تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

یک کلام هم از مادر عروس

وقتی بعد از حادثه 11 سپتامبر بوش شروع جنگی صلیبی رو اعلام کرد. خیلی ها اون رو زیاد جدی نگرفتند. ولی امروز بیش از گذشته معلوم شده که منظور ایشان چه بود. بوش پسر در شروع ریاست جمهوری خود مامور اجرای طرح جدید تئوریسین های امریکایی شد که طی یک پروسه طولانی اسلام رو مساوی با تروریست و در نتیجه جنگ با اونها رو موجه جلوه بده . کاملا حساب شده گروه القاعده به مردم دنیا معرفی شد وبن لادن اسطوره تروریسم هم بایستی دستگیر می شد .و در نتیجه حمله به افغانستان و سپس صدام و سلاحهای کشتار جمعی اون و خلع سلاح وی بهانه ای برای حمله به عراق .

در این میان هر از چند گاهی حوادثی مثل متروی مادرید و لندن و حمله های تروریستی به مقر صهیونیستها باعث می شد که التهاب مورد نیاز در دنیا حفظ بشه . تحریک احساسات مسلمانان در موارد مختلف مثل کاریکاتور های دانمارکی دو طرف رو آماده جنگ صلیبی می کنه که فعلا در سطح رسانه ها و تریبونهاست. اما لبنان و فلسطین هم که یاد آور جنگهای باستانی صلیبی است هم در این میان وارد می شوند و خلاصه همه چیز آماده است که مسلمانان و مسیحیان را در مقابل هم قرار دهد .

اما اتفاق جدید از همه جالب تر است. پاپ که تا به حال در حد مسایل مذهبی سخن می راند و وظیفه ای جز شرکت در مراسم مذهبی نداشت و خاصیتی جز تقدس برای کاتولیکها نداشت به ناگاه در مورد خشونت در اسلام سخن می راند و در اتفاقی کم سابقه کاملا سیاسی می شود(یک کلام هم از مادر عروس ) و اظهار نظری می کند که مسلمانان دنیا که تا بحال به عنوان یک شخصیت بی خاصیت و مذهبی به وی احترام می گذاشتند علیه او به خیابانها می ریزند و سایر ماجراها. اما اگر فکر می کنید که قضیه به همین جا ختم می شود سخت در اشتباهید . مطمئن باشید این روند ادامه پیدا می کند و این جنگ لفظی روزی به جنگ پر هزینه تری هم تبدیل خواهد شد چنانچه امروز خواندم رهبر کاتولیکهای استرالیا در سخنانی تند تر از پاپ در حمایت از وی سخنرانی می کند و مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار می دهد. جنگ صلیبی در حال شکل گیری است و چه بخواهیم و چه نخواهیم درگیر آن خواهیم شد و علیرغم پیش بینی جامعه شناسان قرن 19 این قرن، قرن جنگهای ایدئولوژیک خواهد بود و دلیل آن تنها موج بیداری ایجاد شده در میان مسلمانان است که غربی ها آن را بر نمی تابند.

+ ارائه شده در  بیست و نهم شهریور 1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ادب خوبه براي همسايه

وقتي فاطمه رجبي نامه مشهورش را منتشر كرد همه احزاب و افراد مختلف شروع به محكوم نمودن آن نمودند كه برخی از قسمتهای آن البته جای انتقاد هم داشت. يادمان نمي رود روزنامه شرق در يكي از شماره هاي خود و در قسمتهاي خود اعم از سرمقاله و تيتر و طنز و.... از فاطمه رجبي انتقاد كرد و وي را به عدم رعايت نزاكت محكوم كرد .

اما دقت كنيد همين روزنامه شرق كمتر از يك هفته بعد اين كاريكاتور را چاپ مي كند:

در اين كاريكاتور خيلي رسمي به شخص رييس جمهور اين توهين بزرگ را مي نمايد. شخصي كه صرف نظر از همه مسايل منتخب مردم اين كشور است. از اين جالبتر بيانات جناب آقاي هاشمي است كه بعد از تعطيلي شرق فرياد اختناق و نبود آزادي بيان سر ميدهد و مي گويد در همه حال افراطي‌گرايي وجود داشته است و بايد تلاش شود با كنترل آن، اين فضا به كل جامعه تسري پيدا نكند. اينجاست كه مي فهميم كه ادب خوبه البته براي همسايه!

اما حيفم مي آيد به سفر خاتمي هم اشاره اي نكنم. بوش در مصاحبه خود با واشنگتن پست مي گويد من شخصا ويزاي خاتمي را صادر كردم چون فكر مي كنم صداهاي ديگري به جز صداي احمدي ن‍ژاد هم بايد از ايران شنيده شود.

رادیو فردا که باهدف جنگ تبلیغاتی علیه ایران راه اندازی شده است دریکی از برنامه های خود به نوعی به شنونده القا مینمایدکه سفرخاتمی وسهل گرفتن مسوولین آمریکابرای وی به منزله ارتباط خاتمی واطرافیانش با سیاستمداران آمریکایی بوده وآنان قصددارندباتقویت نیروهای خاتمی درسکوهای قدرت ایران رخنه نمایند.

تحلیل گراین رادیو دربخش دیگری ازسخنانش بگونه ای سخن میگویدکه مخاطب بپذیردحرکتهای سیاسی ودیپلماتیک ایران ورئیس جمهورفعلی ناپسندبوده واستقبال ازخاتمی درخارج ازکشورنوعی واکنش کشورهای غربی برای مواضع اخیرایران بوده وجهان بیشترافکاراصلاحی رادرحکومت ایران میپذیردتاسیاستهای پیش روگرفته نظام !!.

این تحلیل گرمسایل سیاسی ایران ادامه میدهدجهان این هدف راداردتاخاتمی ودوستانش تقویت شده تابتوانندپیروزانتخابات آینده ایران برای کسب کرسی های مجلس وریاست جمهوری بشوند.

این مفسرکه نتوانست شدت عصبانیت خودرا ازسیاستهای فعلی نظام کتمان کنداین نوع سیاستگذاری راورشکسته وبرنامه ریزان آن راتندورها معرفی میکند.

قضاوت با شما....

+ ارائه شده در  بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

یک معانقه و این همه دعوا؟!!!

این روزها و با نزدیک شدن به انتخابات دو موضوع مورد بحث محافل سیاسی شده است،اول معانقه هاشمی و مصباح و دوم نامه خانم رجبی. که هیچ کدام به نظر مهم نمی رسد بلکه دستاویزی سیاسی برای منفعل کردن طرف مقابل است. ماجرا از جایی شروع می شود که خبرگزاری فارس ادعا می کند در حاشیه دیدار خبرگان با رهبری هاشمی و مصباح با هم به گرمی معانقه کرده اند و .... که انعکاس همین خبر هم به نظر سیاسی به نظر می رسد . روز بعد روزنامه شرق صفحه اول خود را به صورت کامل به انعکاس تکذیب این خبر توسط جلالی رییس دفتر مصباح می پردازد و با آب و تاب آنرا منعکس می کند .

سپس خبرگزاری فارس نیز توضیحاتی در مورد خبر خود می دهد و تقریبا ماجرا به پایان می رسد. اما با گشتی در سایتها دیدم که هنوز در این مورد بحث می شود. جالب است که این همه دچار سیاست زدگی شده ایم که اینچنین اخبار بی اهمیتی در صدر اخبار رسانه هامان قرار می گیرد.

ماجرای دوم نامه خانم رجبی  همسر رییس دفتر رییس جمهور است که در آن از بعضی خصوصا خاتمی انتقادهای تندی شده است. مصاحبه مطبوعاتی آقای الهام که هر هفته برگزار می شود عرصه تاخت و تاز خبرنگاران جناحهای مختلف در مورد این نامه می شود که البته آقای الهام که شاهد این مجادلات در قالب طرح سوالات است عکس العمل نشان نمیدهد و اظهار نظر هم نمی کند.

اما روز بعد بازهم روزنامه شرق صفحه اول خود را به این مساله اختصاص می دهد و از کتاب معجزه هزاره سوم نوشته همین خانم می نویسد و تنور ماجرا را داغ می کند. و طبق معمول بازار اظهار نظر ها داغ می شود و ادامه ماجرا....

ناخود آگاه به یاد روزهای سیاست زدگی بعد از دوم خرداد افتادم که روزنامه های زنجیره ای آن روزها چنان مسائل بی اهمیت را بزرگ جلوه می دادند که حوادثی نظیر کوی دانشگاه را شکل دادند. باید مراقب بود این سیاست زدگی ها که مدتی بود از شرش خلاص شده بودیم باز دامانمان را نگیرد.

 هر چند فضای سیاسی کشور خیلی با آن روزها فاصله دارد ولی دامن زدن به این فضا عاقبت خوبی نخواهد داشت....

+ ارائه شده در  پانزدهم شهریور 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

آرایش جدید احزاب سیاسی پیش از انتخابات

باز هم انتخاباتی دیگر و ائتلافهای موقت احزابی که در هیبت یک حزب سیاسی که نیستند هیچ ، بلکه حتی در اندازه یک باند یا گروه سیاسی هم محسوب نمی شوند. افرادی که موقتا برای منفعت کوتاه مدت خود دور هم جمع می شوند و اختلافات عمیق اعتقادی خود را فراموش کرده و مدتی همدیگر را تحمل می کنند.

خبری در البرز خواندم مبنی بر ائتلاف ۵ حزب بزرگ اصلاح طلب یعنی:مجمع روحانیون مبارز, حزب کارگزاران سازندگی , جبهه مشارکت ایران اسلامی, سازمان مجاهدین وحزب اسلامی کار.

http://alborznews.net/shownews.asp?u=6905

که نیازی نیست اختلافات عمیق بین این احزاب را بازگو کرد. اما در خبر دیگری در سایت آفتاب  دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین از کارکردهای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به عنوان محور هماهنگی گروه‌های جناح راست در انتخابات پیش رو خبر می دهد:

http://aftabnews.ir/vdcgxz9akw9zn.html

که تجربه تلخ این تشکل در انتخابات ریاست جمهوری نهم گویای مشکلات پیش روی آنان است. این قضیه وقتی پیچیده تر می شود که بدانیم اکثر افراد موسوم به اصولگرا اکنون در مسند قدرت نشسته اند و این قضیه نشستن آنان را پشت یک میز بسیار سخت تر می کند.

اما تقابل جریان هاشمی و احمدی نژاد را می توان بارزترین خصوصیت این انتخابات  دانست که نامه های رد و بدل شده میان جمعی از طلاب و هاشمی بعد ازواقعه ۱۵ خرداد نشانگر عمق اختلاف موجود است.

باید صبر کرد و دید غیر قابل پیش بینی ترین ملت دنیا در این انتخابات چه سورپریزی برای دنیا به ارمغان می آورد.

+ ارائه شده در  هشتم شهریور 1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 

توپ بازی هسته ای!!

 

 

ایران با تسلیم پاسخ بسته پیشنهادی غرب مدعی است توپ را به زمین حریف انداخته و حالا منتظر پاسخ غرب است. غربیها هم می گویند: ما منتظر اعلام رسمی پاسخ ایران به قطعنامه 1696 هستیم. خلاصه اینکه همه ادعا می کنند توپ را به زمین حریف انداخته اند. اگر خوب به خاطر داشته باشید از زمان شروع این اختلاف،دائما و به مناسبتهای مختلف طرفین ادعا کرده اند توپ را به زمین حریف انداخته اند و منتظر پاسخ طرف مقابل هستند. اینکه این توپ بازی هسته ای بالاخره کی پایان می یابد نیازمند مدتی تامل است. اما مساله ای که بدیهی به نظر می رسد کوتاه نیامدن ایران از حق غنی سازی و اصرار غرب بر تعلیق است که این معادله را به معادله ای پیچیده و لاینحل تبدیل کرده و برای حل مسالمت آمیز مساله تنها کوتاه آمدن یکی از طرفین از موضع خود است که باز هم با توجه به مواضع طرفین بعید به نظر می رسد .

اما راه حل سوم که کمتر در مورد آن صحبت شده است توافق پنهانی طرفین در مورد کوتاه آمدن از موضع خود بدون اعلان رسمی و تحت سانسور رسانه ای است که از نظر بنده امکان آن بسیار زیاد است . به دو دلیل اینگونه فکر می کنم: اول اینکه معادله اکنون به جایی رسیده که دو طرف از ادامه آن دچار ضرر می شوند و معادله باخت- باخت شده است.

دوم اینکه طرفین توانایی سانسور در رسانه های خود را دارند و با کمی برنامه ریزی و هماهنگی می توانند در رسانه های خود با لطافت مساله را حل شده جلوه دهند که غیر از خواص کسی متوجه کلاه گشاده نهاده شده بر سرش نشود.

بد نیست تحلیل سایت مهر را نیز در این مورد بخوانید

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=370319

+ ارائه شده در  یکم شهریور 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |