قطعنامه ای که نتیجه اش از قبل معلوم است

پس از کش و قوس فراوان بالاخره قطعنامه ۱۶۹۶ هم علیه برنامه هسته ای ایران تصویب شد. نکته ای که در مورد این قطعنامه خیلی مهم است تهدید به استفاد از بند ۴۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل است. حال بند ۴۱ چیست؟ ترجمه ان بدین شرح است:
بند 41
شوراي امنيت ممكن است تصميم بگيرد كه چه معيارهايي بدون توسل به نيروي نظامي، براي اثرگذاري بر تصميماتش به كار گرفته ميشود و ممكن است از اعضاي سازمان ملل بخواهد چنين معيارهايي را به كار گيرند. اينها ممكن است وقفهي كامل يا نسبي روابط اقتصادي و ارتباطات راهآهن، دريايي، هوايي، پستي، تلگرافي، راديويي و ديگر ابزارهاي ارتباطاتي و قطع روابط ديپلماتيك را شامل شود.
تا به حال و از زمان تغییر موضع ایران در مساله هسته ای اینگونه استنباط شده است که قاطعیت و حفظ موضع بالا موجب عقب نشینی غرب از مواضع غیرمنطقی شان شده است. اما برای اثبات نتیجه بخش بودن این موضع چند ماه فرصت لازم است تا نتیجه این قطعنامه معلوم شود. چند گزینه قابل تصور است:
اول اینکه ایران تعلیق را بپذیرد و ماجرا فیصله پیدا کند که احتمال ان با تو.جه به موضع اخیر مسوولان پرونده محال به نظر می رسد.
دوم اینکه ایران در مذاکرات با اروپایی ها به توافق برسد و بسته پیشنهادی با تعدیلاتی از جمله حذف تعلیق کامل از آن موردقبول ایران واقع شود که این گزینه هم با توجه به موضع اروپایی ها بعید به نظر می رسد.
سوم اینکه ایران کوچکترین امتیازی ندهد و پس از ۹ شهریور یعنی پایان ضرب الاجل شورای امنیت این شورا جهت تحریم اقتصادی و سیاسی ایران رای صادر کند. که با توجه به منافع چین و روسیه مقاومت آنها سبب لااقل تخفیف در این مجازاتها خواهد شد و لطمه قابل توجهی نصیب ایران نمی شود.
چهارم اینکه شورای امنیت با مقاومت چین وروسیه موفق نشود قطعنامه ای در مجازات ایران تصویب نماید و موافقت چین و روسیه با قطعنامه قبلی هم از سر اجرایی نبودن آن و یا شاید احتمال کوتاه امدن ایران بوده باشد
پنجم که بدبینانه ترین حالت ممکن است آن که پس از صدور قطنامه مجازات ضرب الاجل دیگری صادر شود و بند چهل و دو در صورت عدم تمکین ایران به اجرا در آید که همان گزینه نظامی است:
بند 42
اگر شوراي امنيت در نظر بگيرد كه معيارهاي منظور شده در بند 41 ناكافي خواهد بود يا ثابت شود كه ناكافي است، ممكن است چنين اقدامي را با نيروهاي هوايي، دريايي يا زميني انجام دهد، چرا كه ممكن است براي حفظ و يا احياي صلح و امنيت بينالمللي ضروري باشد. چنين اقدامي ممكن است نمايشهاي قدرت، محاصره و ديگر عملياتها از طريق نيروهاي هوايي، دريايي و يا زميني اعضاي سازمان ملل را شامل شود.
که بعید به نظر می رسد اجماع جهانی در این خصوص ایجاد شود.
به نظر می رسد فرضیه سوم یا چهارم منطقی تر و عملی تر باشند که در هر دو صورت ضرر قابل توجهی نصیب ایران نخواهد شد و حتی در صورت تحریم اقتصادی ضرری که نصیب طرف های مقابل خواهد شد بیشتر خواهد بود چون تحریمها طبق تجربه های قبلی به صورت کامل اعمال و اجرا نمی شوند و اکثر کشورها منافع خود را فدای سیاستهای کشورهای قدرتمند نمی کنند.
نگرانی های برخی روشنفکران که این نگرانی را به درون جامعه هم تزریق می کنند جای تعجب و سوال دارد که به چه سبب و طبق چه منطقی فریاد وامصیبتا سر داده اند. آنچه بیش از همه چیز نیاز امروز ماست حفظ وفاق ملی و وحدت و پشتیبانی مسوولان است تا این گردنه نه چندان خطرناک را هم پشت سر بگذاریم و روز به روز در راه ترقی و آبادانی کشورمان گام برداریم