تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

وقتي ديدم وبلاگم فيلتر شده به فكر فرو رفتم كه به چه وضعي رسيديم كه حتي نظام اجازه سخنان به اين نرمي را هم نمي دهد. در حالي كه فقط در بلاگفا وبلاگهاي فراواني را مي بينيم كه سرشار از مسايل غير اخلاقي و مطالب تند عليه نظام است تحليل سياسي فيلتر مي شود تا همه بدانند كه اگر بخواهي با رعايت مسايل اخلاقي و در دايره نظام هم بنويسي تحمل نمي شوي. 

اين وبلاگ با مشي معتدل و مقيد به همه اصول نظام كه داشت به پنحمين سال تولدش مي رسيد كه مورد عنايت سايبري نظام قرار گرفت.   تحليل سياسي به بخش مهمي از فكر و زندگي ام تبديل شده بود و در طول ۴ سال و اندي كه نوشتم مورد لطف و عنايت دوستان زيادي قرار گرفتم كه از همه اين دوستان تشكر مي كنم.  

ديگر نمي نويسم تا نظام از نوشتن من لطمه نخورد. تا ديگر كسي متوجه نقايص برخي اركان!!  خود خوانده نظام نشود و موجب تضعيف آنان نشوم. از خداوند مي خواهم تا قلمهاي خائني كه موجب تضعيف اين آقايان مي شود را بشكند تا باعث زحمت برادران زحمت كش سايبري هم نشوند.

مرگ تحليل سياسي را در حالي اعلام مي كنم كه حتي خبر مرگش هم فيلتر شده و دوستان نمي توانند آن را بخوانند. اميد كه اين مرگ سبب تولد خيراتي باشد و نظام جمهوري اسلامي هر روز استوار تر بتواند در راه سرافرازي و عزت و شكوه پيش برود كه: ...سر خم مي سلامت شكند اگر سبويي

 

+ ارائه شده در  بیست و ششم اسفند 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

هدفمند سازی یارانه هابه چند دلیل زیر به نظر می رسد لایحه هدفمند سازی یارانه ها عاقبت خوشی را برای کشور - مردم و رییس جمهور نخواهد داشت:

۱- ذات و اصل چالشی طرح: فارغ از این که این طرح توسط چه کسی  و چگونه و در چه زمانی و توسط چه کسی اجرا شود این طرح ذاتا انقلابی و چالشی است و به هر حال اثرات اجتناب ناپذیری دارد که بایستی منتظر آن بود. تورم و رکود توامان و شکست بسیاری از تولیدکنندگان خرد قطعا مورد انتظار خواهد بود. اگر در اجرای این طرح مشکلاتی ایجاد شود طبیعتا بایستی تبعات مضاعفی را انتظار داشت.

۲- لایحه عجولانه و احتمالا کارشناسی ضعیف آن: تدوین عجولانه این طرح بنا به شنیده ها موجب شد که کارشناسان معدودی در مورد آن اظهار و اعمال نظر کنند. این ادعای بنده به گواه ادعای بسیاری اقتصاددانانی است  که صدایشان در این دیکتاتوری رسانه ای موجود به جایی نرسید.

۳- دستکاری های مجلس در لایحه: موقعی که شنیدم  لایحه ۴۰ هزار میلیارد درآمد برای درآمد ناشی از اجرای طرح پیش بینی کرده بود و مجلس آن را به ۲۰ هزار میلیارد تقلیل داد فهمیدم که فاجعه مدیریتی در کشور ما به چه حدی رسیده است که تصمیمات به این مهمی در کشور ما با یک سلیقه غیرکارشناسی شده به این صورت شکل می گیرد.

۴- بستر سیاسی و اجتماعی ملتهب کشور: علیرغم تلاش بسیاری برای عادی جلوه دادن وضعیت کشور کسانی که منصفانه به قضاوت اوضاع می نشینند وضعیت اجتماعی را سرشار از بی اعتمادی و نارضایتی می بینند و خصوصا در پایتخت جو را آماده التهاب ارزیابی می کنند. در این شرایط فشارهای لایه های مختلف جامعه می تواند این طرح را به شکست منتهی کند چنانچه لایحه مالیات بر ارزش افزوده را با شکست مواجه کرد.

۵- نوع مدیریت شخص رییس جمهور: مدیریت منحصر به فرد رییس جمهور و تصمیمات آنی و پوپولیستی وی می تواند باعث دستکاری شدن طرح- ناقص اجرا شدن و شکست آن شود.

آرزو می کنم این طرح با موفقیت و کمترین تبعات اجرا شود و رییس جمهور سرافراز از اجرای آن بیرون بیاید. اما از سوی دیگر هم نمی توانم نگرانی ام را از نحوه شکل گیری و اجرای این طرح پنهان کنم . امیدوارم رییس جمهور هم با تلاشی مضاعف و با پذیرش سخن کارشناسان در مراحل بعدی جلوی تبعات احتمالی آن را بگیرد و فضای رسانه ای کشور هم از این حصر دربیاید و در فضایی منصفانه اجرای  طرح مورد نقد سازنده قرار گیرد.  

+ ارائه شده در  بیست و دوم اسفند 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

وقتی می شنویم که اعتماد و ایران دخت هم به جمع نشریات توقیف شده پس از انتخابات پیوستند. وقتی می بینیم که همه نمایندگان مجلس از ترس محکوم شدن به حمایت از مخالفین نظام و اجیر بیگانگان بودن در مقابل هر آنچه رییس جمهور انجام می دهد سکوت می کنند. وقتی اکثر سایت های اصلاح طلب فیلتر شده اند و حتی وبلاگ ها به سرعت فیلتر می شوند. وقتی دسترسی به سایت های مشهور و کاربردی مثل جی میل- یوتیوب و فیس بوک هم امکان پذیر نیست. وقتی وجود برخی کلمات در اس ام اس ها باعث می شود این پیام ها ارسال نشود. وقتی تلفن ها به طرز مشکوکی مختل می شوند. وقتی همه شبکه های ماهواره ای با پارازیت غیر قابل دیدن می شوند. وقتی صدا وسیما که در دوره قبل گاهی اوقات به انتقاد از عملکرد دولت می پرداخت دائما گزارش عملکرد دولت را پخش می کند و در محاسن دولت برنامه ها می سازد. وقتی هر کسی که انتقاد جزیی به دولت و برنامه هایش داشته به جرم کودتا به حبس های طولانی مدت محکوم شده است. وقتی هر کسی که ندای اعتراض برمی آورد هر چند نوه امام هم باشد یزیدی و امریکایی خوانده می شود و...

همه این ها نشان از این دارد که تمامی تحولات پس از انتخابات برنده ای غیر از احمدی نژاد نداشته است. حاشیه امنی که برای رییس جمهور درست شده است به او این امکان را می دهد که هر چه می خواهد بکند و گروههای فشار اطراف وی هر منتقدی را به بهانه تخطئه نظام و مسایل امنیتی خفه و ساکت کنند. اگر اصلاح طلبان نفهمیده اند که چه خدمت بزرگی به احمدی نژاد کرده و می کنند بایستی در عقل و درایت آنان شک کرد. مصاحبه بیانیه گونه جدید میرحسین هم حاکی این حقیقت است که ظاهرا تغییر تاکتیکی در مواضع ایشان به وجود نیامده و قرار است همچنان روند قبلی ادامه یابد.

این مشکلات و حاشیه امن ناشی از این وقایع برای رییس جمهور در کنار مشکلات اقتصادی و رکودی که پس از انتخابات به وجود آمده تنها یک واقعیت تلخ را یادآور می شود که ادامه روند موجود تنها به خودکامگی بیشتر احمدی نژاد و محدودیت بیشتر منتقدین و مشکلات معیشتی برای مردم منجر می شود که اتفاقا این همان چیزی است که احمدی نژاد می خواهد.

تجربه اثبات کرده احمدی نژاد استاد توجیه مشکلات و نقایص خویش است. وی با استمداد از تاکتیک فرافکنی به سمت دشمن موهوم همیشه مشکلات خود را بر گردن ایشان انداخته است. اگر مسکن گران شد آن را ناشی از توطئه علیه خویش دانست و حتی گرانی سیب زمینی و پیاز را هم توطئه علیه خود عنوان کرد. بارها و در موارد مشابه دیگر نیز وی مشکلات را به گردن مخالفان و دشمنان خود انداخته است.حال تصور کنید رکود بزرگ اقتصادی و مشکلات معیشتی در سال دیگر تشدید شود. مطمئن باشید وی همه این مشکلات را ناشی از ناآرامی های پس از انتخابات عنوان می کند.  در ابعاد دیگر نیز به بهانه فعالیت مخالفان هر روز عرصه بر منتقدین تنگ تر شده و دایره امن وی امن تر می شود.  

به نظر می آید اصلاح طلبان تنها راه خروج از وضعیت کنونی را ادامه روند موجود یافته اند اما  منتقدین دلسوز باید بدانند تنها راه موجود تقویت  مبارزه از طرق مدنی و در چارچوب آزادی های هر چند محدود موجود است و ادامه آنچه تابحال انجام شده به محدودیت و نهایتا سرکوب کامل منتقدین و حاشیه امن تر احمدی نژاد خواهد بود. پس چه نیکوست تجدید نظر کلی در نوع و تاکتیک انتقاد و اصلاح طلبی از سوی رهبران این جنبش بی سر و سامان.  

+ ارائه شده در  یازدهم اسفند 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

ایران من!اخبار این هفته در عرصه بین الملل خبرهای خوشی برای ایران نبود. گزارش دبیر کل جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی که مدعی است شواهدی وجود دارد که ایران در تلاش برای کلاهک هسته ای است شاید نقطه عطف این رخدادهای ناخوشایند در عرصه بین الملل برای ما بود. پس از این گزارش همه کشورهای غربی و روسیه علیه ایران مواضعی تند اتخاذ کردند. روسیه با صدور بیا‌نیه‌ای رسما از ایران خواست همکاری نزدیکتری با آژانس داشته باشد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز جمعه گفت: «ما بسیار نگرانیم و نمی‌توانیم بپذیریم که ایران از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سر باز می‌زند.»  البته این مواضع  پس از اعلام آغاز غنی سازی 20 درصد قابل پیش بینی بود. سفر کلینتون به عربستان و همراهی بی سابقه اعراب بر علیه ایران با امریکا هم خبر دیگری بود که گویای برنامه ریزی حساب شده امریکا برای فشار بر ایران و خصوصا اعمال تحریم های نفتی و بنزینی در سال آینده است.

در این میان نکته جالب مواضع نرم تر چین در خصوص ایران است. این مواضع ناشی از بحران سیاسی چین و امریکا است که چند عامل عمده دارد. دیدار دالایی لاما با اوباما نقطه اوج این بحران ارزیابی می شود و قبل از آن خبر فروش سلاحهای امریکا به تایوان این بحران را شکل داد. دیدار باراک اوباما با دالایی لاما خشم دولت چین را برانگیخت و با احضار سفیر امریکا به وزارت امور خارجه چین همراه شد. این دیدار بحث‌برانگیز در شرایطی رخ داد که امریکا درصدد همراه کردن چین برای اعمال تحریم علیه ایران است.

چین هم مساله ایران را گزینه مناسبی برای فشار بر امریکا در مسائل مختلف دانسته است و سعی می کند به بهانه همراهی با غرب برای فشار بر ایران باج های کلانی از آنان دریافت کند. این مساله وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که بدانیم چین رییس دوره ای شورای امنیت هم هست. ایران هم شاید به واسطه همین پشت گرمی ها و دلخوشی هایی که چین به او داده چنین گردن کلفتی کرده و پس از غنی سازی تهدید به خروج از ام پی تی هم می کند. 

در این میان نکته ای که شاید سیاستمداران ایرانی فراموش کرده اند آن است که چین هم مانند روسیه یک رفیق مادام العمر نیست و چه بسا با گرفتن یک باج از غرب به سرعت یک چرخش کامل نماید و ما را با غرب تنها بگذارد. روسیه که فعلا به شدت پشت ایران را خالی کرده و تقریبا همسو با غرب ایران را محکوم می نماید و قطعا در مورد تحریم هایی که آماده اعمال علیه ایران هستند با آنها همراهی می کند و چین هم که قطعا پس از گرفتن سهم خود کنار می رود . در این میان ایران که از دامان روسیه به دامان چین پناه برده تک و تنها بایستی تاوان به قول غربی ها ماجراجویی های خود را به سختی بپردازد.

+ ارائه شده در  سوم اسفند 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

سپاه پاسدارناین روزها اخباری مبنی بر نصب یک سیستم جدید امنیتی مخابراتی در شبکه تلفن های کشور به گوش می رسد و خیلی بی سر و صدا سیستم مخابراتی دچار اختلالاتی محسوس شده است و هیچ خبرگزاری و روزنامه ای و هیچ مسئولی در این زمینه اظهار نظری نکرده است. مردم ما حتی آن قدر حق ندارند که بدانند چه کاری در حال انجام است. البته امیدواریم این اخبار نادرست باشد و مسئولین آن را تکذیب کنند ولی اختلال محسوس شبکه مخابرات تهران چیزی نیست که کسی این روزها آن را احساس نکرده باشد.

این قضیه زمانی بیشتر حساسیت برانگیز می شود که واگذاری مخابرات به شرکت های وابسته به سپاه قبلا صدای خیلی ها را درآورده بود. این اخبار چه راست باشند و چه دروغ - حضور بی سابقه سپاه در همه ارکان حکومت نیاز به اخبار و تحلیل خاصی ندارد و با گشتی در وقایع سال های اخیر به راحتی و به وضوح قابل رویت است. در دست گرفتن تمام پروژه های بزرگ عمرانی و پیمانکاری انحصاری تمام پروژه های بزرگ - در اختیار داشتن بزرگترین و مجهزترین مراکز درمانی و پزشکی- احداث مراکز بزرگ تفریحی و گردشگری- داشتن بنادر و فرودگاه های اختصاصی- حضور سرداران سپاه در رئوس قدرت و خصوصا وزارات کشور و به تبع آن استانداران و فرمانداران- حضور قدرتمند حفاظت اطلاعات سپاه در قسمت های اطلاعاتی و امنیتی کشور- رصد سایبری و فیلترینگ سایت های مخالف و فاسد- تهدید های پی در پی در مورد اعتراضات پس از انتخابات- در دست داشتن بسیاری شرکت ها از جمله مخابرات- نقش موثر سپاه قدس در سیاست خارجه و حضور پررنگ سرداران سپاه در نیروی انتظامی تنها مثال هایی از این حضور وسیع و قدرتمند در همه ارکان کشور هستند.

ممکن است بسیاری از این فعالیت ها بسیار مفید و برای کشور حتی حیاتی باشد ولی آنچه مورد نقد جدی است آن است که اگر فرض کنیم فرماندهی همه این بخشهای حساس در فرماندهی سپاه متمرکز باشد می توان گفت تصمیم سازی های اصلی کشور توسط فرماندهان سپاه انجام می شود و اهرم های فشار گوناگونی که در دست این قدرت نظامی است می تواند باعث این فرض شود که یک مرکز غیر رسمی تصمیم گیری به موازات مراکز رسمی تصمیم سازی در کشور وجود دارد. سپاه تحت نظر رهبر انقلاب اداره می شود و فرض فساد در آن طبیعتا با عکس العمل رهبری منتفی است اما با توجه به اینکه سطح بین المللی حضور نظامیان در سیاست و مسایل حیاتی کشورها اصولا خاطرات خوشی را به همراه نداشته است و حتی امام و رهبری بارها بر عدم دخالت نظامیان در سیاست تاکید کرده اند این قضیه را تامل برانگیز و نگران کننده می نماید.

تحلیل بنده از این وضعیت تحلیلی خنثی است و نمی توانم به جرات بگویم که آیا جنبه های مثبت  این حضور بیشتر است و یا تبعات منفی آن. چرا که نمی توان با بی انصافی جنبه های مثبت آن را نادیده گرفت. به هر حال جا دارد از حاکمان و تصمیم گیرندگان کشور بخواهیم با بحث ها و تبادل نظرهای علمی با کارشناسان این حضور را آسیب شناسی کنند و ادامه این روند را مورد نقد و بررسی قرار دهند.

+ ارائه شده در  بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |