتور از بدو شروع به كار خود تحت نظارت آژانس قرار دارد و اين مطلب به آژانس نيز منعكس شده است.
به نظر می رسد اگرچه دوپهلو بودن قسمتی از این گزارش دستاویزی ضعیف جهت محکوم نمودن ایران باشد ولی با عملکرد خوب سازمان انرژی اتمی ایران کمک زیادی به پیش بردن اهداف امریکا در مذاکرات پیش رو نخواهد کرد.
3-تعلیق دو ماهه آخرين نرمش اعتمادسازانه در برابر غرب:
بازتاب می نویسد یکی از كارشناس ارشد پرونده هستهاي گفت: جمهوري اسلامي ميتواند با يك شرط مشخص، به عنوان آخرين نرمش اعتمادسازانه در برابر غرب، به تعليق دوماهه رضايت دهد.وي گفت: با اين حال، كشورهاي طرفدار ماجراجويي تلاش كردند اين توافقات را بياثر كنند و سرانجام به رغم توافقات به وجود آمده در سه جلسه متوالي و پذيرش آنها توسط آقاي سولانا به عنوان نماينده تامالاختيار كشورهاي «1+5»، آن را بر هم زدند
وي ادامه داد: با توجه به تأكيد جديد آقاي سولانا، بر ادامه مذاكره با ايران، جمهوري اسلامي ميتواند پس از امضاي توافق يازده بندي سولانا ـ لاريجاني، توسط هر 6 كشور «1+5» يك تعليق با زمان مشخص دو ماهه را به عنوان آخرين شانس انجام دهد تا مذاكرات ايران و كشورهاي «1+5» بنا بر بندهاي يادشده، آغاز شده و ادامه يابد.اين كارشناس در پايان گفت: البته قطعا اين گزينه، آخرين امتياز ممكن از سوي ايران به غرب تلقي ميشود و طبيعي است اگر طرفهاي غربي به چنين پيشنهادي نيز تن ندهند، دليل واضحي بر فقدان رويكرد منطقي از سوي آنهاست.
هر چند این اظهار نظر از سوی مقامی رسمی ابراز نشده است ولی به نظر می رسد حاکی از تصمیم ایران برای پذیرفتن تعلیق موقت جهت تلطیف فضای جلسات 1+5 است . این اظهار نظر حتی اگر مورد پذیرش ایران هم قرار نگیرد موجب کند شدن تصمیم گیری در مورد تحریم ایران است.
4-سفر آقای لاریجانی به روسیه:
آقای علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در چهارمین سفر خود به مسکو ظرف ده ماه گذشته مساله برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی و رویداداهای پیرامون آنرا با مقامهای روسی مورد بررسی قرار داد. بازتاب این سفر در روزنامه های روسیه حاکی از کسب نتایج خوبی برای ایران است . از جمله روزنامه نیزاوی سیمایا گازتا می نویسد درپی دیدار علی لاریجانی و ولادیمیر پوتین، لاریجانی تاکید کرد که ایران از حقوق خود عقب نشینی نخواهد کرد. سخنان لاریجانی گواه پشتیبانی کاخ کرملین از حکومت ایران است. روزنامه اقتصادی کومرسانت بحث مواضع روسیه درباره قطعنامه پیشنهادی اروپا و موضوع ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی را با یکدیگر مرتبط می داند و مسکو را در حال مانور بین این دو موضوع می داند. به نوشته این روزنامه نتایج سفر لاریجانی را می توان در روزهای آینده جستجو کرد. به نظر می رسد امریکا با قراردادن روسیه بر سر راه دوراهی انتخاب حمایت از ایران یا ورود به سازمان تجارت جهانی قصد مجبور کردن روسیه به کوتاه آمدن از حمایت ایران را دارد. این سیاست در گفتگوی اخیر بوش و پوتین کاملا مشهود است. در این دیدار درست پس از مذاکره پیرامون پرونده هسته ای ایران که محور اصلی این مذاکره بود بحث پروتکل دو جانبه الحاق روسیه به سازمان تجارت جهانی مطرح می شود.
5-نتیجه انتخابات امریکا و توصیه هم پیمانان امریکا به مذاکره با ایران:
نتیجه انتخابات امریکا اگر چه بیشتر به رفراندوم سیاست امریکا در عراق تشبیه شده بود ، اما در پرونده هسته ای ایران هم بی تاثیر نبود. چنانکه دموکراتها از ماهها پیش پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران را مطرح می کردند و از آن به عنوان حربه ای علیه سیاست خارجی بوش استفاده می کردند. درست بعد از اعلام نتایج انتخابات کنگره ،انگلیس و استرالیا ، هم پیمانان استراتژیک امریکا، بوش را به مذاکره با ایران توصیه نمودند و اعلام کردند تنها راه حل پرونده هسته ای ایران و مشکل عراق مذاکره مستقیم ایران با امریکاست.جمهوریخواهان هم که از شکست خود هنوز مبهوت هستند دچار تزلزل در سیاست قهرآمیز خود علیه ایران شدند .
با توجه به تحولات اخیر به نظر می رسد در روزهای آتی نباید منتظر اتفاق خاصی در مورد این پرونده باشیم و ظاهرا اجماع کشورهای 1+5 در این مورد به این زودیها اتفاق نخواهد افتاد و یا اینکه به یک قطعنامه کم اثر و سبک اکتفا می شود، چیزی که امریکا به شدت از وقوع آن در هراس است. از سوی دیگر هر روزی که این توافق به تاخیر افتد زمانی است که به نفع ایران در حال گذر است و ایران روز به روز به سمت خودکفایی کامل در تولید سوخت هسته ای پیش خواهد رفت.



غییر نمی کند. هر چهار سال یکبار هم در همین انتخابات رییس جمهور هم با رای غیر مستقیم مردم توسط شورای الکترال انتخاب می شود. اما اگر امروز دموکراتها شعار ضد انتخابات عراق را به عنوان شعار انتخاباتی خود انتخاب می کنند نه به دلیل مخالفت با جنگ وسلطه جویی امریکا بلکه به دلیل اقبال افکار عمومی به این شعار است . به یادبیاورید نیکسون را که از دموکراتها با شعارپایان جنگ ویتنام به قدرت رسید و بعد تعداد زیادی نیرو را به ویتنام گسیل کرد.
ره محکوم می کند و دلیل آن را کمک به سرپوش نهادن بر پرونده ترور رفیق حریری می دانند. پیراهن عثمان امریکایی ها که این دفعه ترور رفیق حریری است تنها حربه موجود برای مقابله با قدرت نمایی حزب الله و پشتیبانان استراتژیک آن یعنی ایران و سوریه است . بله امروز لبنان عرصه قدرت نمایی ایران و سوریه به واسطه قدرت یافتن حزب الله در مقابل امریکا و متحدان غرب اش است. ساختار قدرت پیچیده لبنان معادله چند مجهولی است که تنها نقطه برجسته آن حزب الله است که نسبت به سایر گروهها قدرت فوق العاده ای یافته است و این دقیقا نقطه نگرانی امریکا از قدرت یافتن ایران و سوریه در لبنان است. در کنار همه این معادلات تشدید احتمال صدور قطعنامه ای دیگر علیه ایران با موافقت ضمنی روسیه نشانگر تلاش زیاد امریکا در جهت ایجاد فشار بر ایران است که به قضیه لبنان هم بی ربط نیست. لبنان که هیچگاه در طول تاریخ خود این اهمیت استراتژیک را پیدا نکرده بود اکنون خط مقدم مبارزه قدرتهای بزرگ دنیا شده است. 

