تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

مجلس

حضور سرزده امروز رییس جمهور و سخنان غیرمتعارف وی در مقابل نمایندگان مجلس نشانگر نوع جدید تعامل یک رییس جمهور با مجلس بود که البته در دوران احمدی نژاد بی سابقه نبوده است. متقاعد کردن مجلس برای رای دادن به آنچه مورد نظر دولت است تاکنون تنها در قالب دفاع از یک لایحه و در زمان تعیین شده قانونی انجام می شد اما احمدی نژاد سعی کرد با تحت فشار قرار دادن روانی مجلس آنان را مجبور به تن دادن به خواسته هایش نماید.

اگر از کار غیر قانونی وی در صحبت کردن در صحن مجلس بدون هماهنگی قبلی بگذریم جالب است به چند جمله وی دقت کنید:

1-تهدید: با همه اخلاص و ارادتی كه به نمایندگان دارم، اعلام می‌كنم، در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست استرداد لایحه را خواهیم داد.

2-مایه گذاشتن از رهبری: من در دیداری كه با مقام معظم رهبری داشتم، این موضوع را یادآور شدم و از ایشان درخواست كردم كه در این زمینه، کمک کنند، چراكه معتقدم این لایحه نباید در خلال بودجه سالانه دیده شود و به دلیل اهمیت آن باید سرفصل جداگانه‌ای داشته باشد.

3-طعنه: عجله نكنيد بيست سال است كه اين كار انجام نشده است. يك هفته وقت گذاشته‌ايد،‌ يك هفته ديگر هم زحمت بكشيد!

4- در مقابل مردم قرار دادن مجلس: دولت‌هاي گذشته براي اجراي چنين اقدامي اختيارات مطلق داشتند، اما هيچ كاري نكردند و ‌هم‌اکنون مجلس دست دولتي را كه مصر به اجراي اين كار است، مي‌بندد.

 این ادبیات که اصلا به مذاق برخی نمایندگان خوش نیامده است ظاهرا با انفعال بسیاری از نمایندگان دیگر روبرو شده است و می شود گفت احمدی نژاد باز هم موفق شده با شناختی که از مجلس پیدا کرده است به مقصود خود برسد.شاید اگر روزی که مجلس با همین تاکتیک احمدی نژاد در مقابل رای اعتماد نمایندگان به راحتی تسلیم شد فکر ادامه این روند را کرده بود و به راحتی منفعل نشده بود اکنون با این تکرار فشار روبرو نمی شد.

به هر حال این بار هم مجلس به توپ بسته شد منتها به شیوه ای مدرن. اگر محمد علی شاه با توپ مجلس را بست تا سخنی مخالف نظراتش از آن شنیده نشود این بار احمدی نژاد با جنگ روانی و با توپ سخنان سرشار از تهدید و مایه گذاشتن از رهبر و مردم، مجلس را خفه کرد تا به خواسته های خود برسد و همه را به فکر وادار کند که واقعا نقش این مجلس در ساختار کشور چیست و آیا اگر این نمایندگان از جایگاه و پشتوانه مردمی هم برخوردار بودند باز هم همین گونه  در مقابل رییس جمهور منفعل می شدند؟

+ ارائه شده در  دوازدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

 دلاور هسته ای

از ۴۸ ساعت مقرر برای پاسخ ایران به آژانس یک روز گذشت و هنوز خبری از پاسخ نیست. این در حالی است که سایه چماق بر سر ایران سنگینی می کند . چندین قانون و مجوز تحریم از سوی امریکا و اروپایی ها روی میز کاملا آماده است تا در صورت طفره ایران از پاسخ مثبت به سرعت به اجرا دربیایند.نمونه آخر آن هم تصویب دو قطعنامه در کمیته بانکها و موسسات مالی مجلس سنای امریکا قعطنامه ای را با رای 23 در مقابل صفر برعلیه ایران بود که به دولت باراک اوباما این اختیار را می دهد قوانین تحریمی شدیدتری را برعلیه ایران به اجراء در آورد و این قانون که به عنوان قانون "ضد سرمایه گذاری و حسابرسی " معروف شده برای تائید نهایی به رای نمایندگان مجلس "سنا" گذاشته خواهد شد.

به گفته تابناك، این طرح در ارتباط با طرحی است که روز چهارشنبه در کمیته سرمایه گذاری مجلس نمایندگان امریکا به تصویب رسیده است که به دولت امریکا اجازه داده اند محدودیت هایی برعلیه کمپانی هائی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری و مشارکت كرده و همچنین در زمينه فروش فرآورده های نفتی به ایران فعالیت می کنند، به اجرا در آورند.

همچنین طرح مجلس سنای امریکا مقدمات لازم را برای دولت های ایالتی امریکا فراهم می آورد کمپانی های که در ایران سرمایه گذاری می کنند را به دادگاه های امریکا کشانده و برعلیه آنها به سیستم قضایی امریکا برای ضبط اموال آنها دادخواستهای حقوقی ارائه نمایند.
این طرح جدید تحریم هائی برعلیه کمپانی هائی که به ایران بنزین، کروسین و پروپان و دیگر فرآورده های نفتی صادر می کنند و همچنین شرکتهای حمل و نقل دریایی که این فرآورده ها را به بنادر ایران حمل می نمایند را مشمول این تحریم ها کرده است.

این اعمال سیاست امریکایی ها نشان می دهد که آنها مصمم اند این دفعه فشار بسیار زیادتری را بر ایران وارد کنند خصوصا اینکه در مذاکرات اخیر بسیار از مواضع سخت خود کوتاه آمده به ایران امتیازاتی دادند که مورد انتقاد شدید نومحافظه کاران نیز قرار گرفت. اروپایی ها و خصوصا فرانسه هم اعلام کرده اند که در صورت عدم حصول توافق ، آماده اعمال تحریم های سخت علیه ایران هستند.

بدین ترتیب سایه چماق بر سر ایران در حالی سنگینی می کند که سکوتی مشکوک فضای کشور را فراگرفته و مسئولین بلند مرتبه دیپلماسی کشور از هرگونه اعلام نظر صریح خودداری می کنند که می تواند نشانگر دو فرضیه باشد: اول اینکه در سردرگمی و اختلافات درونی بر سر پذیرش و یا عدم پذیرش پیشنهاد آژانس گرفتار شده اند و دوم آنکه بر سر پذیرش این پیشنهاد به توافق رسیده اند ولی نمی دانند به چه نحوی آن را به مردم و رسانه ها اعلام کنند تا مورد عتاب و مواخذه آنها قرار نگیرند. پذیرش پیشنهادی که طی آن حاصل ۴ سال خون جگر ایرانیان یعنی ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده که به ازای هر ۵۰۰کیلوی آن یک قطعنامه علیه ایران تصویب شد دو دستی تقدیم غربی ها می شود.

دولت دهم روزهای بسیار سختی را پیش رو دارد چرا که بایستی بین دو بد یکی را انتخاب کند و در هر دو صورت به مردم پاسخ بدهد. اگر بپذیرد بایستی پاسخ دهد که چرا همان چهار سال پیش این کار را نکرد و اگر نپذیر بایستی پاسخ دهد که آیا هزینه ناشی از تحریم ها به فایده آن می ارزد یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  هشتم آبان 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اردوغان در ایران

اردوغان در راس هیئتی به قول صدا و سیما ۲۰۰ نفره وارد ایران شد تا گشوده شدن باب تازه ای در روابط ایران و ترکیه را شاهد باشیم. اما حضور وی در این مقطع زمانی و هنگامی که ایران قول داده ۴۸ ساعت دیگر پاسخ غرب را بدهد بی شک نشان گر نقش میانجی گری ترکیه در موضوع هسته ای ایران است.

ترکیه در خلاء یک قدرت بزرگ منطقه ای در خاورمیانه در سال های اخیر تلاش زیادی کرده تا به کشور شماره یک منطقه تبدیل شود. پیشرفت های اقتصادی و سیاسی و تلاش برای گسترش حوزه نفوذ در منطقه و به تازگی ایفا کردن نقش میانجی میان غرب و کشورهای منطقه به خصوص ایران گامهای بلندی است که ترکیه در راه رسیدن به بزرگتری منطقه برداشته است.  شکست این کشور برای عضویت در اتحادیه اروپا پس از باج دادن های فراوان به غرب ضربه بزرگی برای سکولار های حاکم محسوب می شد و اردوغان با چهره ای اسلامگرا سعی کرد با استراتژی دیگری وارد عرصه جنگ قدرت بزرگان شود. محکوم کردن اسراییل  در جریان جنگ غزه و اعتراض به رییس رژیم صهیونیستی و  ترک اجلاس به نشانه اعتراض و بر هم زدن مانور اخیر نظامی با اسراییل نمونه هایی از این استراتژی جدید ترکیه به شمار می رود که طبق آن سعی می کند با کسب پشتوانه مردمی و در عین حال قدرت نمایی در برابر غرب نقش دو پهلو و سیاست یکی به نعل و یکی به میخ خود را وسیله ای برای پیشبرد اهداف دراز مدت که همان آقایی در منطقه است قرار دهد .

اما نزدیکی به ایران در شرایطی که بارها اردوغان پیشنهاد میانجی گری در بحران هسته ای رامطرح کرده بود و در مقطعی که نقطه عطف این بحران به شمار می آید می تواند گویای عزم جدی ترکیه برای آقایی و سلطه در منطقه است.

یا این اوصاف به نظر می آید اردوغان حامل پیغام مهمی از غرب برای ایران است که شاید این پیغام به عنوان عامل موثری در نوع پاسخ ایران به پیشنهاد غرب باشد. پیشنهادی که پذیرش یا عدم پذیرش آن توسط ایران می تواند بسیاری معادلات سیاسی را در دنیا دگرگون کند.

ای کاش مسئولین ما گزارش مختصری از معاملاتی که در حال انجام است را به اطلاع مردم می رساندند تا آن ها لااقل از شکل این معاملات خبردار شوند. 

+ ارائه شده در  پنجم آبان 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اوباما احمدی نژاد

اخبار جالبی از مذاکرات هسته ای به گوش می رسد و اطلاع رسانی رسمی هم آنقدر ضعیف است که ناخودآگاه به این فکر می افتیم که نکند توافق پشت پرده ای در حال شکل گیری است. آنچه رسما اعلام شده است این است که البرادعی پیشنهاد کرده ایران سوخت اورانیم با غنای ۵/۴ را تحویل روسیه و سپس فرانسه بدهد و میله سوخت تحویل بگیرد. این بدین معناست که همه آنچه با زحمت و تحمل فشار و تحریم و تهدید در این ۴ سال به دست آورده ایم به غرب تقدیم کنیم که تاکنون به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده است.

به فرض آنکه توافقی غیر از آنچه اعلام شده وجود نداشته باشد ایران دو راه در پیش دارد. اول آنکه این  پیشنهاد را بپذیرد و حاصل خون جگر مردم ایران را تقدیم غربی ها کند که زیاد فرقی با تعلیق ندارد   و راه دوم آنکه باز هم مقاومت کند و سری جدید تحریم ها و فشارها و البته  از دست دادن شانس مذاکره با امریکا را به ملت ایران تحمیل کند.

اما چرا  بسیاری معتقدند پذیرش این پیشنهاد فرق زیادی با تعلیق ندارد؟ به نظر می رسد مهمترین نکته و برگ برنده ایران در طول چهار سال گذشته خریدن زمان برای توسعه فعالیت هسته ای بوده است. بدین ترتیب که ایران با بسته بازی و تعویق  دائمی مذاکرات و جلسه ها زمانی پیدا می کرد تا به قول احمدی نژاد سانتریفیوژ هایش بچرخند و به استقلال خود ببالد. اما با پذیرش این پیشنهاد غربی ها چهار سال زمانی که به زحمت به دست آمده بود را از دست ما می گیرند و به جایش معلوم نیست که اصلا سوختی هم به ما تحویل دهند و ما عملا به چهار سال پیش بر می گردیم و این سوال پیش می آید که به فرض پذیرش این پیشنهاد اگر همان چهار سال پیش تعلیق را می پذیرفتیم فرقش با شرایط فعلی چه بود؟ غربی ها هم مهمترین اعتراضی که به سران مذاکره کننده در طول سالهای اخیر می کردند این بود که ایران دارد زمان را برای خود می خرد که با این پیشنهاد می توان گفت آنها جبران مافات می کنند.

این دوراهی که می توان آن را دوراهی انتخاب بین بد و بدتر برای ایران نامید ، متاسفانه ظاهرا راه سومی برایش متصور نیست و در هر دو صورت ایران دچار خسران می شود. تنها راهی که احتمال آن هم به نظر من زیاد است آن است که ایران این پیشنهاد را در ابتدا بپذیرد و سپس با بهانه ای به آن عمل نکند و بدین ترتیب باز هم زمان برای خود بخرد. البته این خریدن زمان آن هم با این هزینه بالا معلوم نیست چقدر فایده داشته باشد. به هر حال بد نیست در آنچه در طول چهار سال قبل گذشت تاملی کنیم تا ببینیم چه شد که ایران به این دو راهی بد و بدتر رسید و آیا با بررسی هزینه- فایده این نوع تعامل و دیپلماسی می توان به دستگاه دیپلماسی ایران نمره قابل قبولی داد یا خیر؟ 

+ ارائه شده در  سوم آبان 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

عبدالمالک ریگی

بالاخره اتفاقی که نمی بایست رخ داد. یک گروهک کوچک و بی ریشه که چند سال است به راحتی تمام امنیت جنوبشرق کشور و زندگی عده زیادی از هم میهنانمان را به بازی گرفته بود بالاخره کاری کرد که تازه همه را به فکر وادار کرده است. اصولا ما عادت داریم علاج واقعه بعد از وقوع بکنیم. زمانی که سربازهای بیگناه نیروی انتظامی به گروگان گرفته شدند. زمانی که در دارزین( واقع در جاده بم-کرمان) عده ای مردم بی گناه کشته شدند. وقتی که پخش فیلم سر بریدن هم وطنانمان باعث شد تمام منطقه را رعب و وحشت فرابگیرد .زمانی که در تاسوکی خون هم میهنانمان ریخته شد و زمانی که در مسجد زاهدان انفجاری تعداد زیادی خانواده را داغدار کرد. زمانی که در گروگان گیری بانکی در زاهدان هم میهنانمان زنده زنده سوختند و اتفاقات متعدد دیگری که در این چند سال رخ داد هیچ کس به فکر نبود که اگر جلوی این حرکت گرفته نشود روز به روز گسترده تر می شود. سال گذشته در مقاله ای نوشتم امنیت منطقه جنوب شرق و زندگی روزمره مردم تحت الشعاع این ناامنی ها قرا گرفته و هیچ کس به فکر نیست. آن زمان کسی اقدامی نکرد و حالا هم چون فرماندهان رده بالای سپاه کشته شده اند تازه به فکر افتادیم اقدامی بکنیم. تازه حالا سفیر پاکستان احضار می شود، الان گفته می شود که انتقام خون شهدا را میگیریم، الان تازه همه مسئولین به فکر مقابله با این گروهک کوچک می افتند.

نکند به ورطه ای رفته ایم که جان مردم عادی از نظر مسئولین امنیتی ما بی ارزش شده یا خدای نکرده چون مردم  این مناطق محروم و سنی  مذهبند بدان ها بی توجهی شده است. چرا حتما باید سرداران سپاه به شهادت برسند تا اقدامی توسط مسئولین انجام شود؟ چرا کشته های متعدد از مردم بی گناه باعث نشد وزیر کشور و سایر مسئولین امنیتی به منطقه سفر کنند و دستور اقدام عاجل دهند؟ چرا قبلا به پاکستان هشدار داده نشده بود تا از فعالیت این گروه جلوگیری کند؟

این ها سوالاتی است که مردم ما خصوصا مردم این خطه برایشان پیش آمده است. آیا اگر در تهران واقعه ای تروریستی در ابعاد بسیار کوچکتر از آنچه مردم سیستان و بلوچستان در این چند سال دیدند اتفاق می افتاد توجه مسئولین به آن همانقدری بود که در این چند وقت کردند؟ آیا ارزش جان شهروندان مناطق مختلف کشور از نظر مسئولین فرق دارد؟ دیروز وقتی زلزله ای ۴ ریشتری در تهران رخ داد تمام رسانه ها آنچنان بدان پرداختند که گویی جان هزاران نفر به خطر افتاده است اما چقدر ناامنی های سیستان و بلوچستان در رسانه ها به جز چند سایت محدود  و رسانه های محلی انعکاس داشت؟

اما نکته بعدی که در این حادثه و حوادث مشابه کردستان به چشم می آید ضعف مفرط دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور است. خصوصا در حادثه امروز که چند سردار سپاه حضور داشته اند چرا  دستگاه اطلاعاتی ما از حضور آنان خبردارنشده و جهت خنثی سازی این حرکت  تلاشی نکرده؟ چگونه است که این گروهک از جلسه ای خصوصی خبردار شده و برای آن برنامه ریزی کرده و دستگاه اطلاعاتی ما هیچ گونه اقدامی نکرده است؟

امیدوارم تمرکز دستگاه اطلاعاتی ما بر روی ناآرامی های پس از انتخابات و تحولات ساختاری وزارت اطلاعات توسط رییس جمهور دلایل این کوتاهی ها نباشد که اگر اینگونه باشد جای تاسف بسیار دارد.

+ ارائه شده در  بیست و ششم مهر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |